در دفاع از شوراي عالي اصلاح طلبان
1- آيا ميتوان در ايران انتخاباتي برگزار كرد كه آحاد سياسيون را راضي كند؟ايران و غير ايران دارد؟ جواب هر دو سوال روشن است: نه!آيا ميتوان در ايران انتخاباتي برگزار كرد كه بعضي از سياسيون از كنار آن بگذرند و نسبت به پيش و پس آن بياعتنا باشند؟ جواب روشن است: آري! در اين صورت انتخابات آتي رياست جمهوري، نه همه را راضي ميكند و نه همه به آن ميپيوندند. در چه شرايطي ميتوان انتخاباتي برگزار كرد كه اولا اكثر مردم و چهرههاي سياسي از آن رضايت داشته باشند و ثانيا اكثريت چهرههاي سياسي و مردم در صحنه، به ويژه جناحهاي دلسوز به ملك و ملت در آن شركت داشته باشند؟ جواب روشن است.1- كاملا آزاد باشد. 2- فراگير باشد. 3- كاملا منطبق با قانون خصوصا قانون اساسي باشد. 4- درامنيت كامل برگزار شود. 5- همگان بتوانند در آن شركت كنند، يعني صندوقهاي اخذ راي به آساني در اختيار همه افراد جامعه از شهرهاي بزرگ گرفته تا اقصي نقاط كشور قرار گيرد.
6- در تبليغات انتخابات، تدريس و فريبكاري وجود نداشته باشد. 7- مردم اطمينان داشته باشند كه پس از انتخابات از راي آنان سوءاستفاده نميشود.
2- در ايران، همچون بعضي از كشورهاي بزرگ ديگر، براي پيروز بيرون آمدن از انتخابات، دو جناح بزرگ به رقابت ميپردازند. امروز اين دو جناح به نام اصلاحطلب و اصولگرا شناخته ميشوند. شرط پيروز شدن در انتخابات براي هر دو جناح يكي است؛ وحدت. اين وحدت فراتر از «برنامه» است. چون در ايران امروز و شايد ايران ديروز و فردا، اتحاد و همبستگي توان بسيار بيشتري براي گردآوري آحاد مردم، نسبت به برنامه و مانيفست دارد. در تفرقه، هيچ نشانههايي از توفيق نيست.
جناح اصولگرا – فعلا- در تفرقه و تشتت سير ميكند. البته اين وضع يعني ناهمبستگياي كه بزرگان جناح راست را رنج ميدهد، پيامد قدرت و شوكتي است كه اكنون در دست آنها خودنمايي ميكند، چون هر بخشي از طيف اصولگرايان نمايندهيي دارد كه بر يكي از كرسيهاي قدرت نشسته است. رسيدن به وحدت در اين جناح، مستلزم ترك كرسي به نفع ديگري است. وقتي آنها دست به دست هم دادند تا مواضع قدرت را از دست جناح رقيب يعني اصلاحطلبان درآورند و بر آنها سوار شوند، چه تضميني وجود دارد كه اين مواضع را يكي يكي به نفع رقباي درون جناحي از دست بدهند؟ اما جناح اصلاحطلب كه در حال حاضر هيچ كرسياي براي تحويل دادن به ديگران در اختيار ندارد، چرا نتواند با بعضي كوتاه آمدنها، به وحدت نرسد؟ شكي نيست كه جناح اصلاحطلب نيز در ميان خود، چه به دليل تجربه دوران اصلاحات و چه به دليل نوع نگاهي كه به مسائل سياسي، اقتصادي، فرهنگي و حاكميتي دارد، در بينشان اختلافاتي وجود دارد. اما نه به پررنگي اختلاف اصولگرايان. وانگهي ضرورت پايگيري مواضع خدمترساني، ايجاب ميكند كه اختلافات نه چندان مهم موجود بين خود را كنار بگذارند تا كام مردم مشتاق رفاه و آزادي و عدالت واقعي را با حضور خود شيرين سازند و كشور را از شرايط نامطلوب فعلي به در آورند.
3- جناح اصلاحطلب ميتواند با انتخاب راهكارهاي اساسي و دستيافتني، در مسير پرسنگلاخ انتخابات يازدهمين دوره رياست جمهوري گام بردارد تا به نتيجه مطلوب برسد. به شرط اينكه:
الف: سران اصلاحطلب كه معتمدان و نامورترين آنان در چند نفر خلاصه ميشوند، براساس پيشنهاد آقاي علويتبار يك «شوراي عالي تصميمگيري» تشكيل دهند تا هواداران آنان به جدي بودن و متحد بودن سران اصلاحطلب اميدوار باشند.
اين شوراي عالي كه توان تمركز بسياري از امور را در گرد خود دارد، آثار فراگيري خواهد داشت كه البته بر شمردن آثار و بركات آن در حوصله اين يادداشت كوتاه نيست.
ب: يافتن يك راه نزديك و مطمئن براي پيوند زدن با مردمي كه فعلا تحت تاثير تبليغات رقيب هستند. نقطه آغاز موفقيت براي عملياتي كردن برنامههاي آتي است. رقيب اصلاحطلبان، به دليل دسترسي گستردهيي كه به امكانات گوناگون داشته و دارد، قادر است در يك چارچوب تبليغاتي، همچنان به يارگيري بپردازد. اگرچه امكانات مادي هميشه جواب نميدهد، همچنان كه در دوم خرداد 76 جواب نداد، اما شرايط اقتصادي مردم بهگونهيي است كه چه بسا بخشي از طرحهاي اقتصادي كه معمولا در حوالي زمان انتخابات، چهره مينمايد، خريدار محبوبيت باشد. اما اصلاحطلبان اين امكان مهم و اثرگذار را دارند كه در مواجهه با مردم، خصوصا خستهشدگان از وضع موجود، به محبوبيت خود بيفزايند. اين البته در شرايطي است كه بتواند بر امكانات تبليغاتي و ارتباطي خود بيفزايند تا رقيب را آنگونه كه هست به مردم بشناسانند.
ج: شرايط پس از انتخابات دهم، خيلي از جوانان و دانشجويان و فرهيختگان را نسبت به هرگونه انتخابات در ايران، مسالهدار كرد. پاسخگويي به سوالات فراوان اين دسته از هواداران اصلاحات، امر بسيار مهمي است. اگرچه برنامهها و شيوه ورود به انتخابات توسط سران اصلاحطلب ميتواند بخشي از اين سوالات را پاسخ دهد. اما مساله به اينجا ختم نميشود و لازم است از طرق گوناگون هواداران را مجاب كرد تا ميدان را پر كنند.
د: بالاخره، شرط ورود همهجانبه و فراگير به انتخابات، روشن شدن وضع كساني است كه در رنج برخوردهاي يكي دو سال پيش به سر ميبرند.
نميتوان به كسب راي مردم اميدوار بود، اما مردم را همچنان نااميد نگه داشت.