علل برگزاري مراسم هالووين در ايران
روزنو-قيافههاي عجيب و غريب، پوششهاي غير متعارف و رفتارهاي خارج از عرف تحت نام جشنهاي «هالووين» چند سالي ميشود كه در بين بخش كوچكي از شهروندان ايراني مرسوم شده و با انتشار عكسهاي اين جشنهاي غير متعارف در شبكههاي اجتماعي، واكنش منفي بسياري از ايرانيان را برانگيخته است.
شب 31 اكتبر (نهم آبان ماه) هر سال اروپاييها و امريكاييها جشني برگزار ميكنند به نام هالووين كه براساس يك سنت قديمي در اين جشن صورتهاي خود را به صورتهاي عجيب و خشن آرايش ميكنند، لباسهاي غير متعارف و ژوليده ميپوشند و رفتارهاي خارج از عرف انجام ميدهند.
هالووين يك داستان طولاني دارد، گفته ميشود قدمت آن به دو هزار سال قبل از ميلاد ميرسد و براساس آنچه در منابع تاريخي آمده، اين جشن بيانكننده اعتقاد پيشينيان آنها به جهان آخرت است. اين جشن يكي از جشنهاي مقدس و مذهبي غربيها محسوب ميشود و نامگذاري آن هم براساس اين فلسفه جشن هالووين يا جشن مقدس اتفاق افتاده است.
سابقه تاريخي
هالووين يك مراسم سالانه مختص غربيها است با كمترين سنخيت با فرهنگ ايراني به همين دليل هم رونق آن در بخشي از جامعه باعث ناراحتي ساير ايرانيان شده است. در حالي كه انواع و اقسام مناسبتهاي تاريخي و ملي و مذهبي با رفتارهاي منطبق بر منطق و عقلانيت در فرهنگ ايراني وجود دارد اما عدهاي علاقهمندند همرنگ جماعت غربي شوند و نتيجهاش نيز برگزاري جشنهايي مثل جشن هالووين، جشن طلاق و... است. شاكر رضاپور، كارشناس تاريخ ميگويد: «هالووين حتي در حد كوچكترين مناسبتهاي تاريخي ما هم نيست. از ابتداي سال كه «نوروز» باشد تا انتهاي سال كه به «چهارشنبه سوري» ميرسد ما در فرهنگ ملي خودمان مناسبتهاي متعدد، گوناگون و جشنهاي متنوعي داريم. اتفاقاً در هيچكدام از جشنهاي ما هم رفتاري خلاف آنچه منطق بشري است صورت نميگيرد. آداب و رسوم ما مبتني بر رفتارهاي خردگرايانه است و بر خلاف جشنهاي غربي، انسان نه تنها از حالت انساني، خود را خارج نميكند بلكه به اصل انسانيت خود بر ميگردد.»
وي با اشاره به برخي شباهتهاي هالووين به جشنهايي مثل چهارشنبهسوري ميگويد: «ما در چهارشنبهسوري عادت داريم «آجيل چهارشنبه» تهيه كنيم، در فرهنگ سنتي هالووين هم كودكان خانه به خانه ميروند تا آجيل، نبات و تنقلات بگيرند. در تاريخ هالووين ميخوانيم كه مردم آتش روشن ميكردند و دور آن حلقه ميزدند و غذايي كه داشتند را با ديگران قسمت ميكردند تا يك نوع صميميت و گرماي اجتماعي را احساس كنند. در پيشينه اين جشن همچنين شما ميبينيد مردم لباسهايي از پوست حيوانات ميپوشيدند كه همين رسم امروز تبديل به پوشيدن لباسهاي عجيب و غريب و آرايشهاي وحشتناك شده است. در واقع در خود غرب نسبت به جشن اوليه تحريفها و تندرويهاي بسياري صورت گرفته و حالا همان جشن مقدس به جشن زامبيها تبديل شده و از آن جشن قديمي فقط يك كدو تنبلي مانده كه آن را به شكل صورت انسان درميآورند و درون آن يك نور روشن ميكنند. در واقع با حمله روميها اين جشن كه متعلق به قوم «سلتي» در شمال فرانسه و ايرلند بود كاملاً تغيير ماهيت داد. در جشن هالووين اوليه معتقد بودند ارواح پاك حاضر ميشوند ولي پس از حمله روميها شكل جشن تغيير يافت و شياطين ترسناك و وحشتناك حاضر شدند و آدمها در قالب اين شياطين در آمدند. اين تغيير رفته رفته بيشتر شد و ديگر امروز غير از مراسم قاشقزني ديگر هيچ نشانهاي از آن جشن نمانده است.»
هشدار جدي
گرايش بخشي از جامعه به هالووين ميتواند هشداري باشد به مراجع فرهنگي كشور كه اگر چارهاي نينديشند چهبسا در آينده با وضعيت بسيار متفاوتي مواجه شوند. رضا غياثي،
جامعه شناس ميگويد: «اصلاً بحث اين نيست كه جشن هالووين خوب است يا بد؟ يا فلسفه جشن هالووين كه در غرب برگزار ميشود چيست؟ بلكه بحث اين است كه چرا باوجود مناسبتهاي مختلف ملي و مذهبي، چنين جشنهايي به فرهنگ ايراني راه پيدا ميكند؟ اين تازه ابتداي كار است و اگر فكر عاجلي نشود فردا بايد به مبارزه باهالووين بپردازيم. اگر يادتان باشد ولنتاين هم اينگونه در جامعه ما رخنه كرد و رفته رفته به يك مراسم عادي تبديل شد، حالا ديگر در همه شهرها ولنتاين برگزار ميشود و هرگونه برنامه و مراسمي هم كه قرار باشد جايگزين آن شود با عدم استقبال مردم به فراموشي ميرود. با گسترش وسايل ارتباطي مثل ماهواره و اينترنت طبيعي بود كه هجمه مراسم اينچنيني شروع شود و وقتي فكري نميشود و پيشگيري وجود ندارد همين مراسم جايگزين انواع و اقسام جشنهاي شاد ميشود.»
خلأ تفريح و شادي
هالووين يك جشن شاد است، اين را انواع و اقسام عكسها و فيلمهايي كه توليد شدهاند به ما ميگويند، شايد همين بخش هم باعث گرايش برخي جوانان ايراني بههالووين باشد. رضا غياثي در اين زمينه ميگويد: ما به صورت جدي بحران مراسم شاد و شاديآفرين داريم، بحران جدي در زمينه تخليه انرژي جوانان داريم، بحران جدي در تفريح سالم جوانان داريم، در واقع همه اين بحرانها ناشي از عدم توجه به ذات جوانان است. شما نميتوانيد جامعهاي جوان داشته باشيد و به مهمترين و اصليترين نيازهاي جوانان كه هيجان، شادي و تنوعطلبي است بيتفاوت باشيد. نتيجه اين بيتفاوتي گرايش به مراسمي است كه هيچ سنخيتي با فرهنگ ايرانيها ندارد.
وي افزود: قبل از تخطئه اين جشنها از مسئولان فرهنگي كشور بپرسيد به جوانان چه دادهايد؟ كدام مؤلفه تفريح و شادي را در اختيار آنها قرار دادهايد؟ نوروز آنها را چقدر شاداب و هيجانانگيز برگزار كردهايد؟ سيزدهبدر چطور؟ چه بلايي سر چهارشنبهسوري آوردهايد؟ در اعياد مذهبي مثل عيد قربان و غدير چقدر شاديهاي طبيعي به جوانان هديه دادهايد؟ در 22 بهمن و 29 اسفند چقدر فضاي جذاب و هيجانانگيز ايجاد كردهايد؟ نتيجه اين يكنواختي همين اتفاقي ميشود كه ميبينيد، وقتي مثلاً در جشنهاي ملي و سياسي 10 ميدان بزرگ شهر را اختصاص به جشنهاي غيرسياسي نميدهيد، وقتي در چهارشنبه سوري هيجان تلنبار شده جوانان را تخليه نميكنيد، وقتي سپندارمزگان معنا و مفهوم خود را از دست ميدهد و... نبايد انتظار داشته باشيد جواني كه هيجان و شادي ميخواهد سراغ هالووين نرود.
اين جامعهشناس با بيان اينكه بخشي از جامعه هميشه پيرو فرهنگ غربي هستند، اضافه كرد: براي اين عده غرب يعني كلاس، غرب يعني پيشرفت، غرب يعني ترقي، هر كاري هم بكنيد اين بخش،هالووين برگزار ميكند، كريسمس را تبريك ميگويد و به جاي فارسي، انگليسي حرف ميزند، مهم اين بخش نيست، مهم رواج فرهنگ غربي توسط اين عده و رونق در جامعه عادي است. همين اتفاق نيز است كه باعث ميشود در كوچه و خيابان براي سفره هفتسين، درخت كاج فروخته شود، درخت كاجي كه در كريسمس غربيها استفاه ميشود ناگهان سر از سفره هفتسين ايرانيها درميآورد! چون هرگز دنبال تبليغ و فرهنگ خودي نبودهايم بلكه خواستهايم فرهنگ بيگانه را سركوب كنيم و فرهنگ بيگانهها جذابيتهايي ايجاد كرده كه با وجود سركوبها، رونق ميگيرد و جا باز ميكند.
چند سالي است كه تعداد معدودي هالووين برگزار ميكنند ولي شايد اگر برنامهريزي درستي در پيش گرفته نشود اين تعداد معدود به تعداد متنابه تغيير كند و آن روز مجبور خواهيم بود به مبارزه با پديدهاي بپردازيم كه در آغاز رونقاش سكوت كرده بوديم.