کينهاي که هنوز از حجاريان بر دل دارند
به گزارش روز نو :سعيد حجاريان خود قرباني خودسرها شد اما بهجاي انديشيدن به انتقام، مسير آگاهسازي را انتخاب کرد تا تعداد ناآگاهاني که خودسري را براي نيل به اهدافشان انتخاب ميکنند، افزايش نداشته باشد. آگاهسازي حجاريان هنوز هم از سوي برخي سياسيون اصولگرا و مدعيان انقلابيگري قابل تحمل نيست و به هر بهانهاي درصدد مسدود کردن راهي هستند که حجاريان طي ميکند که در ادامه به برخي از آنها اشاره ميشود. در ارديبهشت بود که حجاريان چنين عنوان کرد: «شايد عقلانيترين راهبرد را بتوان در «مشارکت مشروط» جست؛ از فرصت انتخابات استفاده کرد ولي چنانچه شروط مطرح شده برآورده نشد، عطاي انتخابات را به لقايش بخشيد». آنچه تئوريسين اصلاحات بيان کرد تصميم قطعي اين جريان نبود و تنها يک راهکار بود که از سوي او بيان شد اما اصولگرايان راهکار نخنما شده اختلافافکني را انتخاب کردند که در نهايت ناکام شدند. چنانکه سخني از عليمحمد نمازي عضو کارگزاران را پاسخ به حجاريان نشان دادند که گفته بود: «برخلاف برخي دوستان در جريان اصلاحات که معتقد به حضور مشروط در انتخابات هستند، حزب کارگزاران معتقد به مشارکت بدون شرط در انتخابات است». عمر اين تفرقهافکني کوتاه بود و سيدحسين مرعشي از اعضاي اصلي حزب کارگزاران تاکيد کرد: «دوستاني که ميگويند مشروط، به خاطر اين است که شرايط را بهبود ببخشند. خيلي برايمان سخت است که ظرفيتهاي فراواني داشته باشيم که به صحنه نيايند يا حذف شوند و ما با ليستهاي حداقلي حداکثر مسئوليت را بپذيريم». اين توضيح مرعشي سبب سکوت کامل طراحان پروژه تفرقه شد. با اين حال با انتشار يادداشت جديد عليرضا علويتبار، در وبسايت «مشق نو» سعيد حجاريان دور جديدي از اتهامزنيها عليه جريان اصلاحات آغاز شد.
اتهام براندازي خياباني!؟
مشرق با طرح اتهام «دعوت به اعتراضات خياباني و اشغال مراکز حساس» به عليرضا علوي تبار نوشت که اعضاي هسته سخت اصلاحات اين روزها به شدت به دنبال هيستريک سازي فضاي انتخابات مجلس يازدهم در اسفندماه 98 هستند و از تحريم خاموش انتخابات گرفته تا به خيابان کشاندن مردم را صراحتا در دستور کار دارند. به نظر ميرسد هراس اين دسته از رسانهها از شکست مجدد در انتخابات مجلس شوراي اسلامي سبب شده دست به اين گونه اتهام زنيهاي بيپايه و اساس بپردازند و سعي کنند فعالان سياسي را از حضور جدي در انتخابات بترسانند؛ ترسي که نتيجهاش ميتواند دلزدگي از حضور جدي در انتخابات، کاهش مشارکت مردمي، تزريق نااميدي به جامعه و در نهايت پيروزي دلواپسان باشد. بايد يادآوري کرد تندروها در اين دنيايي که جهاني شده است هرجا به قدرت برسند تندروهاي کشورهاي ديگر را هم تقويت ميکنند همچنان که اگر نيروهاي معتدل و صلحطلب روي کار بيايند بر کشورهاي ديگر تاثير ميگذارند. روي کار آمدن جريان دلواپس در ايران با توجه به حضور تيمي تندرو در دولت آمريکا ميتواند زمينه ساز خطري بزرگ براي مردم ايران باشد.
آرمان