به روز شده در: ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۰
کد خبر: ۳۸۳۵۴
تاریخ انتشار: ۰۱:۵۲ - ۱۲ آبان ۱۳۹۲

زن طمعکار قربانی اخاذی 50 میلیونی از مرد بازاری شد

روزنو- مرد میانسالي که زنی را در بازار میناب به قتل رسانده بود در جریان بازسازی صحنه قتل مدعی شد که مقتول قصد اخاذی 50 میلیونی داشته است. ساعت 5 و 30 دقیقه صبح چهارشنبه 8 آبان در تماسی با اداره آگاهی‌شهرستان میناب، قتل زنی جوان در بازار سرپوشیده میناب گزارش شد. مأموران پس از مراجعه به محل با صحنه‌ای مواجه شدند که تاریکی هوا مخوف بودنش را دوچندان می‌کرد. قطره‌های خون روی زمین چکیده بود و مردی مسن با موهای جوگندمي‌در کنار جسد قرار داشت. کمي‌آنطرف‌تر کیسه زباله بزرگی روی زمین افتاده بود که به نظر نمی‌آمد زباله‌ای در آن وجود داشته باشد. مأموران با باز کردن در کیسه زباله با جسد زنی جوان رو به رو شدند که مشخص بود با ضربات سنگینی که به سرش وارد شده به قتل رسیده است. متهم مرد 65 ساله‌ای به نام عباس بود که از کسبه قدیمي‌بازار به حساب می‌آمد و سال‌ها بود که نگهبان بازار او را می‌شناخت. این نگهبان در بازجویی‌های اولیه به مأموران گفت: نیم ساعت پیش در حالی که صدایی مشکوک از اتاقک‌های بالای مغازه‌ها شنیدم از پله‌ها بالا رفتم و عباس را دیدم که کیسه‌ای بزرگ در دست دارد. از این حضور بی‌موقع او تعجب کرده و سعی کردم از ماجرا سر در بیاورم که ناگهان متوجه شدم کیسه‌ای که عباس در دست دارد خون آلود است. از او خواستم که در کیسه را باز کند اما او ‌گفت که چیزی در این کیسه نیست و برای جمع کردن زباله‌ها آمده است. او ابتدا نمی‌خواست در کیسه را باز کند اما بعد با اصرار من ناچار شد این کار را انجام دهد. من هم بلافاصله بعد از دیدن جسد این زن با پلیس تماس گرفتم. مأموران پس از ثبت اظهارات نگهبان بازار و بازسازی صحنه قتل از سوی قاتل جسد زن را به پزشکی قانونی فرستادند و در گزارش پزشکی قانونی مشخص شد که این جسد متعلق به زنی 38 ساله است که حدود ساعت 4 عصر روز گذشته بر اثر اصابت جسمي‌سنگین به سرش به قتل رسیده بود. به گفته متهم که در همان صحنه قتل به جرم خود اعتراف کرد مقتول مریم نام داشت. پس از انتقال متهم به زندان و بازگشایی این پرونده بازجویی از وی آغاز شد. او در اظهارات خود گفت: من در بازار سرپوشیده میناب تنباکو و صنایع دستی می‌فروشم. این زن مشتری من بود. چند ماه پیش آمد و به من گفت می‌خواهم وسایلی را از مغازه کناری شما به صورت نسیه بخرم که به ضمانت شما احتیاج دارم. به او گفتم چقدر وسیله نیاز داری او گفت مجموع مبلغ آن می‌شود حدود 100 هزار تومان. من هم قبول کردم و پیش همکارم ضامن او شدم. بعد از گذشت مدتی همکارم پیش من آمد و گفت این خانمي‌که پیش من فرستادی و ضمانتش را کردی 600 هزار تومان به من بدهکار است و هنوز برای پرداخت بدهی خود اقدام نكرده است. من هم با وجود اینکه تعجب کرده بودم این مبلغ را پرداخت کردم. چند وقتی که گذشت، سر و کله این زن دوباره پیدا شد و باز به سراغم آمد. به او گفتم تو قرار بود 100 هزار تومان خرید کنی چرا روی حرفت نماندی؟ اما او مرا تهدید کرد که باز هم باید مبلغی پول به من بدهی در غیر این صورت عکسی از تو دارم که آن را در بازار پخش می‌کنم و آبرویت را می‌برم. زن عکس را به من نشان داد كه من متوجه شدم زمانی که در انبار در حال عوض کردن لباس‌هایم بوده‌ام او به آنجا آمده و با موبایلش از من عکس گرفته و حالا با در دست داشتن آن می‌خواهد از من اخاذی کند. من هم از ترس آبرویم ناچار بودم به خواسته‌هایش تن دهم. گفتم چقدر می‌خواهی گفت باید یک و نیم میلیون تومان به من بدهی. پولی که می‌خواست را به او دادم و تا چند وقتی از او خبری نبود. اما بعد از مدتی دوباره آمد و گفت باید 5 میلیون تومان به من بدهی‌. گفتم این مبلغ را ندارم. گفت باید با هم به دفترخانه برویم و تو متعهد شوی که ماهانه مبلغ 500 هزار تومان به من پرداخت کنی، این کار را هم کردم و دوباره برای مدتی شر او از سرم باز شد. اما کمي‌گذشت سر و کله‌اش دوباره پیدا شد. او با خود یک قرآن کوچک آورده بود و به من گفت بیا برویم بالای ساختمان می‌خواهم با تو صحبت کنم. بعد از اینکه به داخل انبار بالای مغازه رفتیم او گفت: به همین قرآن قسم می‌خورم که این آخرین باری است که به سراغت می‌آیم. گفتم این بار دیگر چه می‌خواهی؟ گفت باید 50 میلیون تومان به من بدهی و یک خانه در میناب برایم اجازه کنی. این را که گفت دیگر از کوره در رفتم و با عصبانیت میله‌ای را از گوشه انبار برداشتم و دو بار به سرش کوبیدم. برای اینکه کسی متوجه ماجرا نشود جلوی دهان او را گرفتم و بعد از اطمینان از مرگ او همانجا رهایش کردم. دست‌هایم را شستم، مغازه را بستم و به خانه‌ام رفتم.ساعت 4 صبح چهارشنبه دوباره به محل برگشتم تا جسد را از آنجا بردارم تا در جایی سر به نیست کنم. اما بعد از مراجعه به محل نگهبان بازار به من شک کرد و موضوع را به پلیس اطلاع داد. از آنجایی که مرد نگهبان مرا به خوبی می‌شناخت فرار فایده‌ای نداشت و من دیر یا زود از سوی پلیس دستگیر می‌شدم. حمیدرضا نجفی دادستان عمومي‌و انقلاب میناب با اعلام این خبر به خبرنگار قانون گفت: آخرین دفاع متهم ثبت شده و پرونده آماده است که با کیفرخواست ما به دادگاه کیفری استان برود. رای دادگاه در خصوص این پرونده به زودی اعلام خواهد شد.
پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار