
مصطفی هاشمی طبا :
دولت نباید در قبال تندروها سکوت کند
روزنو :«چرایی تحرکات تندرو در چیست» و «چطور میشود با تندرویِ تندروها مقابله کرد» و... اینها سوالهایی است که در شرایط فعلی که همه میدانند شرایطی ویژه در کشور است، در افکار عمومی مطرح میشود و هر چقدر هم که بیشتر طرح شود کمتر میتوان پاسخی قانعکننده شنید. بههرحال تندروها همچنان اصرار به تندروی دارند و گروههای فشار همچنان فعالیتهای خود را مجدانه پیگیری میکنند. آنهم در شرایطی که اذهان عمومی به این باور رسیده است که انگار عزمی جدی برای مقابله با افراطیگری افراطیون نیست و فضا برای آنها فضایی کاملا مطلوب است.
«چرایی تحرکات تندرو در چیست» و «چطور میشود با تندرویِ تندروها مقابله کرد» و... اینها سوالهایی است که در شرایط فعلی که همه میدانند شرایطی ویژه در کشور است، در افکار عمومی مطرح میشود و هر چقدر هم که بیشتر طرح شود کمتر میتوان پاسخی قانعکننده شنید. بههرحال تندروها همچنان اصرار به تندروی دارند و گروههای فشار همچنان فعالیتهای خود را مجدانه پیگیری میکنند. آنهم در شرایطی که اذهان عمومی به این باور رسیده است که انگار عزمی جدی برای مقابله با افراطیگری افراطیون نیست و فضا برای آنها فضایی کاملا مطلوب است.
به گزارش روز نو :مصطفی هاشمیطبا در گفتوگویی که داشت، با گفتن اینکه «واقعا نمیدانم در قبال برخی از رفتارها و تحرکات باید چه واکنشی نشان داد. آمریکا ایران را تحریم کرده است. اروپا برجام را به حدی که لازم است، جدی نمیگیرد. حتی وزیرامورخارجهمان تحریم میشود. واقعا چطور میشود گروهی ترجیح میدهند عالمانه و عامدانه منافع ملی را فدای منویات سیاسی و جریانی خودشان کنند.» به پرسشهای ما پاسخ میگوید:
مخالفخوانیها همچنان ادامه دارند، آن هم در شرایطی که نظام بینالملل کمر به هزینهسازی برای ایران بسته است.
واقعا نمیدانم در قبال برخی از رفتارها و تحرکات باید چه واکنشی نشان داد. آمریکا ایران را تحریم کرده است. اروپا برجام را به حدی که لازم است، جدی نمیگیرد. حتی وزیرامورخارجهمان تحریم میشود. شرایط، شرایطی نگرانکننده است و به همین دلیل تکرار میکنم واقعا نمیدانم در قبال برخی از رفتارها و تحرکات باید چه واکنشی نشان داد. واقعا چطور میشود گروهی ترجیح میدهند عالمانه و عامدانه منافع ملی را فدای منویات سیاسی و جریانی خودشان کنند. بهعنوان مثال در مساله پیوستن به FATF همچنان در حال سنگاندازی هستند که باید گفت موفق هم شدهاند و دیگر کمتر کسی است که موضوع به این مهمی را پیگیری کند. این در حالی است که کشورها مکلف به این هستند که قراردادهای بینالمللی را بپذیرند. بههمین دلیل، طبیعی است که ایران نه تنها FATF، بلکه همه قول و قرارهای منطقی را قبول کند تا بلکه مشکل یا مانعی پیش روی ما قرار نگیرد. اگر FATF از جانب ایران پذیرفته نشود، در قدم اول مراودات آن تحتالشعاع قرار خواهد گرفت که با توجه به محدودیتهایی که بعد از خروج آمریکا از برجام به ما تحمیل شده است، مشخص است، زیر بار FATF نرفتن چه دشواریهایی را بر مناسبات ما با اقتصاد جهانی تحمیل میکند. دقیقا بههمین دلیل، جای تعجب و البته تاسف است که عدهای در داخل بدون آنکه به تبعات رفتار خود فکر کنند، ساز مخالف را کوک میکنند و رفتارشان به گونهای است که ظاهراً به هیچ صراطی مستقیم نیستند.
برخی با عنوان اینکه «نمیتوان به آمریکاییها اعتماد کرد» با هر نوع مناسبات بینالمللی مخالفت میکنند.
اینکه نمیشود بهدلیل بد اخلاقی دونالد ترامپ، به همه قول و قرارهای بینالمللی پشت کنیم و مانند جزیرهای تنها بهحیات خود ادامه بدهیم. همچنین این را باید در نظر داشت که در قرارداد FATF، تعهدی به ما داده نمیشود و با پذیرشش فقط مناسبات مالی با بانکهای جهانی را تسهیل خواهیم کرد. همچنین این را باید در نظر بگیریم، بد عهدیِ کشورها دلیلی بر بد یا مضر بودن قراردادها نیست. انگار بگوییم، چون آمریکا از معاهده پاریس بیرون آمد، پس کشورهای دیگر هم نباید به تعهد خود پایبند میماندند. قانون نانوشتهای در نظام بینالملل حکم به این میدهد که تلاش برای تعامل فشار را از دوش کشورها کم میکند، ولی رویکردی تقابلی دشواریهایشان را روز به روز بیشتر خواهد کرد. پس واضح است، در شرایطی که ایالات متحده با همکاری و همراهی همه جانبه متحدانش سعی در تخریب و تخطئه ایران دارد، پس حتما و قطعا سعیمان باید این باشد که با جهان رابطهای توام با همکاری داشته باشیم تا بلکه از این طریق، به راحتی برنامههای تعیین شده در راستای پیشرفت و توسعه را اجرایی کنیم.
با توجه بهملموس بودن هزینههای رویگردانی از معاهدههایی که بینالمللی هستند، چطور میشود عدهای بنا را بر مخالفت میگذارند؟
من هم نمیدانم چرا در شرایط حساسی که دچارش هستیم، عدهای به راحتی به خود اجازه کارشکنی میدهند. این گروه، حتما فکر و اندیشه خوبی ندارند و متاسفم که بگویم، همیشه ترجیحشان اهداف سیاسی و جریانی است و به همین دلیل منفعت عمومی برایشان در اولویت چندم قرار گرفته است.
دولت مستقر و نهادهای ناظر چطور میتوانند از چنین اقدامهای ضرررسانی جلوگیری کنند؟
متاسفانه خودِ دولت هم در این زمینه ساکت است و اعضای حاضر در قوهم جریه به قدری که لازم است، شفافسازی نمیکنند. یعنی به نوعی انفعال را میتوان در دولتیها مشاهده کرد.
اینکه گروهی از مخالفان در درون حاکمیت هستند، عجیب نیست؟
آنها همه یکی هستند و اصرار بهمخالفت دارند. اما معلوم است، وقتی مثلا از پشت تریبون نمازجمعه یا فلان نهاد مهم مخالفخوانی میشود، نسبت به افراطیونی که مثلا در راهپیماییها شعار میدهند یا پلاکارد در دست میگیرند، قابل کنترلتر هستند و البته طبیعی است که کارهایشان هزینههای بیشتری را به کشور تحمیل میکند.
با این شرایط از مردم میتوان توقع شرکت در انتخابات داشت؟
اینکه رای دادن حق هر شهروندی است، یک بحثی است که اینکه باید فضا را به گونهای مدیریت کنیم تا مردم انگیزه مشارکت داشته باشند. در واقع اگر مردم پیش خود بگویند در هر شرایطی مشکلاتشان باقی میماند و خدای ناکرده به این ذهنیت برسند که سیستم به فکر آنها نیست، به خود اجازه پشت کردن به صندوقهای رای را میدهند.
آن هم در شرایطی که کشور انواع و اقسام تهدید و تحدیدها را متوجه خود میبیند و شواهد نشانگر این است که بیشتر از هر مقطعی به مشارکت حداکثری در انتخابات احتیاج دارد.
به نکته بسیار خوبی اشاره کردید. در شرایطی که آمریکا و همپیمانانش برای ضربه زدن به جمهوریاسلامی از هیچ کوششی دریغ نمیکنند، اگر انتخاباتمان، انتخاباتی پرشور و با حضور همه طیفها برگزار شود، کارگزاران خارجی کشور میتوانند با دستی پر و اعتماد به نفسی زیاد با سایر کشورها وارد مذاکره و گفتوگو شوند. دقیقا به همین دلیل جای تعجب دارد که گروهی همچنان تاکید به سیاهنمایی دارند و حتی به خود اجازه تخریب چهرههایی را میدهند که نظام برای برونرفت از این شرایط به توانمندی و تعهدشان احتیاج دارد.
ممنون؛ حرفی مانده است؟
به گزارش روز نو :مصطفی هاشمیطبا در گفتوگویی که داشت، با گفتن اینکه «واقعا نمیدانم در قبال برخی از رفتارها و تحرکات باید چه واکنشی نشان داد. آمریکا ایران را تحریم کرده است. اروپا برجام را به حدی که لازم است، جدی نمیگیرد. حتی وزیرامورخارجهمان تحریم میشود. واقعا چطور میشود گروهی ترجیح میدهند عالمانه و عامدانه منافع ملی را فدای منویات سیاسی و جریانی خودشان کنند.» به پرسشهای ما پاسخ میگوید:
مخالفخوانیها همچنان ادامه دارند، آن هم در شرایطی که نظام بینالملل کمر به هزینهسازی برای ایران بسته است.
واقعا نمیدانم در قبال برخی از رفتارها و تحرکات باید چه واکنشی نشان داد. آمریکا ایران را تحریم کرده است. اروپا برجام را به حدی که لازم است، جدی نمیگیرد. حتی وزیرامورخارجهمان تحریم میشود. شرایط، شرایطی نگرانکننده است و به همین دلیل تکرار میکنم واقعا نمیدانم در قبال برخی از رفتارها و تحرکات باید چه واکنشی نشان داد. واقعا چطور میشود گروهی ترجیح میدهند عالمانه و عامدانه منافع ملی را فدای منویات سیاسی و جریانی خودشان کنند. بهعنوان مثال در مساله پیوستن به FATF همچنان در حال سنگاندازی هستند که باید گفت موفق هم شدهاند و دیگر کمتر کسی است که موضوع به این مهمی را پیگیری کند. این در حالی است که کشورها مکلف به این هستند که قراردادهای بینالمللی را بپذیرند. بههمین دلیل، طبیعی است که ایران نه تنها FATF، بلکه همه قول و قرارهای منطقی را قبول کند تا بلکه مشکل یا مانعی پیش روی ما قرار نگیرد. اگر FATF از جانب ایران پذیرفته نشود، در قدم اول مراودات آن تحتالشعاع قرار خواهد گرفت که با توجه به محدودیتهایی که بعد از خروج آمریکا از برجام به ما تحمیل شده است، مشخص است، زیر بار FATF نرفتن چه دشواریهایی را بر مناسبات ما با اقتصاد جهانی تحمیل میکند. دقیقا بههمین دلیل، جای تعجب و البته تاسف است که عدهای در داخل بدون آنکه به تبعات رفتار خود فکر کنند، ساز مخالف را کوک میکنند و رفتارشان به گونهای است که ظاهراً به هیچ صراطی مستقیم نیستند.
برخی با عنوان اینکه «نمیتوان به آمریکاییها اعتماد کرد» با هر نوع مناسبات بینالمللی مخالفت میکنند.
اینکه نمیشود بهدلیل بد اخلاقی دونالد ترامپ، به همه قول و قرارهای بینالمللی پشت کنیم و مانند جزیرهای تنها بهحیات خود ادامه بدهیم. همچنین این را باید در نظر داشت که در قرارداد FATF، تعهدی به ما داده نمیشود و با پذیرشش فقط مناسبات مالی با بانکهای جهانی را تسهیل خواهیم کرد. همچنین این را باید در نظر بگیریم، بد عهدیِ کشورها دلیلی بر بد یا مضر بودن قراردادها نیست. انگار بگوییم، چون آمریکا از معاهده پاریس بیرون آمد، پس کشورهای دیگر هم نباید به تعهد خود پایبند میماندند. قانون نانوشتهای در نظام بینالملل حکم به این میدهد که تلاش برای تعامل فشار را از دوش کشورها کم میکند، ولی رویکردی تقابلی دشواریهایشان را روز به روز بیشتر خواهد کرد. پس واضح است، در شرایطی که ایالات متحده با همکاری و همراهی همه جانبه متحدانش سعی در تخریب و تخطئه ایران دارد، پس حتما و قطعا سعیمان باید این باشد که با جهان رابطهای توام با همکاری داشته باشیم تا بلکه از این طریق، به راحتی برنامههای تعیین شده در راستای پیشرفت و توسعه را اجرایی کنیم.
با توجه بهملموس بودن هزینههای رویگردانی از معاهدههایی که بینالمللی هستند، چطور میشود عدهای بنا را بر مخالفت میگذارند؟
من هم نمیدانم چرا در شرایط حساسی که دچارش هستیم، عدهای به راحتی به خود اجازه کارشکنی میدهند. این گروه، حتما فکر و اندیشه خوبی ندارند و متاسفم که بگویم، همیشه ترجیحشان اهداف سیاسی و جریانی است و به همین دلیل منفعت عمومی برایشان در اولویت چندم قرار گرفته است.
دولت مستقر و نهادهای ناظر چطور میتوانند از چنین اقدامهای ضرررسانی جلوگیری کنند؟
متاسفانه خودِ دولت هم در این زمینه ساکت است و اعضای حاضر در قوهم جریه به قدری که لازم است، شفافسازی نمیکنند. یعنی به نوعی انفعال را میتوان در دولتیها مشاهده کرد.
اینکه گروهی از مخالفان در درون حاکمیت هستند، عجیب نیست؟
آنها همه یکی هستند و اصرار بهمخالفت دارند. اما معلوم است، وقتی مثلا از پشت تریبون نمازجمعه یا فلان نهاد مهم مخالفخوانی میشود، نسبت به افراطیونی که مثلا در راهپیماییها شعار میدهند یا پلاکارد در دست میگیرند، قابل کنترلتر هستند و البته طبیعی است که کارهایشان هزینههای بیشتری را به کشور تحمیل میکند.
با این شرایط از مردم میتوان توقع شرکت در انتخابات داشت؟
اینکه رای دادن حق هر شهروندی است، یک بحثی است که اینکه باید فضا را به گونهای مدیریت کنیم تا مردم انگیزه مشارکت داشته باشند. در واقع اگر مردم پیش خود بگویند در هر شرایطی مشکلاتشان باقی میماند و خدای ناکرده به این ذهنیت برسند که سیستم به فکر آنها نیست، به خود اجازه پشت کردن به صندوقهای رای را میدهند.
آن هم در شرایطی که کشور انواع و اقسام تهدید و تحدیدها را متوجه خود میبیند و شواهد نشانگر این است که بیشتر از هر مقطعی به مشارکت حداکثری در انتخابات احتیاج دارد.
به نکته بسیار خوبی اشاره کردید. در شرایطی که آمریکا و همپیمانانش برای ضربه زدن به جمهوریاسلامی از هیچ کوششی دریغ نمیکنند، اگر انتخاباتمان، انتخاباتی پرشور و با حضور همه طیفها برگزار شود، کارگزاران خارجی کشور میتوانند با دستی پر و اعتماد به نفسی زیاد با سایر کشورها وارد مذاکره و گفتوگو شوند. دقیقا به همین دلیل جای تعجب دارد که گروهی همچنان تاکید به سیاهنمایی دارند و حتی به خود اجازه تخریب چهرههایی را میدهند که نظام برای برونرفت از این شرایط به توانمندی و تعهدشان احتیاج دارد.
ممنون؛ حرفی مانده است؟
ای کاش همه واقعبین باشند. ای کاش همه بدانند اصل مصلحت کشور است. ای کاش همه بدانند این روزها وقت خوبی برای کوبیدن بر طبل اختلاف و کوک کردن چندصدایی نیست. اگر به این «ایکاش» توجه شود، ایران توانایی و پتانسیلاش به قدری است که بتوانیم از این گذرگاه دشوار به سلامت عبور کنیم.
همدلی