
نجفقلیحبیبی:
بازی جدید تندروها: ایجاد نارضایتی، رای حداقلی
روزنو :معلوم است که فضای«سالِ انتخابات» با سالهای دیگر تفاوت زیادی دارد. به هرحال برگزاری هر انتخاباتی و اینکه چه نتیجهای در آن انتخابات ثبت شود، نقشآفرینی حداکثری در مناسبات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و... میگذارد و دقیقا بههمین دلیل قطعا و حتما سالِ انتخابات را باید سالی متفاوت و البته مهم بدانیم. ایران در شرایطی در سال انتخابات قرار دارد که شرایطی غافلگیرکنندهای را در حال تجربه کردن است. غافلگیرکننده از این جهت که فضای سیاسی و بالاخص مناسبات اقتصادی شدیدا تاکید میشود، تحتتاثیر خروج آمریکا یا شاید بهتر است گفته شود، خروج دونالد ترامپ از برجام، مجبور به تحملِ توامانِ تهدید و تحدید است تا بتوان اینطور نتیجهگیری کرد؛ سال انتخاب برخلاف سالهای94 و96 که انتخابات مجلس دهم و دولت دوازدهم در فضایی پرشور برگزار شد، به سالی مملو از ابهام و تشکیک بدل شده است.
معلوم است که فضای«سالِ انتخابات» با سالهای دیگر تفاوت زیادی دارد. به هرحال برگزاری هر انتخاباتی و اینکه چه نتیجهای در آن انتخابات ثبت شود، نقشآفرینی حداکثری در مناسبات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و... میگذارد و دقیقا بههمین دلیل قطعا و حتما سالِ انتخابات را باید سالی متفاوت و البته مهم بدانیم. ایران در شرایطی در سال انتخابات قرار دارد که شرایطی غافلگیرکنندهای را در حال تجربه کردن است. غافلگیرکننده از این جهت که فضای سیاسی و بالاخص مناسبات اقتصادی شدیدا تاکید میشود، تحتتاثیر خروج آمریکا یا شاید بهتر است گفته شود، خروج دونالد ترامپ از برجام، مجبور به تحملِ توامانِ تهدید و تحدید است تا بتوان اینطور نتیجهگیری کرد؛ سال انتخاب برخلاف سالهای94 و96 که انتخابات مجلس دهم و دولت دوازدهم در فضایی پرشور برگزار شد، به سالی مملو از ابهام و تشکیک بدل شده است.
به گزارش روز نو :نجفقلیحبیبی پژوهشگر فلسفه اسلامی، عضو هیئت امنای سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران که از سیاستمداران اصلاحطلب است، با گفتن اینکه « تحت هیچ شرایطی نباید فضا برای بازگشت تندروها فراهم شود. چرا که خیلی از مشکلات این روزهای ما ریشه در تندرویهایی دارد که در دولت و مجلسهای پیشین شده بود، حتی احتمال دارد، آنها در این ماههای باقیمانده به روز انتخابات با شیوههای مختلف دنبال این باشند تا هم با سیاهنمایی و هم با خرابکاری مردم را روز بهروز ناامیدتر کنند تا از طریق قهر احتمالیشان با صندوقهای رای بازهم به مانند گذشتهها با آرای حداقلی به مجلس برسند. به همین دلیل باید حواس همه جمع باشد تا در بازی آنها گرفتار نشوند.» به پرسشهای «همدلی» پاسخ میگوید:
جریان اصلاحات روزهای توام با استرسی را تجربه میکند. اینکه آیا بتوانند بهمانند انتخابات گذشته رای بیاورند یا نه، مخصوصا در شرایطی که کشور تهدید و تحدید و همچنین نارضایتی و ناامیدی را تجربه میکند، از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است. تحلیل شما از چشمانداز انتخابات 98 چیست، حضور پر شور مردم یا فضای سردی که منجر به بازگشت تندروها شود؟
به نکته خوب و قابل تاملی اشاره کردید. انتخابات مجلس یازدهم در شرایطی انجام خواهد گرفت که کشور و در نتیجه مردم سختیهای زیادی را در یکسال و چند ماه گذشته متحمل شدهاند و به همین دلیل، مشارکت بالا بیش از هر زمان و مقطع دیگری لازم است. لازم از این جهت که تعداد رای هر چقدر بیشتر شود، مشروعیت نظام بیشتر خواهد شد و با در نظر گرفتن اینکه جمهوریاسلامی فضایی به معنای واقعی کلمه تقابلی را با جهان دارد، برای ایران خیلی خوب خواهد بود که به دنیا این پیام را بدهد که تحریمها و تهدیدهای آمریکا و همپیمانانش تاثیری بر تعهد و وفاداریشان در قبال ایران نگذاشته است.
البته نارضایتی موجب شده تا درباره اراده مردم برای حضور در پای صندوقهای رای تشکیکهایی جدی به وجود بیاید.
مردم حق دارند ناراضی و ناراحت باشند. به هرحال سفرههایشان کوچک شده است و برای تهیه مایحتاج اصلی هم گیروگرفتاریهای زیادی دارند. با این حال باید تاکید داشت، قهر با صندوق رای نه تنها هیچ دردی را درمان نمیکند، بلکه مشکلات را بیشتر و گرهها را کورتر خواهد کرد. ببینید! مردم شاید در ظاهر این حس را داشته باشند که با رای دادن مشکلی از مشکلاتشان حل نخواهد شد. اما آنها باید بدانند، هر چقدر که میزان مشارکت در انتخابات پایین بیاید، به همان مقدار شانس رایآوری تندروها بیشتر خواهد شد. پس امور به دست کسانی خواهد افتاد که اساسا اعتقادی به واقعبینی ندارند و به مسایل نگاهی صفر و صدی میاندازند.
با این حال واکنشها به دعوت سیدمحمد خاتمی خیلی منفی بود.
همانطور که گفتم، باید به مردم این حق را داد که ناراضی و ناراحت باشند. اما مهم این است که این شرایط را پشت سر بگذاریم و فضا را برای برچیدن مانعها فراهم کنیم. به همین دلیل مردم باید با دیدن واقعیتهای ملموسی که پیرامونشان است، از ورود دوباره تندروهای هزینهساز جلوگیری کنند که برای رسیدن به این مهم، رای دادن از اوجبِ واجبات است. همچنین فعالان اصلاحات و چهرههای شاخص و مقبول این جریان باید در مدت زمان باقیمانده همه هموغمشان را به کار بگیرند تا به شکلهای مختلف آگاهی عمومی را بالا ببرند که میتوان به گفتوگوهای رودررو با مردم و نگارش یادداشت و ارائه گزارش در رسانهها اشاره کرد. چون خیلی مهم است که مردم بدانند، همه تقصیرها به گردن دولت و مجلس نیست و اگر قرار بود، در چنین شرایطی قوای مجریه و مقننه در اختیار افراطیون باشد، حتما و قطعا وضعیتمان بسیار بدتر و پر مشکلتر از اینی بود که در حال حاضر تجربهاش میکنیم. پس تاکیدِ موکد چیزی جز تلاش در راستای آماده کردن شرایط برای برگزاری انتخابات با مشارکت حداکثری نمیتواند باشد.
یک مشکل هم محدودیتهایی است که در هر انتخاباتی نسبت به جریان اصلاحات اعمال میشود.
همانطور که به درستی اشاره کردید متاسفانه با وجود اینکه جریان اصلاحات در بین افکار عمومی بیشترین حامی را دارد، در بزنگاههای انتخاباتی چهرههای شاخص و تاثیرگذارش را رد شده میبیند تا کشور به راحتی از بهرهبردن از تواناییهایشان محروم شود. در همین راستا برخی اینطور میگویند که نظارت استصوابی در انتخابات تاثیر زیادی در مشارکت مردم و بهخصوص جریانهای سیاسی در انتخابات میگذارد. در این راستا باید گفت، گرچه در میتوان در باره رد صلاحیتها تحلیلهای زیادی کرد و از تبعات منفیاش گفت، اما این امیدواری است و باید باشد که شوراینگهبان با در نظر گرفتن وضعیت بسیار خطیری که در آن قرار داریم، با سعه صدر بیشتری به مساله بررسی صلاحیتها نگاه کند تا از این طریق نیروهای خوشفکر کشور امکان شرکت در انتخابات و کسب رای مردم را داشته باشند. تاکید میکنم، گرفتاریهایمان به قدری زیاد شده است که حتما و قطعا به حضور چهرههای کاردان در دستگاهها و نهادهای مختلف نیاز داریم تا بتوانند مانعهای متعدد را از پیش رو برداریم. تاکید دیگرم این است که تحت هیچ شرایطی نباید فضا برای بازگشت تندروها فراهم شود. چرا که خیلی از مشکلات این روزهای ما ریشه در تندرویهایی دارد که در دولت و مجلسهای پیشین شده بود.
یعنی تندروها از انتخاباتی سرد استقبال میکنند؟
قطعا همینطور است. حتی احتمال دارد آنها در این ماههای باقیمانده به روز انتخابات با شیوههای مختلف دنبال این باشند تا هم با سیاهنمایی و هم با خرابکاری مردم را روزبهروز ناامیدتر کنند تا از طریق قهر احتمالیشان با صندوقهای رای بازهم به مانند گذشتهها با آرای حداقلی به مجلس برسند. به همین دلیل باید حواس همه جمع باشد تا در بازی آنها گرفتار نشوند. چرا که ثابت کردهاند، به راحتی مصالح نظام و مردم را فدای منفعتهای جریانی و شخصی میکنند. در واقع آن چیزی که برای تندروها مهم است، رسیدن به قدرت است و برای تحقق این هدف، متاسفانه منافع ملی را هم نادیده میگیرند که البته خب! نتیجهاش این است که توسط مردم حاشیهنشین میشوند که شرطش فقط حضوری پررنگ در انتخابات است.
ممنون؛ حرفی مانده است؟
مردم حق دارند ناراضی باشند، اما باید از ورود تندروها جلوگیری کرد.
به گزارش روز نو :نجفقلیحبیبی پژوهشگر فلسفه اسلامی، عضو هیئت امنای سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران که از سیاستمداران اصلاحطلب است، با گفتن اینکه « تحت هیچ شرایطی نباید فضا برای بازگشت تندروها فراهم شود. چرا که خیلی از مشکلات این روزهای ما ریشه در تندرویهایی دارد که در دولت و مجلسهای پیشین شده بود، حتی احتمال دارد، آنها در این ماههای باقیمانده به روز انتخابات با شیوههای مختلف دنبال این باشند تا هم با سیاهنمایی و هم با خرابکاری مردم را روز بهروز ناامیدتر کنند تا از طریق قهر احتمالیشان با صندوقهای رای بازهم به مانند گذشتهها با آرای حداقلی به مجلس برسند. به همین دلیل باید حواس همه جمع باشد تا در بازی آنها گرفتار نشوند.» به پرسشهای «همدلی» پاسخ میگوید:
جریان اصلاحات روزهای توام با استرسی را تجربه میکند. اینکه آیا بتوانند بهمانند انتخابات گذشته رای بیاورند یا نه، مخصوصا در شرایطی که کشور تهدید و تحدید و همچنین نارضایتی و ناامیدی را تجربه میکند، از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است. تحلیل شما از چشمانداز انتخابات 98 چیست، حضور پر شور مردم یا فضای سردی که منجر به بازگشت تندروها شود؟
به نکته خوب و قابل تاملی اشاره کردید. انتخابات مجلس یازدهم در شرایطی انجام خواهد گرفت که کشور و در نتیجه مردم سختیهای زیادی را در یکسال و چند ماه گذشته متحمل شدهاند و به همین دلیل، مشارکت بالا بیش از هر زمان و مقطع دیگری لازم است. لازم از این جهت که تعداد رای هر چقدر بیشتر شود، مشروعیت نظام بیشتر خواهد شد و با در نظر گرفتن اینکه جمهوریاسلامی فضایی به معنای واقعی کلمه تقابلی را با جهان دارد، برای ایران خیلی خوب خواهد بود که به دنیا این پیام را بدهد که تحریمها و تهدیدهای آمریکا و همپیمانانش تاثیری بر تعهد و وفاداریشان در قبال ایران نگذاشته است.
البته نارضایتی موجب شده تا درباره اراده مردم برای حضور در پای صندوقهای رای تشکیکهایی جدی به وجود بیاید.
مردم حق دارند ناراضی و ناراحت باشند. به هرحال سفرههایشان کوچک شده است و برای تهیه مایحتاج اصلی هم گیروگرفتاریهای زیادی دارند. با این حال باید تاکید داشت، قهر با صندوق رای نه تنها هیچ دردی را درمان نمیکند، بلکه مشکلات را بیشتر و گرهها را کورتر خواهد کرد. ببینید! مردم شاید در ظاهر این حس را داشته باشند که با رای دادن مشکلی از مشکلاتشان حل نخواهد شد. اما آنها باید بدانند، هر چقدر که میزان مشارکت در انتخابات پایین بیاید، به همان مقدار شانس رایآوری تندروها بیشتر خواهد شد. پس امور به دست کسانی خواهد افتاد که اساسا اعتقادی به واقعبینی ندارند و به مسایل نگاهی صفر و صدی میاندازند.
با این حال واکنشها به دعوت سیدمحمد خاتمی خیلی منفی بود.
همانطور که گفتم، باید به مردم این حق را داد که ناراضی و ناراحت باشند. اما مهم این است که این شرایط را پشت سر بگذاریم و فضا را برای برچیدن مانعها فراهم کنیم. به همین دلیل مردم باید با دیدن واقعیتهای ملموسی که پیرامونشان است، از ورود دوباره تندروهای هزینهساز جلوگیری کنند که برای رسیدن به این مهم، رای دادن از اوجبِ واجبات است. همچنین فعالان اصلاحات و چهرههای شاخص و مقبول این جریان باید در مدت زمان باقیمانده همه هموغمشان را به کار بگیرند تا به شکلهای مختلف آگاهی عمومی را بالا ببرند که میتوان به گفتوگوهای رودررو با مردم و نگارش یادداشت و ارائه گزارش در رسانهها اشاره کرد. چون خیلی مهم است که مردم بدانند، همه تقصیرها به گردن دولت و مجلس نیست و اگر قرار بود، در چنین شرایطی قوای مجریه و مقننه در اختیار افراطیون باشد، حتما و قطعا وضعیتمان بسیار بدتر و پر مشکلتر از اینی بود که در حال حاضر تجربهاش میکنیم. پس تاکیدِ موکد چیزی جز تلاش در راستای آماده کردن شرایط برای برگزاری انتخابات با مشارکت حداکثری نمیتواند باشد.
یک مشکل هم محدودیتهایی است که در هر انتخاباتی نسبت به جریان اصلاحات اعمال میشود.
همانطور که به درستی اشاره کردید متاسفانه با وجود اینکه جریان اصلاحات در بین افکار عمومی بیشترین حامی را دارد، در بزنگاههای انتخاباتی چهرههای شاخص و تاثیرگذارش را رد شده میبیند تا کشور به راحتی از بهرهبردن از تواناییهایشان محروم شود. در همین راستا برخی اینطور میگویند که نظارت استصوابی در انتخابات تاثیر زیادی در مشارکت مردم و بهخصوص جریانهای سیاسی در انتخابات میگذارد. در این راستا باید گفت، گرچه در میتوان در باره رد صلاحیتها تحلیلهای زیادی کرد و از تبعات منفیاش گفت، اما این امیدواری است و باید باشد که شوراینگهبان با در نظر گرفتن وضعیت بسیار خطیری که در آن قرار داریم، با سعه صدر بیشتری به مساله بررسی صلاحیتها نگاه کند تا از این طریق نیروهای خوشفکر کشور امکان شرکت در انتخابات و کسب رای مردم را داشته باشند. تاکید میکنم، گرفتاریهایمان به قدری زیاد شده است که حتما و قطعا به حضور چهرههای کاردان در دستگاهها و نهادهای مختلف نیاز داریم تا بتوانند مانعهای متعدد را از پیش رو برداریم. تاکید دیگرم این است که تحت هیچ شرایطی نباید فضا برای بازگشت تندروها فراهم شود. چرا که خیلی از مشکلات این روزهای ما ریشه در تندرویهایی دارد که در دولت و مجلسهای پیشین شده بود.
یعنی تندروها از انتخاباتی سرد استقبال میکنند؟
قطعا همینطور است. حتی احتمال دارد آنها در این ماههای باقیمانده به روز انتخابات با شیوههای مختلف دنبال این باشند تا هم با سیاهنمایی و هم با خرابکاری مردم را روزبهروز ناامیدتر کنند تا از طریق قهر احتمالیشان با صندوقهای رای بازهم به مانند گذشتهها با آرای حداقلی به مجلس برسند. به همین دلیل باید حواس همه جمع باشد تا در بازی آنها گرفتار نشوند. چرا که ثابت کردهاند، به راحتی مصالح نظام و مردم را فدای منفعتهای جریانی و شخصی میکنند. در واقع آن چیزی که برای تندروها مهم است، رسیدن به قدرت است و برای تحقق این هدف، متاسفانه منافع ملی را هم نادیده میگیرند که البته خب! نتیجهاش این است که توسط مردم حاشیهنشین میشوند که شرطش فقط حضوری پررنگ در انتخابات است.
ممنون؛ حرفی مانده است؟
مردم حق دارند ناراضی باشند، اما باید از ورود تندروها جلوگیری کرد.