صفوي: اسرائيل به ايران حمله كند، حزبالله لبنان پاسخ خواهد داد
دستیار و مشاور عالی فرمانده کل قوا تاکید کرد: حماقت سران رژيم صهيونيستي در تهديد ايران، ساکنان سرزمينهاي اشغالي را در يک قدمي گورستان قرار داده است. دشمنان بدانند پاسخ ايران به هرگونه تهديدي پشيمانکننده و ويرانگر خواهد بود.
سردار سرلشکر پاسدار سیدیحیی صفوی به مناسبت 26 شهريورماه ـ سالروز صدور فرمان امام خميني (ره) در سال 64 مبني بر تشكيل نيروهاي سهگانه سپاه ـ در گفتوگويي با سايت سپاه نیوز گفت: فرمان امام در راستاي برآوردن نيازهاي جبهههاي جنگ و پيروزيهاي بزرگ بود.
دستيار و مشاور عالي فرمانده كل قوا اضافه كرد: حضرت امام (ره) براي ايجاد ظرفيت و قابليت بالاتر و جديد تر و ساختار و سازماني که دهها هزار نيروي بسيجي داوطلب جبهه ها را بتواند سازماندهي کند و براي اينکه اين ساختار بتواند تجهيزات لازم را به دست بياورد و سلسله مراتب فرماندهي را طي بکند، و براي برآوردن نياز جبهههاي نبرد و نياز به پيروزيهاي بزرگ و قابليتي که امام (ره) در فرماندهان جوان سپاه و بسيج ميديدند اين فرمان بزرگ را صادر کردند که اين فرمان تبديل به عملياتهاي بزرگ و سرنوشتسازي همچون فتح فاو در بهمن ماه سال 64 و يا فتح دروازههاي شرقي بصره در زمستان 65 و ديگر دستاوردها شد.
وی با بيان اينكه "اولين فرمانده نيروي زميني سپاه پس از فرمان حضرت امام(ره) من بودم و اولين فرمانده نيروي هوايي نيز آقاي موسي رفان و اولين فرمانده نيروي دريايي آقاي حسين علايي بودند"، يادآور شد: با شروع جنگ تحميلي سپاه مسئوليت امنيتي در کشور داشت، خود من به اتفاق تعدادي از پاسداران و بسيجيان در کردستان بوده و فرمانده عمليات کردستان بودم و مشغول تأمين امنيت کردستان بوديم و مأموريت اصلي سپاه تأمين امنيت بود. با شروع جنگ تحميلي و هجوم سراسري رژيم بعثي عراق به ايران، طبيعتا فرمان حضرت امام (ره)براي بسيج همگاني اعم از سپاه و بسيج و ارتش جمهوري اسلامي که مسئوليت دفاع از مرزها را بر عهده داشت، صادر شد. ضرورت حضور پاسداران و بسيجيان در جبهه هاي نبرد احساس ميشد. اوايل جنگ من به اتفاق 120 نفر از پاسداران و نيروهاي رزمي ،که در کردستان گرداني را به اسم گردان ضربت که اولين فرمانده اش برادر خود من آقاي مرتضي صفوي بود و جانشين ايشان آقاي حسين خرازي بود وارد جبهه هاي جنگ در جنوب شديم.
وی ادامه داد: وقتي وارد اهواز شدم براي 2الي3 ماه فرمانده محور دارخوين بودم و بعد از 3-2ماه مسئول عمليات جنوب شدم که ستاد عمليات جنوب را در گلف يا پادگان منتظران شهادت راه اندازي کرديم و با تکليفي که شهيد محلاتي و شهيد کلاهدوز به من کردند مسئوليت ستاد عمليات جنوب را عهده دار شدم. آن زمان سردار رشيد که مسئول عمليات سپاه دزفول بود جانشين من شد. برادر عزيزم شهيد حسن باقري مسئول اطلاعات، مسئول اعزام نيرو آقاي سيدمحمد حجازي بود. ما ستاد عمليات جنوب را که تشکيل داديم، سال 59 بود و تنها چندماه از جنگ مي گذشت ما براي سازماندهي يگانهاي رزم سپاه پاسداران شروع کرديم به تشکيل واحدهاي رزمي، اولين ساختار نظامي را در ستاد عمليات جنوب بنده ، سردار رشيدو شهيد حسن باقري ، از دسته ، گروهان و گردان رزمي را که شامل چند نفر نيروي انساني، چه تجهيزاتي و چند خودرو داشته باشند، تنظيم کرديم. مطابق آن زمان هر گردان رزمي حدود 350 نفر و سلاح سبک شامل تفنگ -آرپي جي ونيزبارسبک و چند قبضه خمپاره بايستي داشته باشد.
دستيار و مشاور عالي فرمانده كل قوا در خصوص عمليات شکستن حصر آبادان اظهار داشت: در عمليات شکستن حصر آبادان که در 5مهرماه بود در سه محور دارخوين ما 5 گردان رزمي داشتيم و بر اساس همين ساختار، آن را سازمان داديم و اولين عملياتي بود که سپاه به صورت سازماني وارد عمليات شد. با سه تيپ لشکر 77خراسان براي شکستن حصر آبادان وارد عمليات شديم طرح شکسستن حصر آبادان را ستاد عمليات جنوب ارائه و به تصويب شوراي عالي دفاع رساند . در عمليات ثامن الائمه(ع) ما 15گردان رزمي داشتيم؛ اين ساختار در آن زمان حدود 350 نفر رزمنده داشت سلاح و تجهيزات سبک و نيمه سنگين تا حد خمپاره انداز 120ميلي متري، 80ميلي متري داشت.
وی ادامه داد: پس از شکستن حصر آبادان بنده مسئول عمليات کل سپاه شدم و پس از شکستن حصر آبادان برادر عزيزمان آقاي محسن رضايي به عنوان فرمانده کل سپاه وارد مسائل جنگ شد. تا قبل از شکستن حصر آبادان شهيد عاليمقام يوسف کلاهدوز به عنوان قائم مقام کل سپاه و مرحوم ظهيرنژاد به عنوان فرمانده نيروي زميني وقت عمليات شکستن حصر آبادان را فرماندهي کردند . فرماندهي مشترک ارتش و سپاه از مختصات خاص اين عمليات بود و اين عمليات اولين عمليات مشترک پس ازعزل و فرار بني صدر ازايران بود که در نتيجه پيروزي بزرگي حاصل شد.
سرلشکر صفوی با بيان اينكه "از عمليات طريقالقدس، شهيد صياد شيرازي فرمانده نيروي زميني ارتش شده بود"، اظهار كرد: از عمليات طريق القدس آن 5گردان تبديل به سه تيپ شدند تيپ امام حسين به فرماندهي حسين خرازي، تيپ عاشورا به فرماندهي عزيز جعفري و تيپ 25کربلا به فرماندهي مرتضي قرباني، حتي شماره هاي اين تيپ ها را ما تعيين مي کرديم و هرتيپ بين 8تا15گردان رزمي داشت با واحدهاي پشتيباني و تدارکاتي و واحدهاي پشتيباني رزمي مثل واحد ادوات و بهداري رزمي، و قرارگاه مرکزي کربلا که يک قرارگاه مشترک سپاه و ارتش بودکه عمليات طريق القدس را فرماندهي کرد .فرمانده اين قرارگاه آقاي محسن رضايي و شهيد بزرگوار صياد شيرازي بود.
وی ادامه داد: در فتحالمبين بخاطر اينکه منطقه عمليات وسيع تر بود به جاي آن سه تيپ، 12تيپ رزمي را و 3 قرارگاه را وارد عمليات کرديم.از آنجا به بعد ما شروع به توسعه سازمان رزم کرديم. در عمليات بعدي يعني بيت المقدس ما اين 12تيپ را به بيش از 15تيپ توسعه داديم و در عمليات رمضان لشکرهاي سپاه را سازمان داديم و در همين زمان شروع به تشکيل واحدهاي تخصصي کرديم. اولين توپخانه سپاه را شهيدحسن مقدم و شهيدحسن شفيع زاده تشکيل دادند. اول از توپهايي که ما در فتح المبين و بيتالمقدس غنيمت گرفته بوديم توپخانه سپاه را و بعد هم دانشکده توپخانه را که يک مرکز تخصصي در اصفهان بود و در همين زمان واحدهاي زرهي و دانشکده زرهي را در شيراز حدود سالهاي 64-65 تشکيل داديم و همچنين پدافند هوايي سپاه را سازمان داديم يعني واحدهاي پشتيباني رزم مثل توپخانه ، پدافند هوايي زرهي که نياز جبههها و نياز به پيروزيهاي بزرگتر و نياز به اينکه سپاه پاسداران گسترش پيدا بکند را سازمان داديم.
صفوی در ادامه يادآور شد: درسال 64 نامهاي توسط فرمانده کل سپاه به حضرت امام نوشته شد و تقاضاي تشکيل سه سپاه زميني، دريايي و هوايي داده شد. امام بزرگوارمان با آن حکمت و دورانديشي و قلب نوراني که به نور قرآن به عشق و محبت رسول خدا وائمه اطهار روشن بود با استفاده از اختيارات رهبرمعظم انقلاب اسلامي و فرمانده کل قوا و تفسير اصل 150قانون اساسي که به وظايف و ماموريت هاي سپاه مربوط مي شد، ، فرمان تشکيل سه نيروي زميني، هوايي و دريايي سپاه را در 26شهريور سال 1364 صادر کردند.
این فرمانده عالیرتبه نیروهای مسلح با بيان اينكه "خود اين فرمان روحيه جديد و ظرفيت ساختاري و سازماني بالايي را ايجاد کرد"، گفت: ما يگان دريايي داشتيم اين يگان دريايي تبديل به نيروي دريايي شد، تشکيل نيروي دريايي سپاه در خليج فارس عملا تبديل به يک قدرت شد. فرمان حضرت امام در سال 64 تبديل به يک نهضتي شد که اين سه نيروي زميني،دريايي و هوايي ، مهمترين مشخصاتشان اين بود که يک نيروي ايدئولوژيک بودند، در طول تاريخ ايران کمتر سازمان رزمي، کمتر نيرويي رزمي بوده که هم ايدئولوژي اسلام ناب محمدي(ص) را داشته باشد و هم تفکر انقلابي داشته باشد تمام فرماندهان نيروي زميني يک تفکر بالاي انقلابي و علمي را داشتند و از شجاعت برخوردار بودند و سومين مشخصه اينکه ظرفيت لشکرهاي ما و نيروهاي ما اين بود که دهها هزار نيروي بسيجي که مي آمد در اين لشکرهاي ما قابل سازماندهي بود.
وي اضافه كرد: برخي از اين لشکرهاي ما 25 تا 30 گردان رزمنده داشتند در حالي که لشکرهاي ارتش هرکدام 3 تيپ و هرتيپ هم 3 گردان داشت و اينکه اين قابليت انعطاف در آن وجود داشت يعني اين لشکرهاي نيروي زميني سپاه غير از آموزش هايي که به بسيجيان مي دادند وقتي که به جبهه ها مي آمدند ، اين نيروهاي بسيجي را در واحدهاي تخصصي از غواصي تا زرهي و ادوات و واحدهاي رزمي و پدافند هوايي و توپخانه به کارگيري مي کردند، اين يعني قدرت ابتکار و خلاقيت که فرماندهان ما در لشکرها و تيپ ها داشتند. اکثر فرماندهان ما زير 27سال سن داشتند و داراي شجاعت و نبوغ و استعداد خاصي بودند البته در يک عمليات مثل کربلاي 5 در سال 65 ما 400فرمانده شهيد داديم اين نشان دهنده اين است که فرماندهان ما در خط مقدم مي جنگيدند.
سردار سرلشکر پاسدار سیدیحیی صفوی به مناسبت 26 شهريورماه ـ سالروز صدور فرمان امام خميني (ره) در سال 64 مبني بر تشكيل نيروهاي سهگانه سپاه ـ در گفتوگويي با سايت سپاه نیوز گفت: فرمان امام در راستاي برآوردن نيازهاي جبهههاي جنگ و پيروزيهاي بزرگ بود.
دستيار و مشاور عالي فرمانده كل قوا اضافه كرد: حضرت امام (ره) براي ايجاد ظرفيت و قابليت بالاتر و جديد تر و ساختار و سازماني که دهها هزار نيروي بسيجي داوطلب جبهه ها را بتواند سازماندهي کند و براي اينکه اين ساختار بتواند تجهيزات لازم را به دست بياورد و سلسله مراتب فرماندهي را طي بکند، و براي برآوردن نياز جبهههاي نبرد و نياز به پيروزيهاي بزرگ و قابليتي که امام (ره) در فرماندهان جوان سپاه و بسيج ميديدند اين فرمان بزرگ را صادر کردند که اين فرمان تبديل به عملياتهاي بزرگ و سرنوشتسازي همچون فتح فاو در بهمن ماه سال 64 و يا فتح دروازههاي شرقي بصره در زمستان 65 و ديگر دستاوردها شد.
وی با بيان اينكه "اولين فرمانده نيروي زميني سپاه پس از فرمان حضرت امام(ره) من بودم و اولين فرمانده نيروي هوايي نيز آقاي موسي رفان و اولين فرمانده نيروي دريايي آقاي حسين علايي بودند"، يادآور شد: با شروع جنگ تحميلي سپاه مسئوليت امنيتي در کشور داشت، خود من به اتفاق تعدادي از پاسداران و بسيجيان در کردستان بوده و فرمانده عمليات کردستان بودم و مشغول تأمين امنيت کردستان بوديم و مأموريت اصلي سپاه تأمين امنيت بود. با شروع جنگ تحميلي و هجوم سراسري رژيم بعثي عراق به ايران، طبيعتا فرمان حضرت امام (ره)براي بسيج همگاني اعم از سپاه و بسيج و ارتش جمهوري اسلامي که مسئوليت دفاع از مرزها را بر عهده داشت، صادر شد. ضرورت حضور پاسداران و بسيجيان در جبهه هاي نبرد احساس ميشد. اوايل جنگ من به اتفاق 120 نفر از پاسداران و نيروهاي رزمي ،که در کردستان گرداني را به اسم گردان ضربت که اولين فرمانده اش برادر خود من آقاي مرتضي صفوي بود و جانشين ايشان آقاي حسين خرازي بود وارد جبهه هاي جنگ در جنوب شديم.
وی ادامه داد: وقتي وارد اهواز شدم براي 2الي3 ماه فرمانده محور دارخوين بودم و بعد از 3-2ماه مسئول عمليات جنوب شدم که ستاد عمليات جنوب را در گلف يا پادگان منتظران شهادت راه اندازي کرديم و با تکليفي که شهيد محلاتي و شهيد کلاهدوز به من کردند مسئوليت ستاد عمليات جنوب را عهده دار شدم. آن زمان سردار رشيد که مسئول عمليات سپاه دزفول بود جانشين من شد. برادر عزيزم شهيد حسن باقري مسئول اطلاعات، مسئول اعزام نيرو آقاي سيدمحمد حجازي بود. ما ستاد عمليات جنوب را که تشکيل داديم، سال 59 بود و تنها چندماه از جنگ مي گذشت ما براي سازماندهي يگانهاي رزم سپاه پاسداران شروع کرديم به تشکيل واحدهاي رزمي، اولين ساختار نظامي را در ستاد عمليات جنوب بنده ، سردار رشيدو شهيد حسن باقري ، از دسته ، گروهان و گردان رزمي را که شامل چند نفر نيروي انساني، چه تجهيزاتي و چند خودرو داشته باشند، تنظيم کرديم. مطابق آن زمان هر گردان رزمي حدود 350 نفر و سلاح سبک شامل تفنگ -آرپي جي ونيزبارسبک و چند قبضه خمپاره بايستي داشته باشد.
دستيار و مشاور عالي فرمانده كل قوا در خصوص عمليات شکستن حصر آبادان اظهار داشت: در عمليات شکستن حصر آبادان که در 5مهرماه بود در سه محور دارخوين ما 5 گردان رزمي داشتيم و بر اساس همين ساختار، آن را سازمان داديم و اولين عملياتي بود که سپاه به صورت سازماني وارد عمليات شد. با سه تيپ لشکر 77خراسان براي شکستن حصر آبادان وارد عمليات شديم طرح شکسستن حصر آبادان را ستاد عمليات جنوب ارائه و به تصويب شوراي عالي دفاع رساند . در عمليات ثامن الائمه(ع) ما 15گردان رزمي داشتيم؛ اين ساختار در آن زمان حدود 350 نفر رزمنده داشت سلاح و تجهيزات سبک و نيمه سنگين تا حد خمپاره انداز 120ميلي متري، 80ميلي متري داشت.
وی ادامه داد: پس از شکستن حصر آبادان بنده مسئول عمليات کل سپاه شدم و پس از شکستن حصر آبادان برادر عزيزمان آقاي محسن رضايي به عنوان فرمانده کل سپاه وارد مسائل جنگ شد. تا قبل از شکستن حصر آبادان شهيد عاليمقام يوسف کلاهدوز به عنوان قائم مقام کل سپاه و مرحوم ظهيرنژاد به عنوان فرمانده نيروي زميني وقت عمليات شکستن حصر آبادان را فرماندهي کردند . فرماندهي مشترک ارتش و سپاه از مختصات خاص اين عمليات بود و اين عمليات اولين عمليات مشترک پس ازعزل و فرار بني صدر ازايران بود که در نتيجه پيروزي بزرگي حاصل شد.
سرلشکر صفوی با بيان اينكه "از عمليات طريقالقدس، شهيد صياد شيرازي فرمانده نيروي زميني ارتش شده بود"، اظهار كرد: از عمليات طريق القدس آن 5گردان تبديل به سه تيپ شدند تيپ امام حسين به فرماندهي حسين خرازي، تيپ عاشورا به فرماندهي عزيز جعفري و تيپ 25کربلا به فرماندهي مرتضي قرباني، حتي شماره هاي اين تيپ ها را ما تعيين مي کرديم و هرتيپ بين 8تا15گردان رزمي داشت با واحدهاي پشتيباني و تدارکاتي و واحدهاي پشتيباني رزمي مثل واحد ادوات و بهداري رزمي، و قرارگاه مرکزي کربلا که يک قرارگاه مشترک سپاه و ارتش بودکه عمليات طريق القدس را فرماندهي کرد .فرمانده اين قرارگاه آقاي محسن رضايي و شهيد بزرگوار صياد شيرازي بود.
وی ادامه داد: در فتحالمبين بخاطر اينکه منطقه عمليات وسيع تر بود به جاي آن سه تيپ، 12تيپ رزمي را و 3 قرارگاه را وارد عمليات کرديم.از آنجا به بعد ما شروع به توسعه سازمان رزم کرديم. در عمليات بعدي يعني بيت المقدس ما اين 12تيپ را به بيش از 15تيپ توسعه داديم و در عمليات رمضان لشکرهاي سپاه را سازمان داديم و در همين زمان شروع به تشکيل واحدهاي تخصصي کرديم. اولين توپخانه سپاه را شهيدحسن مقدم و شهيدحسن شفيع زاده تشکيل دادند. اول از توپهايي که ما در فتح المبين و بيتالمقدس غنيمت گرفته بوديم توپخانه سپاه را و بعد هم دانشکده توپخانه را که يک مرکز تخصصي در اصفهان بود و در همين زمان واحدهاي زرهي و دانشکده زرهي را در شيراز حدود سالهاي 64-65 تشکيل داديم و همچنين پدافند هوايي سپاه را سازمان داديم يعني واحدهاي پشتيباني رزم مثل توپخانه ، پدافند هوايي زرهي که نياز جبههها و نياز به پيروزيهاي بزرگتر و نياز به اينکه سپاه پاسداران گسترش پيدا بکند را سازمان داديم.
صفوی در ادامه يادآور شد: درسال 64 نامهاي توسط فرمانده کل سپاه به حضرت امام نوشته شد و تقاضاي تشکيل سه سپاه زميني، دريايي و هوايي داده شد. امام بزرگوارمان با آن حکمت و دورانديشي و قلب نوراني که به نور قرآن به عشق و محبت رسول خدا وائمه اطهار روشن بود با استفاده از اختيارات رهبرمعظم انقلاب اسلامي و فرمانده کل قوا و تفسير اصل 150قانون اساسي که به وظايف و ماموريت هاي سپاه مربوط مي شد، ، فرمان تشکيل سه نيروي زميني، هوايي و دريايي سپاه را در 26شهريور سال 1364 صادر کردند.
این فرمانده عالیرتبه نیروهای مسلح با بيان اينكه "خود اين فرمان روحيه جديد و ظرفيت ساختاري و سازماني بالايي را ايجاد کرد"، گفت: ما يگان دريايي داشتيم اين يگان دريايي تبديل به نيروي دريايي شد، تشکيل نيروي دريايي سپاه در خليج فارس عملا تبديل به يک قدرت شد. فرمان حضرت امام در سال 64 تبديل به يک نهضتي شد که اين سه نيروي زميني،دريايي و هوايي ، مهمترين مشخصاتشان اين بود که يک نيروي ايدئولوژيک بودند، در طول تاريخ ايران کمتر سازمان رزمي، کمتر نيرويي رزمي بوده که هم ايدئولوژي اسلام ناب محمدي(ص) را داشته باشد و هم تفکر انقلابي داشته باشد تمام فرماندهان نيروي زميني يک تفکر بالاي انقلابي و علمي را داشتند و از شجاعت برخوردار بودند و سومين مشخصه اينکه ظرفيت لشکرهاي ما و نيروهاي ما اين بود که دهها هزار نيروي بسيجي که مي آمد در اين لشکرهاي ما قابل سازماندهي بود.
وي اضافه كرد: برخي از اين لشکرهاي ما 25 تا 30 گردان رزمنده داشتند در حالي که لشکرهاي ارتش هرکدام 3 تيپ و هرتيپ هم 3 گردان داشت و اينکه اين قابليت انعطاف در آن وجود داشت يعني اين لشکرهاي نيروي زميني سپاه غير از آموزش هايي که به بسيجيان مي دادند وقتي که به جبهه ها مي آمدند ، اين نيروهاي بسيجي را در واحدهاي تخصصي از غواصي تا زرهي و ادوات و واحدهاي رزمي و پدافند هوايي و توپخانه به کارگيري مي کردند، اين يعني قدرت ابتکار و خلاقيت که فرماندهان ما در لشکرها و تيپ ها داشتند. اکثر فرماندهان ما زير 27سال سن داشتند و داراي شجاعت و نبوغ و استعداد خاصي بودند البته در يک عمليات مثل کربلاي 5 در سال 65 ما 400فرمانده شهيد داديم اين نشان دهنده اين است که فرماندهان ما در خط مقدم مي جنگيدند.