
موردی که استعفای بطحایی را متفاوت و عجیب میکند، دلایل او برای این اقدام است
استعفای بطحایی؛ سودای بهارستان یا پیشگیری از استیضاح؟
روزنو :نمیتوان دلایل استعفای بطحایی را به دلایل عنوانشده از سوی او محدود کرد. او از آموزشوپرورش رفت چون با عملکرد خود پشتیوانه بدنه اجتماعی معلمان را از دست داد و شاید از برکناری یا استیضاح در آینده پیشگیری کرد. یک تصمیم هوشمندانه برای مدیرانی که کارنامه قابل دفاعی ندارند.
نمیتوان دلایل استعفای بطحایی را به دلایل عنوانشده از سوی او محدود کرد. او از آموزشوپرورش رفت چون با عملکرد خود پشتیوانه بدنه اجتماعی معلمان را از دست داد و شاید از برکناری یا استیضاح در آینده پیشگیری کرد. یک تصمیم هوشمندانه برای مدیرانی که کارنامه قابل دفاعی ندارند.
به گزارش روز نو : وزیر آموزشوپرورش استعفا کرد؛ در قدم اول نه عجیب است نه اولینبار است که یک وزیر استعفا میکند اما دلیل استعفا چرا. موردی که استعفای بطحایی را متفاوت و عجیب میکند، دلایل او برای این اقدام است. اولی برای انتخابات مجلس و دومی برای عدم حمایت دولت از نظام رتبهبندی و حقوق معلمان. برای اولین بار است که یک وزیر بهخاطر انتخابات مجلس کنار میرود. چقدر منطقی است که یک مسئول جایگاه وزارت را رها کند تا شاید برای مجلس رای بیاورد و نماینده شود؟ استعفا برای رسیدن به یک جایگاه پایینتر؟ مورد دوم هم مربوط به گلایه او برای عدم حمایت دولت از نظام رتبهبندی و حقوق معلمان است؛ گلایهای که بدون شناخت از بطحایی و عملکردش، این تصور را ایجاد میکند که وزیر آموزشوپرورش در تمام دوره فعالیتش برای حقوق معلمان تلاش کرده و حالا چون به در بسته خورده، تصمیم به کنارهگیری گرفته است. واقعیت اما این است که بطحایی در حدود دو سال فعالیتش در وزارت آموزشوپرورش فعالیت چشمگیری در راستای بهبود وضعیت معیشتی فرهنگیان انجام نداده و افزایش حقوق آنها هم از میانگین دریافتی سایر کارمندان استخدامی پایینتر بوده است. در واقع عملکرد بطحایی تنها به حرفهایی ختم شده که بسیار گلدرشت بودهاند اما اجرایی نشده است. در نگاهی جدیتر نمیتوان دلایل استعفای بطحایی را به دلایل عنوانشده از سوی او محدود کرد. او از آموزشوپرورش رفت چون با عملکرد خود پشتیوانه بدنه اجتماعی معلمان را از دست داد و شاید از برکناری یا استیضاح در آینده پیشگیری کرد. یک تصمیم هوشمندانه برای مدیرانی که کارنامه قابل دفاعی ندارند.
دو سال گذشته و آینده به هدر رفت!
بطحایی در حالی از سمت خود کنارهگیری کرد که زمزمههایی درباره استیضاح او از سوی نمایندگان مجلس هم وجود داشت. او ماه گذشته هم از نمایندگان مجلس کارت زرد گرفته بود و تا مرحله استیضاح پیش رفته بود که به دلایلی نامشخص منتفی شد. در همین میان مهدی بهلولی، آموزگار و کنشگر صنفی به «خبرآنلاین» میگوید: «تا آنجا که من در فضای واقعی و مجازی دیدم کمتر آموزگاری از این خبر ناراحت شد؛ دلیل آن هم روشن است. بطحایی در دو سال گذشته، کار چشمگیری در راستای بهسازی آموزشوپرورش و بهبود وضعیت معیشتی فرهنگیان انجام نداد.»
او در ادامه میگوید: «سخن گفتن از مافیای کنکور و حذف آزمونهای زیانبار و برخی سخنان دیگر از این دست،گرچه سخنانی ارزشمندند اما در عمل به جد پیگیری نشدند و به جایی هم نرسیدند. اما از خود استعفای بطحایی بیشتر، علت استعفاء بود که محل توجه قرار گرفت. از همان آغاز انتشار خبر، برخی گفتند که ایشان برای دفاع از حقوق فرهنگیان و اعتراض به پرداخت نشدن معوقات آنها و درنظر نگرفتن بودجه برای اجرای رتبهبندی معلمان استعفاء کرده است. برخی هم پای انتخابات مجلس را به میان کشیدند و این که گویا ایشان تصمیم دارد در انتخابات مجلس که چند ماه دیگر برگزار میشود به عنوان نامزد انتخابات شرکت کند؛ اما پیشینه کاری و رفتاری و روحیه بطحایی، به هیچ عنوان، تاییدکننده هیچکدام از این دو گمان نیست.»
نقد را ول کند نسیه را بچسبد؟ نمیشود!
در دوران وزارت بطحایی بر آموزشوپرورش، اعتراضهای معلمان افزایش پیدا کرد. آنها خواستار آزادی معلمان زندانی، توجه به وضعیت معیشتی و متوقف شدن روند خصوصیسازی آموزش و پرورش بودند که بطحایی اصولا مخالف این اعتراضها بود. این معلم میگوید: «بطحایی چه در دولت یازدهم که معاون پشتیبانی وزیر آموزشوپرورش بود و چه در دولت دوازدهم، هیچگاه دفاع عملی سفت و سختی از حقوق پایمال شده آموزشوپرورش و فرهنگیان نکرد که حالا بخواهد به خاطر این کار، به یک باره دل از مسند وزارت بکند و استعفاء کند. استعفای اعتراضی، روحیه، اخلاق و وزن شخصیتی ویژهای میطلبد که فکر نمیکنم کسی در وجود بطحایی سراغ داشته باشد. کسی هم نمیآید نقد وزارت را به نسیه نمایندگی مجلس بفروشد؛ آن هم کسی که در زمان وزارت، اگر نگوییم کارنامهای منفی از خود به جا گذاشته است، دست کم میتوانیم بگوییم که کارنامهای درخشان و پر و پیمان هم نداشته است.»
شنیدههایی هم مبنی بر این است که بهدلیل اعتراضهای فرهنگیان به بطحایی فشار آوردهاند که استعفا کند. «من خوشحال میشدم اگر به راستی چنین بود که میتوانست نشانه ای باشد بر این که فرادستان سیاسی کشور، به سخن و خواسته و اعتراض های مردم، توجه جدی نشان می دهند. روی هم رفته بعید است که این استعفاء خودخواسته بوده باشد. ریشه این استعفاء را چه بسا بتوان در برخی دل نگرانیها و نارضایتیها جستوجو کرد که با پخش چند کلیپ از پخش آهنگ و رقص دانشآموزان در برخی مدرسهها، بالا گرفت. با این حال دلیل استعفاء هر چه بوده باشد مساله این است که از همان آغاز دولت دوازدهم، وزیری انتخاب شد که روشن بود نمیتواند کار ویژهای در آموزشوپرورش انجام دهد.»
دو سال باقیمانده هم از دست میرود
گزینش بطحایی به عنوان وزیر آموزش و پرورش، در قدم اول اعتراض معلمان را به همراه داشت. «سیدمحمد بطحایی گزینشی نادرست بود که دو سال از دولت را هدر داد. فراموش نکنیم که فرهنگیان انتظار بهبودی وضعیت خود و آموزشوپرورش را داشته و دارند اما متاسفانه تاکنون به نتیجه مشخصی دست پیدا نکردهاند. نکته مهم این است که با مشکلات و چالشهای جدی و بسیاری که آموزشوپرورش با آن دست به گریبان است بعید است که هماکنون فردی توانمند و کارشناس، بپذیرد به عنوان وزیر با دولت همکاری کند.بنابراین میتوان گفت که عملا دو سال باقی مانده دولت دوازدهم در حوزه آموزش و پرورش همچون دو سال گذشته، میتواند از دست رفته محسوب شود!»
به گزارش روز نو : وزیر آموزشوپرورش استعفا کرد؛ در قدم اول نه عجیب است نه اولینبار است که یک وزیر استعفا میکند اما دلیل استعفا چرا. موردی که استعفای بطحایی را متفاوت و عجیب میکند، دلایل او برای این اقدام است. اولی برای انتخابات مجلس و دومی برای عدم حمایت دولت از نظام رتبهبندی و حقوق معلمان. برای اولین بار است که یک وزیر بهخاطر انتخابات مجلس کنار میرود. چقدر منطقی است که یک مسئول جایگاه وزارت را رها کند تا شاید برای مجلس رای بیاورد و نماینده شود؟ استعفا برای رسیدن به یک جایگاه پایینتر؟ مورد دوم هم مربوط به گلایه او برای عدم حمایت دولت از نظام رتبهبندی و حقوق معلمان است؛ گلایهای که بدون شناخت از بطحایی و عملکردش، این تصور را ایجاد میکند که وزیر آموزشوپرورش در تمام دوره فعالیتش برای حقوق معلمان تلاش کرده و حالا چون به در بسته خورده، تصمیم به کنارهگیری گرفته است. واقعیت اما این است که بطحایی در حدود دو سال فعالیتش در وزارت آموزشوپرورش فعالیت چشمگیری در راستای بهبود وضعیت معیشتی فرهنگیان انجام نداده و افزایش حقوق آنها هم از میانگین دریافتی سایر کارمندان استخدامی پایینتر بوده است. در واقع عملکرد بطحایی تنها به حرفهایی ختم شده که بسیار گلدرشت بودهاند اما اجرایی نشده است. در نگاهی جدیتر نمیتوان دلایل استعفای بطحایی را به دلایل عنوانشده از سوی او محدود کرد. او از آموزشوپرورش رفت چون با عملکرد خود پشتیوانه بدنه اجتماعی معلمان را از دست داد و شاید از برکناری یا استیضاح در آینده پیشگیری کرد. یک تصمیم هوشمندانه برای مدیرانی که کارنامه قابل دفاعی ندارند.
دو سال گذشته و آینده به هدر رفت!
بطحایی در حالی از سمت خود کنارهگیری کرد که زمزمههایی درباره استیضاح او از سوی نمایندگان مجلس هم وجود داشت. او ماه گذشته هم از نمایندگان مجلس کارت زرد گرفته بود و تا مرحله استیضاح پیش رفته بود که به دلایلی نامشخص منتفی شد. در همین میان مهدی بهلولی، آموزگار و کنشگر صنفی به «خبرآنلاین» میگوید: «تا آنجا که من در فضای واقعی و مجازی دیدم کمتر آموزگاری از این خبر ناراحت شد؛ دلیل آن هم روشن است. بطحایی در دو سال گذشته، کار چشمگیری در راستای بهسازی آموزشوپرورش و بهبود وضعیت معیشتی فرهنگیان انجام نداد.»
او در ادامه میگوید: «سخن گفتن از مافیای کنکور و حذف آزمونهای زیانبار و برخی سخنان دیگر از این دست،گرچه سخنانی ارزشمندند اما در عمل به جد پیگیری نشدند و به جایی هم نرسیدند. اما از خود استعفای بطحایی بیشتر، علت استعفاء بود که محل توجه قرار گرفت. از همان آغاز انتشار خبر، برخی گفتند که ایشان برای دفاع از حقوق فرهنگیان و اعتراض به پرداخت نشدن معوقات آنها و درنظر نگرفتن بودجه برای اجرای رتبهبندی معلمان استعفاء کرده است. برخی هم پای انتخابات مجلس را به میان کشیدند و این که گویا ایشان تصمیم دارد در انتخابات مجلس که چند ماه دیگر برگزار میشود به عنوان نامزد انتخابات شرکت کند؛ اما پیشینه کاری و رفتاری و روحیه بطحایی، به هیچ عنوان، تاییدکننده هیچکدام از این دو گمان نیست.»
نقد را ول کند نسیه را بچسبد؟ نمیشود!
در دوران وزارت بطحایی بر آموزشوپرورش، اعتراضهای معلمان افزایش پیدا کرد. آنها خواستار آزادی معلمان زندانی، توجه به وضعیت معیشتی و متوقف شدن روند خصوصیسازی آموزش و پرورش بودند که بطحایی اصولا مخالف این اعتراضها بود. این معلم میگوید: «بطحایی چه در دولت یازدهم که معاون پشتیبانی وزیر آموزشوپرورش بود و چه در دولت دوازدهم، هیچگاه دفاع عملی سفت و سختی از حقوق پایمال شده آموزشوپرورش و فرهنگیان نکرد که حالا بخواهد به خاطر این کار، به یک باره دل از مسند وزارت بکند و استعفاء کند. استعفای اعتراضی، روحیه، اخلاق و وزن شخصیتی ویژهای میطلبد که فکر نمیکنم کسی در وجود بطحایی سراغ داشته باشد. کسی هم نمیآید نقد وزارت را به نسیه نمایندگی مجلس بفروشد؛ آن هم کسی که در زمان وزارت، اگر نگوییم کارنامهای منفی از خود به جا گذاشته است، دست کم میتوانیم بگوییم که کارنامهای درخشان و پر و پیمان هم نداشته است.»
شنیدههایی هم مبنی بر این است که بهدلیل اعتراضهای فرهنگیان به بطحایی فشار آوردهاند که استعفا کند. «من خوشحال میشدم اگر به راستی چنین بود که میتوانست نشانه ای باشد بر این که فرادستان سیاسی کشور، به سخن و خواسته و اعتراض های مردم، توجه جدی نشان می دهند. روی هم رفته بعید است که این استعفاء خودخواسته بوده باشد. ریشه این استعفاء را چه بسا بتوان در برخی دل نگرانیها و نارضایتیها جستوجو کرد که با پخش چند کلیپ از پخش آهنگ و رقص دانشآموزان در برخی مدرسهها، بالا گرفت. با این حال دلیل استعفاء هر چه بوده باشد مساله این است که از همان آغاز دولت دوازدهم، وزیری انتخاب شد که روشن بود نمیتواند کار ویژهای در آموزشوپرورش انجام دهد.»
دو سال باقیمانده هم از دست میرود
گزینش بطحایی به عنوان وزیر آموزش و پرورش، در قدم اول اعتراض معلمان را به همراه داشت. «سیدمحمد بطحایی گزینشی نادرست بود که دو سال از دولت را هدر داد. فراموش نکنیم که فرهنگیان انتظار بهبودی وضعیت خود و آموزشوپرورش را داشته و دارند اما متاسفانه تاکنون به نتیجه مشخصی دست پیدا نکردهاند. نکته مهم این است که با مشکلات و چالشهای جدی و بسیاری که آموزشوپرورش با آن دست به گریبان است بعید است که هماکنون فردی توانمند و کارشناس، بپذیرد به عنوان وزیر با دولت همکاری کند.بنابراین میتوان گفت که عملا دو سال باقی مانده دولت دوازدهم در حوزه آموزش و پرورش همچون دو سال گذشته، میتواند از دست رفته محسوب شود!»
منبع: خبرانلاین