پيشنهاد تشكيل كارگروه نجات رود كارون

روزنو-رود كارون و شاخههايي كه به آن ميريزد بزرگترين سيستم رودخانهيي را در ايران تشكيل داده و منبع اساسي آب استان خوزستان است. حوضه آبريز كارون-دز نه تنها به عنوان يكي از پرآبترين حوضههاي آبريز رودخانههاي كشور محسوب ميشود بلكه در مسير خود تمدنهاي كهني را به وجود آورده كه پس از گذشت دهها قرن آثار آن محكم و پا برجاست.
رود كارون در خوزستان از ميان سكونتگاهها به ويژه كلانشهر اهواز در جريان است و طبيعتا نيازهاي آبي شهرها و روستاها اعم از مصارف شرب، صنعت و آبياري پوشش گياهي و فضاي سبز از اين منبع تامين ميشود اما اين رودخانه طي سالهاي گذشته دچار كم آبي شده و حجم آب آن به يكسوم و عمق متوسط آن به يك متر كاهش يافته است. داريوش بهمئي يكي از اعضاي ارشد انجمن مهندسان صنعت آب خوزستان تحقيقات گسترده خود را درباره پروژه انتقال آب كارون در دانشگاه تربيت مدرس و زيرنظر محمدرضا حافظنيا و پيروز مجتهدزاده انجام داده است. نتايج تحقيقات اين پژوهشگر جوان خوزستاني قابل توجه و الگو و راهنمايي براي مديران كشوري است تا با دقت و تامل بيشتري پروژه انتقال آب كارون به اصفهان را مورد بررسي قرار دهند. وي در گفتوگو با خبرنگار ما درباره لزوم تشكيل كارگروه نجات كارون اظهار داشت: مدتي قبل و در آغاز شروع كار وزير نيروي دولت جديد كارگروه ويژه نجات درياچه اروميه تشكيل شد و وزارت نيرو نيز دستور توقف طرحهاي مطالعاتي و اجرايي منابع آب در حوضه آبريز كرخه را با اهداف نجات تالاب هورالعظيم و تامين آب موردنياز سد كرخه به شركتهاي تابعه خود صادر كرد. اين موضوع نشان از همت بلند وزير جديد نيرو در زمينه حفظ و بهرهوري منابع آب و محيط زيست دارد. اين پژوهشگر افزود: انتصاب معاون سابق وزارت نيرو در امور آب به استانداري اصفهان و ابقاي حاج رسوليها در مديريت منابع آب ايران (شركت مادر تخصصي منابع آب ايران) به علاوه پيگيريهاي جدي نمايندگان و مسوولان استان اصفهان نسبت به طرحهاي انتقال آب سرشاخههاي كارون به فلات مركزي به ويژه زايندهرود ميتواند دليلي باشد براي تشكيل كارگروه بررسي و ارزيابي پيامدهاي انتقال آب سرشاخههاي كارون بر اساس آمارهاي به روز شده منابع و مصارف آب در حوضه كارون و لحاظ خشكسالي چند سال اخير نه آمارهاي ارائهشده دهه 70! مقدار اراضي قابل كشت در استان خوزستان بيش از يك ميليون هكتار بوده كه درصد زيادي از اين اراضي بايد از طريق كارون آبياري شوند. نياز آبي استان خوزستان در حوزههاي كشاورزي، آب شرب، صنايع و محيط زيست 32 ميليارد متر مكعب است كه ورودي رودخانه در حال حاضر 18 ميليارد متر مكعب بوده و 13ميليارد متر مكعب بيلان منفي دارد. به گفته داريوش بهمئي در حال حاضر طرحهاي انتقال آب در سرشاخههاي كارون بزرگ كه شامل كارون و دز است 17 موردند و دو مورد آن مورد بهرهبرداري قرار گرفتهاند. تونل اول و دوم كوهرنگ طرحهاي بهرهبرداري شده هستند كه حجم آب انتقالي آنها 540 ميليون متر مكعب است. طرح بهشتآباد يكي از پنج طرح در حال اجراي انتقال آب از كارون بزرگ است كه در صورت اجرايي شدن آن 11 هزار ميليون متر مكعب آب از سرشاخههاي اين رودخانه بزرگ جدا خواهد شد. در حال حاضر 90 درصد از اين طرح اجرايي شده است. نتايج تحقيقات اكادميك اين پژوهشگر كه زيرنظر اساتيد دانشگاه تربيت مدرس انجام شده است، نشان ميدهد كه وضعيت آب و نياز آبي خوزستان در حال حاضر در وضعيت بحران و هشدار قرار دارد به طوري كه مديران استان مجبور شدهاند براي برطرف كردن نياز آبي شهرهاي غرب استان اقدام به انتقال آب از سد كرخه به شهرهاي آبادان، خرمشهر و هويزه كنند و به علت ايجاد مشكل در اين طرح امكان انتقال آب از سد دز نيز در حال بررسي است. طبق تحقيقات اين عضو ارشد انجمن مهندسان صنعت آب خوزستان حداقل نياز رودخانه كارون براي خودپالايي و تميز ماندن آب 200 متر مكعب در ثانيه است كه اين ميزان در حال حاضر بين 150 تا 200 متر مكعب در ثانيه و به مرز بحران و هشدار رسيده است. اين موضوع البته در ظاهر قهوهيي رنگ كارون به خوبي مشهود است. عضو هياتمديره انجمن مهندسان صنعت آب خوزستان اجرايي شدن طرح بهشت آباد را تير خلاص خوزستان و حوزه جنوب كشور ارزيابي كرد و گفت: اين طرح به علت اينكه بيش از 50 درصد حجم انتقال آب از حوزه كارون بزرگ را به خود اختصاص ميدهد خوزستان را تبديل به بيابان خواهد كرد. اين پژوهشگر كه بخش بزرگي از مطالعات چند سال گذشته خود را به بررسي پروژههاي انتقال آب در منطقه جنوب كشور اختصاص داده است تاثيرات هيدروپولتيكي انتقال آب كارون را نيز در تحقيقات خود لحاظ كرده است. به طور كلي پيامدهاي كاهش دبي رود كارون، مشتمل بر سه بخش ذيل است: 1- پيامدهاي زيست محيطي و طبيعي شامل: نابودي چشمانداز رودخانه، ناپايداري اكوسيستم رودخانه، تحليل سفرههاي آب زيرزميني، كاهش كيفيت آب شرب، محدوديت كمي آب شرب شهري و روستايي، تغيير ساختار ژئومورفولوژي، تشديد رسوبگذاري، افزايش حجم پسابها و منابع آلاينده، نفوذ آب شور دريا در مصب رودخانه، خشك شدن بركهها و كاهش سطح آب در درياچههاي پايين دست. 2- پيامدهاي اقتصادي شامل: افزايش هزينه، ركود كشاورزي و صنعت، هزينه تصفيه آب شرب، تاثير بر حقابهها، افزايش هزينه بهداشت، افول گردشگري و توريسم، كاهش قابليت توليد انرژي پاك و درآمد برقابي سيستم چند سدي كارون. 3- پيامدهاي اجتماعي-سياسي: بالارفتن نرخ بيكاري، افزايش مهاجرت، مناقشات آبي، عدم توجيه افكارعمومي، كاهش سطح خدمات اجتماعي، رشد حاشيهنشيني. به عبارت ديگر، يك طرح انتقال آب بين حوضهيي، با وجود رفع كمبودها در حوضه مقصد ميتواند منشا تغييرات و هزينههاي زيادي در حوضه مبدا و نيز مقصد باشد كه البته طرحهاي انتقال آب كارون در كنار خشكساليهاي چندسال اخير و ايجاد سدهاي پي در پي به ويژه سد جنجالي گتوند چالشها را تشديد كرده است. با توجه به حساسيتهاي جغرافياي زيستي جنوب غربي كشور و پيامدهاي مثبت و منفي گوناگون طرحهاي توسعه منابع آب حوضه آبريز كارون به ويژه طرحهاي انتقال آب بينحوضهيي، بايد درباره سياستگذاري و تصميمگيري اين گونه طرحها يك بررسي و بازبيني از منظرهاي مختلف در محيط فيزيكي، سياسي- اجتماعي، بيولوژيكي با هدف حفظ تعادل كل اجزاي محيط حوضه مبدا (از سرشاخههاي كارون تا نواحي پاييندست) و ارتباطات بين آنها، به دور از يكجانبهنگري و تعصب جغرافيايي انجام شود. با توجه به مواردي كه گفته شد و محرز بودن زيانهاي منطقهيي و ملي انتقال آب از سرشاخههاي كارون و بر اساس نظرات تخصصي و مستقل و شفاف صاحبنظران و كارشناسان بخشهاي گوناگون منابع آب و مرتبط با آن و همچنين واكنشهاي اجتماعي، مطبوعات و نمايندگان مجلس و نيز قشرهاي مختلف در نواحي حوضه آبريز كارون به عنوان ذينفعان سرشاخهها تا مصب رودخانه در خليج فارس و همچنين با عنايت به معيارها و استانداردهاي ملي و جهاني ضروري است در برنامهريزي چنين طرحهايي، تمام جوانب و چالشهاي احتمالي زيستمحيطي، اقتصادي و سياسي-اجتماعي را در نظر گرفت و ضمنا در طرحهاي اجرايي و درحال بهرهبرداري انتقال آب، به دور از هرگونه اغراض سياسي و بر پايه واقعيتهاي موجود بازبيني اساسي انجام شود. يكي از چالشهاي اساسي طرحهاي انتقال آب كارون عدم اطلاعرساني شفاف و دقيق مسوولان امر است، به طوري كه حتي در صورت وجود آب مازاد حوضه مبدا و نداشتن چالش و پيامدي، منجر به بدبينانه نگريستن، حساسيت و واكنش شده است. در نتيجه ميبايست شفافسازي كافي در فرآيند مطالعه، مديريت و برنامهريزي و وجود داشته باشد .