ابهام در صورتهاي مالي فدراسيون فوتبال
روزنو- اعضاي مجمع فدراسيون فوتبال را بايد «علت» اصلي روزمرّگي اين روزهاي فوتبال ايران و فدراسيون كفاشيان دانست؛ اعضايي كه در مجمع نقش پررنگي ندارند و همانند «ميهمان» در جلسات با آنها برخورد ميشود و بعد از صرف چاي و شيريني و احتمالا ناهار، به محل كارشان برميگردند! اعضاي مجمع فدراسيون فوتبال همانند خود مجمع، جنبه «نمايشي» دارد. جمعي تقريبا مردانه از «چكيده»هاي فوتبال ايران و اين در حالي است كه آنها نه تنها از وظايف خود خبري ندارند بلكه از اختياراتشان نيز آگاه نيستند. مجمع فدراسيون فوتبال تبديل به يكي از «بيكيفيت»ترين بخشهاي فوتبال ايران شده است، مثل فوتبال ايران، همانند فدراسيون فوتبال ايران كه «ابهام» و «عدم شفافيت» در همه جاي آن ديده ميشود. در حقيقت اعضاي مجمع تبديل به ابزاري براي فدراسيون فوتبال شدهاند، آنها با صلواتهايشان براي تاييد، براي بالا بردن دستشان براي تاييد و براي كف زدنهايشان براي تاييد در حقيقت فوتبال ايران را هر روز به عقبتر بازميگردانند. آنها در حقيقت گردش مالي «مبهم» و «غيرشفاف» مردان فدراسيون را تاييد ميكنند، و اينها در حالي است كه فدراسيون فوتبال تبديل به «تاريكخانه مالي» ورزش ايران شده است.
فدراسيون بيبرنامه
راز شوخيهاي تمام ناشدني علي كفاشيان چيست؟ چرا او هيچگاه درباره مديريت فوتبال ايران جدي نميشود؟ چرا هيچگاه نميتوان با او بحث جدي كرد؟ احتمالا تنها جايي كه او شفاف درباره همهچيز توضيح داد در «اوين» بود. علي كفاشيان استاد درآوردن مصوبه از درون مجمعهاست. او سالها معاون سازمان تربيتبدني بوده و با همه زير و بمهاي مجامع مختلف آشناست. او اين روزها زبردستتر شده است و حتي ميتواند خود را به عنوان رييس فدراسيون «مستقل» به مجمع فدراسيون فوتبال تحميل كند و مقابل گزينه وزارت ورزش قد علم كند. او اين روزها روي «پروژه» جديدي كار ميكند؛ تصويب صورت مالي فدراسيون منتهي به جام جهاني؛ يكي از سالهاي پرپول و پرمنفعت فوتبال ايران. او فردا بايد از بودجه يكسال آينده فدراسيون فوتبال در مجمع دفاع كند (در حالي كه سه ماه از سال مالي هم گذشته است!!) و مثل هميشه از آنها تاييديه بگيرد. عنواني كه روي دفترچههاي ارسال فدراسيون فوتبال ديده ميشود اين است: «برنامه و بودجه فدراسيون فوتبال در سال93-92» اما نكته همين جاست، هيچ خبري از برنامه نيست. هيچ برنامهيي وجود ندارد كه بخواهد تصويب شود و همهچيز در حد «عددسازي» باقي مانده است.
هركسي هم ميتواند اين عدد را بسازد. هزينهها زبان هر برنامهيي هستند و اگر برنامه نباشد مفهومي ندارد كه عددي نوشته شود. در مباحث مالي گفته ميشود كه هر بودجهيي نياز به برنامه دارد، در حقيقت برنامه، ترازويي براي بودجه است تا كارشناسان و اعضاي مجمع درباره آن بحث كنند و به چالش بكشند ولي علي كفاشيان و رفقايش مثل هميشه با رندي خاصي، «معيار» و ترازو را حذف كردهاند تا چيزي براي سنجش بودجه وجود نداشته باشد. اين مشكل البته به همه بنگاههاي دولتي باز ميگردد كه هيچ برنامهيي ندارند. بد نيست بدانيد مجموعههاي بزرگ معمولا برنامه استراتژيكي تهيه ميكنند كه پنجسال را در نظر ميگيرند و براي اين برنامه بلندمدت، برنامههاي عملياتي هر ساله و براي آن 12 ماهه و 30 روزه مشخص ميكنند تا بدانند از كدام نقطه به چه نقطهيي برسند ولي در «برنامه و بودجه فدراسيون فوتبال» تنها چيزي كه ديده ميشود «عدد» است، همان سرفصلهايي كه مشخص نيست براي چه اهداف و برنامهيي هزينه ميشود، چه كسي تاييد ميكند، در كجا پاسخگو هستند و قرار است چگونه به فوتبال ايران كمك كند. آيا همين اعداد عجيب را هيات رييسه فدراسيون فوتبال ايران تاييد كرده است؟ «آگاهانه» اينگونه مبهم مينويسد چون مطمئنا اعتقاد دارد اعضاي مجمع چيزي نميفهمند و در مجمع هم صداي اعتراضي شنيده نميشود. فدراسيون فوتبال تنها به «بودجه»يي اكتفا كرده كه بسيار كلي و مبهم و غيرشفاف است و هيچكدام از اعداد و ارقام بودجه به برنامهيي وصل نيستند تا مورد ارزيابي قرار بگيرند. اين عدم شفافيت براي فرار از پاسخگويي است...
هيات رييسه مصوب نكرد!
يكي از مشكلات «برنامه و بودجه» فدراسيون فوتبال ايران اين است كه مجموعه اين «عددبازي»ها به تاييد هيچ مرجع قانوني (از جمله هيات رييسه) نرسيده كه مجمع بخواهد آن را تصويب كند. همه شركتهاي بزرگ اقتصادي در ابتداي گزارش مالي به مجمع، به معرفي اعضاي هيات رييسه ميپردازند و شرح كوتاهي از سوابق و تجربيات آنها ميگويند تا اعضا در جريان همه فعاليتها باشند و بدانند چه كساني برنامهها و بودجهها و استراتژيها را تصويب كردهاند. در حقيقت اعضاي ميفهمند چه كساني برنامه و بودجه سالانه را امضا كردهاند. اما فدراسيون فوتبال ايران «بدعتي» تازه را در دستور كار قرار داده است. آنها در صفحه دوم، پيامي از علي كفاشيان را منتشر كردهاند كه گويي پيامي مهم به كنگره است. نكته جالبتر صفحه بعدي آن است كه پيامي از مهدي محمدنبي، دبيركل فدراسيون فوتبال چاپ شده كه اصلا عضو مجمع نيست و عجيبتر اينكه هيچ نشاني از اعضاي هيات رييسه هم نيست! حداقل اگر بحث احترام را كنار بگذاريم و بخواهيم معيار گزارشهاي مالي معمولي را هم در نظر بگيريم، براي رعايت فرم گزارش هم كه شده بايد از اعضاي هيات رييسه نامي برده ميشد ولي فدراسيون فوتبال گويي همان نگاهي كه به اعضاي مجمع دارد، به اعضاي هيات رييسه هم نگاهي «ابزاري» دارد! اين گزارش مالي نهتنها استاندارد نيست بلكه تخلفي بزرگ محسوب ميشود چون برخلاف اساسنامه به تاييد هيات رييسه كه منتخب مجمع هستند نرسيده است!
هزينههاي عجيب آقاي كفاشيان
هر صفحه چندين رقم، هر صفحه پر از اعداد ميليوني و ميلياردي، هر صفحه عنواني بزرگ و پرطمطراق از فدراسيوني كه در هيچ زمينهيي شفاف نيست. شايد صورت مالي يك خواروبار فروشي شفافتر از اين چند برگه باشد. نوشته شده برگزاري تورنمنت خارجي فوتبال ساحلي بانوان به مبلغ 800ميليون ريال؛ بدون اينكه مشخص باشد چگونه اين عدد مصوب شده است و با چه استراتژياي به اين عدد رسيدهاند. جايي آمده است «آغاز عمليات احداث آكادمي خوابگاه بانوان» به مبلغ 50ميليارد ريال و هيچ برنامه و طرح توجيهياي براي آن وجود ندارد. يكسري اعداد كلي بدون اينكه هيچ پيشزمينهيي براي اعضاي مجمع وجود داشته باشد. گويي طرف حساب مديراني هستند كه هيچ سوادي ندارند و قطعا تاييدش خواهند كرد. جايي نوشته شده «برگزاري دومين همايش بينالمللي علم و فوتبال» به مبلغ پنج ميليارد ريال و خندهدار اينجاست كه مگر در برگزاري دور اول اين همايش كه همانند همايش محلات بود چه دستاوردي براي فدراسيون فوتبال وجود داشت كه حالا دومين دوره آن ميخواهد داشته باشد. نكته ديگر فعاليتهاي فرهنگي است كه مبلغي بيش از 11ميليارد و پانصد ميليون ريال براي آن ديده شده است بدون اينكه هيچ برنامه، طرح و شاخصي براي آن مشخص شده باشد! چگونه ميتوان به اين حجم از ابهام و بيبرنامگي اعتماد كرد؟ چگونه ميتوان به علي كفاشيان اعتماد كرد؟ واقعا اعضاي مجمع فدراسيون فوتبال بدون هيچ برنامه و طرح و استراتژياي ميخواهند 860ميليارد ريال هزينه را به دست يك نفر بسپارند و البته نظارتي هم نداشته باشند؟ اين بودجه مثل همان بودجه پارسال خواهد بود كه با يك صلوات تاييد ميشود و سال بعدش هم هيچ ارزيابياي براي آن وجود نخواهد داشت؟ تا چه زماني فوتبال ايران بايد چوب اين بيبرنامگيها را بخورد؟ چگونه ميتوان به توسعه و پيشرفت فوتبال ايران در مقايسه با ژاپن و كره اميدوار بود اما حداقل «صداقت» و پاكدستي در فدراسيون فوتبال ديده نميشود؟
درآمدهاي مبهم فدراسيون فوتبال
و بخش پاياني «برنامه و بودجه فدراسيون فوتبال ايران»؛ بخش مهم درآمدها! هرچقدر كه علي كفاشيان در هزينهها سعي كرده به ريز به همه مسائل بپردازد و كوچكترين موضوعي را از قلم نيندازد، در بخش درآمدها تنها به «3خط» اشاره شده است تا همهچيز «مبهم»تر از قبل باشد. مثل همه ايرانيها، علي كفاشيان هم نميخواهد كسي خبر داشته باشد كه چقدر پول در حسابش هست. عجيب است، عجيب! حالا علي كفاشيان از درآمدهاي فدراسيون فوتبال رونمايي كرده است. دريافتي از كميته ملي المپيك 70ميليارد ريال، دريافتي از وزارت ورزش و جوانان 200ميليارد ريال و درآمدهاي عملياتي فدراسيون هم 420ميليارد ريال؛ همين، تمام! نه مشخص شده است كه مصوبه كميته ملي المپيك وجود دارد يا نه؟ معلوم نيست دريافت كمك دولتي 200ميلياردي از دولت بر چه اساسي است و در بودجه دولت آمده است و مهمتر اينكه درآمدهاي عملياتي چه معنايي دارد؟ هيچ كجا شما نخواهيد يافت كه در مجمع اعلام كنند حالت «ورشكستي» براي آن مجموعه وجود دارد، يعني فدراسيون فوتبال رسما اعلام كرده است كه 860ميليارد ريال هزينه دارد و تنها 690ميليارد ريال درآمد خواهد داشت! عجيب است. حتي محمود احمدينژاد با اين حجم از بدهي برجاي گذاشته هم در مجلس اينگونه از كسري بودجه نميگفت و در پايان سال همهچيز مشخص ميشد ولي علي كفاشيان اين بيدرايتي مديريتي را به جان خريده تا مشخص شود چه مدير توانمند و مستقلي است. مديري كه دم از «استقلال» ميزند و در مصاحبه از «كمك دولتي» ميگويد. هيچ اشارهيي به كمك فيفا در سال منتهي به جام جهاني نشده است. درآمدهاي تبليغات دور زمين و حق پخش ليگ و بازيهاي تيم ملي كجاي برنامه است؟ كمكهاي مردمي و موضوعات ديگر كجاست؟ همهچيز «مبهم» و «غيرشفاف»؛ مثل علي كفاشيان، مثل فدراسيون فوتبال... بودجهيي براي كشوي آقاي كفاشيان مصوب ميشود و او مثل هميشه هر كاري كه دوست داشته باشد با پولها ميكند. حال اگر 50درصد درآمدها محقق نشود تكليف چيست؟ مطمئن باشيد حتي شما هم ميتوانستيد چنين مصوبهيي را براي هر بودجهيي از مجمع بگيريد. هيچوقت به توسعه فوتبال ايران فكر هم نكنيد. همه پايشان در اين فوتبال گير است و همديگر را تاييد ميكنند. همه ميخواهند از اين فوتبال چيزي براي خودشان بردارند. ما هم خسته از باورهاي دور، خسته از خجالتهاي ابدي چشمانمان را بستهايم. چقدر كوچك كردهاند كلمه «برنامه» و «بودجه» را در اين مملكت! چقدر نااميدكننده است، هرچه ميگذرد ما منتقدان، منفعلتر و كمحرفتر ميشويم. فوتبال ايران با اين نگرش هميشه «مريض» ميماند...