روایتی از نقاط ضعف
به گزارش روز نو :روز گذشته یکی از اقوام رئیسجمهور نوشته بود که «تقریبا اندک افرادی در دولت حاضرند خود را خرج روحانی کنند و اغلب به فکر دور بعد هستند. آنها در مشکلات جاخالی میدهند که تیرهای انتقادی به تن روحانی بنشیند تا روحانی در مرکز سیبل انتقادها باشد.» پاسخ به این دیدگاه بسیار ساده است. خطاب این انتقادات باید حلقهای از اطرافیان روحانی باشند که نقش مستقیمی در انتصابها داشتند و اصرار آنها برای متقاعد کردن رئیسجمهور به صدور حکم برای فرد دلخواه آنان بود. ماههاست که دولت سخنگو ندارد و گاه رئیسدفتر رئیسجمهور، خود را در جایگاه سخنگویی هم به رسمیت میشناسد. از سوی دیگر برخی وزرا هم این گلایه را از رئیسجمهور دارند که وقتی مورد هجمه قرار میگیرند صدای حمایت از روحانی به گوش نمیرسد هر چند در ماههای اخیر رئیسجمهور در حمایت از برخی وزرا بهویژه وزیر ارتباطات سنگ تمام گذاشت.
پایداریها و احمدینژادیها
حجتالاسلام مسیح مهاجری درباره فشارهای وارد شده به دولت به «انتخاب» گفت: «وقتي کسي دولتي را به عهده ميگيرد، مخصوصا رئيسجمهور که رئيس دولت است يا بايد نماند، يا وقتي فشارها را ميبيند در مقابل آن مقاومت کند و کار خودش را انجام دهد. بنابراين من اين ماجرا را به دو بخش تقسيم ميکنم. يکي فشار است و ديگري عدم مقاومت در برابر اين فشارها. برخي از وزرا به این دليل که حاضر نشدند زير بار اين خواستههاي غيرقانوني و غيرمنطقي بعضي از نمايندگان مجلس بروند، یا استيضاح شدند يا خودشان کنار رفتند. اين قابل قبول نيست. روزهاي اولي که آقاي روحاني در دور اول رئيسجمهور شد، يک گردهمايي در تهران از ائمه جمعه سراسر کشور تشکيل شد و ایشان صحبت کردند. در آنجا آقای روحانی حرفي زدند که من همان وقت مقالهاي نوشتم و نقد کردم و گفتم آقا! اين چه حرفي است که ميزنيد؟ حرف ايشان اين بود که مطمئن باشيد ما وقتي ميخواهيم استاندار، فرماندار انتخاب کنيم حتما نظر شما ائمه جمعه و نمايندگان مجلس را ميگيريم و رعايت ميکنيم. من در آن مقاله نوشتم اصلا اين غيرقانوني است براي اينکه نمايندگان مجلس جزو قوه مقننه هستند و طبق قانون اساسي قوه مقننه حق ندارد در قوه مجريه دخالت کند. وقتي شما به يک نماينده اجازه ميدهيد که براي شما استاندار تعيين کند يا طبق نظر آنها استاندار تعيين کنيد، اين استاندار شما نيست بلکه استاندار آنهاست. » وی ادامه داد: در بعضي از وزارتخانهها بعضي از عناصر جبهه پايداري و احمدينژادي حضور داشتند و کارشکني ميکردند و کار خودشان را انجام ميدادند و هنوز هم هستند. آقاي هاشمي به آقاي روحاني بارها با اسم و نمونه گفتند. به من هم مواردش را گفت که کجا و چي گفتند. من اينها را حتي به آقاي روحاني هم گفتم که اينها درست است، چرا عمل نميکنيد؟ آقاي روحاني به هر دليلي گوش و عمل نميکرد. مهاجری تصریح کرد: «مثلا ميگفت من از وزير پرسيدم وزير گفته که نه، اينها آدمهاي خوبي هستند! من در فاصله بين انتخابات رياست جمهوري 96 و تعيين وزرا يعني زماني که هنوز دولت قبلي سر کار بود و وزراي جديد به مجلس معرفي نشده بودند ديداري با آقاي روحاني داشتم و آنجا مفصل مطالبي را گفتم. از جمله اينکه شما در دور اولتان مهرههاي احمدينژادي را کنار نگذاشتيد والان سر کار هستند. در دولت اول کمي مرعوب بودند و خيلي نتوانستند کاري کنند ولي در دولت بعدي شما زهرشان را ميريزند و شما را اذيت ميکنند. بنابراين شما اول کارتان بعد از استقرار دولت بايد اين باشد که اينها را کنار بگذاريد. البته منظورم اين نبود که کسي را بيکار کنيد بلکه کارهاي کليدي در دستشان نباشد و در حد کارمند دستگاه باشند و مسئوليت بالا نداشته باشند. ايشان گفت که بله، درست است و من به اين نتيجه رسيدهام و حتما هم اين کار را خواهم کرد. نشان به آن نشاني که تا الان که دارم با شما صحبت ميکنم يکسال و نيم گذشته نه که اين کار را نکرده بلکه در وزارت و معاونت وزارت و خيلي از مسئوليتهاي کليدي، افراد جديدي از همان طيف را آوردهاند و بيشتر شدهاند».
آرمان