
انتقاد از «روحاني مظلوم است»
روزنو :«روحانی مظلوم است»، این جملهای است که بارها از سوی افراد مختلف بیان شده است و نکته قابل تامل آنجاست که این واژه مظلومیت شامل حال تمام روسای جمهور بهویژه از سال 76 به بعد شده است. چنانکه برخی حامیان آن دولتها با ذکر موضوعاتی از جمله عدم همکاری نهادهای مختلف برای پیشبرد کار دولت، هجمه به رئیسجمهور و... فضایی را در اذهان ترسیم میکردند که گویی هیچ تقصیر و اشکالی در عملکرد روسای جمهور نبوده و تنها باید به تحسین و تقدیر از آنها پرداخت. مخالفان در تمام دولتها حضور داشتند و اینگونه نیست که تنها مخالفان حسن روحانی برای تضعیف آن دولت اقدام به برپایی تجمع و انتشار شایعات دروغ کنند. این نکته را هم باید مدنظر داشت که در بررسی حمایتها و انتقادات از دولت روحانی نمیشود به «انتظارات» بیتوجه بود. در سال 92 و 96 اصلاحطلبان با توجه به برنامههایی که روحانی برای کشور داشت در حمایت از او دریغ نکردند و نمیتوان روحانی بدون حمایت اصلاحطلبان را پیروز انتخاباتهای ریاست جمهوری یازدهم و دوازدهم تصور کرد. اصلاحطلبان سالهاست که نشان دادند فعالیتهایشان بهرغم پرداخت هزینههای زیاد در راستای خواست و مطالبات جامعه است و در همین راستا از روحانی انتظار اقداماتی را داشتند اما از همان ابتدا یعنی در دولت یازدهم انتصابهای رئیسجمهور نشان داد که عزم راسخی برای تحقق این انتظارات ندارد و بیشتر برنامهریزیهای دولت صرف حوزه سیاست خارجی و تعاملات بینالمللی شد که البته این موضوع هم از اهمیت زیادی برخوردار بوده اما بخشی از انتظارات را شامل میشد. حامیان دولت باید به این نکته واقف باشند که با مظلوم خواندن رئیسجمهور نمیتوان برخی گلایهها از عملکرد دولت را پوشاند و حکم برائت به پاستورنشینان داد. روز گذشته صادق زیباکلام استاد دانشگاه تهران در تحليل مناسبات حزبي در انتخابات رياستجمهوري1400 گفت: «اصلاحطلبان در انتخابات سال1400 شانس بسيار ضعيفي براي پيروزي دارند، زيرا دولت روحاني كه با عقبه اصلاحطلبان روي كار آمد، عملكرد نامطلوبي داشته است. مردم بهدليل نارضايتي از دولت روحاني به اصلاحطلبان اقبال نشان نميدهند اما اين قاعده براي اصولگرايان متفاوت است زيرا جبهه اصولگرايي همواره رأي ثابت خود را دارد و طرفداران اينجناح كه معمولا هياتي رأي ميدهند، منتظر ميمانند و ميبينند كه گزينه نهايي اصولگرايان چه كسي خواهد بود تا به آن رأي بدهند؛ براي مثال بايد منتظر بود و ديد كه بين آقايان قاليباف، باهنر، ضرغامي و... چه كسي گزينه نهايي اصولگرايان ميشود».
«روحانی مظلوم است»، این جملهای است که بارها از سوی افراد مختلف بیان شده است و نکته قابل تامل آنجاست که این واژه مظلومیت شامل حال تمام روسای جمهور بهویژه از سال 76 به بعد شده است. چنانکه برخی حامیان آن دولتها با ذکر موضوعاتی از جمله عدم همکاری نهادهای مختلف برای پیشبرد کار دولت، هجمه به رئیسجمهور و... فضایی را در اذهان ترسیم میکردند که گویی هیچ تقصیر و اشکالی در عملکرد روسای جمهور نبوده و تنها باید به تحسین و تقدیر از آنها پرداخت. مخالفان در تمام دولتها حضور داشتند و اینگونه نیست که تنها مخالفان حسن روحانی برای تضعیف آن دولت اقدام به برپایی تجمع و انتشار شایعات دروغ کنند. این نکته را هم باید مدنظر داشت که در بررسی حمایتها و انتقادات از دولت روحانی نمیشود به «انتظارات» بیتوجه بود. در سال 92 و 96 اصلاحطلبان با توجه به برنامههایی که روحانی برای کشور داشت در حمایت از او دریغ نکردند و نمیتوان روحانی بدون حمایت اصلاحطلبان را پیروز انتخاباتهای ریاست جمهوری یازدهم و دوازدهم تصور کرد. اصلاحطلبان سالهاست که نشان دادند فعالیتهایشان بهرغم پرداخت هزینههای زیاد در راستای خواست و مطالبات جامعه است و در همین راستا از روحانی انتظار اقداماتی را داشتند اما از همان ابتدا یعنی در دولت یازدهم انتصابهای رئیسجمهور نشان داد که عزم راسخی برای تحقق این انتظارات ندارد و بیشتر برنامهریزیهای دولت صرف حوزه سیاست خارجی و تعاملات بینالمللی شد که البته این موضوع هم از اهمیت زیادی برخوردار بوده اما بخشی از انتظارات را شامل میشد. حامیان دولت باید به این نکته واقف باشند که با مظلوم خواندن رئیسجمهور نمیتوان برخی گلایهها از عملکرد دولت را پوشاند و حکم برائت به پاستورنشینان داد. روز گذشته صادق زیباکلام استاد دانشگاه تهران در تحليل مناسبات حزبي در انتخابات رياستجمهوري1400 گفت: «اصلاحطلبان در انتخابات سال1400 شانس بسيار ضعيفي براي پيروزي دارند، زيرا دولت روحاني كه با عقبه اصلاحطلبان روي كار آمد، عملكرد نامطلوبي داشته است. مردم بهدليل نارضايتي از دولت روحاني به اصلاحطلبان اقبال نشان نميدهند اما اين قاعده براي اصولگرايان متفاوت است زيرا جبهه اصولگرايي همواره رأي ثابت خود را دارد و طرفداران اينجناح كه معمولا هياتي رأي ميدهند، منتظر ميمانند و ميبينند كه گزينه نهايي اصولگرايان چه كسي خواهد بود تا به آن رأي بدهند؛ براي مثال بايد منتظر بود و ديد كه بين آقايان قاليباف، باهنر، ضرغامي و... چه كسي گزينه نهايي اصولگرايان ميشود».
روایتی از نقاط ضعف
به گزارش روز نو :روز گذشته یکی از اقوام رئیسجمهور نوشته بود که «تقریبا اندک افرادی در دولت حاضرند خود را خرج روحانی کنند و اغلب به فکر دور بعد هستند. آنها در مشکلات جاخالی میدهند که تیرهای انتقادی به تن روحانی بنشیند تا روحانی در مرکز سیبل انتقادها باشد.» پاسخ به این دیدگاه بسیار ساده است. خطاب این انتقادات باید حلقهای از اطرافیان روحانی باشند که نقش مستقیمی در انتصابها داشتند و اصرار آنها برای متقاعد کردن رئیسجمهور به صدور حکم برای فرد دلخواه آنان بود. ماههاست که دولت سخنگو ندارد و گاه رئیسدفتر رئیسجمهور، خود را در جایگاه سخنگویی هم به رسمیت میشناسد. از سوی دیگر برخی وزرا هم این گلایه را از رئیسجمهور دارند که وقتی مورد هجمه قرار میگیرند صدای حمایت از روحانی به گوش نمیرسد هر چند در ماههای اخیر رئیسجمهور در حمایت از برخی وزرا بهویژه وزیر ارتباطات سنگ تمام گذاشت.
پایداریها و احمدینژادیها
حجتالاسلام مسیح مهاجری درباره فشارهای وارد شده به دولت به «انتخاب» گفت: «وقتي کسي دولتي را به عهده ميگيرد، مخصوصا رئيسجمهور که رئيس دولت است يا بايد نماند، يا وقتي فشارها را ميبيند در مقابل آن مقاومت کند و کار خودش را انجام دهد. بنابراين من اين ماجرا را به دو بخش تقسيم ميکنم. يکي فشار است و ديگري عدم مقاومت در برابر اين فشارها. برخي از وزرا به این دليل که حاضر نشدند زير بار اين خواستههاي غيرقانوني و غيرمنطقي بعضي از نمايندگان مجلس بروند، یا استيضاح شدند يا خودشان کنار رفتند. اين قابل قبول نيست. روزهاي اولي که آقاي روحاني در دور اول رئيسجمهور شد، يک گردهمايي در تهران از ائمه جمعه سراسر کشور تشکيل شد و ایشان صحبت کردند. در آنجا آقای روحانی حرفي زدند که من همان وقت مقالهاي نوشتم و نقد کردم و گفتم آقا! اين چه حرفي است که ميزنيد؟ حرف ايشان اين بود که مطمئن باشيد ما وقتي ميخواهيم استاندار، فرماندار انتخاب کنيم حتما نظر شما ائمه جمعه و نمايندگان مجلس را ميگيريم و رعايت ميکنيم. من در آن مقاله نوشتم اصلا اين غيرقانوني است براي اينکه نمايندگان مجلس جزو قوه مقننه هستند و طبق قانون اساسي قوه مقننه حق ندارد در قوه مجريه دخالت کند. وقتي شما به يک نماينده اجازه ميدهيد که براي شما استاندار تعيين کند يا طبق نظر آنها استاندار تعيين کنيد، اين استاندار شما نيست بلکه استاندار آنهاست. » وی ادامه داد: در بعضي از وزارتخانهها بعضي از عناصر جبهه پايداري و احمدينژادي حضور داشتند و کارشکني ميکردند و کار خودشان را انجام ميدادند و هنوز هم هستند. آقاي هاشمي به آقاي روحاني بارها با اسم و نمونه گفتند. به من هم مواردش را گفت که کجا و چي گفتند. من اينها را حتي به آقاي روحاني هم گفتم که اينها درست است، چرا عمل نميکنيد؟ آقاي روحاني به هر دليلي گوش و عمل نميکرد. مهاجری تصریح کرد: «مثلا ميگفت من از وزير پرسيدم وزير گفته که نه، اينها آدمهاي خوبي هستند! من در فاصله بين انتخابات رياست جمهوري 96 و تعيين وزرا يعني زماني که هنوز دولت قبلي سر کار بود و وزراي جديد به مجلس معرفي نشده بودند ديداري با آقاي روحاني داشتم و آنجا مفصل مطالبي را گفتم. از جمله اينکه شما در دور اولتان مهرههاي احمدينژادي را کنار نگذاشتيد والان سر کار هستند. در دولت اول کمي مرعوب بودند و خيلي نتوانستند کاري کنند ولي در دولت بعدي شما زهرشان را ميريزند و شما را اذيت ميکنند. بنابراين شما اول کارتان بعد از استقرار دولت بايد اين باشد که اينها را کنار بگذاريد. البته منظورم اين نبود که کسي را بيکار کنيد بلکه کارهاي کليدي در دستشان نباشد و در حد کارمند دستگاه باشند و مسئوليت بالا نداشته باشند. ايشان گفت که بله، درست است و من به اين نتيجه رسيدهام و حتما هم اين کار را خواهم کرد. نشان به آن نشاني که تا الان که دارم با شما صحبت ميکنم يکسال و نيم گذشته نه که اين کار را نکرده بلکه در وزارت و معاونت وزارت و خيلي از مسئوليتهاي کليدي، افراد جديدي از همان طيف را آوردهاند و بيشتر شدهاند».
روایتی از نقاط ضعف
به گزارش روز نو :روز گذشته یکی از اقوام رئیسجمهور نوشته بود که «تقریبا اندک افرادی در دولت حاضرند خود را خرج روحانی کنند و اغلب به فکر دور بعد هستند. آنها در مشکلات جاخالی میدهند که تیرهای انتقادی به تن روحانی بنشیند تا روحانی در مرکز سیبل انتقادها باشد.» پاسخ به این دیدگاه بسیار ساده است. خطاب این انتقادات باید حلقهای از اطرافیان روحانی باشند که نقش مستقیمی در انتصابها داشتند و اصرار آنها برای متقاعد کردن رئیسجمهور به صدور حکم برای فرد دلخواه آنان بود. ماههاست که دولت سخنگو ندارد و گاه رئیسدفتر رئیسجمهور، خود را در جایگاه سخنگویی هم به رسمیت میشناسد. از سوی دیگر برخی وزرا هم این گلایه را از رئیسجمهور دارند که وقتی مورد هجمه قرار میگیرند صدای حمایت از روحانی به گوش نمیرسد هر چند در ماههای اخیر رئیسجمهور در حمایت از برخی وزرا بهویژه وزیر ارتباطات سنگ تمام گذاشت.
پایداریها و احمدینژادیها
حجتالاسلام مسیح مهاجری درباره فشارهای وارد شده به دولت به «انتخاب» گفت: «وقتي کسي دولتي را به عهده ميگيرد، مخصوصا رئيسجمهور که رئيس دولت است يا بايد نماند، يا وقتي فشارها را ميبيند در مقابل آن مقاومت کند و کار خودش را انجام دهد. بنابراين من اين ماجرا را به دو بخش تقسيم ميکنم. يکي فشار است و ديگري عدم مقاومت در برابر اين فشارها. برخي از وزرا به این دليل که حاضر نشدند زير بار اين خواستههاي غيرقانوني و غيرمنطقي بعضي از نمايندگان مجلس بروند، یا استيضاح شدند يا خودشان کنار رفتند. اين قابل قبول نيست. روزهاي اولي که آقاي روحاني در دور اول رئيسجمهور شد، يک گردهمايي در تهران از ائمه جمعه سراسر کشور تشکيل شد و ایشان صحبت کردند. در آنجا آقای روحانی حرفي زدند که من همان وقت مقالهاي نوشتم و نقد کردم و گفتم آقا! اين چه حرفي است که ميزنيد؟ حرف ايشان اين بود که مطمئن باشيد ما وقتي ميخواهيم استاندار، فرماندار انتخاب کنيم حتما نظر شما ائمه جمعه و نمايندگان مجلس را ميگيريم و رعايت ميکنيم. من در آن مقاله نوشتم اصلا اين غيرقانوني است براي اينکه نمايندگان مجلس جزو قوه مقننه هستند و طبق قانون اساسي قوه مقننه حق ندارد در قوه مجريه دخالت کند. وقتي شما به يک نماينده اجازه ميدهيد که براي شما استاندار تعيين کند يا طبق نظر آنها استاندار تعيين کنيد، اين استاندار شما نيست بلکه استاندار آنهاست. » وی ادامه داد: در بعضي از وزارتخانهها بعضي از عناصر جبهه پايداري و احمدينژادي حضور داشتند و کارشکني ميکردند و کار خودشان را انجام ميدادند و هنوز هم هستند. آقاي هاشمي به آقاي روحاني بارها با اسم و نمونه گفتند. به من هم مواردش را گفت که کجا و چي گفتند. من اينها را حتي به آقاي روحاني هم گفتم که اينها درست است، چرا عمل نميکنيد؟ آقاي روحاني به هر دليلي گوش و عمل نميکرد. مهاجری تصریح کرد: «مثلا ميگفت من از وزير پرسيدم وزير گفته که نه، اينها آدمهاي خوبي هستند! من در فاصله بين انتخابات رياست جمهوري 96 و تعيين وزرا يعني زماني که هنوز دولت قبلي سر کار بود و وزراي جديد به مجلس معرفي نشده بودند ديداري با آقاي روحاني داشتم و آنجا مفصل مطالبي را گفتم. از جمله اينکه شما در دور اولتان مهرههاي احمدينژادي را کنار نگذاشتيد والان سر کار هستند. در دولت اول کمي مرعوب بودند و خيلي نتوانستند کاري کنند ولي در دولت بعدي شما زهرشان را ميريزند و شما را اذيت ميکنند. بنابراين شما اول کارتان بعد از استقرار دولت بايد اين باشد که اينها را کنار بگذاريد. البته منظورم اين نبود که کسي را بيکار کنيد بلکه کارهاي کليدي در دستشان نباشد و در حد کارمند دستگاه باشند و مسئوليت بالا نداشته باشند. ايشان گفت که بله، درست است و من به اين نتيجه رسيدهام و حتما هم اين کار را خواهم کرد. نشان به آن نشاني که تا الان که دارم با شما صحبت ميکنم يکسال و نيم گذشته نه که اين کار را نکرده بلکه در وزارت و معاونت وزارت و خيلي از مسئوليتهاي کليدي، افراد جديدي از همان طيف را آوردهاند و بيشتر شدهاند».
آرمان