حشمت ا... فلاحت پیشه:
نظر نهایی مجمع «مصلحتی» خواهد بود
روزنو :نظر رهبری درباره پالرمو و CFT، نه مولوی است نه ارشادی
روز جمعه سوم اسفند FATF مهلت 4 ماههای به ایران داد تا مناسبات خود را با این سازمان هر چه زودتر تسهیل کند. با توجه به اینکه ایران به تعهدات خود نسبت به این نهاد بینالمللی عمل کرده است اما تاکنون دو لایحه بسیار مهم پالرمو و CFT به لحاظ قانونی در ایران به تصویب نرسیده است تا 200 درصد تعهدات ایران اجرایی شده باشد. این لوایح تاکنون در پیچ مجمع تشخیص مصلحت نظام گرفتار شده است و همگان منتظر تصمیم نهایی سرنوشت ساز این نهاد هستند. برای بررسی این موضوع با حشمت ا... فلاحت پیشه رئیس کمیسیون امنیت و سیاست خارجی مجلس دراین راستا به گفتوگو پرداخت که در ادامه میخوانید.
نظر رهبری درباره پالرمو و CFT، نه مولوی است نه ارشادی
روز جمعه سوم اسفند FATF مهلت 4 ماههای به ایران داد تا مناسبات خود را با این سازمان هر چه زودتر تسهیل کند. با توجه به اینکه ایران به تعهدات خود نسبت به این نهاد بینالمللی عمل کرده است اما تاکنون دو لایحه بسیار مهم پالرمو و CFT به لحاظ قانونی در ایران به تصویب نرسیده است تا 200 درصد تعهدات ایران اجرایی شده باشد. این لوایح تاکنون در پیچ مجمع تشخیص مصلحت نظام گرفتار شده است و همگان منتظر تصمیم نهایی سرنوشت ساز این نهاد هستند. برای بررسی این موضوع با حشمت ا... فلاحت پیشه رئیس کمیسیون امنیت و سیاست خارجی مجلس دراین راستا به گفتوگو پرداخت که در ادامه میخوانید.
به گزارش روز نو :روز جمعه گذشته گروه ویژه اقدام مالی علیه پولشویی و تامین مالی تروریسم FATF تا اوایل تابستان آینده به جمهوری اسلامی ایران مهلت داد تا انتظارات و تعهدات مقتضی را به سرانجام برساند. بر این مبنا ایران تا چه اندازه میخواهد با این نهاد بینالمللی همکاری کند؟ با توجه به اینکه دو لایحه مهم و مد نظر FATF در مجمع تشخیص مصلحت در کش و قوس است، نتیجه این دو لایحه پالرمو و CFTچه خواهد شد؟
البته هفته گذشته بنده پیش بینی کرده بودم که FATF جمهوری اسلامی ایران را در لیست گروههای غیرهمکار قرار نخواهد داد. این امر به علت همکاری FATF با ایران اتفاق نیفتاد بلکه این ایران است که همکاریهای لازم را انجام داده است. از حدود 41 مورد توصیهای که FATF کرده بود، حدود 50درصد این توصیهها در قالب دو قانون داخلی کشور، عملی شده بود. بنابراین دو قانون اصلاحیه مقابله با پولشویی و قانون مقابله با تروریسم که مورد اصلاح قرار گرفت که عملا 50 درصد موارد مد نظر گروه اقدام ، عملی شد که باعث شد نمایندگان ایران با دست پر مذاکرات را با FATF ادامه دهند که منجر به مهلت فوق شد. اما 50 درصد توصیه مربوط به کنوانسیون پالرمو و CFTمی شود که اگر این دو هم در مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب برسند، مشکل دیگری نخواهد بود. به هر حال هر دو مورد اخیر به مجمع تشخیص مصلحت ارجاع داده شد. در مجمع فضا به گونهای است امکان رأی آوردن پالرمو کم است و با شرایط موجود قطعا CFT هم رأی نخواهد آورد. البته بخش عمدهای از کار بستگی به نوع تعاملات آینده اروپاییها با ایران است. زمانی که اروپاییها اینستکس را ایجاد کردند تا مبادلات مالی و تجاری ایران تسهیل شود، در همان جا تاکید داشتند و انتظار بر این بوده که ایران به FATF بپیوندد اما اینستکس تاکنون نتیجه عملیاتی خاصی نداشته است. بنابراین 4 ماه آینده یک زمان قابل توجهای است که اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام میتوانند به این نتیجه برسند که پیوستن به اف ای تی اف میتواند سازنده و.مفید باشد یا خیر. لذا بخشی از کار به گامهای اجرایی اروپا دارد. اکنون در مجمع درباره پالرمو سوالات متعددی مطرح شده است. تاکنون 12 عضو مجموع پرسشهایی را مطرح کردهاند و 9 عضو دیگر هم پرسشهایی دارند که بعد از آن باید دولت و مجلس پاسخگوی پرسشها باشند تا نهایتا رأی گیری صورت پذیرد که آنگاه تازه نوبت به CFT خواهد رسید. لذا کاری که FATF انجام داد، گام مثبتی بود و از همکاریها و حسن نیت ایران هم تقدیر شد. منتها حساسیتهای مجمع تشخیص مصلحت هم قابل توجه است که طرف غربی چه گامهایی را برای همکاریهای دوجانبه برداشته است . در کشور حساسیتهای خاصی نسبت به نحوه تعاملات اروپایی با ایران وجود دارد. این بحث پس از قضیه برجام نمود بیشتری داشته است. بنده شخصا معتقدم که بحث FATFبا برجام متفاوت است زیرا در برجام ما با طرفهایی از چند کشور روبرو بودیم اما در قضیه FATF با یک کنوانسیون بینالمللی روبرو هستیم که همگان بحث عضویت و یا عدم عضویت در آن را مطرح میکنند.
چرا بر روی عضویت و یا عدم عضویت جمهوری اسلامی ایران در FATFتا این اندازه در داخل و خارج از کشور حساسیت وجود دارد ؟
موضوع مناسبات بینالمللی جمهوری اسلامی ایران یک رویه است چه در قالب برجام و جه در قالب FATF. باید پذیرفت که بر روی ایران حساسیتهای خاصی وجود دارد و یک رویه منحصربفرد در جهان محسوب میشود. مسائلی که برای ایران شکل میگیرد با هیچ کشوری قابل قیاس نیست. از سویی عهدشکنیهای آمریکاییها و بعضا اروپاییها باعث سوءنیت به غربیها شده است. لذا هرگونه تصمیم با سیاست خارجی ایران، طبیعتا هم زمان بر است و هم حساسیتهای آن بیش تر از مناسبات سایر کشورها در عرصه بینالمللی است.
آیا میتوان گفت که مجمع تشخیص مصلحت منتظر نتیجه اجلاس آخر FATFبود تا تکلیف جمهوری اسلامی در لیست سیاه قرار گرفتن یا نگرفتن مشخص شود تا مجمع نظر نهایی خود را اعلام نماید؟
فضای کلی مجمع چنین نیست. بنده در چند جلسهای که در مجمع حضور داشتم، تحلیل این است که برای اعضای مجمع سوالات مختلفی درباره پالرمو و سی اف تی مطرح است. این امر هم تنشی از مناسبات ایران با آمریکا و اروپاست. آمریکاییها اگر بر سیاست فشار و تحریم خود ادامه دهند، در ایران هم واکنش مبتنی بر مقاومت شکل خواهد گرفت. در طرف اروپایی هم که بر نظرات اعضای مجمع تاثیر گذاشت، بحث مناسبات مالی جدید اروپاییها بود که هنوز تاثیر مثبت خود را در حوزه مالی نشان نداده است.
فشارها و حاشیه سازیهای پیامکی و یا تجمعات طومار نویسیها تا چه اندازه توانسته است بر نظر اعضای مجمع تاثیر بگذارد؟
پیامکها به ابزاری برای تاثیری گذاری تبدیل شده اند. در رأی نمایندگان مجلس تاثیر خود را نشان داد و اکنون بر روی اعضای مجمع هم چنین تاثیری گذاشته میشود که نمیتوان آن را رد کرد. اما آنچه که در نهایت مجمع، دولت و مجلس تصمیم گیری خواهند کرد، بر اساس منافعملی خواهد بود. به هر حال مجمع باید رأی نهایی را بدهد که آیا عضویت در پالرمو و سی اف تی به مصلحت کشور هست یا خیر. نظر مصلحتی نظر اعضا هم «مصلحتی» است. همین امر نظرات موافق و مخالف جدی زیادی دارد. اعضای مجمع هم میدانند که نظرشان مصلحتی است که ممکن است به مذاق عدهای هم خوش آید و به مذاق برخی تلخ. اما باید مسئولیت این امر را همگان بپذیرند.
این پرسش را صریح پاسخ دهید که آیا اعضای مجمع نظر مقام معظم رهبری را در تصویب و یا عدم تصویب لوایح مد نظر دارند یا خیر ؟ یعنی اینکه مجمع تشخیص از بیانات رهبری برداشت موافقت دارند و یا مخالفت با این لوایح؟
ببینید هر کدام از اعضای مجمع میتوانند تفسیر خود را از فرمایشات مقام معظم رهبری داشته باشند. به شخصه معتقدم که ایشان نظر نهایی را بر عهده خود اعضا گذاشته اند. به هیچ وجه از نامه ایشان به مجمع تشخیص، نه استنباط مخالفت دارم و نه موافقت. یعنی مقام معظم رهبری «تکلیف» اعضای مجمع را گوشزد کرده اند. ایشان در پارافی که روی نامه معاون اول رئیس جمهوری و 8 وزیر کابینه داشته اند، نوشتهاند «با امعان نظر نسبت به نامه اعضای کابینه، [مجمع تشخیص مصلحت] نظر خود را بدهد.» هر تصمیمی که مجمع بگیرد باید مورد قبول همگان باشد. موضع بنده کاملا مشخص است که موافق تصویب لوایح هستم اما هر نظری که در نهایت مجمع تشخیص مصلحت بدهد خواهم پذیرفت. شاید این لوایح از معدود قوانینی باشد که نیاز به «نظر مصلحتی» دارد. اگر همین یک نظر را هم بر عهده رهبری بگذارند، ظلم به ایشان است.
آیا میتوان گفت که نظر مقام معظم رهبری در این باره «ارشادی» بوده و نه «مولوی»؟
روز جمعه سوم اسفند FATF مهلت 4 ماههای به ایران داد تا مناسبات خود را با این سازمان هر چه زودتر تسهیل کند. با توجه به اینکه ایران به تعهدات خود نسبت به این نهاد بینالمللی عمل کرده است اما تاکنون دو لایحه بسیار مهم پالرمو و CFT به لحاظ قانونی در ایران به تصویب نرسیده است تا 200 درصد تعهدات ایران اجرایی شده باشد. این لوایح تاکنون در پیچ مجمع تشخیص مصلحت نظام گرفتار شده است و همگان منتظر تصمیم نهایی سرنوشت ساز این نهاد هستند. برای بررسی این موضوع با حشمت ا... فلاحت پیشه رئیس کمیسیون امنیت و سیاست خارجی مجلس دراین راستا به گفتوگو پرداخت که در ادامه میخوانید.
به گزارش روز نو :روز جمعه گذشته گروه ویژه اقدام مالی علیه پولشویی و تامین مالی تروریسم FATF تا اوایل تابستان آینده به جمهوری اسلامی ایران مهلت داد تا انتظارات و تعهدات مقتضی را به سرانجام برساند. بر این مبنا ایران تا چه اندازه میخواهد با این نهاد بینالمللی همکاری کند؟ با توجه به اینکه دو لایحه مهم و مد نظر FATF در مجمع تشخیص مصلحت در کش و قوس است، نتیجه این دو لایحه پالرمو و CFTچه خواهد شد؟
البته هفته گذشته بنده پیش بینی کرده بودم که FATF جمهوری اسلامی ایران را در لیست گروههای غیرهمکار قرار نخواهد داد. این امر به علت همکاری FATF با ایران اتفاق نیفتاد بلکه این ایران است که همکاریهای لازم را انجام داده است. از حدود 41 مورد توصیهای که FATF کرده بود، حدود 50درصد این توصیهها در قالب دو قانون داخلی کشور، عملی شده بود. بنابراین دو قانون اصلاحیه مقابله با پولشویی و قانون مقابله با تروریسم که مورد اصلاح قرار گرفت که عملا 50 درصد موارد مد نظر گروه اقدام ، عملی شد که باعث شد نمایندگان ایران با دست پر مذاکرات را با FATF ادامه دهند که منجر به مهلت فوق شد. اما 50 درصد توصیه مربوط به کنوانسیون پالرمو و CFTمی شود که اگر این دو هم در مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب برسند، مشکل دیگری نخواهد بود. به هر حال هر دو مورد اخیر به مجمع تشخیص مصلحت ارجاع داده شد. در مجمع فضا به گونهای است امکان رأی آوردن پالرمو کم است و با شرایط موجود قطعا CFT هم رأی نخواهد آورد. البته بخش عمدهای از کار بستگی به نوع تعاملات آینده اروپاییها با ایران است. زمانی که اروپاییها اینستکس را ایجاد کردند تا مبادلات مالی و تجاری ایران تسهیل شود، در همان جا تاکید داشتند و انتظار بر این بوده که ایران به FATF بپیوندد اما اینستکس تاکنون نتیجه عملیاتی خاصی نداشته است. بنابراین 4 ماه آینده یک زمان قابل توجهای است که اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام میتوانند به این نتیجه برسند که پیوستن به اف ای تی اف میتواند سازنده و.مفید باشد یا خیر. لذا بخشی از کار به گامهای اجرایی اروپا دارد. اکنون در مجمع درباره پالرمو سوالات متعددی مطرح شده است. تاکنون 12 عضو مجموع پرسشهایی را مطرح کردهاند و 9 عضو دیگر هم پرسشهایی دارند که بعد از آن باید دولت و مجلس پاسخگوی پرسشها باشند تا نهایتا رأی گیری صورت پذیرد که آنگاه تازه نوبت به CFT خواهد رسید. لذا کاری که FATF انجام داد، گام مثبتی بود و از همکاریها و حسن نیت ایران هم تقدیر شد. منتها حساسیتهای مجمع تشخیص مصلحت هم قابل توجه است که طرف غربی چه گامهایی را برای همکاریهای دوجانبه برداشته است . در کشور حساسیتهای خاصی نسبت به نحوه تعاملات اروپایی با ایران وجود دارد. این بحث پس از قضیه برجام نمود بیشتری داشته است. بنده شخصا معتقدم که بحث FATFبا برجام متفاوت است زیرا در برجام ما با طرفهایی از چند کشور روبرو بودیم اما در قضیه FATF با یک کنوانسیون بینالمللی روبرو هستیم که همگان بحث عضویت و یا عدم عضویت در آن را مطرح میکنند.
چرا بر روی عضویت و یا عدم عضویت جمهوری اسلامی ایران در FATFتا این اندازه در داخل و خارج از کشور حساسیت وجود دارد ؟
موضوع مناسبات بینالمللی جمهوری اسلامی ایران یک رویه است چه در قالب برجام و جه در قالب FATF. باید پذیرفت که بر روی ایران حساسیتهای خاصی وجود دارد و یک رویه منحصربفرد در جهان محسوب میشود. مسائلی که برای ایران شکل میگیرد با هیچ کشوری قابل قیاس نیست. از سویی عهدشکنیهای آمریکاییها و بعضا اروپاییها باعث سوءنیت به غربیها شده است. لذا هرگونه تصمیم با سیاست خارجی ایران، طبیعتا هم زمان بر است و هم حساسیتهای آن بیش تر از مناسبات سایر کشورها در عرصه بینالمللی است.
آیا میتوان گفت که مجمع تشخیص مصلحت منتظر نتیجه اجلاس آخر FATFبود تا تکلیف جمهوری اسلامی در لیست سیاه قرار گرفتن یا نگرفتن مشخص شود تا مجمع نظر نهایی خود را اعلام نماید؟
فضای کلی مجمع چنین نیست. بنده در چند جلسهای که در مجمع حضور داشتم، تحلیل این است که برای اعضای مجمع سوالات مختلفی درباره پالرمو و سی اف تی مطرح است. این امر هم تنشی از مناسبات ایران با آمریکا و اروپاست. آمریکاییها اگر بر سیاست فشار و تحریم خود ادامه دهند، در ایران هم واکنش مبتنی بر مقاومت شکل خواهد گرفت. در طرف اروپایی هم که بر نظرات اعضای مجمع تاثیر گذاشت، بحث مناسبات مالی جدید اروپاییها بود که هنوز تاثیر مثبت خود را در حوزه مالی نشان نداده است.
فشارها و حاشیه سازیهای پیامکی و یا تجمعات طومار نویسیها تا چه اندازه توانسته است بر نظر اعضای مجمع تاثیر بگذارد؟
پیامکها به ابزاری برای تاثیری گذاری تبدیل شده اند. در رأی نمایندگان مجلس تاثیر خود را نشان داد و اکنون بر روی اعضای مجمع هم چنین تاثیری گذاشته میشود که نمیتوان آن را رد کرد. اما آنچه که در نهایت مجمع، دولت و مجلس تصمیم گیری خواهند کرد، بر اساس منافعملی خواهد بود. به هر حال مجمع باید رأی نهایی را بدهد که آیا عضویت در پالرمو و سی اف تی به مصلحت کشور هست یا خیر. نظر مصلحتی نظر اعضا هم «مصلحتی» است. همین امر نظرات موافق و مخالف جدی زیادی دارد. اعضای مجمع هم میدانند که نظرشان مصلحتی است که ممکن است به مذاق عدهای هم خوش آید و به مذاق برخی تلخ. اما باید مسئولیت این امر را همگان بپذیرند.
این پرسش را صریح پاسخ دهید که آیا اعضای مجمع نظر مقام معظم رهبری را در تصویب و یا عدم تصویب لوایح مد نظر دارند یا خیر ؟ یعنی اینکه مجمع تشخیص از بیانات رهبری برداشت موافقت دارند و یا مخالفت با این لوایح؟
ببینید هر کدام از اعضای مجمع میتوانند تفسیر خود را از فرمایشات مقام معظم رهبری داشته باشند. به شخصه معتقدم که ایشان نظر نهایی را بر عهده خود اعضا گذاشته اند. به هیچ وجه از نامه ایشان به مجمع تشخیص، نه استنباط مخالفت دارم و نه موافقت. یعنی مقام معظم رهبری «تکلیف» اعضای مجمع را گوشزد کرده اند. ایشان در پارافی که روی نامه معاون اول رئیس جمهوری و 8 وزیر کابینه داشته اند، نوشتهاند «با امعان نظر نسبت به نامه اعضای کابینه، [مجمع تشخیص مصلحت] نظر خود را بدهد.» هر تصمیمی که مجمع بگیرد باید مورد قبول همگان باشد. موضع بنده کاملا مشخص است که موافق تصویب لوایح هستم اما هر نظری که در نهایت مجمع تشخیص مصلحت بدهد خواهم پذیرفت. شاید این لوایح از معدود قوانینی باشد که نیاز به «نظر مصلحتی» دارد. اگر همین یک نظر را هم بر عهده رهبری بگذارند، ظلم به ایشان است.
آیا میتوان گفت که نظر مقام معظم رهبری در این باره «ارشادی» بوده و نه «مولوی»؟
نمی توان گفت نظر ایشان ارشادی یا مولوی بوده است. نوعی یادآوری تکلیف اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام است. رهبر معظم انقلاب به آقایان در مجمع، «تکلیف» شان را یادآوری کردهاند که بر همین مبنا نظر خود را نهایی کنند.
آرمان