به روز شده در: ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۵۰
کد خبر: ۳۵۸۶۶
تاریخ انتشار: ۰۱:۵۴ - ۲۸ مهر ۱۳۹۲

سروش صحت و پژمان جمشيدي:عمر فوتباليست ها از بازيگـران كمتر است


روزنو-تلويزيون در سال‌هاي اخير وظايف مختلفي را به عهده داشته است. از اعلام اخبار و اطلاعات مختلف به مخاطبان گرفته تا ساخت برنامه‌هاي سرگرم‌كننده و جريان‌سازي در رويدادهاي گوناگون اما اين رسانه در مواقعي نيز اقدام به ساخت «پديده»هايي كرده كه مخاطبان را شگفت‌زده كرده است. نام‌هاي مختلفي را مي‌توان نام برد كه به عنوان مجري، بازيگر، فيلمنامه‌نويس و... در اين رسانه به پديده تبديل شده‌اند و حالا «پژمان» آخرين پديده‌يي است كه از اين رسانه سر برآورده است. سريالي با محوريت يك شخصيت فوتباليست كه از همان قسمت‌هاي اول مخاطب را با خود همراه كرده و به مرور خبر از تولد شخصيتي جالب و عجيب داده كه با وجود آن كه رشته اصلي‌اش فوتبال است، در مقام يك بازيگر حضوري جذاب و شيرين دارد. روزنامه اعتماد در گفت‌وگو با سروش صحت، كارگردان و پژمان جمشيدي، ايده‌پرداز اوليه اين سريال و بازيگر نقش پژمان، به چگونگي شكل‌گيري اين تجربه پرداخته و اين دو نيز از كم و كيف ايفاي اين نقش سخن گفته‌اند و به جزيياتي اشاره كرده‌اند كه براي خواننده اين مطلب خواندني و جذاب است.P-07-1 پژمان جمشيدي: تلويزيون هميشه براي من جدي بوده است. برخلاف برخي آدم‌ها كه مي‌گويند تلويزيون نگاه نمي‌كنند و فقط ماهواره نگاه مي‌كنند من به صراحت مي‌گويم كه من اكثرا تلويزيون ايران را نگاه مي‌كنم سروش صحت: وقتي با برادران قاسمخاني صحبت مي‌كرديم، مي‌گفتيم بد نيست اين مسائل را نشان دهيم كه همه بازيكن‌ها دستمزدهاي نجومي نگرفته‌اند، روابط خانوادگي خوبي دارند و برخي دچار فقر و مشكلات مالي هستند نخستين مواجهه شما با رسانه‌يي به نام «تلويزيون» براي چه زماني بوده است؟ به خاطر داريد نخستين برنامه‌يي كه در تلويزيون حضور داشتيد كدام برنامه بود؟ پژمان جمشيدي: سال‌ها قبل كه تازه ماهواره آمده بود، به برنامه‌يي تلويزيوني دعوت شدم كه از شبكه جام جم پخش مي‌شد و مجري آن «شهاب حسيني» بود. در آن سال‌ها تازه ماهواره به ايران آمده بود و شبكه جام جم هم روي ماهواره پخش برنامه داشت اما هنوز با اين مفهوم آشنا نشده بودم كه چطور برنامه‌ تلويزيوني مي‌تواند متعلق به ايران باشد و از ماهواره پخش بشود. جشن رمضان هم از برنامه‌هاي ديگري بود كه به آن دعوت شدم و به خاطرم هست برنامه ديگري هم بود كه مجريانش سيد جواد يحيوي و محمد سلوكي بودند. بعدها حضورم در تلويزيون ادامه يافت و در برنامه‌هاي ورزشي مختلفي حضور پيدا كردم. حضور در تلويزيون براي نخستين بار تجربه خاص و جالبي مي‌تواند باشد. خيلي‌ها هول مي‌شوند و حرف‌هايي كه مي‌خواهند بزنند را فراموش مي‌كنند. برخي افراد هم با دوربين راحت هستند و مشكل خاصي ندارند. شما جزو كدام دسته از افراد بوديد؟ پژمان جمشيدي: من هميشه جلوي دوربين راحت بوده‌ام. هيچ‌وقت به حرف‌هايي كه مي‌خواهم بزنم فكر نمي‌كنم و طرحي براي حرف زدن نمي‌ريزم. همان حرف‌هاي خودم را مطرح مي‌كنم. به همين دليل مشكلي با دوربين نداشته‌ام. حالا با تجربه ايفاي نقش در سريال پژمان چه ديدگاهي نسبت به تلويزيون پيدا كرده‌ايد؟ يعني چقدر نظر شما نسبت به اين رسانه تغيير كرده است؟ پژمان جمشيدي: خيلي زياد. من همه جوره تلويزيون را مي‌شناختم جز اين شكل از تلويزيون كه در سريال پژمان تجربه كردم. پيش از اين تجربه ،هميشه با دوستانم بر سر اين مساله بحث مي‌كرديم كه آيا بازيگر ها مشهورند يا فوتباليست‌ها. حالا به نظر شخص من معروف‌ترين آدم‌ها در ايران افرادي هستند كه در سريال‌هاي تلويزيوني ايفاي نقش مي‌كنند. علت اين مساله هم اين است كه تلويزيون راحت‌ترين دسترسي را در اختيار مخاطب خود قرار مي‌دهد و هر كس در خانه خود به سادگي مي‌تواند از اين وسيله براي سرگرمي استفاده كند يا اخبار و اطلاعات مورد نياز خود را دريافت كند. اين سادگي حتي در دسترسي به روزنامه و نشريات مكتوب هم نيست و براي خريد يك روزنامه، حتما بايد لباس پوشيد و تا سر كوچه رفت اما تلويزيون با يك دكمه روشن مي‌شود و از آن، قاب دنيا قابل مشاهده است. من خودم هيچگاه تصوري از اين موقعيت تلويزيون نداشتم. برخلاف سروش صحت و گروه سازنده اين سريال كه تجربه‌هايي مانند پاورچين، شب‌هاي برره و ساختمان پژشكان را در كارنامه خود داشتند من با اين مقوله آشنايي نداشتم و هر بار آنها درباره ميزان مخاطب بالاي تلويزيون صحبت مي‌كردند نسبت به اين موضوع ناآگاه بودم. آيا تلويزيون براي شما آنقدر جدي شده كه بخواهيد به عنوان يك فعاليت جديد در زندگي خود روي آن برنامه‌ريزي كنيد؟ پژمان جمشيدي: تلويزيون هميشه براي من جدي بوده است. برخلاف برخي آدم‌ها كه مي‌گويند تلويزيون نگاه نمي‌كنند و فقط ماهواره نگاه مي‌كنند، من به صراحت مي‌گويم كه من اكثرا تلويزيون ايران را نگاه مي‌كنم چون به من آرامش مي‌دهد. آدم‌هايي كه در تلويزيون هستند همان افرادي هستند كه در كنار من زندگي مي‌كنند و به زبان من سخن مي‌گويند. البته برنامه‌هاي شبكه‌هاي ماهواره‌يي را هم گهگاه نگاه مي‌كنم. اين شبكه‌ها گاهي برنامه‌هاي خوب و جذابي هم دارند اما تلويزيون خودمان به من آرامش بيشتري مي‌دهد. موضوعي كه سريال پژمان به آن اشاره مي‌كند، علاوه بر فوتبال در سينما و تلويزيون هم مسبوق به سابقه است. افسردگي‌هايي كه شخصيت پژمان گرفتار آن است گاه در ميان بازيگراني كه مدتي بيكار مي‌مانند هم بروز پيدا مي‌كند. آيا در سريال پژمان اين دو موضوع با هم تلفيق شده است؟ سروش صحت: قصه‌يي كه مهراب و پيمان قاسمخاني تصميم گرفتند، بنويسند قصه يك فوتباليست بود. اين مساله هم چند علت داشت؛ اول اينكه ايده اوليه سريال متعلق به پژمان جمشيدي بود و ديگر اينكه به واسطه پررنگ بودن مساله فوتبال در جامعه، درك اين موضوع براي مخاطب عام راحت‌تر و ساده‌تر است. البته عمر حرفه‌يي فوتباليست‌ها هم كوتاه‌تر از عمر بازيگران است. ورزشكارها در سن 33 تا 34 سالگي معمولا با عرصه حرفه‌يي ورزش خداحافظي مي‌كنند و اين خيلي دردناك است كه در اوج جواني اين اتفاق رخ دهد. به همين دليل اين مساله در ورزش دردناك‌تر است. اين سريال بر اساس خاطراتي شكل گرفت كه پژمان جمشيدي براي برادران قاسمخاني تعريف كرده است و البته قصه‌پردازي و تخيل هم مانند هر اثر نمايشي در آن بسيار وجود دارد. آيا علت انتخاب يك شخصيت فوتباليست براي اين سريال مي‌تواند اين مساله باشد كه در سال‌هاي اخير انتقادهاي فراواني نسبت به پشت صحنه‌هاي فوتبال و روابط ميان ورزشكاران اين عرصه مطرح شده است؟ آيا اين سريال قصد داشته با نگاهي انتقادي به اين عرصه بپردازد؟ سروش صحت: وقتي با برادران قاسمخاني صحبت مي‌كرديم، مي‌گفتيم بد نيست اين مسائل را نشان دهيم كه همه بازيكن‌ها دستمزدهاي نجومي نگرفته‌اند، روابط خانوادگي خوبي دارند، برخي دچار فقر و مشكلات مالي هستند و مثل مردم عادي زندگي مي‌كنند. فوتباليست‌هايي كه دستمزدهاي نجومي مي‌گيرند صرفا محدود به نسل خاصي هستند و اين مساله عموميت ندارد. پژمان جمشيدي: ما به هيچ كدام از اتفاق‌هاي روز فوتبال فكر نكرديم و آنچه در اين سريال مشاهده مي‌شود صرفا اتفاق‌هايي است كه براي من به عنوان پژمان جمشيدي رخ داده و پس از پايان عمر فوتبال من هم پيش آمده است. مثلا وقتي نخستين بار به بانك رفتم و از من كارت شناسايي خواستند، متوجه شدم كه ديگر مرا نمي‌شناسند و پذيرش اين مساله براي من سخت بود. حتي اين اواخر يك بار چك من برگشت خورد. در دوران اوج ورزش، سوپرماركتي محله‌مان اجازه نمي‌داد خريدهايم را خودم به خانه بياورم اما حالا مجبورم خودم همه‌چيز را بار كنم و بياورم. البته سريال با لحن و زبان طنز همه حرف‌هاي خودش را هم زده است! پژمان جمشيدي: كلياتي در فوتبال ما وجود دارد كه در اين سريال ديده مي‌شود. مثلا فوتباليست 36 ساله سريال پژمان وقتي با اين سوال رييس بانك مواجه مي‌شود كه: «چرا ديگر فوتبال بازي نمي‌كني»؟ مي‌گويد: «امان از مافياي فوتبال»! اين سريال اصلا كاري به مافياي فوتبال ندارد چون مافياي فوتبال كاري به كار يك بازيكن 36 ساله كه دوران فوتبالش تمام شده ندارد. او مي‌گويد: مافياي فوتبال و ذهن مخاطبان به سمت اين موضوع مي‌رود اما واقعيت اين است كه پژمان با طرح اين مساله، ذهن مخاطبان را منحرف مي‌كند. او فرد بسيار زياده‌خواه و ابلهي است و بالا رفتن سن و سال خود را پشت اين موضوع پنهان مي‌كند. اما در همين قسمت‌هاي اخير، موضوع‌هايي مانند فاميل بازي در فوتبال، دادن پول براي حضور در برنامه 90 و... هم مطرح شد. پژمان جمشيدي: در سريال مسائل ديگري هم مطرح مي‌شود. مثل انتقادي كه پژمان از عدم چاپ مصاحبه‌هايش در رسانه‌ها مطرح مي‌كند و مي‌گويد خبرنگارها براي اين كار پول مي‌گيرند. اتفاقا طرح اين مسائل به نفع خبرنگاران است و نشان مي‌دهد فقط ديدگاه فردي مثل پژمان نسبت به خبرنگاران چنين است و واقعيت ماجرا اين نيست . اما جنس طنز سريال مانند برنامه‌هايي همچون «شب‌هاي برره» كه صرفا مخاطب را بخنداند، نيست و در لايه‌هاي زيرين آن حرف‌هاي خوبي مطرح مي‌شود. سروش صحت: بالاخره سريال حرف‌هايي هم مي‌زند اما وجه طنز غالب است. اگر بخواهيم براي سريال معناهايي را مطرح كنيم، مي‌توانيم به اين مساله اشاره كنيم كه بايد يادمان باشد در هر حرفه‌يي كه باشيم و هر مسووليتي كه داشته باشيم و حتي در زندگي عادي، در يك مقطع زماني همه اينها تمام خواهد شد و بايد آماده باشيم كه با آن واقعيت روبه‌رو شده و وارد مرحله‌يي جديد شويم و پذيرش اين مرحله جديد را هم داشته باشيم. به نظر مي‌رسد انتخاب جامعه فوتبال به عنوان بستر روايت اين قصه به اين دليل بوده كه جامعه فوتبال بستر پذيرش مناسب‌تري براي اين مسائل انتقادي داشته است. سروش صحت: اين عرصه جالب‌تر از ديگر عرصه‌هاست و نكته ديگر اين است كه كاراكتري نقش پژمان جمشيدي را ايفا مي‌كند كه در عين حال كه خود آن فرد است، ربطي هم به آن فرد ندارد و اين وضعيت يك ملغمه عجيب و جالبي را ايجاد مي‌كند كه بخش‌هايي از آن واقعي است. مثلا بهروز رهبري‌فرد ،دوست پژمان جمشيدي است و حميد درخشان واقعا الگوي پژمان جمشيدي بوده است اما اين دو كاراكتر در سريال، شخصيت‌هاي عالم واقعيت نيستند. پژمان جمشيدي: كليت اين قصه شبيه يك خواب مي‌ماند. سروش صحت: تاكيد مي‌كنم كه صرفا بخش‌هايي از اين قصه واقعي است و اين تلفيق واقعيت و داستان براي خود ما خيلي دل‌انگيز و لذت‌بخش است. شايد علت بروز چنين وضعيتي اين باشد كه شما خيلي راحت و ساده سراغ اصل مطلب رفته‌ايد و مقدمه‌چيني‌هاي بيهوده نداشتيد. سروش صحت: يكي از ويژگي‌هاي متن‌هاي برادران قاسمخاني اين است كه اين گونه مي‌نويسند. من هم در كارگرداني همه‌چيز را ساده برگزار مي‌كنم. ساختار ساخته‌هاي من ساده است چون قرار نيست موضوع پيچيده‌يي را مطرح كنيم. يعني در طول ساخت سريال كاملا مقيد به متن بوديد؟ سروش صحت: بله، اما در طول كار به دليل حضور بچه‌هاي خلاق و شيرين و بداهه‌پرداز، از هر پيشنهادي استقبال مي‌كرديم. اگر قرار بود شوخي خاصي اضافه شود حتما بايد در تمرين آن را تجربه مي‌كرديم و جواب مي‌داد. پژمان جمشيدي: من جمله‌يي داشتم كه پيمان قاسمخاني از آن خيلي خوشش مي‌آمد. اين جمله را در بهشت زهرا مي‌گفتم و مضمون آن چنين بود: «دور و نزديك نداره، آرزوي ما موفقيت آن عزيز در آن دنياست» كه پيمان قاسمخاني خيلي از آن خوشش مي‌آمد و اين جمله در بداهه خلق شد و اصطلاحا درآمد. اما تقريبا 95 درصد ديالوگ‌ها در متن بود. در سريال نكاتي وجود دارد كه نشان مي‌دهد تحقيق دقيقي براي سريال صورت گرفته است. مثلا متلك‌هاي فوتبالي كه در كار مطرح مي‌شود، كاملا به‌روز است. در اين مرحله چه اتفاقي رخ داده است؟ سروش صحت: پيمان و مهراب قاسمخاني به‌شدت اهل فوتبال هستند. هر روز روزنامه ورزشي مي‌خوانند، هفته‌يي يك‌بار فوتبال بازي مي‌كنند، رفيق ورزشكار دارند و... اما حضور پژمان بسيار بسيار مفيد بود چون او اصطلاحا «آخر» فوتبال بود و گاهي اصطلاحاتي را كه ما نوشته بوديم، حذف مي‌كرد و مي‌گفت اين كلمه معني بدي مي‌دهد. مثلا در فيلمنامه جمله‌يي بود با اين مضمون كه «تا حالا با شورت ورزشي يك عكس هم نينداخته» اما پژمان گفت «تا حالا لگد به گربه هم نزده» را به كار ببريم چون اين جمله تناسب بيشتري با فوتبال دارد. «عام بودن» اين شوخي‌ها هم نكته مهمي است. گاهي اصطلاحاتي در يك اثر مطرح مي‌شود كه مخاطب عام آنها را نمي‌فهمد اما در پژمان اين وضعيت وجود ندارد و هر مخاطبي با هر درجه از اطلاعات با كار ارتباط برقرار مي‌كند. پژمان جمشيدي: علت اين مساله اين است كه سريال پژمان اثري اجتماعي است تا فوتبالي. البته در جامعه ما فوتبال خيلي فراگير است و در جامعه ما مردم به واسطه برنامه‌يي مانند 90 با فوتبال آشنا هستند و اصطلاحات آن را خوب مي‌دانند. در سريال پژمان متن و بازي، جزو دو عنصر بسيار پررنگ هستند كه توجه مخاطب را كاملا جلب مي‌كند. به عنوان كارگردان اين سريال چه مسيري را در بخش‌هاي ديگر همچون: تدوين، صداگذاري، ساخت موسيقي و... طي كرده‌ايد و چه اتفاق‌هايي در بخش‌هاي اينچنيني رخ داده است؟ سروش صحت: اگر بخش‌هاي ديگر ديده نمي‌شود يكي از محاسن سريال است. هر بخشي كه از كار بيرون نزند، بخش خوب كار است و چيزي كه به چشم مي‌آيد، ايراد و اشكال دارد. نوشته‌ها و بازي‌ها در سريال حس مي‌شود چون دقيقا همين مباحث بايد ديده شود و من از اينكه بخش‌هاي ديگر ديده نشده خوشحالم اما طراح صحنه، صدابردار و... در سريالي اينچنيني وظيفه خودشان را به خوبي انجام داده‌اند. سليقه كارگرداني من هم اين است كه چيزي كه لزومي به نمايش آن وجود ندارد را نشان ندهيم و به تصوير نكشيم. البته اين حسن بزرگي براي يك كار است. مثلا درباره تدوين خوب هم گفته مي‌شود كه تدوين خوب، تدويني است كه ديده نشود. شما چه مسيري را براي رسيدن به اين جايگاه طي مي‌كنيد؟ سروش صحت: در يك سريال اينچنيني فقط بايد بازي‌ها ديده شود و متن و قصه احساس شود و ساير بخش‌ها نبايد اصطلاحا از توي كادر بيرون بزنند. گاهي يك لباس خاص كه توي ذوق مي‌زند يا يك زاويه دوربين نامتعارف حس و حال كار را به هم مي‌ريزد. مثلا ما از دوربين روي دست هيچ جا استفاده نكرديم جز صحنه خواب پژمان يا جايي كه عشقي به كما رفته است؛ براي تشديد حس صحنه از دوربين روي دست استفاده كرديم اما جايي كه دليلي براي اين كار نداشت و اتفاق خاصي رخ نمي‌داد، از اين تمهيد استفاده نكرديم. طنازي خاصي هم در بخش‌هايي از سريال ديده مي‌شود كه به نظرم مشخصه كار است. مثلا حضور آدم‌هاي عجيب و غريب در مقابل بهشت زهرا از اين موارد است. جايي كه مردي با كلاه نمدي سوار اتومبيلي گرانقيمت مي‌شود و مردي متشخص و كت شلواري، سوار موتور مي‌شود. اين بخش‌ها نشان‌دهنده جامعه‌يي نامتوازن است كه هيچكس جاي خودش نيست. سروش صحت: اغلب اين موارد در فيلمنامه بوده و فقط در بخش‌هايي محدود، چيزهايي را به قصه اضافه كرده‌ايم. يكي از بخش‌هايي كه با اجازه پيمان و مهراب دوست داشتم به قصه اضافه شود، حضور «اردشير كاظمي» بود كه در قصه حضور داشت و صرفا هم مي‌خوابيد. او پدربزرگ خانواده است و هر بار كه چشمش را باز مي‌كند آنچه برايش جالب نيست را مي‌بيند، دوباره به خواب مي‌رود. حضور او «زندگي» را وارد سريال مي‌كرد و من دوست داشتم تعداد جلسات بيشتري او آفيش باشد. پژمان جمشيدي: البته تصور من از حضور اين شخصيت اين بود كه او فرد دنياديده‌يي است و همه راهي كه ديگران رفته‌اند را او رفته و طي كرده و در انتهاي آن به آرامشي رسيده است. ته زندگي اوست.
پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار