به روز شده در: ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۰
کد خبر: ۳۵۸۴۲
تاریخ انتشار: ۰۱:۱۸ - ۲۸ مهر ۱۳۹۲

دیپلماسی « ویلچر ظریف» جواب داد

روزنو-جلوی در خانه جمعیت زیادی جمع شده بود. همه خانواده بودند. با بچه‌های قد و نیم‌قد. پرسیدم: «کمکی از من ساخته‌ست؟» یکیشان گفت: «من شش‌تا بچه دارم. چی کار کنم؟ این سه‌تا رو بخورم؟» گفتم: «یعنی چی؟ مگه گربه‌ای بچه‌هاتو بخوری؟» خانم مسنی گفت: «من 75سالمه. یه دونه بچه هم بیشتر ندارم. الان دوتا بچه دیگه از کجا دربیارم واسه شما آخه؟!» پیرمردی از آن طرف گفت: «آقای روحانی ما خیلی سعی کردیم، ولی دیگه این قوزک پا یاری بچه‌دار شدن نداره.» آقای میانسالی که سوار بر ماشین مدل بالایی بود گفت: «آقا من زنم بچه‌دار نمی‌شه. امکان داره من به جای 3تا بچه آوردن، 3تا زن بگیرم؟!» زنگ زدم به وزیر بهداشت و پرسیدم: «هاشمی تو راجع به بچه‌دار شدن چی گفتی ملت جمع شدن جلوی در خونه‌ام؟!» گفت: «هیچی فراخوان دادیم که هر خانواده باید 3تا بچه داشته باشه.» گفتم: «قربونت برم یه جوری گفتی اینها فکر می‌کنن زوریه. برو تلویزیون ماجرای بچه‌دار شدن رو قشنگ و کامل توضیح بده.» گفت: «آخه زشته توی تلویزیون توضیح بدم که.» گفتم: «بابا ماجرای 3تا بچه رو می‌گم توضیح بده.» ساعت 12:10 ظهر برای عیادت رفتم منزل جواد. گفتم: «آقا خدا قوت. مذاکرات موفق‌تون خیلی سروصدا کرده.» پوزخندی زد و گفت: «فعلا که نماینده روسیه گفته مذاکرات می‌تونست بهتر از این برگزار شه!» گفتم: «خب منم چون روس‌ها ناراحتن می‌گم مذاکرات موفق بوده دیگه. حالا بگو ببینم چیا گفتین؟ چطور بود؟» گفت: «محرمانه‌ست نمی‌تونم بگم.» گفتم: «مرد حسابی رئیس‌جمهور مملکتم ها!» گفت: «خب اون دفعه هم بین نماینده‌های مملکت حرف زدم، سر از روزنامه اون بنده خدا درآورد!» گفتم: «خب به من که دیگه نمی‌تونی نگی. مثل اینکه من خودم گذاشتمت وزیر ها. لااقل بگو چیکار کردی یخشون آب شد؟» گفت: «بهش می‌گن «دیپلماسی ویلچر». با ویلچیر رفتم، گفتم ببینین روز اول که اومدم راست راست بودم، الان اینطوری چپ کردم. دو دقیقه مثل بچه خوب حرف این دیپلمات پیرتون رو گوش کنید، حلش کنیم بره. تحت تأثیر قرار گرفتن. همه اشک توی چشماشون حلقه زده بود.» ساعت 14:30 بعدازظهر عباس آخوندی وزیر راه به دفترم آمد و گفت: «آقا می‌خوایم ترمینال دوم فرودگاه امام رو با سرمایه‌گذاری بین‌المللی احداث کنیم.» گفتم: «عباس جان قربونت برم، فعلا همون تهران- شمالی‌رو که با سرمایه‌گذاری بین‌المللی شروع شده تموم کن، همین یه کار رو بکنی باور کن مردم از وزارت راه هیچی دیگه نمی‌خوان. پروژه جدید پیش‌کش.» ساعت 17:55 عصر ترکان آمد توی اتاق و گفت: «آقا شنیدین اوباما توی سخنرانیش گفته مردم آمریکا از سیاستمداران خود خسته شده‌اند؟!» نجفی گفت: «آفرین! چه رئیس‌جمهور جسور و صادقی.» چپ‌چپ نگاهش کردم و گفتم: «آقای عزیز! به من تیکه نندازها. شما برو واسه خودت یه فکری بکن که «شیردال» تقلبی بهت نندازن.» بعد رو کردم به ترکان و گفتم: «این دفعه با باراک حرف زدیم، بهش توصیه می‌کنم مثل سیاستمداران ما، با مردمش محترمانه و خاکی و صادقانه برخورد کنه، که مردم جرأت نکنن از سیاستمدارانشون خسته شن.» نجفی با تعجب پرسید: «جرأت نکنن؟!!» گفتم: «نه یعنی... چیزه... اصلا تو شیردالت کو؟!» وقایع‌نگار 25 مهر 1392: 1. مدیرکل دفتر جمعیت وزارت بهداشت: «هر خانواده ایرانی باید 3 فرزند داشته باشد.» 2. ظریف: «مذاکرات ژنو محرمانه باقی می‌ماند.» 3. آخوندی: «احداث ترمینال دوم فرودگاه امام با سرمایه‌گذاری بین‌المللی» 4. اوباما: «مردم آمریکا از سیاستمداران خود خسته شده‌اند.»
پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار