
محمود واعظی در اظهاراتی به اصلاحطلبان تاخت
دمیدن بر آتش اختلافات
روزنو :مرد شماره یک این روزهای حسن روحانی، لیدر حلقه معروف اعتدال و توسعه ایها به رئیس جمهور این بار صریحتر از همیشه اختلافاتش با جریان اصلاحطلبی را عیان کرده است و دیگر ابایی از این ندارد که لااقل در رسانهها روی خوش به جریان چپ نشان دهد بلکه میخواهد تیغ تیز انتقادهایش را مستقیم تر از همیشه به سمت اصلاحطلبان هدایت کند. در شرایطی که وضعیت نابسامان اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور انتقادهای مردمی را روانه اصلاحطلبان به عنوان حامیان دولت دوازدهم و حسن روحانی کرده است. محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهور که مشهور است به دست راست حسن روحانی و معروف به مامور عزل و نصبها و انتخاب وزرا و به حاشیه راندن اسحاق جهانگیری به عنوان معاون اول رئیس جمهور و فردی که آرزوی وزیر امور خارجه شدن داشت ولی به آرزوی خود نرسید از اظهارنظرهای اصلاحطلبان و نقدهایشان از دولت به ستوه آمده و گفته است: «در مورد بگومگوهای رسانهای اصلاحطلبان بارها گفتهام کسانی که الان فکر میکنند که انتقاد از دولت در انتخابات به نفع آنها میشود، اشتباه میکنند. عدهای اکنون انتقاد کرده و خودشان هم کمی دولت را تضعیف میکنند. آنها فکر میکنند که این انتقاد موجب رایآوری در انتخابات میشود در حالی که این روند هم به ضرر خودشان میشود و هم به ضرر دولت.» این در حالی است که محمود واعظی نمیداند اکثر منتقدین نمیتوانند به عرصه انتخابات به عنوان کاندیدا بیایند و یا قصد ورود برای دور بعد را نیز ندارند.
مرد شماره یک این روزهای حسن روحانی، لیدر حلقه معروف اعتدال و توسعه ایها به رئیس جمهور این بار صریحتر از همیشه اختلافاتش با جریان اصلاحطلبی را عیان کرده است و دیگر ابایی از این ندارد که لااقل در رسانهها روی خوش به جریان چپ نشان دهد بلکه میخواهد تیغ تیز انتقادهایش را مستقیم تر از همیشه به سمت اصلاحطلبان هدایت کند. در شرایطی که وضعیت نابسامان اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور انتقادهای مردمی را روانه اصلاحطلبان به عنوان حامیان دولت دوازدهم و حسن روحانی کرده است. محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهور که مشهور است به دست راست حسن روحانی و معروف به مامور عزل و نصبها و انتخاب وزرا و به حاشیه راندن اسحاق جهانگیری به عنوان معاون اول رئیس جمهور و فردی که آرزوی وزیر امور خارجه شدن داشت ولی به آرزوی خود نرسید از اظهارنظرهای اصلاحطلبان و نقدهایشان از دولت به ستوه آمده و گفته است: «در مورد بگومگوهای رسانهای اصلاحطلبان بارها گفتهام کسانی که الان فکر میکنند که انتقاد از دولت در انتخابات به نفع آنها میشود، اشتباه میکنند. عدهای اکنون انتقاد کرده و خودشان هم کمی دولت را تضعیف میکنند. آنها فکر میکنند که این انتقاد موجب رایآوری در انتخابات میشود در حالی که این روند هم به ضرر خودشان میشود و هم به ضرر دولت.» این در حالی است که محمود واعظی نمیداند اکثر منتقدین نمیتوانند به عرصه انتخابات به عنوان کاندیدا بیایند و یا قصد ورود برای دور بعد را نیز ندارند.
>آغازگر دعوا
اما واعظی درحالی نسبت به نقدهای آنان به دولت خرده میگیرد که خود نقشی کلیدی در حذف حلقه جریان چپ پیرامون حسن روحانی طی شش سال گذشته داشته، چرا که بسیاری معتقدند به حاشیه رانده شدن جریان چپ از سوی شخص اوست.
برخی میگویند واعظی از همه اعضای حزب اعتدال و توسعه به جریان اصولگرایی نزدیکتر است. او نیروی رشد یافته توسط ولایتی است.
به گزارش روز نو :واعظی کسی بود که خود از طریق حزب اعتدال و توسعه، دعواها و درگیریهای درون دولت را با اصلاحطلبان از درگیری با حزب کارگزاران آغاز کرد. موضوعی که منجر به صدور بیانیه این حزب علیه کارگزاران به دلایل انتقادات این حزب از تیم اقتصادی دولت شد و در ادامه به پاسخهای تند تر حزب کارگزاران منتهی و این پیغام و پسغامهای دو طرفه تداوم یافت تا اختلافات اصلاحطلبان و جریان موسوم به واعظی را بیشتر نشان دهد. از سوی دیگر، لازم به یادآوری است چندی پیش در این راستا از برخی منابع آگاه اعلام شد که یادداشتهای انتقادی اصلاحطلبان خطاب به دولت را واعظی با آب و تاب فراوان به نظر رئیسجمهور میرساند و حسن روحانی نیز آن را به اسحاق جهانگیری ارجاع داده اما معاون اول از بازتاب این ابراز ناراحتی به دلیل مصلحت اجتناب میکرده است.
از سوی دیگر، انتشار گفتوگوی کسانی مثل حسامالدین آشنا یکی دیگر از حلقههای نزدیک به دولت و البته نزدیک به محمود واعظی، بنزینی بر آتش این اختلافات بود. آشنا در آن گفت و گو کسانی مثل اسحاق جهانگیری و کرباسچی را مورد حمله قرار داد.
واعظی اما خود نیز شخصا علیه اصلاحطلبان در طول این مدت سخنان زیادی گفته است، مثلا او اظهار داشته بود که رای اصلاحطلبان تاثیری در پیروزی روحانی نداشته یا درباره انتقادهای برخی چهرههای اصلاحطلبان گفته بود: «به نظرم رسانهها نباید اینگونه افراد را بزرگ و رسانهای کنند.بزرگترین سمت آنها در کشور عنوان "فعال سیاسی" است؛ لذا نظرات شخصی خود را به جامعه سرایت ندهند. این افراد اگر این نظرات را در گروههای سیاسی خود مطرح کنند، همطیفیهای آنها خواهند گفت که اینها نظرات شخصی است و آن را قبول ندارند.»
رئیس دفتر رئیسجمهور اضافه کرده بود:« این کشور انسانهای بزرگی دارد، اینها گمنام و فراموش شدهاند و با مطرح کردن اینگونه مسائل میخواهند بر سر زبانها بیفتند.»
حال محمود واعظی و حزب او با این سابقه سیاسی نسبت به اصلاحطلبان، خود از انتقادهای اصلاحطلبان از دولت شاکی است؟ در چنین شرایطی اکنون موضع اصلاحطلبان باید نسبت به این گفتهها چه باشد؟
>اشتباه در تحلیل
حمید قزوینی فعال سیاسی با بیان اینکه هر رئیس جمهوری که به روی کار بیاید یک حلقه ای پیرامون خود دارد به آفتاب یزد گفت:«اینکه رئیس جمهور گروهی داشته باشد که بیشتر به آنها اعتماد کند و قرابت و اعتماد به آنها نشان دهد و هماهنگیها را با آنها صورت دهد، یک امر طبیعی است و باقی رئیس جمهورها نیز این ویژگی را داشتهاند. اما آنچه که اکنون قابل بحث است این موضوع است که رئیس جمهور و اطرافیانش باید متوجه این امر باشند که بیشتر آرایشان به خاطر اصلاحطلبان بوده است. روحانی هیچ گاه یک چهره که به عنوان شخصی مقبول اقبال عمومی داشته باشد، نبود این اصلاحطلبان بودند که از صبغه خود در سال ۹۲ صرف آقای روحانی کردند. این موضوع را اگر آقای روحانی و نزدیکان او مثل واعظی متوجه نباشند در تحلیل جامعه و ارزیابیهایی که از مسائل دارند اشتباه کردهاند.»
وی ادامه میدهد:«در سالهای گذشته نیز خیلیها تلاش کردند که جریان اصلاحطلبی را کنار بزنند اما نتوانستند. این جریانی است که ریشه در متن جامعه دارد و هر شخص یا گروهی که این امر را نادیده بگیرد این خود اوست که زیان میکند نه اصلاحطلبان. ممکن است عده ای از جریان اعتدال نام ببرند اما قاعدتا این جریان یک جریان مشخص و شناسنامه دار نیست. جامعه دو جریان اصولگرا و اصلاحطلب بیشتر ندارد از این رو ظاهرا امثال واعظی و جریان موسوم به آنها با اظهارات اخیر خودشان را به تغافل میزنند. این دچار غفلت بودن است که برخلاف ادعای اخیر به ضرر اعتدالیون تمام میشود. بیشتر از آنکه اصلاحطلبان به جریان روحانی و نزدیکان او احتیاج داشته باشند این آنها هستند که به این جریان نیاز دارند.»
>دلیل انتقاد اصلاحطلبان
صادق زیباکلام استاد دانشگاه نیز با بیان اینکه روحانی و برخی از نزدیکان او از جمله واعظی برایشان تلخ است که قبول کنند اگر حمایت اصلاحطلبان نبود روحانی به جای بیست میلیون، دو میلیون رای هم نمیآورد به آفتاب یزد میگوید:«هیچ اصلاحطلبی از این موضوع به عنوان وسیله ای برای سهم خواهی استفاده نکرد. علت اینکه امروز اصلاحطلبان از روحانی انتقاد میکنند برای آن است که مردمی که پای صندوق رای رفتند روی حساب حرف اصلاحطلبان و تشویق آنان بوده است. آنها مطالباتی دارند، اما روحانی آن مطالبات را برآورده نکرده است. مشکل ازجایی شروع میشود که امروز کسی به واعظی حمله نمیکند که چرا وضعیت اینگونه است ؟ بلکه حملهها و گلایهها به سمت اصلاحطلبان است، مردم از اصلاحطلبان گلایه میکنند و از آنها بیزار شدهاند که روحانی که شما به دنبالش دویدید تا رای بیاورد اکنون به مطالبات ما وقعی نمینهد.»
وی ادامه میدهد: «اصلاحطلبان در این شرایط دو کار میتوانند انجام دهند؛ یکی آنکه ابراز پشیمانی بکنند که چرا به مردم گفتهاند به حسن روحانی رای بدهید که البته گروهی هم اکنون نیز دست به این کار زدهاند، دسته دوم کسانی هستند که اصلا به روی خودشان نیاوردند که آنها بودند که خواستند مردم به روحانی رای بدهند. اما هر دوی این گروهها در اشتباهند. چون در هر صورت مردم، اصلاحطلبان را مسئول انتخاب حسن روحانی میدانند و از همین رو جریان چپ دیگر نمیتواند پشیمان باشد یا به روی خودش نیاورد. پس باید چه کرد ؟»
زیبا کلام میگوید: «نخست اینکه اصلاحطلبان باید نقش خودشان را به عنوان مقصر قبول کنند، ضمن آنکه این موضوع را نیز مطرح کنند که اگر روحانی رای نمیآورد چه کسی به جایش رئیس جمهور بود؟ در عین حال اصلاحطلبان در شرایط کنونی به هر شکلی که از روحانی دفاع میکنند، از طرفی هم نباید بگذارند که یک آب خوش از گلوی روحانی پایین برود و باید مرتب از او انتقاد کنند که مطالبات مردم در حال فراموشی است. اما این چیزی است که آقای واعظی و سایر حلقه نزدیک روحانی دوست ندارند. آنها فقط میخواهند تعظیم و تکریم و مجیز گویی روحانی گفته شود. اما اصلاحطلبان بیش از آنکه بخواهند در مدح و ستایش روحانی بگویند از وی باید انتقاد کنند. از همین رو برخلاف ادعایی که آقای واعظی میکند این رفتار اصلاحطلبان در نقد روحانی نیست که باعث تضعیف او میشود بلکه برعکس، نقدها یادآوری برای روحانی است که او مطالبات را فراموش نکند.»
>کمیته اصلاحطلبان و دولت
اما اظهارات محمود واعظی به انتقاد از اصلاحطلبان ختم نمیشود بلکه اظهارنظرهایش بخشهای دیگری هم دارد از جمله اینکه او در پاسخ به این پرسش که چرا کمیته مشترک اصلاحطلبان و دولت تاکنون تشکیل نشده است؟ بیان کرد: «ما از تشکیل این کمیته استقبال میکنیم، ولی نمیدانم چرا هنوز این کمیته تشکیل نشده است. به هر حال همه چیز دو طرف دارد؛ یک طرف همانها (اصلاحطلبان) و یک طرف هم ما هستیم. همان زمان با من صحبت کردند و من گفتم که این کمیته مشترک میتواند مثبت باشد، الان هم همین عقیده را دارم.»
گفتههایی که به این معناست ؛ اصلاحطلبان مانع تشکیل این کمیتهاند. اما آیا واقعا اینگونه است؟ و اگر پاسخ مثبت است دلیل این مخالفت اصلاحطلبان چیست ؟ قزوینی درباره ادعای مطرح شده درباره تشکیل کمیته اصلاحطلبان و دولتیان و اینکه اصلاحطلبان تمایلی به آن نشان ندادهاند میگوید: « دولت روحانی زمانی که شکل گرفت بیشتر از آنکه به دنبال هماهنگی با یک جریان باشد به دنبال هماهنگی با اشخاص بود. او تلاش داشت که صرفا با چند شخص اصلاحطلب گفتمان برقرار کند تا دیگر با جریان کلی اصلاحطلب تعامل نداشته باشد و همین امر نیز امروز کار دست دولت داده است. کمیته مدنظر هم چنین ویژگی دارد. جریان اصلاحات بیشتر از آنکه به چند نفر وابسته باشد یک جریان وسیع است که در آحاد جامعه، ریشه دارد. دولت روحانی طی همه این سالها هرگز به دنبال آن نبوده است تا یک رابطه صحیح و منطقی با جریان اصلاحات داشته باشد. اکنون هم مشاهده میکنید نتیجه این امر اختلافاتی است که بین دولت و اصلاحطلبان ریشه دوانده است. به عبارتی خود دولت مقصر اصلی این اختلافات است نه اصلاحطلبان.»
جالب اینکه زیباکلام هم درباره کمیته اصلاحطلبان و دولت نیز میگوید:« تشکیل این کمیته یک نام بیمعنا بود، اصلاحطلبان چشمداشتی به دولت روحانی ندارند این کمیته اینگونه القا میکرد که انگار اصلاحطلبان درپی سهم خواهی یا معامله با دولت هستند.»
>سایر اصلاحطلبان چه میگویند ؟
البته واکنشهای اصلاحطلبان نسبت به سخنان اخیر واعظی به همین جا ختم نمیشود. آن طور که علی تاجرنیا یکی دیگر از فعالان سیاسی اصلاحطلب در گفتوگو با «انتخاب» اظهار میدارد:«متاسفانه اعتماد بیش از حد به برخی افراد، شرایطی را به وجود آورده که شکافی بین ایشان و نخبگان و افکار عمومی پدید آمده است. من معتقدم که هم آقای روحانی و هم حلقه مشاورین ایشان شرایط قبل از انتخابات ۹۲ را فراموش کردهاند؛ یعنی زمانی که نظرسنجیها نشان از آرای کمتر از سی درصدی آقای روحانی میداد و کنار رفتن آقای عارف علیرغم اینکه از روحانی پیش بود و فقط به وحدت فکر میکرد و حمایت اصلاحطلبان باعث شد که ایشان در دور اول انتخابات و در ادامه در دور دوم یعنی سال ۹۶ پیروز شوند.»
او ادامه میدهد:«حلقه اول اطرافیان آقای روحانی با توجه به اینکه پایگاه اصلی شان یک پایگاه اصولگرایی بوده، سعی میکنند شرایط را به گونه ای نگه دارند تا ادامه مسیر آقای روحانی در همین پاشنه و همین مسیر بچرخد. گرایش آنها در مجلس به سمت آقای لاریجانی است و نوع موضع گیریهایی که بعضاً دارند، مانند تعرض به بخشهایی از اصلاحطلبان توسط چهره ای مثل آقای واعظی نشان دهنده این است که مجموعه اطرافیان آقای روحانی یا باور ندارند که با حمایت چهرههای شاخص و جریان اصلاحطلب پیروز شدند یا اینکه بعد از انتخابات شرایط قبل را فراموش کردهاند.»
جالب اینکه عبدالله ناصری دیگر فعال سیاسی اصلاحطلب نیز سخنان تاجرنیا را به نوعی تایید میکند و در گفتوگو با «فرارو» اظهار داشته است: « آقای واعظی منتهی علیه راست جریان وابسته به آقای روحانی است. او در تیم آقای روحانی اصولگراترین و راستترین نیروی اجرایی به حساب میآید. آقای واعظی در انتخابات ۹۲ و ۹۶ اعلام کرده که رای آقای روحانی متعلق به خودش بوده است و اصلاحطلبان در این زمینه نقشی ندارند.»
وی ادامه داده است:«عملا از لحاظ دیدگاهی فرقی بین ایشان و آقای ولایتی نیست. باور من این است که این اظهارات از سوی آقای واعظی به این دلیل است که ایشان فعالیت تشکیلاتی خودشان را در همسویی و همراهی با بخشی از اصولگرایان مانند آقای لاریجانی، باهنر و... برای انتخابات ۹۸ و ۱۴۰۰ برنامه ریزی میکند.»
این فعال سیاسی اصلاحطلب درباره اینکه چرا گسست میان اصلاحطلبان و دولت و رئیس جمهور افزایش یافته است، گفت: «آقای روحانی در یک سال اخیر گاهی اوقات حرفهایی زده است که ما سالهاست که از تندروها میشنیدیم. اشکال در ذهنیت آقای روحانی و مشاوران و اطرافیانش است»
این در حالی است که چند روز پیش محمدرضا عارف رئیس فراکسیون امید نیز در اظهاراتی به کنایه گفته بود: «وزرایی که در دولت انتخاب شدند، هماهنگی مناسبی با فراکسیون امید ندارند. از کسانی حمایت کردیم که بعدا رودرروی فراکسیون امید قرار گرفتند.»اظهاراتی که هم به نقد دولت میپردازد و هم به نحوه چینش وزرایی که میتوان رد پای محمود واعظی را در آنها دید.»
از قرار معلوم اظهارنظرهای اخیر واعظی نه تنها گامی مثبت به سمت حل اختلافات دولت و اصلاحطلبان در چنین برهه ای به شمار نمیآید بلکه باید آن را دمیدن بر آتش اختلافات به منظور جداییانداختن بیشتر رئیس جمهور از اصلاحطلبان تعبیر کرد. به نظر میآید که رئیس دفتر رئیس جمهور از هم اکنون پایههای تاثیرگذاری اش در انتخابات سالهای آتی را با هویتی جدای از اصلاحات پیریزی کرده است. هویتی که واعظی به دنبال آن است هویتی مستقل به نام اعتدال و توسعه است هویتی که به نظر نمیآید او با حمله به اصلاحطلبان بتواند آن را به دست آورد.
>آغازگر دعوا
اما واعظی درحالی نسبت به نقدهای آنان به دولت خرده میگیرد که خود نقشی کلیدی در حذف حلقه جریان چپ پیرامون حسن روحانی طی شش سال گذشته داشته، چرا که بسیاری معتقدند به حاشیه رانده شدن جریان چپ از سوی شخص اوست.
برخی میگویند واعظی از همه اعضای حزب اعتدال و توسعه به جریان اصولگرایی نزدیکتر است. او نیروی رشد یافته توسط ولایتی است.
به گزارش روز نو :واعظی کسی بود که خود از طریق حزب اعتدال و توسعه، دعواها و درگیریهای درون دولت را با اصلاحطلبان از درگیری با حزب کارگزاران آغاز کرد. موضوعی که منجر به صدور بیانیه این حزب علیه کارگزاران به دلایل انتقادات این حزب از تیم اقتصادی دولت شد و در ادامه به پاسخهای تند تر حزب کارگزاران منتهی و این پیغام و پسغامهای دو طرفه تداوم یافت تا اختلافات اصلاحطلبان و جریان موسوم به واعظی را بیشتر نشان دهد. از سوی دیگر، لازم به یادآوری است چندی پیش در این راستا از برخی منابع آگاه اعلام شد که یادداشتهای انتقادی اصلاحطلبان خطاب به دولت را واعظی با آب و تاب فراوان به نظر رئیسجمهور میرساند و حسن روحانی نیز آن را به اسحاق جهانگیری ارجاع داده اما معاون اول از بازتاب این ابراز ناراحتی به دلیل مصلحت اجتناب میکرده است.
از سوی دیگر، انتشار گفتوگوی کسانی مثل حسامالدین آشنا یکی دیگر از حلقههای نزدیک به دولت و البته نزدیک به محمود واعظی، بنزینی بر آتش این اختلافات بود. آشنا در آن گفت و گو کسانی مثل اسحاق جهانگیری و کرباسچی را مورد حمله قرار داد.
واعظی اما خود نیز شخصا علیه اصلاحطلبان در طول این مدت سخنان زیادی گفته است، مثلا او اظهار داشته بود که رای اصلاحطلبان تاثیری در پیروزی روحانی نداشته یا درباره انتقادهای برخی چهرههای اصلاحطلبان گفته بود: «به نظرم رسانهها نباید اینگونه افراد را بزرگ و رسانهای کنند.بزرگترین سمت آنها در کشور عنوان "فعال سیاسی" است؛ لذا نظرات شخصی خود را به جامعه سرایت ندهند. این افراد اگر این نظرات را در گروههای سیاسی خود مطرح کنند، همطیفیهای آنها خواهند گفت که اینها نظرات شخصی است و آن را قبول ندارند.»
رئیس دفتر رئیسجمهور اضافه کرده بود:« این کشور انسانهای بزرگی دارد، اینها گمنام و فراموش شدهاند و با مطرح کردن اینگونه مسائل میخواهند بر سر زبانها بیفتند.»
حال محمود واعظی و حزب او با این سابقه سیاسی نسبت به اصلاحطلبان، خود از انتقادهای اصلاحطلبان از دولت شاکی است؟ در چنین شرایطی اکنون موضع اصلاحطلبان باید نسبت به این گفتهها چه باشد؟
>اشتباه در تحلیل
حمید قزوینی فعال سیاسی با بیان اینکه هر رئیس جمهوری که به روی کار بیاید یک حلقه ای پیرامون خود دارد به آفتاب یزد گفت:«اینکه رئیس جمهور گروهی داشته باشد که بیشتر به آنها اعتماد کند و قرابت و اعتماد به آنها نشان دهد و هماهنگیها را با آنها صورت دهد، یک امر طبیعی است و باقی رئیس جمهورها نیز این ویژگی را داشتهاند. اما آنچه که اکنون قابل بحث است این موضوع است که رئیس جمهور و اطرافیانش باید متوجه این امر باشند که بیشتر آرایشان به خاطر اصلاحطلبان بوده است. روحانی هیچ گاه یک چهره که به عنوان شخصی مقبول اقبال عمومی داشته باشد، نبود این اصلاحطلبان بودند که از صبغه خود در سال ۹۲ صرف آقای روحانی کردند. این موضوع را اگر آقای روحانی و نزدیکان او مثل واعظی متوجه نباشند در تحلیل جامعه و ارزیابیهایی که از مسائل دارند اشتباه کردهاند.»
وی ادامه میدهد:«در سالهای گذشته نیز خیلیها تلاش کردند که جریان اصلاحطلبی را کنار بزنند اما نتوانستند. این جریانی است که ریشه در متن جامعه دارد و هر شخص یا گروهی که این امر را نادیده بگیرد این خود اوست که زیان میکند نه اصلاحطلبان. ممکن است عده ای از جریان اعتدال نام ببرند اما قاعدتا این جریان یک جریان مشخص و شناسنامه دار نیست. جامعه دو جریان اصولگرا و اصلاحطلب بیشتر ندارد از این رو ظاهرا امثال واعظی و جریان موسوم به آنها با اظهارات اخیر خودشان را به تغافل میزنند. این دچار غفلت بودن است که برخلاف ادعای اخیر به ضرر اعتدالیون تمام میشود. بیشتر از آنکه اصلاحطلبان به جریان روحانی و نزدیکان او احتیاج داشته باشند این آنها هستند که به این جریان نیاز دارند.»
>دلیل انتقاد اصلاحطلبان
صادق زیباکلام استاد دانشگاه نیز با بیان اینکه روحانی و برخی از نزدیکان او از جمله واعظی برایشان تلخ است که قبول کنند اگر حمایت اصلاحطلبان نبود روحانی به جای بیست میلیون، دو میلیون رای هم نمیآورد به آفتاب یزد میگوید:«هیچ اصلاحطلبی از این موضوع به عنوان وسیله ای برای سهم خواهی استفاده نکرد. علت اینکه امروز اصلاحطلبان از روحانی انتقاد میکنند برای آن است که مردمی که پای صندوق رای رفتند روی حساب حرف اصلاحطلبان و تشویق آنان بوده است. آنها مطالباتی دارند، اما روحانی آن مطالبات را برآورده نکرده است. مشکل ازجایی شروع میشود که امروز کسی به واعظی حمله نمیکند که چرا وضعیت اینگونه است ؟ بلکه حملهها و گلایهها به سمت اصلاحطلبان است، مردم از اصلاحطلبان گلایه میکنند و از آنها بیزار شدهاند که روحانی که شما به دنبالش دویدید تا رای بیاورد اکنون به مطالبات ما وقعی نمینهد.»
وی ادامه میدهد: «اصلاحطلبان در این شرایط دو کار میتوانند انجام دهند؛ یکی آنکه ابراز پشیمانی بکنند که چرا به مردم گفتهاند به حسن روحانی رای بدهید که البته گروهی هم اکنون نیز دست به این کار زدهاند، دسته دوم کسانی هستند که اصلا به روی خودشان نیاوردند که آنها بودند که خواستند مردم به روحانی رای بدهند. اما هر دوی این گروهها در اشتباهند. چون در هر صورت مردم، اصلاحطلبان را مسئول انتخاب حسن روحانی میدانند و از همین رو جریان چپ دیگر نمیتواند پشیمان باشد یا به روی خودش نیاورد. پس باید چه کرد ؟»
زیبا کلام میگوید: «نخست اینکه اصلاحطلبان باید نقش خودشان را به عنوان مقصر قبول کنند، ضمن آنکه این موضوع را نیز مطرح کنند که اگر روحانی رای نمیآورد چه کسی به جایش رئیس جمهور بود؟ در عین حال اصلاحطلبان در شرایط کنونی به هر شکلی که از روحانی دفاع میکنند، از طرفی هم نباید بگذارند که یک آب خوش از گلوی روحانی پایین برود و باید مرتب از او انتقاد کنند که مطالبات مردم در حال فراموشی است. اما این چیزی است که آقای واعظی و سایر حلقه نزدیک روحانی دوست ندارند. آنها فقط میخواهند تعظیم و تکریم و مجیز گویی روحانی گفته شود. اما اصلاحطلبان بیش از آنکه بخواهند در مدح و ستایش روحانی بگویند از وی باید انتقاد کنند. از همین رو برخلاف ادعایی که آقای واعظی میکند این رفتار اصلاحطلبان در نقد روحانی نیست که باعث تضعیف او میشود بلکه برعکس، نقدها یادآوری برای روحانی است که او مطالبات را فراموش نکند.»
>کمیته اصلاحطلبان و دولت
اما اظهارات محمود واعظی به انتقاد از اصلاحطلبان ختم نمیشود بلکه اظهارنظرهایش بخشهای دیگری هم دارد از جمله اینکه او در پاسخ به این پرسش که چرا کمیته مشترک اصلاحطلبان و دولت تاکنون تشکیل نشده است؟ بیان کرد: «ما از تشکیل این کمیته استقبال میکنیم، ولی نمیدانم چرا هنوز این کمیته تشکیل نشده است. به هر حال همه چیز دو طرف دارد؛ یک طرف همانها (اصلاحطلبان) و یک طرف هم ما هستیم. همان زمان با من صحبت کردند و من گفتم که این کمیته مشترک میتواند مثبت باشد، الان هم همین عقیده را دارم.»
گفتههایی که به این معناست ؛ اصلاحطلبان مانع تشکیل این کمیتهاند. اما آیا واقعا اینگونه است؟ و اگر پاسخ مثبت است دلیل این مخالفت اصلاحطلبان چیست ؟ قزوینی درباره ادعای مطرح شده درباره تشکیل کمیته اصلاحطلبان و دولتیان و اینکه اصلاحطلبان تمایلی به آن نشان ندادهاند میگوید: « دولت روحانی زمانی که شکل گرفت بیشتر از آنکه به دنبال هماهنگی با یک جریان باشد به دنبال هماهنگی با اشخاص بود. او تلاش داشت که صرفا با چند شخص اصلاحطلب گفتمان برقرار کند تا دیگر با جریان کلی اصلاحطلب تعامل نداشته باشد و همین امر نیز امروز کار دست دولت داده است. کمیته مدنظر هم چنین ویژگی دارد. جریان اصلاحات بیشتر از آنکه به چند نفر وابسته باشد یک جریان وسیع است که در آحاد جامعه، ریشه دارد. دولت روحانی طی همه این سالها هرگز به دنبال آن نبوده است تا یک رابطه صحیح و منطقی با جریان اصلاحات داشته باشد. اکنون هم مشاهده میکنید نتیجه این امر اختلافاتی است که بین دولت و اصلاحطلبان ریشه دوانده است. به عبارتی خود دولت مقصر اصلی این اختلافات است نه اصلاحطلبان.»
جالب اینکه زیباکلام هم درباره کمیته اصلاحطلبان و دولت نیز میگوید:« تشکیل این کمیته یک نام بیمعنا بود، اصلاحطلبان چشمداشتی به دولت روحانی ندارند این کمیته اینگونه القا میکرد که انگار اصلاحطلبان درپی سهم خواهی یا معامله با دولت هستند.»
>سایر اصلاحطلبان چه میگویند ؟
البته واکنشهای اصلاحطلبان نسبت به سخنان اخیر واعظی به همین جا ختم نمیشود. آن طور که علی تاجرنیا یکی دیگر از فعالان سیاسی اصلاحطلب در گفتوگو با «انتخاب» اظهار میدارد:«متاسفانه اعتماد بیش از حد به برخی افراد، شرایطی را به وجود آورده که شکافی بین ایشان و نخبگان و افکار عمومی پدید آمده است. من معتقدم که هم آقای روحانی و هم حلقه مشاورین ایشان شرایط قبل از انتخابات ۹۲ را فراموش کردهاند؛ یعنی زمانی که نظرسنجیها نشان از آرای کمتر از سی درصدی آقای روحانی میداد و کنار رفتن آقای عارف علیرغم اینکه از روحانی پیش بود و فقط به وحدت فکر میکرد و حمایت اصلاحطلبان باعث شد که ایشان در دور اول انتخابات و در ادامه در دور دوم یعنی سال ۹۶ پیروز شوند.»
او ادامه میدهد:«حلقه اول اطرافیان آقای روحانی با توجه به اینکه پایگاه اصلی شان یک پایگاه اصولگرایی بوده، سعی میکنند شرایط را به گونه ای نگه دارند تا ادامه مسیر آقای روحانی در همین پاشنه و همین مسیر بچرخد. گرایش آنها در مجلس به سمت آقای لاریجانی است و نوع موضع گیریهایی که بعضاً دارند، مانند تعرض به بخشهایی از اصلاحطلبان توسط چهره ای مثل آقای واعظی نشان دهنده این است که مجموعه اطرافیان آقای روحانی یا باور ندارند که با حمایت چهرههای شاخص و جریان اصلاحطلب پیروز شدند یا اینکه بعد از انتخابات شرایط قبل را فراموش کردهاند.»
جالب اینکه عبدالله ناصری دیگر فعال سیاسی اصلاحطلب نیز سخنان تاجرنیا را به نوعی تایید میکند و در گفتوگو با «فرارو» اظهار داشته است: « آقای واعظی منتهی علیه راست جریان وابسته به آقای روحانی است. او در تیم آقای روحانی اصولگراترین و راستترین نیروی اجرایی به حساب میآید. آقای واعظی در انتخابات ۹۲ و ۹۶ اعلام کرده که رای آقای روحانی متعلق به خودش بوده است و اصلاحطلبان در این زمینه نقشی ندارند.»
وی ادامه داده است:«عملا از لحاظ دیدگاهی فرقی بین ایشان و آقای ولایتی نیست. باور من این است که این اظهارات از سوی آقای واعظی به این دلیل است که ایشان فعالیت تشکیلاتی خودشان را در همسویی و همراهی با بخشی از اصولگرایان مانند آقای لاریجانی، باهنر و... برای انتخابات ۹۸ و ۱۴۰۰ برنامه ریزی میکند.»
این فعال سیاسی اصلاحطلب درباره اینکه چرا گسست میان اصلاحطلبان و دولت و رئیس جمهور افزایش یافته است، گفت: «آقای روحانی در یک سال اخیر گاهی اوقات حرفهایی زده است که ما سالهاست که از تندروها میشنیدیم. اشکال در ذهنیت آقای روحانی و مشاوران و اطرافیانش است»
این در حالی است که چند روز پیش محمدرضا عارف رئیس فراکسیون امید نیز در اظهاراتی به کنایه گفته بود: «وزرایی که در دولت انتخاب شدند، هماهنگی مناسبی با فراکسیون امید ندارند. از کسانی حمایت کردیم که بعدا رودرروی فراکسیون امید قرار گرفتند.»اظهاراتی که هم به نقد دولت میپردازد و هم به نحوه چینش وزرایی که میتوان رد پای محمود واعظی را در آنها دید.»
از قرار معلوم اظهارنظرهای اخیر واعظی نه تنها گامی مثبت به سمت حل اختلافات دولت و اصلاحطلبان در چنین برهه ای به شمار نمیآید بلکه باید آن را دمیدن بر آتش اختلافات به منظور جداییانداختن بیشتر رئیس جمهور از اصلاحطلبان تعبیر کرد. به نظر میآید که رئیس دفتر رئیس جمهور از هم اکنون پایههای تاثیرگذاری اش در انتخابات سالهای آتی را با هویتی جدای از اصلاحات پیریزی کرده است. هویتی که واعظی به دنبال آن است هویتی مستقل به نام اعتدال و توسعه است هویتی که به نظر نمیآید او با حمله به اصلاحطلبان بتواند آن را به دست آورد.