تصویر تکاندهنده از دفن جسد زن مشهدی در باغچه خانه
ششم آبان گذشته پروندهای به اداره جنایی پلیس Police آگاهی خراسان رضوی رسید که محتویات آن نشان می داد زن 57 سالهای به قصد زیارت از منزل خارج شده و دیگر بازنگشته است.
ماجرای گم شدن این زن که همسرش نیز چند ماه قبل دار فانی را وداع گفته بود، موجی از نگرانی را در پی داشت. به همین دلیل و با دستور سرهنگ محمدرضا غلامی ثانی (رئیس اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی) پیگیری این پرونده به گروه زبده ای از کارآگاهان سپرده شد و بدین ترتیب تحقیقات مقدماتی با دعوت از شاکی پرونده ادامه یافت. پسر 38 ساله این زن میان سال در حالی که به شدت نگران بود و به خاطر گم شدن مادرش اشک می ریخت در تشریح جزئیات این ماجرا به کارآگاهان گفت: من فرزند ارشد خانواده هستم و از سال های گذشته به همراه مادر بیمارم در یک منزل زندگی می کنیم.
«مهدی- س» اضافه کرد: نیمه شب سوم آبان به طبقه بالا رفتم تا چند ساعتی کنار مادرم بمانم. او کم کاری غده تیروئید دارد و گاهی برای راه رفتن نیز به او کمک می کنم ولی آن شب مادرم اصرار کرد که می خواهد برای زیارت به حرم مطهر امام رضا(ع) برود. به او گفتم چیزی تا صبح نمانده است الان موقعیت و شرایط فراهم نیست، خودم اول صبح شما را به حرم می برم! این مرد 38 ساله ادامه داد: حدود ساعت 7 صبح بود که خودروام را کنار در منزل آوردم تا مادرم را به حرم مطهر ببرم اما هنگامی که به اتاق مادرم رفتم با جای خالی او روبه رو شدم. مادرم در منزل نبود و من باز هم احتمال دادم که او به خاطر لجبازی و غرور مادرانه اش ، دیگر نخواسته به من اصرار کند و خودش در اوایل صبح با گرفتن تاکسی تلفنی به حرم رفته است و باز می گردد. آن روز همسرم از من خواست تا او را به منزل خواهرش در اطراف بولوار عدل خمینی ببرم! من هم همسرم را به آن جا بردم و خودروام را نیز در اختیارش گذاشتم تا خودش به منزلمان واقع در شهرک ابوذر بازگردد چرا که من هم قصد رفتن به آرایشگاه را داشتم.
«مهدی» در ادامه اظهاراتش گفت: در نهایت بعد از انجام کارهای روزانه به خانه بازگشتیم ولی هنوز مادرم نیامده بود همسرم که دیگر نگرانی در چهره اش موج میزد با اجازه من به حرم رفت و تا ساعت 2 بعدازظهر به دنبال مادرم گشت ولی اثری از او نیافت.
وقتی موضوع را با دیگر خواهر و برادرانم در میان گذاشتم به هر جایی که به ذهنمان می رسید سرزدیم یا با آن جا تماس گرفتیم ولی از یافتن مادرم ناامید شدیم از سوی دیگر هم قرار بود یکی از برادرانم که در دانشگاه برزیل تدریس میکند به مشهد بیاید و مادرم در حال آمادهسازی مقدمات استقبال از او بود. وقتی دیگر ناامید شدیم به پلیس مراجعه کردیم تا از آنها برای یافتن مادرم کمک بگیریم!
در پی اظهارات این مرد، چندین گروه ویژه از کارآگاهان دوایر مختلف اداره جنایی، تحقیقات غیرمحسوس گستردهای را برای افشای راز گم شدن زن میان سال که «فاطمه- الف» نام داشت، ادامه دادند تا این که در میان بررسی و تجزیه و تحلیل های اطلاعاتی که با فرماندهی مستقیم سرهنگ حسین بیات مختاری (رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی) همراه بود، سرنخ های مشکوکی از وقوع جنایت به دست آمد چرا که زن مذکور مقدار زیادی طلا و جواهر به همراه داشت و همین موضوع احتمال قتل برای سرقت طلاها را به یکی از فرضیه های اصلی پلیس تبدیل می کرد. این گونه بود که پرونده مذکور در دایره قتل عمد و به سرپرستی سرهنگ «مهدی سلطانیان» مورد بررسی های ویژه قرار گرفت.
کارآگاهان ورزیده اداره جنایی که دیگر با راهنمایی های قاضی علی اکبر احمدی نژاد (قاضی ویژه قتل عمد مشهد) وارد شاخه های اطلاعاتی و عملیاتی گسترده شده بودند همزمان با تحقیقات میدانی از منزل زن گمشده به سرنخ هایی رسیدند که بیانگر دخالت یکی از نزدیکان زن 57 ساله در ماجرای گم شدن او بود اما این پازل به هم ریخته، نقش های پیچ در پیچ پنهان زیادی داشت به همین دلیل گروهی از کارآگاهان با نظارت سرهنگ غلامی ثانی وارد موضوعات خانوادگی این زن شدند و به نتایجی رسیدند که دیگر ظن کارآگاهان را برای وقوع قتل به یقین تبدیل کرد. اما آن ها هیچ گونه سند و مدرکی نداشتند از سوی دیگر نیز پسر بزرگ خانواده همچنان با حضور در پلیس آگاهی و با چشمانی اشکبار نگران مادرش بود و با التماس از کارآگاهان می خواست تا هر چه سریع تر مادرش را پیدا کنند. این در حالی بود که تحقیقات کارآگاهان از پزشکی قانونی، بهزیستی، مراکز درمانی و ... نشان می داد که هیچ اثری از زنی به نام «فاطمه- الف» نیست!