جمع شدن بساط خياباني
به گزارش روز نو :این روزها خیابان محل اردوکشی و نزاع گروه های سیاسی نیست، بلکه محل آمد و شد مردمانی است که برای معیشت و لذت بردن از ثبات به خیابان آمده اند. پس عملکرد جماعتی که برای خیابان های خشم و ازدحام مناسبند شايد اغراق شده و دردسرساز است. گروهی که زیر عنوان دلواپسان که همان جبهه پایداری قدیم هستند و قبل ترش هم با نام های دیگری خوانده می شدند حکایت همین جماعت ذکر شده در بالا هستند. هیجان بالایی دارند و عموما به دلیل سابقه کار در نهادهای انقلابی دیدگاه های خاص و محتاطانه تری به سیاست و نحوه اداره کشور و تعامل به جهان خارج دارند. صدای این گروه فریاد است و بیشتر از هر صدایی به گوش می رسد و در بیشتر کنش ها عملکرد نفی گرایانه و مخالف خوانی دارند. با برجام و مذاکره با طرف های مقابل یا مخالف فاصله ای بعید دارندو از شرایط فرهنگی کشور ناراضی هستند و مدام وا اسفا سر می دهند و در هر حوزه ای فریادی از نارضایی و سیمایی معترض به نمایش می گذارند.
ژستهاي منتقدانه
سخن گفتن از موضع منتقد معترض البته جذاب و مقداری سهل است چرا که کنار گود نشستن است و فرمان به فن زدن اما به عمل کار برآید نه سخنرانی و سخن پراکنی. این طيف رييسدولتاصلاحات، روحانی و هاشمی فقید را بر نمی تافت و سید حسن خمینی و احمدی نژاد ترکیب شده با مشایی را هم مطلوب نمی دانست. کی روش و اصغر فرهادی هر دو را به یک اندازه مینواخت و از ظریف هم که ابدا دل خوشی ندارد. حال می شود از این گروه سوال کرد اگر تریبون و فریاد را به کناری بگذارید واز عرصه نفی وارد ساحت اثبات شوید برنامه عملی و مشخص شما برای اداره کشور در حوزه هایی که نقد وتخطئه می کنید به طور دقيق چیست؟ اگر تمام روسای جمهور و همکارانشان بد و در مسیر ناصحیح بوده و هستند پس مطلوب شما چه کسی و با کدام معیارهاست؟ اگر گروهی را لیبرال می نامیدید و می نواختید و گروهی را منفعل و واداده پس کمال مطلوب شما کدام شخص و کدام گروه است؟
بهانههاي واهي
پاسخ احتمالی این است که هر شخص و گروهی که در مسیر انقلاب و امام (س) باشد. این پاسخ صحیح است اما به شدت کلی و بدون مصداق است. برداشت ها و قرائت ها متفاوت است و مردم هم تا ابدالدهر نمیتوانند صبر پیشه کنند. در همین بحران خارج شدن ترامپ مجنون از برجام و به مخاطره افتادن اقتصاد و روان مردم این جماعت مدام بر این طبل می کوبیدند که ما از اول هم گفته بودیم و برجام اشتباه بود و ... و دشنه را از رو برای روحانی و ظریف بستند . جماعت دلواپس تلاش ظریف برای گشودن یک مسیر مالی برای تضمین خرید درصدی از نفت ایران و بازگشت مطمئن ارز حاصل از آن به ایران را هم بیهوده و اعتماد به دشمن می دانند. چه خوب است که روزی آنها جواب بدهند که گیریم همه حرف های شما درست و ظریف در اشتباه مداوم و خوش خیالی مستدام، برنامه شما جماعت پرصدا و منتقد چیست؟ گیرم اروپا فریبکار و دولت پی راه بیهوده ،شما راهکار بدهید از کجا پول لازم براب چرخاندن چرخهای کشور و ارز کافی حداقل برای تامین نیازهای اساسی تامین شود؟ پاسخ احتمالی این است« تکیه بر توانمندیهای داخلی و خودباوری» بيشك واژگان بهشدت شریفی است اما راهکار علمی و عملی آن چیست؟ مردم در تنگنا و کارمندان باریک روزی در پایان ماه نان و غذا و دارو می خواهند و خود عزیزان دلواپس هم حقوق و مزایا و همه اینها با شعار و وعده محقق نمی شود. اگر در کنار این همه نفی و نهیب حرف و برنامه ای دارند به میدان و میان بیایند و نشان دهند آن مدینه فاضلهای که این دوستان فاضل می گویند و می نمایانند جز مقداری کلیات مبهم و البته در واژه شریف چیزی هست و می تواند در عرصه عمل هم کاری بکند. اگر ذهنیت احتمالی این دوستان همان است که در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد در قالب مدیران ایشان به اجرا گذاشتند که وای بر ملک و ملت واگر غیر از این است اکنون مجال به میدان آمدن و افکندن طرحی نو وماندگار است و این گوی و این میدان در پيش روي شماست.
قانون