به روز شده در: ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۰
کد خبر: ۳۴۵۶۸
تاریخ انتشار: ۱۱:۲۹ - ۲۱ مهر ۱۳۹۲
تعداد نظرات: ۱ نظر

دلیل غش کردن «ظریف» در جلسه هیات‌دولت

17 مهر 1392؛ ساعت 8:40 صبح مصاحبه ارغوان رضایی، تنیسور ایرانی-فرانسوی را خواندم. به اسحاق اس‌ام‌اس زدم گفتم: «اسحاق برو دم خونه پیشینیان، یه راکت دستشون داریم پس ندادن. اونو بگیر بیار. بگو واسه ارغوان رضایی بوده.» آنجا که رسید، بهم زنگ زد: «آقا میگه راکت رو هدیه داده، مال خودمه.» گفتم: «بهش بگو خودش گفته اینو به «رئیس‌جمهور» دادم، فرقی نمی‌کرد کی باشه. الانم که رئیس‌جمهور منم.» خیلی بحث کردیم آخر سر گرفت و آورد. به دفتر که رسید دیدم یک راکت پینگ- پنگ چینی زپرتی آورده! گفتم: «مرد حسابی تو فرق راکت پینگ-پنگ با تنیس رو نمی‌دونی؟» اسحاق گفت: «آقا راکت راکته دیگه، چه فرقی داره؟ همینم که داد کلی به اعتدالتون فحش داد. اصلا راکت می‌خواید چیکار؟!» با عصبانیت گفتم: «بابا اصلا می‌خوام بزنم به دیوار اتاقم. تو چی کار داری؟! دوست ندارم دست اون باشه. ای بابا!» ساعت 11:04 بعدازظهر رفتم دفتر رحمانی فضلی که ببینم چرا اینقدر در انتخاب استانداران تعلل می‌کند. روی دیوار یک بورد دارت خیلی بزرگ گذاشته بود. روی هر بخش آن نام یک استان را نوشته بود. از ظرف قرعه‌کشی یک نام بیرون می‌آورد. نام بیرون آمده از گوی را دور تیر دارت می‌پیچید، و پرت می‌کرد سمت بورد. بعد می‌نوشت: مثلا "شفا آبادی، استان فلان". گفتم: «آقا چرا اینقدر انتخاب استانداران کند است؟» گفت: «دکتر اگه سرعت تعیین استانداران کمه، در عوض دقت بالاست. نگاه کنید.» بعد یک دارت دیگر برداشت و به سمت بورد پرت کرد. خورد مرز بین فارس و اصفهان. گفت: «ببینید. الان این آقا یا باید برای فارس انتخاب شه یا اصفهان. اینقدر باید بندازم که به یکی از این دوتا بخوره. خیلی کار دقیقیه. شوخی نیست.» ساعت 13:45 بعدازظهر از وقتی محمد شریعتمداری را به عنوان معاون‌اجرایی انتخاب کردم. دردسرم در جلسات کابینه زیادتر شده. گمانم یکی دو هفته‌ای طول می‌کشد که بچه‌ها به او عادت کنند. امروز در جلسه هیات دولت مدام شوکه می‌شدند. مثلا امروز اول جلسه گفتم: «خدمت آقای شریعتمداری هم خیر مقدم می‌گم، از امروز ایشون هم در جلسات شرکت می‌کنند.» یهو همه رنگشان پرید با هم زمزمه کردند: «یاخدا! کجاست؟!» محمد شریعتمداری با لبخند ملیحش بلند شد گفت: «من اینجام. نگران نباشید.» همه گفتند: «هان! شمایی؟ خوش اومدی.» بعد از چند دقیقه هم جواد لنگان‌لنگان آمد سر جلسه. داشت پای تبلتش استاتوس می‌گذاشت، من هم چون دیروز خیلی اذیتش کرده بودند و روحیه‌اش خوب نبود، گفتم بگذارم بچه بازی‌اش را بکند، چیزی بهش نگفتم. وسط جلسه پرسیدم: «آقای شریعتمداری نظر شما چیست؟» یکهو جواد 6 متر پرید هوا. جیغ می‌زد و خودش را به در و دیوار می‌کوبید. آخر از حال رفت. به هوش که آمد هی «شریعتمداری» را صدا می‌کرد. محمد رفت بالای سرش گفت: «بله جواد جان؟ با من امری دارید؟» جواد با تعجب گفت: «ئه؟ من واسه تو غش کردم؟!» ساعت 17:10 عصر مجید انصاری زنگ زد گفت: «روح‌ا... حسینیان مصاحبه کرده و گفته اصلاح‌طلبان این دولت را مستاجر می‌دونند.» گفتم: «اگر دیدیش بهش بگو دولت که معلومه مستأجره. مشکل اینجاست که بعضی‌ها فکر می‌کنن صاحبخونه مملکتن. با اونها چه کار باید کرد؟!» وقایع‌نگار 17 مهر 1392: 1. ارغوان رضایی: «راکت را به احمدی‌نژاد ندادم، به رئیس‌جمهور و مردم ایران دادم.» 2. رحمانی فضلی: «اگر سرعت تعیین استانداران کم است، در عوض دقت بالاست.» 3. محمد شریعتمداری معاون اجرایی رئیس‌جمهور شد. 4. حسینیان: «اصلاح‌طلبان این دولت را مستاجر می‌دانند.»
پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار