«مردان احمدینژاد» این روزها چه میکنند؟
روزنو- آنها از ماندگاری احمدینژاد سخن میگفتند و او را نه یک فرد بلکه یک جریان میدانستند. سفرهای استانی، مردمی بودن، شجاع بودن، مقابله با فساد و... از منظر طرفداران رئیس جمهور پیشین عاملهایی بود که احمدی نژاد را ماندگار میکرد؛ در واپسین روزهای دولت دهم، احمدی نژاد نیز از جریانی سخن میگفت که پایانی ندارد و تا ظهور امام مهدی(عج) ادامه خواهد داشت.
احمدی نژاد که علاقه داشت، جریان منتسب به او، دولت بعدی را در اختیار داشته باشد، همراه با یار نزدیک و البته جنجالیش راهی وزارت کشور شد، تا مشایی را به عنوان نامزد مطلوب دولت در انتخابات آینده معرفی کند. رئیس دولت دهم در کنفرانس خبری که بعد از ثبت نام اسفندیار رحیم مشایی، در انتخابات برگزار شد، به خبرنگاران گفت: «مشایی همه قوتهای این دولت و برادر کوچکش احمدی نژاد را دارد و نقاط برجسته و کاملتر و بالاتر از آن دارد. مشایی یعنی احمدینژاد و احمدی نژاد یعنی مشایی».
اعضای شورای نگهبان که از همان ابتدا مواضع خود را در مورد ورود مشایی به انتخابات اعلام کرده بودند، دست رد به سینه جریان احمدی نژاد زدند و اعلام کردند مشایی صلاحیت حضور در انتخابات را ندارد. احمدی نژاد که خود را آماده حمایت همه جانبه از مشایی کرده بود، تمام تلاش خود را برای گرفتن حکم حکومتی و بازگرداندن مشایی به جریان انتخابات به کار بست. حاج صادقی، جانشین نماینده ولیفقیه در سپاه پاسداران، تلاشهای احمدی نژاد برای دریافت حکم حکومتی از رهبری را اینگونه روایت میکند: «محمود احمدینژاد سه بار برای دریافت حکم حکومتی به دیدار آیتالله خامنهای رفت و چانهزنی کرد، اما رهبری خواسته رئیس جمهور را قبول نکردند». بدین ترتیب جریان احمدی نژاد، با رد صلاحیت مشایی و عدم حضور نمایندهای از دولت عملا به یک کمای سیاسی رفت.
از سوی دیگر، نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ضربه دیگری بر پیکر نیمه جان احمدی نژاد وارد کرد؛ حسن روحانی یار دیرین هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس دولت یازدهم معرفی شد. جریان احمدینژاد، با رفتار و سخن خود میخواست نشان دهد که از این اتفاق خوشنود است ولی چه کسی است که از کینه احمدی نژاد نسبت به هاشمی رفسنجانی بیخبر باشد. احمدی نژادی که هشت سال تلاش کرد مشکلات کشور در گذشته و حال را بر گردن هاشمی و نزدیکان او بیندازد، حال باید دولت را به سادگی تحویل کسی میداد که در سپهر سیاست ایران او را هاشمی دوم می دانستند و این یعنی پایانی بر عصر احمدی نژاد و دوستان! رئیس دولت دهم بعد از مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری، دفتر کار خود را به روحانی تحویل داد تا راهی نارمک شود و در خانهای که با کمک دوستان و کمی هم وامهای دولتی ساخته بود، زندگی کند.
احمدی نژادیها شاید هیچگاه فکر نمیکردند که به این زودی و کمتر از دو ماه از آغاز فعالیت دولت یازدهم در صندوقچه ذهن مردم ایران به فراموشی سپرده شوند. آنها هیچگاه باور نمیکردند که کمتر از 800 نفر در مراسم تقدیر از رئیس جمهور دولت دهم در نقاط مختلف شهر شرکت کنند، و در نهایت گهگاهی عدهای از مردم در ذهن خود سوالی را مرور کنند که احمدی نژاد و احمدی نژادیها این روزها چه میکنند؟
برای پاسخ به این سوال بهتر است به صورت جداگانه به فعالیت جریان احمدی نژاد بعد از پایان دولت دهم بپردازیم:
احمدینژاد؛ سودای دانشگاه
مرد پرحاشیه سیاست ایران، هنوز هم تیتر نخست برخی مطبوعات و رسانههای مجازی ایران است. روزی از او در مسجد تقدیر میشود و روزی دگر خبر از دادگاهی شدنش به گوش میرسد. رئیس دولتهای نهم و دهم بعد از تحویل کلید پاستور به حسن روحانی، راهی نارمک شد تا ساکن خانهای شود که به قول خودش به کمک دوستان و وام آن را ساخته است. در بدو ورود به محلهای که گوجههای آن از همه جای تهران ارزانتر است، با حضور گرم هممحلیهایش مواجه شد و نارمکیهای با سربریدن گوسفند و سلام صلوات به استقبال رئیس جمهور پیشین ایران رفتند.
اما شهردار سابق تهران که با حکم رهبرمعظم انقلاب راهی مجمع تشخیص مصلحت نظام شده بود، بیشتر به فکر تاسیس دانشگاه ایرانیان بود. دانشگاهی که به گفته خودش متعلق به تمام ایرانیان است. برداشت 16 میلیارد ریال از حساب دولت، ساختمان لادن و دیدار با رهبرمعظم انقلاب به این بهانه به روایت بقایی، مهمترین فعالیت رئیس دولت دهم برای تاسیس دانشگاه ایرانیان است.
همچنین روزنامه جمهوری اسلامی به این روزهای احمدی نژاد اشاره میکند و مینویسد: « آقای محمود احمدی نژاد رئیسجمهور سابق را در خیابانهای شمال تهران درحالی که با یک پژو پارس و چند خودروی اسکورت درحال سفر شهری بود دیدند که به رسم همیشگی وانمود میکرد به ابراز احساسات کسانی که در خودروهای خود بودند پاسخ میدهد.» استاد دانشگاه علم و صنعت، این روزها تمام تلاش خود را میکند با تاسیس دانشگاه، به هر شکل ممکن، نام جریان خود را زنده نگه دارد.
اسفندیار رحیم مشایی؛ همچنان غایب و پیچیده
خیلیها او را لیدر جریان انحرافی میدانستند و عدهای از جمله محمود احمدی نژاد او را انسانی موحد، مؤمن، پاک، صبور و دارای قلب و اندیشه ای زلال، عاشق و دلبسته به ارزشهای الهی و آحاد مردم جهان معرفی میکردند.
مشایی بعد از رد صلاحیت در انتخابات ریاست جمهوری، به هوادارن خود وعده داد که در روزهای پایانی انتخابات با حکم حکومتی تایید صلاحیت میشود و با رای قاطع مردم به صندلی قوه مجریه تکیه میزند و جریان احمدی نژاد را ادامه میدهد. اما این سخنان در حد وعده باقی ماند و اسفندیار رحیم مشایی، شاهد پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری بود. مشایی بعد از پیروزی حسن روحانی، ترجیح داد سکوت کند و در حاشیه به فعالیتهای خود ادامه دهد. شاید امروز فقط احمدینژاد و نزدیکان وی بدانند مرد پرحاشیه دولت نهم و دهم، چه در سر دارد و چه برنامهای برای آینده سیاسی خود در نظر گرفته است.
بخواهیم کمی خوشبینانه به این روزهای مشایی نگاه کنیم، باید بگوییم که بازهم همسایههای او، میزبان صدای مناجات و نمازشبهای مرد پشت پرده دولت نهم و مردم همه کاره دولت دهم هستند.
محمدرضا رحیمی؛ بازداشت و دیگر هیچ
میگویند بازداشت شده است. ماجراهای تمام نشدنی، معاون اول دولت دهم در مورد پرونده بیمه ایران و ماجرای خیابان فاطمی باعث شد که یکی از رسانههای نزدیک به سپاه پاسدارن از بازداشت شدن یک مقام ارشد دولت دهم خبر دهد. این خبرگزاری نوشت: «یک مقام ارشد دولت دهم بهعلت ارتباط با پرونده بیمه ایران تحت بازجویی قرار گرفت. بازجویی و تحقیقات از یک مقام ارشد دولت دهم در خصوص ارتباط با پرونده اختلاس از بیمه ایران، آغاز شده است و برخی منابع از احتمال صدور قرار بازداشت خبر دادهاند». این در حالی است که با وجود تشکیل پرونده بیمه ایران و محاکمه بیش از ۵۰ متهم این پرونده، پرونده این فرد تاکنون و با گذشت چند سال همچنان در دادسرا قرار دارد. ساعتی پس از انتشار این خبر، علی مطهری، نماینده مجلس خبر بازداشت رحیمی را تایید کرد و آنطور که ایسنا نوشته، در جمع خبرنگاران گفت: «اخباری دال بر بازداشت رحیمی شنیدهام».
بدین ترتیب خبر بازداشت رحیمی دهان به دهان درتمام شهر پیچید تا وکیل مدافع معاون اول دولت دهم، این خبر را تکذیب کند و بگوید: هرگز نام موکلش در کیفرخواست مربوط به پرونده بیمه ایران مطرح نبوده است. اما همچنان هیچ نهادی رسمی به این خبر و بازداشت رحیمی واکنشی نشان ندادهاند تا حدس و گمانها درباره بازداشت وی به یقین برسد.
بقایی؛ همیشه در صحنه
این روزها بقایی تنها دولتمرد دولت دهم است که حضور فعالی در رسانه و فضای سیاسی کشور دارد. معاون سابق رئیس جمهور در سازمان میراث فرهنگی، تمام تلاش خود را میکند تا دانشگاه احمدی نژاد را به سامان برساند.
او جواب اتهامهای، ترکان در مورد 16 میلیارد را میدهد، به روحانی نامه مینویسد، با خبرگزاریها مصاحبه میکند و همچنان دولت دهم را موفقترین دولت تاریخ میداند. نزدیکی بیش از حد او به مشایی و احمدی نژاد باعث شده آن دو تمام مسئولیت پاسخ گویی، پیگیری و حواشی دانشگاه را به بقایی بسپارند تا او نقش سخنگوی دولت دهم را در دوران دولت یازدهم بازی کند. بقایی تنها باقی مانده دولت دهم است که همچنان در سپهر سیاست ایران فعالیت میکند.
حاشیه نشینی؛ عاقبت دولتمردی
ملک زاده، الهام، شریف زاده، میرتاج الدینی، نیکزاد و... این روزها و در دولت جدید به حاشیه رانده شدهاند و هرکدامشان به کاری مشغولند و چشم به راه دانشگاه احمدی نژاد تا بازهم بتوانند در کنار احمدی نژاد و مشایی گرد یک میز بنشینند و برای آینده جریان خود برنامه ریزی کنند. آینده جریانی که بسیاری معتقدند به پایان کار خود رسیده است.