موسوی لاری: مردم باید در فضای غیرامنیتی زندگی کنند
روزنو-نگرانی از آینده، وضعیت معیشت و مشکلات اقتصادی همه و همه سرانجام به انتخاب گزینه روحانی از سوی مردم ختم شد. گزینهای که فردای اعلام پیروزی حسن روحانی به عنوان رییسجمهوری، باعث شد مطالبات مردم همراه با شعار و موج خوشحالی مردم، مطرح شود. مردم در این انتخابات به گزینه تغییر رای دادند تا با روی کار آمدن دولتی که میگوید اعتدال را پیشه خود کرده، «تغییر» را احساس کنند.
حال تغییرات یکی یکی دارد خودنمایی میکند. سفر اخیر رییسجمهوری و هیات همراهش به نیویورک بزرگترین تغییر در طول 35 سال اخیر را در دولت روحانی به ثبت رساند. تغییری که به بزرگترین دستاورد این سفر تبدیل شد. سفری که دستاوردش دفاع تمامقد اهل سیاست و روحانیت است. روحانی را رییسجمهوری اعتدالگرا میدانند که با در پیش گرفتن این رویه باید فضای حاکم در هشت سال گذشته را کمکم تغییر دهد؛ تغییری که البته به مذاق تندروها خوش نخواهد آمد. تندروهایی که به عقیده عبدالواحد موسوی لاری وزیر کشور دولت خاتمی حیاتشان در تنش است. شاید به همین دلیل است که تغییر فضا، حال خودسرها را به تکاپو واداشته است.
موسوی لاری معتقد است بساط تندروها آن هم با همکاری نهادهای امنیتی باید هرچه زودتر برچیده شود. وی حتی در ادامه به دولتداری خاتمی و روحانی نیز اشاره میکند و معتقد است این دوره با دورههای دیگر تفاوت زیادی دارد. تفاوتی که به منطق رفتار روحانی برمیگردد. منطق رفتاری که از وی فردی بینابین ساخته است. البته لاری با تاکید بر بینابین بودن روحیه روحانی به اصولگرایان توصیه میکند که خود را صاحب و مالک دولت ندانند.
فضای سیاسی کشور این روزها در حال تغییر است. مواضع رییسجمهوری در سازمان ملل و حمایت ائمه جمعه از این مواضع نشان میدهد که بعد از یک دوره تنش فضا دارد رو به آرامش میرود. این تغییر فضا را چگونه ارزیابی میکنید؟
من در ابتدا باید بر این نکته تاکید کنم که پیام اصلی انتخابات 92 «تغییر» بود. مردم با شرکت در انتخابات و رای به گزینه اعتدال خودشان را اثبات کردند. مردم ثابت کردند که خواهان «تغییر» در روشها هستند. وقتی مردم میخواهند از شرایطی به عنوان شرایط سخت عبور کنند، خواستار تغییر میشوند و این تغییر را در رای خود نشان میدهند. در چند روز منتهی به انتخابات مردم تصمیم گرفتند با شرکت در انتخابات شرایط را تغییر دهند. پیام انتخابات بسیار روشن و در واقع همان «تغییر» است. تغییر در راهبردها، روشها و آزادی نشریات از دستاوردهای مثبت این انتخابات است. همه انتظار دارند تغییرات جدیتری هم در تصمیمات کلان و هم در مسائل داخلی رخ دهد.
تجربه تغییر فضا یک تجربه جدید نیست. در سالهای گذشته و زمان دولتداری آقای خاتمی نیز فضا در حال تغییر بود. اما بعضی تندروها باعث شدند فضا به آرامش نرسد. با توجه به این تجربه به عقیده شما حفظ فضای کنونی چگونه ممکن است؟
متاسفانه یک جریان اندکی در کشور وجود دارند که فلسفه وجودیشان را در شرایط غیرطبیعی و غیرنرمال میبینند. این عده احساس میکنند اگر شرایط به حالت عادی بازگردد و جامعه آرامش داشته باشد، شاید دیگر جایی برای عرض اندام آنها نباشد. اینها با هر حرکتی که به آرامشبخشی و امیدبخشی جامعه و بالا بردن سطح مشارکت مردم در حوزههای مختلف منجر شود، مخالف هستند.
در دوره آقای خاتمی هم قصه همین بود. بهطوریکه آقای خاتمی عنوان میکرد: «من هر 9 روز با یک بحران مواجه هستم.» ممکن است برای آقای روحانی هم، البته نه به آن شدتی که در زمان آقای خاتمی وجود داشت، بحرانهایی به وجود بیاید. بحرانهایی که برای دولت روحانی نیز تا حدودی تنشهای زمان آقای خاتمی را فراهم کنند.
ما امروز میبینیم در بعضی از روزنامهها آثار و علائم زمینهچینی برای ایجاد بحران را میبینیم. ما امیدواریم هم بزرگان نظام و هم خود آقای رییسجمهور با تدبیری که دارند جلوی تحرکات غیرمسئولانه را بگیرند.
به عقیده شما چطور میشود جلوی این تحرکات را گرفت؟ با توجه به اینکه اکنون یک فضای امید در جامعه شکل گرفته است. اما ممکن است تندرویها امیدها را ناامید کند. چه کنیم که گرفتار تندروها نشویم؟
کسانی که این نوع مسائل را سامان میدهند خیلی ناشناخته نیستند. اخیرا هم دیدم که در فرودگاه چه برنامهای را پیاده کردند. شناسایی این افراد کار آسانی است. خیلی راحت میتوان با شناسایی افراد آنان که برنامههای تنش و توهین به رییسجمهوری را تدارک دیدهاند، به مقامات قضایی و رییسجمهوری معرفی کرد. اگر با اینها، همانند قضیه قم، دستگاههای امنیتی برخورد کنند، دیگر شاهد تکرارش نخواهیم بود.
راهکار آن چیست؟
به عقیده من راهش این است که این مساله (برخورد با تندروها و خودسرها) از دید تیزبین مقامات امنیتی و قضایی دور نماند و با این افراد برخورد کنند. کسانی هم که پشت پرده این داستان قرار دارند نیز قابل شناسایی هستند. میشود اینها را شناسایی و مطابق با قانون جمهوریاسلامی با این افراد برخورد کرد. اگر مقامات مسئول با افراد عامل و پشت صحنه این تحرکات برخورد کند، قاعدتا جلوی قانونشکنیهای آینده را خواهد گرفت.
این تغییر فضا در دولت آقای روحانی دارد رخ میدهد. به عقیده شما در تغییر فضا اولویت دولت چه خواهد بود؟
دولت قطعا دو مساله را باید در نظر بگیرد. یکی مساله معیشت مردم و مشکلات آن است. گرانیهای افسارگسیخته و عدم ثبات در بازار وجود دارد، اینها باید در اولویت دولت قرار بگیرد. دولت باید در این تغییر فضای بهوجودآمده مشکلات اقتصادی مردم و حل آن را جزو ضروریترین اولویتهای خود قرار دهد. البته من فکر میکنم با تغییرات بهوجودآمده میشود نسبت به آینده و حل بسیاری از مسائل و مشکلات خوشبین بود.
نکته دوم فضای امنیتی است که باید تبدیل به یک فضای آزاد شود؛ فضای آزادی که در آن احزاب و گروههای سیاسی بتوانند نظرات و دیدگاههای خود را مطرح کنند. همچنین در چارچوب قوانین و مقررات کشور بتوانند اراده خود را در حوزههایی که هستند اعمال کنند. تشکلهای صنفی و عامه مردم باید در رفتوآمد و بیان دیدگاههای خود احساس امنیت و آرامش داشته باشد. من فکر میکنم این دو اولویت باید مورد توجه دولت قرار بگیرد. دولت باید فضای کشور را آرام کند تا مردم از نظر روحی در فضای آرام و غیرامنیتی بتوانند زندگی کنند.
موانع پیش روی دولت روحانی را برای رسیدن به فضای آزاد و باز چه میدانید؟
قطعا موانعی پیش روی دولت آقای روحانی وجود دارد. خب گروههای تندرو وجود دارند و میخواهند مانع ایجاد فضای باز شوند. تغییر فضا و آرامش گرفتن مردم برای تندروها قابل قبول نیست. این تغییر فضا به معنای محدود شدن تندروها خواهد بود. تندروها اولین مانع دولت برای رسیدن به فضای آزاد هستند.
مساله دیگر به حوزههای اقتصادی برمیگردد. دولت باید در حوزههای اقتصادی به بخش خصوصی میدان بدهد تا کارآفرینان احساس آرامش کنند. سرمایهگذاران باید آنقدر احساس امنیت و آرامش کنند که بتوانند سرمایههای خود را در داخل کشور عرضه کنند. امنیت سرمایهگذار و کارآفرینی مساله دیگری است که دولت باید به آن توجه کند. اگر دولت به این مساله توجه نکند قاعدتا در مساله معیشت مردم گشایشی ایجاد نخواهد شد.
دولت روحانی باید با چه نهادهای حکومتی برای باز شدن فضا تعامل داشته باشد؟
همه نهادهای باید بپذیرند واقعیتی به نام دولت روحانی وجود دارد. نهادهای حکومتی نباید دولت را متفاوت از جنس خود ببینند. نهادهای حکومتی باید دولت را از خود بدانند و فکر نکنند باید یک معامله دیگر با دولت داشته باشند. همه نهادهای حاکمیتی، امنیتی، نظامی و قضایی باید با دولت همراه باشند. صداوسیما باید همانند دوران آقای احمدینژاد با دولت آقای روحانی نیز تعامل داشته باشد. ما دیدیم چهار سال اول دولت آقای احمدینژاد صداوسیما به عنوان رسانه ملی چگونه از او حمایت میکرد. تمام امکانات صداوسیما در آن زمان در اختیار دولت بود. حتی بعد از پایان کار دولت احمدینژاد، ما شاهد بودیم که همچنان صداوسیما موجش روی دولت دهم کار میکند و همه کارهای کرده و نکرده او را نشان میداد و تبلیغ میکرد. همه نهادهای حکومتی باید دولت را از خود بدانند و با دولت تعامل منطقی داشته باشند.
تفاوت دولت روحانی با دولت خاتمی چیست؟
آقای روحانی هیچوقت خودش را اصلاحطلب معرفی نکرده است. روحانی خودش را به عنوان یک جریان بینابینی مطرح کرده که میتواند با جریانات دو طرف اصلاحطلب و اصولگرا تعامل داشته باشد. این تمامیتخواهی جریان اصولگراست که هم برای خودشان مشکل درست میکند و هم برای آقای روحانی.
اصولگرایان باید توجه داشته باشند آقای روحانی فردی معتدل است. حتی ایشان ثابت کرده این رویه اعتدال آنقدر برای او اهمیت دارد که بعد از پیروزیاش بیشترین سهم را درتصمیمگیریها در اختیار کسانی قرار داده که تا قبل از پیروزی علیه او بودند. الان هم آقای روحانی در خیلی از جاها دارد از همان نیروها استفاده میکند. اما متاسفانه آنها دارند به شکلی رفتار میکنند که میخواهند مالک همه دولت شوند.
من فکر میکنم تفاوت دولت روحانی با دولت خاتمی این است که آقای روحانی اگرچه از شعار و ایدههای اصلاحطلبان در تبلیغات انتخاباتیاش استفاده کرد اما خاستگاهش را خاستگاه اصلاحطلبی نمیداند. روحانی میخواهد در دولتش هم با اصلاحطلبان در ارتباط باشد و هم با اصولگرایان و این تفاوت عمده دولت روحانی با خاتمی است.