اصلاح قانون احزاب با چه هدفی؟
اصلاح قانون احزاب اگر در جهت بهبود کیفیت احزاب، کمک به احزاب و گسترش فعالیت احزاب برای ایجاد فعالیت بیشتر سیاسی در کشور باشد، خوب است و مفید خواهد بود اما اگر پیش شرطی برای احزاب ایجاد کند و اما و اگرهای بسیاری در راه فعالیت احزاب به وجود بیاورد، قطعا با اصل وظیفه احزاب در تضاد است. یعنی اگر قرار است به احزابی که با مشکلات فراوان فعالیت میکنند، اجباری وارد شود، این قانون و این اصلاح به هیچ وجه به صلاح نیست چراکه در این صورت ذوق و شوقی برای فعالیت احزاب باقی نمیماند. برای هر اصلاح باید مشخص شود چه کسانی، چه گروهی و چه تفکری قرار است دست به چه اصلاحی بزند. به عبارت دیگر اگر قرار است قانون احزاب تغییر یابد ابتدا باید تمام فعالان احزاب و تمام اعضای حزبهای سیاسی حضور داشته باشند و هرگونه تغییری با نظر آنها انجام شود. یعنی لازم است نظرات مختلف به بحث گذاشته شود و در جراید و رسانهها اعلام شود و سپس نظرسنجیهای مختلف انجام شود و درنهایت چکیده و جمعبندی نظرات مختلف در این تغییرات اعمال شود تا شاهد بهبود فعالیت احزاب به صورت مثبت باشیم. به طور کلی در تغییر قانون احزاب با دو مساله روبهرو هستیم؛ اول مساله قانون احزاب در میان است که بیشک هر اقدامی باید در چارچوب این قانون صورت گیرد و همین قانون با تمامی مشکلاتی که در خود دارد اگر اجرا شود، بسیاری از مشکلات احزاب رفع خواهد شد یعنی در صورت اجرای مناسب قوانین به نظر میرسد که میتوان شاهد تنفس بیشتر احزاب بود و در این شرایط است که احزاب میتوانند مفید باشند و برنامه بدهند و در انتخابات مختلف فعالیت کنند و چهره فعالی از خودشان نمایش بدهند. مساله دوم مساله اجرای قانون است. به عبارت دیگر زمانی ما شاهد مشکلاتی در قانونگذاری هستیم و زمانی هم بحث اشکال در اجرای قانون است. در حال حاضر بیشتر از اینکه به فکر تغییر قانون باشیم بهتر است به اجرای قانونی و صحیح همین قوانین بپردازیم و مشکلات را رفع کنیم. ممکن است قانون خیلی خوبی هم داشته باشیم اما زمانی که اجرای قانون مشکل داشته باشد، بهترین قانون هم با ایراد مواجه میشود. یکی از جالبترین ادعاهای مطرح در اصلاح قانون انتخابات این بود که اصلاح این قانون تاثیری در روند انتخابات نخواهد داشت، در این صورت باید گفت به این شکل اصل قضیه از اساس منتفی است. یعنی تمام تلاش احزاب در این مساله است که در انتخابات تاثیرگذار باشند و بتوانند در انتخابات حضوری فعالتر داشته باشند، اگر بنا باشد قانونی برای احزاب تصویب شود یا تغییر داده شود که تاثیری در انتخابات نگذارد، اصل تغییر زیر سوال میرود. پس اگر قرار است در انتخابات هم تاثیر نداشته باشد چه زمان دیگری به کار میآید؟ اصولی که بناست بر اساس آن احزاب فعالیت کنند باید کاملا روشن باشد. باید به نحوی باشد که در کشورهای مختلف امتحان خود را پس داده و نقاط ضعف آن معلوم باشد و در عین حال با نوع سیاست و جامعه ما همخوانی داشته باشد. برای هر تغییری لازم است تجربههای احتمالی افراد در زمینههای مختلف استفاده شود تا در نهایت اصلاح مفید و موثری در احزاب داشته باشیم. در یک جمع بندی کلی باید گفت هرگونه تغییراتی در قانون احزاب مستلزم مطالعه و تحقیق و استفاده از تجربههای پیش روست. ابتدا باید ببینیم اشکال از کجاست و سپس در مورد این اشکال در بین احزاب نظرسنجی شود. در حال حاضر چون این پیش نیازها مشخص نیست، هرگونه تغییراتی نامعلوم و مبهم و درنهایت غیر کاربردی و نالازم است و اگر این موارد را در کنار وضعیت کنونی احزاب قرار دهیم که تقریبا در حالت نیمه تعطیل به سر میبرند، بهتر است هرگونه تغییراتی را موکول به زمانی کنیم که فعالیت کامل احزاب از سر گرفته شود چراکه شرط هر قانون این است که شفافیت داشته باشد و مسائل را بهتر و راحتتر حل میکند و همچنین در جهت هموار کردن فعالیت احزاب باشد بنابراین در شرایط کنونی که اصلا معلوم نیست این تغییرات چه هدفی را به دنبال دارد و همچنین بدون حضور نمایندههای احزاب قرار است انجام بشود، این تغییرات به صلاح نیست.