حرکت تندروها مقابل دستاوردهای سفر نیویورک چیز مهمی نیست
روزنو- استقبالکنندگان از روحانی در بازگشت از سفر نیویورک خیلی متفاوت بودند، عدهای با دسته گل به فرودگاه رفته بودند و عده دیگری هم بند کفششان را شل کرده بودند که راحتتر و سریعتر بتوانند خودروی رئیس جمهور را هدف قرار دهند. کفشی که نهایتا به سمت خودروی رئیسجمهور پرتاب شد خیلی شباهت به کفشهایی داشت که در روز 22 بهمن به سمت علی لاریجانی پرتاب کردند. تندروها باز هم به صحنه آمده بودند، آنها چیزی جز «نه» گفتن به غرب و آمریکا را قبول ندارند. حالا خیلیها منتظر هستند تا ببینند سرنوشت اتفاقات فرودگاه مهرآباد به کجا خواهد رسید. آیا اصولگرایان همانقدر که برای برخورد با عاملان حادثه 22 بهمن قم مصمم بودند، برای دفاع از رئیسجمهور هم عزمی دارند؟ احمدرضا دستغیب که خود از اعضای هیات ایرانی برای سفر به نیویورک بود معتقد است که اتفاقات روز ورود رئیسجمهور در فرودگاه مهرآباد مهم نیستند. او در گفتوگو با آرمان تاکید دارد که بزرگ کردن این حوادث میتواند به کمرنگ شدن نتایج مثبت این سفر منجر شود.
شما عضو هیات ایرانی بودید که همراه آقای روحانی به نیویورک رفتید. آیا در آنجا اتفاقی افتاد که منافع ملی ما را مورد تهدید قرار داده باشد؟ چرا که برخی گروههای سیاسی با طرح چنین ادعایی کلیت این سفر را زیر سوال بردهاند.
کلیت سفر بسیار مقتدرانه و با عزت و در شأن جمهوری اسلامی بود. مطالبات مطرح شد و بدون آنکه امتیازی داده شود فضای بین ایران و کشورهای غربی که در سالهای گذشته در حالت کدورت به سر میبرد، به شکل جدی تلطیف گشت. اکثر گروهها و طرز تفکرات سیاسی هم روی این کلیت و دستاورد مثبت این سفر اتفاق نظر دارند. اما به هر حال نقد و انتقاد هم طبیعی است و نباید از آن گریزان بود. خاصیت یک جامعه باز و پویا داشتن همین دست نقدها و تضارب آراست.
اما مساله این است که به نظر میرسد نقد کردن یک گروه و یک طرز فکر در فضای سیاسی ایران کار راحتتری است. به این معنا که همین دست نقدها را شاید نتوان برای گروههای دیگر مطرح کرد.
به نظر من الان باید به پیام 24 خرداد بیشتر توجه کنیم و آن را مدنظر قرار دهیم. شما هم سعی کنید بیشتر متوجه پیام 24 خرداد باشید.
طیف هواداران و حامیان گفتمان پیروز 24 خرداد مشخص است. بسیاری از چهرههای سیاسی و از جمله خود شما در اردوگاه رقیب این جریان بودید. آیا بهتر نیست این توصیه خطاب به طیفهای دیگری مطرح شود؟
این را قبول دارم. مساله این است که رفتارهای اشتباه را نباید به کل جامعه تعمیم داد. به هر حال نقد در جامعه محترم است. اگر نگوییم تمام نمایندگان، اما قاطبه آنها هم پیام 24 خرداد را دریافتهاند. البته این به معنای کنار گذاشته شدن مواضع سیاسی نیست بلکه به این معناست که در یک بزنگاه جامعه نظر خود را اعلام کرده و مواضع سیاسی هم باید هر چند وقت یک بار با مطالبات جامعه تطبیق داده شود. با این حال هر کسی یا گروهی هم از ظن خود مواضعاش را با جامعه تطبیق میدهد که باز هم اینجا میتواند محل تفاوت نظر باشد. مساله اصلی حرکتهای خارج از چارچوب نقد منصفانه و محترمانه است که این بحث دیگری دارد و اگر از خطوط قرمزی عبور شود باید با آن برخورد لازم صورت گیرد. کمااینکه رهبر معظم انقلاب حتی آن اقدامی که درخصوص سفارت انگلیس هم صورت گرفت را مورد انتقاد قرار دادند. خب وقتی تعرض به سفارت انگلیس مورد نکوهش رهبری قرار میگیرد تکلیف تعرضهای هر چند کوچکتر به سران نظام مشخص است.
اتفاق مشابهی قبلا برای رئیس مجلس در جریان حادثه 22 بهمن قم اتفاق افتاد و دیدیم که مجلس واکنش بسیار جدی به آن نشان داد. چرا چنین واکنشی درخصوص آنچه در فرودگاه مهرآباد اتفاق افتاد، انجام نمیشود؟
اتفاق فرودگاه مهرآباد آنقدر بزرگ نبود. ولی طبیعتا اگر به این نتیجه برسیم که مساله از عمق خاصی برخوردار است و همچنین دولت هم تمایل به بررسی و پیگیری آن داشته باشد، قطعا مجلس میتواند روی این مساله کار کند. مضافا اینکه خود دولت هم با اختیاری که دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی آن دارند قابلیت پیگیری این مساله را خواهد داشت.
چرا میگویید که بزرگ نبود؟ مگر رئیسجمهور در این سفر نماینده نظام نبودند و مواضع نظام را بازگو نمیکردند؟
بله، در صحنه بینالمللی این حضور برای ما بسیار مغتنم و مهم بود. من وقتی میگویم بزرگ نبود در قیاس با اخبار دیگر مربوط به این سفر چنین حرفی را میزنم. این سفر ابعاد بینالمللی و تاریخی زیادی پیدا کرد و آغاز یک فرآیند جدید در دیپلماسی خارجی ما بود. شما ببینید که حرفهای آقای روحانی، جلسه آقای ظریف با وزرای خارجه 1+5 و بهخصوص آقای جان کری و در نهایت مکالمه تلفنی آقای روحانی با اوباما همچنان در صدر اخبار جهانی است و هنوز هم روی آنها تحلیلها و نقطهنظرات جدیدی مطرح میشود. در مقابل این موقعیت واقعا شلوغ کردن عدهای از منتقدان رئیسجمهور اصلا موضوع مهمی نیست.
نگرانی از این است که چنین رفتارهایی که میرفت تا از یاد بروند، دوباره در مناسبات سیاسی ایران احیا شوند و بعدا ابعاد بزرگتری پیدا کنند.
من دو نکته اینجا برای رفع این نگرانی دارم. اول اینکه بنده خودم در مسیر بازگشت آقای روحانی بودم که هم هواداران ایشان و هم منتقدان و معترضان ایشان در فرودگاه حضور داشتند. واقعا تعداد معترضان زیاد نبود. شاید برخوردشان نامناسب بود اما ما باید حجم وسیعتر حامیان آقای روحانی را هم ببینیم. نکته دوم اینکه این گروهها دیگر نمیتوانند خودشان را جای نظام جا بزنند. موضع سران نظام و رهبر معظم انقلاب مشخص است. آقای روحانی هم به هر حال کسی نیست که بدون هماهنگی دست به کوچکترین اقدامی بزند. اقدامات تیم اعزامی ایران در نیویورک نیز هماهنگ شده بود و هیچ رفتاری از سر خودسری بروز پیدا نکرد. الان سطح معادلات بسیار عمیقتر از آن است که بتوان آن را با پرتاب لنگ کفش به سمت اتومبیل رئیس جمهور منحرف کرد. حتی اینکه میگویند تلفن دقایق آخر از سوی آقای روحانی بوده یا اوباما هم بحث بیجایی است. چون همه چیز مشخص است. در طول این چند روز آنها مکرراً خواستار مذاکره بودند اما به دلیل آن که نتیجه این مذاکره مشخص نبود و نیاز به زمان بیشتری داشتیم تا دیوار بیاعتمادی مرتفع شود مذاکره انجام نگرفت. اما من اینجا نگرانی دیگری دارم و آن اینکه اتفاقا رسانههای حامی آقای روحانی تمام دستاوردهای این سفر را تحت تاثیر اتفاقات روز ورود ایشان قرار دهند.
اما نگرانی ما به عنوان حامیان آقای روحانی این است که با سکوت در قبال این دست رفتارها، فضا برای تندروی یک بار دیگر فراهم شود. سوال مشخص ما از اصولگرایان این است که آیا جریان حادثه 22 بهمن قم برای آنها عبرتی نشده است؟ آیا هیچ تضمینی وجود دارد که سکوت در مقابل این اتفاق در گام بعدی دوباره خود اصولگرایان را قربانی اتفاقی مشابه نکند؟
بحث حادثه 22 بهمن قم با جریان روز ورود آقای روحانی کاملا متفاوت است. 22 بهمن قم یک اتفاق داخلی بود، یک درگیری در میان نیروهای داخلی سیاسی بود که هیچ وجه خارجی نداشت. اما ما نگران هستیم که پررنگ شدن اعتراضات فرودگاه مهرآباد دستاوردهای این سفر را کمرنگ کند. توجه داشته باشید که دنیا منتظر یک صدای واحد از ایران است. شما در سوالتان خود را حامی آقای روحانی معرفی کردید. این را اگر در ظرف انتخابات 24 خرداد بریزیم کاملا درست است. ولی در ظرف سفر نیویورک جبهه حامیان آقای روحانی بسیار بزرگتر از حامیان انتخاباتی ایشان میشود. ما هم به عنوان اصولگرایان این کشور حامی این سفر و گفتمانی که پیش گرفته شد و اقداماتی که انجام گردید، هستیم. اعتراض فرودگاه مهرآباد تنها ناظر به آقای روحانی نبود، ناظر به بندهای هم که در این سفر جزو هیات ایرانی بودم و از اقدامات حمایت کردم و در جریان آن همکاری داشتم نیز بود. دنیا اگر احساس کند که در مواضع ایران خللی هر چند کوچک به وجود آمده و باز احتمال حاکم شدن چندصدایی وجود دارد از موضع نرم خود عقب می رود.
اعتقاد دارید موضع غرب و آمریکا در قبال ما نرم بوده؟ چون خیلی از اصولگرایان چنین اعتقادی ندارند.
نگویید خیلی از اصولگرایان چنین اعتقادی ندارند، اکثرا اعتقاد دارند آمریکا نرم شده بود. اینکه اوباما در نطق خود به فتوای مقام معظم رهبری درباره حرمت سلاحهای اتمی اشاره میکند و آن را سند اعتماد خود به ایران قرار میدهد مگر موضوع کمی است؟ بله عدهای میگویند که تحریمها باید رفع شود تا اعتماد کنیم و من و خیلی از اصولگرایان دیگر هم همراه دولت جواب میدهم این کار یکشبه امکانپذیر نیست. همین عصبانیت رژیم صهیونیستی یعنی اینکه آمریکا نرم شده. یک عدهای توقع دارند که آمریکا یکدفعه از فولاد آبدیده تبدیل به خمیر شود. خب این اصلا منطقی نیست. باید قدم به قدم جلو برویم. این موضع تمام اصولگرایان هم نیست و بهتر بگویم موضع اکثر اصولگرایان چیزی غیر از این است. در این وضعیت ما باید بتوانیم وحدت را به عنوان یک هژمونی در فضای سیاسی خود به نمایش بگذاریم تا با قدرت جلو برویم. این هم به معنای نبودن نقد نیست بلکه به این معناست که برخی رفتارهای خرد را که هر چند خشن و ناپسند هستند، نباید برجسته کرد. نگاه دنیا الان به انتخابات 24 خرداد ماست که اصلا فکرش را نمیکردند اینگونه برگزار شود و اینگونه آرامش و امید را به کشور بازگرداند. نگاه دنیا الان به سفر تاریخی رئیس جمهور به نیویورک است. دلیلی ندارد خودمان با دست خودمان بگیریم و سر کشورهای غربی را از این چشماندازهای سازنده به سمت یک سری رفتارهای ناپسند که اصلا هم فراگیر نیستند، بچرخانیم.
ولی به هر حال قبول کنید که نگرانی درخصوص مهار چنین رفتارهایی وجود دارد. اینکه نقد وجود داشته باشد را کسی رد نکرده است اما اینکه مواجهه مواضع سیاسی در چه چارچوب رفتاری انجام بگیرد موضوع مهمی است. فردا اگر همین گروهها در دو جای دیگر هم به سمت مقامات ما لنگه کفش پرت کنند و شعار دهند چه؟
این مهار انجام می شود. یک قسمتی از این مهار طبیعی است. یعنی گروههای مخالف این رفتارها به جای پرداختن مستقیم به این موضوع اتفاقا باید موضع خودشان را تقویت کنند تا عملا این دست اقدامات بیتاثیر شود. یک قسمتی هم قطعا بر عهده دستگاه قضایی و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی است. آنها هم بعد از حادثه 22 بهمن قم دارند روی همین موضوع کار میکنند. این هم موضوعی نیست که باز بتوان یک شبه آن را جمع کرد. با زندان و بازداشت و برخورد هم لزوما جمع نمیشود. باید در قالب یک پروژه سیاسی به آن نگاه کرد. قسمتی از این پروژه سیاسی اتفاقا تلاش برای ثمر دادن اقداماتی است که این گروهها با آن مخالفند. وقتی سیاستهای دولت در زندگی مردم تاثیر مثبت بگذارد و بتواند یک همراهی عمومی را ایجاد کند خود به خود تاثیر این گروهها و حتی ضریب حضورشان کم خواهد شد.
شما به عنوان یک اصولگرا چقدر در این خصوص کار خواهید کرد؟ بهخصوص در مورد همین جریان مذاکره با کشورهای غربی و آمریکا.
ما موظف هستیم در چارچوب حفظ منافع ملی و همچنین نظر کلیت نظام حرکت کنیم. من حتی اگر نظر شخصی خودم هم چیز دیگری باشد قطعا نظر کلیت نظام را در عمل به آن ترجیح میدهم. آقای رئیسجمهور اگر در سازمان ملل سخنرانی کرده، اگر با اوباما گفتوگوی تلفنی داشته و اگر آقای ظریف پشت میز مذاکرهای نشسته همه و همه با نظر نظام بوده است. به هر حال آن فردی که با اوباما گفتوگوی تلفنی داشته رئیس جمهور این مملکت است، فرد اول اجرایی کشور است. مگر میشود بدون هماهنگی کاری کرده باشد یا مگر میتوانیم برای او براساس مواضع خاصی توقعات بیجا داشته باشیم. آقای روحانی رای 18 میلیون را گرفته و باید جوابگوی آن باشد. این بسیار ساده اندیشانه است که بخواهیم از این پایگاه اجتماعی و مطالبه آنها رویگردان باشد. خب کسانی بودند که در این انتخابات رای نیاوردند و منتقد آقای روحانی هستند. اگر واقعا فکر میکنند این کارها غلط است باید نقد محترمانه کنند و اگر فکر میکنند نقد محترمانه هم کافی نیست باید بروند کاری کنند که مورد اعتماد مردم قرار بگیرند و وارد قدرت شوند و در چارچوب قانون راه خودشان را بروند. درست است آقای روحانی رئیسجمهور همه ایرانیان است اما به هر حال در میان مردم ایران یک اکثریت وجود داشتند که نظر دیگری دارند و این در انتخابات مشخص شد.