توصیههای جمهوری اسلامی درباره مذاکرات
روزنو-«نخبگان جامعه در شرایط فعلی باید با تنویر افکار عمومی و آگاهی بخشی به جامعه، دولتمردان را در پیشبرد منافع ملی در قالب مذاکرات کمک کنند.»
در سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی آمده است: سرعت و توالی تحولات سیاسی خصوصاً در حوزه روابط خارجی طی چند هفته اخیر به نوعی همه را غافلگیر کرده است. گامهای مثبتی که دولت با هماهنگی مقامات عالی رتبه نظام در راستای عادی سازی روابط میان ایران و سایر کشورها و حل و فصل مسائلی مهم از جمله پرونده هستهای برداشته، خواسته یا ناخواسته تأثیرات خود را بر حوزه اقتصاد نیز داشته است؛ امید به پایان مناقشه بر سر حق ایران در دستیابی به انرژی صلح آمیز هستهای و رفع تدریجی تحریمهای ظالمانه علیه کشورمان، افق امیدوار کنندهای را پیش روی نخبگان و افکار عمومی گسترانده است.
این امیدواری و حسن ظن به آینده میتواند زمینهساز تقویت حس مشارکت جویی اقتصادی، افزایش رغبت به سرمایهگذاری داخلی و کاهش ریسک تبادلات تجاری خارجی باشد؛ اتفاقاتی که همگی در راستای خروج اقتصاد و به تبع آن معیشت مردم ایران از شرایط نه چندان خوشایند سالهای اخیر است. با وجود تمامی این امیدها ذرهای از پیچیدگی و حساسیت مسائل کاسته شده است و دولتمردان و مردم باید درایت بیشتری نسبت به قبل برای درک و تشخیص آنچه در موقعیت فعلی باید انجام شود، به خرج دهند. همه ما باید بدانیم و بپذیریم که عبور از دوران حساس و غبارآلودی که درحال حاضر در ابتدای قدم گذاردن به آن هستیم، دشواریها و مراقبتهای خاص خود را میطلبد. سادهانگاری و هیجانزدگی دو اشتباه بزرگی هستند که در صورت ارتکاب آنها کشورمان به ورطهای بسیار خطرناکتر از آنچه پیش از این گرفتارش بوده است، درخواهد افتاد.
سادهانگاری در شرایط فعلی میتواند در دو حوزه مصداق بارزتری داشته باشد؛ نخست اینکه گمان کنیم اولاً تمامی مشکلات، سوءتفاهمها و مناسبات از بین رفته را طی بیش از سه دهه اخیر میتوان و باید در کوتاه مدت حل و فصل و فراموش کرد. واقعیت این گونه نیست؛ دو کشور ایران و آمریکا، دقت کنید تعمداً از واژه کشور به جای ملت و دولت استفاده شده است، طی سالهای اخیر در حوزههای مختلف تجربیات ناخوشایند فراوانی از یکدیگر دارند؛ مردم ایران دستکم طی سی و اندی سال بارها و بارها آثار سیاستهای خصمانه دولتهای آمریکا را با گوشت و پوست و استخوان حس کردهاند، در مواردی مانند حمایت از رژیم پهلوی، جنگ تحمیلی، تحریمهای اقتصادی و...
برای ملت آمریکا هم غلط یا درست، نام ایران با موضوع تسخیر سفارتشان در تهران پیوند خورده است. اگرچه عالم سیاست، عالم بررسی هزینه و فایده و عملگرایی ناظر بر منافع ملی است اما ساده انگارانه خواهد بود اگر تصور کنیم به صرف چند جلسه مذاکره و... روابط دو کشور عادی شود.
از دیگر سو و در کنار ساد انگاری برخی متأسفانه نوعی هیجانزدگی نیز در رفتار برخی نخبگان جامعه مشاهده میشود. این نخبگان هیجانزده در عین آگاهی از سابقه روابط پرتلاطم دو کشور و اطلاع از دشواریهای بسیار تنظیم سازوکاری برای گام زدن در مسیر کاستن از اختلافات و تنشها، به شکل غریبی از علائمی مثبتی که بین دو کشور رد و بدل شده است چنان هیجانزده شدهاند که مسئولیتهای نخبگی خود را بطور کامل فراموش کردهاند. این نخبگان به جای تعدیل و تصحیح سطح انتظارات و نگرش عمومی به موضوع روابط آینده دو کشور و تبیین این واقعیت که برقراری رابطه با آمریکا حلال مشکلات ما نیست، بر طبل امیدهای واهی، تحلیلهای سطحی و تفسیرهای خاماندیشانه از ریشههای چالشها و مشکلات اقتصاد کشور میکوبند. درحالی که اندکی تأمل و تدبر در ریشههای مشکلات اقتصادی کشور به روشنی نشان میدهد، بخش عمدهای از این گرفتاری ناشی از سوءمدیریتها، برخوردهای سودجویانه، ضعف ساختار سیاسی حزب محور در نظارت بر عملکرد دولتها، توفق رویکرد رانت محور در اقتصاد دولتی مبتنی بر درآمدهای نفتی، سهم اندک مالیات در تأمین درآمدهای کشور و... است.
درست است که محدودیتهای نشأت گرفته از تحریمها به مشکلات دامن زده است اما در حقیقت گسترش دامنه و عمق این تأثیرگذاری به علت زیرساختهای بیمار است.
از این رو برخوردها و تفسیرهای هیجانی در مورد برقراری احتمالی روابط با آمریکا، نه تنها کمکی به حل مشکلات نمیکند بلکه ضریب خطرپذیری را در مدیریت تجدیدبنای روابط خارجی بالا میبرد.
این همه درحالی است که به نظر میرسد نخبگان جامعه در شرایط فعلی باید با تنویر افکار عمومی و آگاهی بخشی به جامعه، دولتمردان را در پیشبرد منافع ملی در قالب مذاکرات کمک کنند.
یکی از این کمکها میتواند و باید در حوزه اقتصادی باشد به خصوص اینکه طی دو هفته اخیر شاهد بودیم مردم به بلوغ بیشتری در تفکیک دو حوزه سیاست و اقتصاد رسیدهاند و درحالی که هر یک از اتفاقات چند روز اخیر برای روانه کردن دارندگان دلار به بازار و عرضه پس اندازهای ارزی کافی بود، مشاهده میکنیم دولت و مردم در یک درک متقابل تلاش میکنند از دامنه تأثیرگذاری و تأثیرپذیری حوزه اقتصاد و معیشت از تنشها و اتفاقات اقتصادی بکاهند. به عبارت دیگر از سویی جامعه سخن رئیس کل بانک مرکزی را در مورد کف قیمتی ارز در بازار میپذیرد و از سوی دیگر مسئولان دولتی هم در اقداماتی مانند پرداخت یارانه برای کاهش 50 درصدی هزینه داروهای خاص و... تلاش میکنند به جامعه پیام دهند حداکثر تلاششان را برای حداقل کردن تأثیر تلاطمات ارزی بر معیشت جامعه مبذول میدارند. این تعامل سازنده میتواند زمینه و الگویی باشد برای تفاهم و هم افزایی دولت و ملت برای پیشبرد مذاکرات با هدف حداکثرسازی منافع ملی در عین پایبندی به اصول.