تحریم نمایشی افطاری روحانی برای فریب مردم؟!
برخی هنرمندان، افطاری رئیس جمهور را تحریم کرده اند. این دسته از هنرمندان به دلیل شرایط نامساعد اقتصادی، ترجیح داده اند که به مهمانی رئیس جمهور نروند. از آن طرف کسانی هم چون: محمود دولت آبادی، علی نصیریان و جمشید مشایخی دعوت رئیس جمهور را پذیرفته اند.
پرسشی که با میماند؛ اصلا سلبریتیها چقدر محق هستند که به افکار عمومی خط و ربط بدهند؟ چقدر باید اینها را جدی بگیریم؟ پاسخ این دو سئوال، شاید ما را به تحلیلی منطقی از درک فضای فکری تحریم کنندگان افطاری رئیس جمهور برساند.
پیشتر چند باری از عدم وجود ساختارهای سالم در نظام حزبی ایران نوشتیم و از این که احزاب نیستند یا اگر هستند مقبولیت ندارند، یا اگر دارند فراگیر نیستند. جای نظریه پردازهای سیاسی در میان مردم خالی است و مخاطب آنها محدود هستند، آنها حرفشان را نمیتوانند به مردم برسانند. در چنین فضایی سلبریتیها نقش آفرینی میکنند و خب مردم هم در مواجهه با سلبریتیها به واسطه ایده آلهایی (مثل شهرت و ثروت) که آنها دارند و احتمالا حسرت برانگیز است، خلع سلاح میشوند. هر چه سلبریتی گوید به گوش جان میخرند، همین میشود که آن سلبریتی به نسبت بضاعتی که دارد راهکارهایی میدهد که البته غافل از آن است که تاثیر کلان دارد و سیاستمداران هم این را خوب دریافته اند و هر بار در میان آنها یارگیری میکنند.
سلبریتی نگون بخت به نسبت بضاعتش در میانه ایامی، چون انتخابات راهکار و توصیه میدهد، مردم پشت او حرکت میکنند. بعدها که به هر دلیل اتفاق که باید نیفتاد، سیاستمدار غیب میشود و سلبریتی میماند و دایرکتهای تُند اینستاگرامی. او مجبور است باز هم پا به پای مخاطبش پیش برود، چون سلبریتی برخلاف سیاستمدار سرمایه اش کاملا مردمی است و چشم امید چندانی به لابیهای پشت پرده ندارد، پس در چنین بزنگاهی مهمانی رئیس جمهور را تحریم میکند، موضعی که علاوه بر دلبری از مخاطب، کم هزینه هم هست و تبعات آن چنانی ندارد (حداقل در دولتی مثل دولت روحانی).
مقصود این که نه آن توصیههای انتخاباتی خیلی عمق دارد و نه این تحریم دستهای از هنرمندان، آنها بازتاب کنشهای مخاطبانشان هستند. واضح است که رفتار آنها دائما متنقاض است، کما این که مثل یک عامیِ کم سواد درک نکردند که خیلی از شعارهای انتخاباتی روحانی عملا مجالی برای تحقق نداشته و به آن امید بسته بودند! مثلا «رفع حصر» منوط به اجماع چند نهاد موازی است، پس اگر روحانی در آن فضا حرفی زده و شعاری داده، صرفا بیان موضع بوده.
سلبریتی ها، اما ای کاش در آن برهه از «امکان» میگفتند نه از «ایده آل»، انتخاب روحانی یک «امکان» بود. در میان امکانهای دیگر، این نزدیکترین بود به «ایده آل». خیلی واضح و مبرهن است که این خودِ «ایده آل» نبود. مساله تاسف آور این است که سلبریتیهای وطنی همین امر بدیهی را درک نکرده اند و مطالبه ایجاد کردند و بدتر این که آن عدم درک پیشین را با یک خطای دیگر میپوشانند. این بار آنها آدرس غلط میدهند، یعنی نمیدانند معضلی به نام ترامپ و مسائل منطقهای و ... که دولت درصد کمی در آن نقش دارد، کار امروزمان را این گونه کور کرده است؟ اگر نمیدانند که چرا خط مشی مشخص میکنند و اگر میدانند که چرا آدرس غلط میدهند؟ صرفا، چون ژست اعتراضیِ ارزان بگیرند؟ نمیدانند نهادهایی دیگری هم هست که میشود به آنها اعتراض کرد؟