به روز شده در: ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۰
کد خبر: ۳۱۵۸۴
تاریخ انتشار: ۱۸:۵۱ - ۰۲ مهر ۱۳۹۲
تعداد نظرات: ۲ نظر

واکنش استاد معارف دانشگاه علامه به تهمتهای شریعتی

روزنو-مهدی طیب، استاد بازنشسته دانشگاه علامه به تهمت های صدرالدین شریعتی پاسخ داد. شریعتی در مصاحبه خود با کیهان گفته بود: یک آقایی اینجا به بچه ها عرفان کاذب توصیه می کرد. متأسفانه برخی از دانشجویان مؤمن و مذهبی هم جذب او شده بودند. کار به جایی رسیده بود به دانشجوها می گفت اگر می خواهید بخت تان باز شود بروید فلان جا یا فلان کار را کنید؛ به دانشجو می گفت در عالم برزخ تو را خوک می بینم! استاد گروه معارف هم بود با مدرک فوق لیسانس! اما هیچ تحصیلاتی در حوزه معارف نداشت، اصلاً مهندس بود. اما روی برخی رفاقت ها سر از هیئت علمی اینجا درآورده بود. بنده به جمع بندی رسیدم که دارد بچه های مردم را منحرف می کند. نوشتم ایشان بازنشسته شود. یک عده ای از همان بچه های مذهبی که متأسفانه فریب خورده بودند را دور خودش جمع کرده بود و در دانشگاه علیه من شعار می دادند که «دانشگاه پادگان، شریعتی نگهبان»؛ «شریعتی سکولار» و از این حرف ها. اما این استاد به اجبار بازنشسته شده در دوران ریاست سید صدرالدین شریعتی بر دانشگاه علامه طباطبایی(ره) در جوابیه ای به اتهامات مطرح شده علیه خود و دیگر اساتید این دانشگاه پاسخ داده و گفت: اگر باور دارید انقلاب و نظام اسلامی رسالت تمدّن سازی بر عهده دارد؛چنین باوری را با تخریب چهرۀ بزرگترین دانشگاه علوم انسانی نظام و انقلاب، چگونه سازگار دیده اید؟ به گزارش آینده، مهدی طیب استاد به اجبار بازنشسته شده معارف دانشگاه علامه در جوابیه ای که در اختیار این رسانه قرار داد، در دفاع از خود و دیگر اساتید به اجبار بازنشسته شده دانشگاه علامه که از سوی رئیس سابق این دانشگاه، به سوءاستفاده از محیط دانشگاه و فریب دانشجویان متهم شده اند، گفت: «اگر باور دارید انقلاب و نظام اسلامی رسالت تمدّن سازی بر عهده دارد؛ با توجّه به اینکه بنای تمدّن بر علوم انسانی ساخته می شود؛چنین باوری را با تخریب چهرۀ بزرگترین دانشگاه علوم انسانی نظام و انقلاب، چگونه سازگار دیده اید؟ آیا شما که کسوت روحانیت بر تن دارید، آموزه های اسلامی را بر ندیده گرفتن خطاهای اخلاقی اشخاص و عدم اشاعۀ فحشاء و مطرح نساختن آن در سطح عمومی از یاد برده اید؟ آیا موارد ذکر شده توسط شما دربارۀ لغزش های اخلاقی اعضای هیأت علمی، حتّی در صورت صحّت و وقوع در دانشگاه علاّمه، منحصر به دانشگاه علاّمه بوده و در هیچ حوزه و دانشگاه و هیچ دستگاه اجرایی و قضایی و تقنینی،چنین مواردی رخ نداده است؟ آیا تمام اساتید دانشگاه علاّمه که در دوران شما بازنشسته شدند، چنان لغزش های داشتند و آیا با طرح و انتشار این مطالب، تمامی اساتید دانشگاه علاّمه مورد بدبینی و اتّهام واقع نشده و در برابر اعضای خانواده اشان و آحاد جامعه از حضور در چنان دانشگاهی سرافکنده نشدند؟ آیا خانواده هایی که فرزندانشان دانشجوی دانشگاه علاّمه اند، نگران حضور فرزندانشان در آن دانشگاه و در محضر آن اساتید نشدند؟ آیا به جای هتک حیثّت دانشگاه علاّمه و اساتید آن در سطح جامعه، نمی بایست پروندۀ شخص یا اشخاص محدودی که متّهم بودند، به مراجع ذی صلاح قضایی ارسال می شد و بر اساس حکم قضایی صادره، با آنها رفتار می شد؟ آیا حکم اسلام دربارۀ رفتار با مجامع علمی و عالمان این است؟ آنچه شما در مورد لغزش های اخلاقی اعضای هیأت علمی دانشگاه علاّمه گفته اید، اگر به عقیدۀ شما شامل اکثریت اساتید دانشگاه علاّمه می شود، که باید گفت وای به حال نظام و کشور که بزرگترین دانشگاه علوم انسانی آن چنین منجلاب فسادی است. و اگر صرفاً موارد شاذّ و نادری بوده است، عنوان کردن آن توسط شما و منتشر ساختن آن در جراید و سایت های خبری،با توجّه به موازین دینی و با عنایت به پیامدهای آن، بی شک گناهی سترگ است. آیا آنچه سالیان متمادی، مذهبیّون در برابر ماکیاولیست ها و مارکسیست ها مبنی بر اینکه هدف وسیله را توجیه و مباح نمی کند و جز با وسیلۀ مقدّس به هدف مقدّس نمی توان نائل شد، می گفتند، از خاطرتان رفته است؟ آیا جایز است برای از دست ندادن جایگاه قدرت و یا دستیابی به آن، به وسیله هایی از این دست متوسّل شد؟ دیگر اینکه آنچنان که از سال ها شناخت شما فهمیده ام و گمان می کنم چندان هم به خطا نرفته باشم و شواهد و هم نظران متعدّدی هم در این زمینه وجود دارد،شما به هیچ خط و جناح و جریان و اصول سیاسی،چندان باورمند و پایبند و وفادار نیستید و تنها چیزی که همه چیز را در راه نیل به آن قابل اغماض و معامله و عدول و قربانی کردن می دانید، مناصب و منافع شخصی تان است؛ کما اینکه نحوۀ عکس العمل شما در برابر حکم عزلتان حاکی از آن است. اگر از اسلام و انقلاب و نظام از شما سخنی شنیده شود، باید توجّه داشت که غالباً معیار آن، سلیقه، منافع و پسندتان است. هر چه با آنها سازگار باشد مورد تأییدتان و اسلامی و انقلابی است و هر کس با آنها هماهنگ باشد، مورد حمایتتان است و می تواند در حوزۀ ریاست شما، به مناصب حساس دست یابد؛ کما اینکه بسیاری از انتصابات شما در دوران ریاستتان بر دانشگاه علاّمه بر این امر شهادت می دهد.نحوۀ رفتار خشن شما با اساتید و دانشجویان مذهبی و انقلابی و بسیجی دانشگاه علاّمه که منتقد عملکردتان بودند نیز شاهد دیگری بر این مدّعاست.» طیب در پاسخ به اتهاماتی که رئیس سابق دانشگاه علامه درباره عدم صلاحیت علمی و دینی این استاد مطرح کرده، به مقالات و کتاب هایی که در حوزه معارف نوشته اشاره کرده و نوشت: «صرف نظر از تحصیلات مهندسی اینجانب، بنده با توجه به مقررات وزارت علوم در زمینه جذب خبرگان بدون مدرک و بر اساس توانمندی علمی در عرصه معارف اسلامی و ارزشیابی های انجام شده توسط وزارت علوم و نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در دانشگاه ها، عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه علامه طباطبایی(ره) شدم. وی در پاسخ به این اتهام رئیس دانشگاه علامه که وی را به منحرف کردن دانشجویان از اسلام ناب و فریب آنان متهم کرده بود، نیز گفت: آیا تنها معیار هدایت و ضلالت، تمکین و خضوع در برابر شماست که دانشجویان مذهبی و بسیجی مخالف شما، به فریب خورده بودن متّهم و به تنبیهات انضباطی تهدید و محکوم می شوند؟ آیا هفتاد و پنج نفر از نمایندگان محترم مجلس و نیز قضات محترم دیوان عدالت اداری که بازنشسته کردنم را خلاف قانون اعلام کردند نیز در شمار همان دانشجویان مذهبی فریب خورده بودند؟ آیا رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی هم که به اقتضای خواستۀ مجلس و حکم دیوان عدالت اداری،کراراً دستور لغو بازنشستگیم را داد، نیز از همان دانشجویان فریب خورده بود؟»
پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار