فلاحتپيشه:دست روحاني براي مذاكره در نيويورك باز است
روزنو-در آستانه اولين سفر رييسجمهوري جديد ايران به اجلاس سالانه سازمان ملل و در شرايطي كه بحران سوريه و پرونده هستهيي ايران و مساله ادامهدار مذاكره ايران و امريكا، بار ديگر در كانون توجه قرار گرفته است، حشمتالله فلاحتپيشه، عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هشتم و كارشناس مسائل ديپلماتيك، ميگويد: «موانعي كه بر سر راه روساي جمهور قبلي وجود داشت بر سر راه روحاني وجود ندارد و دست او براي مذاكره باز است. اما در عين حال نبايد نسبت به سياست خارجي كشورهاي غربي خوشبين باشيم.»
با توجه به در پيش بودن اجلاس سالانه سازمان ملل و اولين حضور آقاي روحاني در اين اجلاس، به نظر شما چه ظرفيتهاي ديپلماتيكي در اين اجلاس وجود دارد كه ميتوانيم از آنها بهره مند شويم؟
هم متن و هم حاشيه نشست سازمان ملل متحد مهم است و ظرفيتهاي ديپلماتيك دارد. الان كه آقاي روحاني ميخواهد اولين سفرش را به اجلاس سازمان ملل انجام دهد، اين سفر به چنددليل اهميت دارد. اولين دليل اين است كه منطقه الان درگير تقابل جنگ و ديپلماسي است. يعني از يك طرف، اوباما ناقوس جنگ در مقابل سوريه را به صدا در آورده و هرچند كه فعلا فتيله جنگ پايين كشيده شده اما همچنان احتمال آن وجود دارد. از طرف ديگر هم كشورهايي به دنبال ديپلماسي هستند و جمهوري اسلامي ايران، حلقه مفقوده ديپلماسي درباره بحران سوريه است. ما معتقديم با توجه به اينكه نشست سالانه سازمان ملل متحد قبل از نشست ژنو 2 برگزار ميشود، اگر از ظرفيت ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران استفاده شود، حتما امكان جلوگيري از وقوع جنگ و همچنين جلوگيري از كشتارهاي بيشتر در سوريه وجود دارد.
دومين موضوع بحث خاص سياست خارجي ايران است. من معتقدم كه يكسري موضعگيريها و بيان مفاهيم افراطي از طرف مقامات سابق دولت ايران در جهان پراكنده شده كه وظيفه اول آقاي روحاني و تيم آقاي ظريف اين است كه يك مفهوم سازي جديد را بر اساس سياست خارجي جمهوري اسلامي ارئه دهند تا نشان دهند كه جمهوري اسلامي ايران تهديد نيست و حتي در مواقعي قرباني تهديدها به حساب ميآيد.
موضوع سوم اعلام رسمي اولين مواضع دولت جديد ايران از تريبون سازمان ملل است. چون مواضعي كه تا امروز بيان شده، تحليلهاي رسانهيي بوده ولي الان رييسجمهور ايران، ميتواند موضع رسمي جمهوري اسلامي را درباره بحرانههاي منطقهيي و مسائل بينالمللي ارائه كند.
چهارمين دليل اهميت اجلاس سالانه سازمان ملل هم لابيها و نشستهاي حاشيهيي است. خوشبختانه برخلاف سالهاي گذشته، اغلب هياتهاي شركتكننده، در رأس هيات خودشان درخواست ديدار و مذاكره با هيات جمهوري اسلامي ايران را داشتهاند. از اين موضوع ميشود براي ايجاد فضاي معتدل در برخورد با ايران و رفع تنشهاي دوجانبه موجود استفاده كرد. به طور مشخص مذاكرات آقاي روحاني و آقاي ظريف در نيويورك ميتواند پشتيبان يا لجستيك نشست آتي 1+5 با جمهوري اسلامي ايران باشد.
ظرفيت پنجم اين اجلاس مربوط است به جايگاه ايرانيان مقيم امريكا و كساني كه الان در حال فعال كردن كمپين جهاني مخالفت با تحريم ايران هستند. بخشي از اين افراد به دو دليل با حسن نيت از كمپين ضد تحريم حمايت ميكنند. دليل اول آنها اين است كه واقعا تحريمها ضربه اساسي به زندگي مردم ايران است و اقدامي ضد حقوق بشري به حساب ميآيد. الان برخي از دشمنان ايران عنادهاي سابق خود را از طريق تحريمها تكرار ميكنند. دليل دوم هم اين است كه تحريمها باعث ميشود ايران در زمينههاي توسعهيي از كشورهايي عقب بماند كه اين كشورها از نظر دموكراسي و حقوق بشر وضعيت غيرقابل مقايسهيي نسبت به ايران دارند. مانند برخي از كشورهاي محافظه كار كه الان بهشدت به دنبال تسخير بازارهاي نفتي و تكنولوژيهاي نفت و پالايش هستند. بسياري از ايرانياني كه دل در گرو كشورشان دارند، معتقدند كه اين تحريمها توطئه كشورهاي محافظه كار و سلفي هم به حساب ميآيد. نوع همكاري با اين ايرانيان و دعوت از آنها براي همكاري در كشور، ميتواند اثرات تحريم شكن داشته باشد و حتما آقاي روحاني ميتواند از اين ظرفيت هم استفاده كند.
موضوع آخري هم كه وجود دارد، نشستهاي دوجانبه است كه در آنجا ميشود براي رفع اختلافات با كشورهايي مثل انگليس و برخي از كشورهاي اروپايي و بعضي از كشورهاي منطقه استفاده كرد. در فضاي فعلي كه نوعي اقبال نسبت به جمهوري اسلامي ايران در دنيا شكل گرفته و با توجه به اقبالي كه در بين شركتهاي خصوصي و به ويژه شركتهاي نفتي براي همكاري با جمهوري اسلامي شكل گرفته، قطعا ما ميتوانيم از اين موضوع هم در شرايطي كه زير فشار تحريمهاي ناعادلانه قرارگرفته ايم، استفاده كنيم.
در كنار اين بحثها هم يكسري بحثهاي فني مانند تجديد ساختار سازمان ملل در آنجا مطرح ميشود كه ايرانيها همواره در اين موارد صاحب راي و نظر بودهاند. الان هم با حضور ديپلماتيك قوي ميتوانند در آنجا ايفاي نقش كنند.
چرا در هشت سال گذشته از اين ظرفيتها استفاده نشد؟
در زمان آقاي احمدينژاد، ايشان سعي كرد در قالب مدنظر خودش از اين ظرفيت استفاده كند و در همين قالب، سخنرانيهاي افراطي در سازمان ملل داشت. شايد اين سخنرانيها براي اعلام مواضع و از ديدگاه سياستهاي ايشان خوب بود، اما باعث بسيج جهاني عليه كشور ما شد و در مجموع ميتوان گفت كه ايشان از هشت حضور خود در اجلاس سازمان ملل متحد استفاده لازم را از اين تريبون و لابيهاي حاشيه آن نبرد.
در كنار مواضع افراطي كه از طرف دولت قبلي اتخاذ ميشد، وجود برخي موانع داخلي هم مانع استفاده از برخي ظرفيتهاي اين اجلاس ميشد. به گونهيي كه نه آقاي خاتمي و نه آقاي احمدينژاد اجازه گفتوگو با نماينده امريكا را نداشتند. آيا امروز اين وضعيت تغيير كرده يا همان مسائلي كه مانع برقراري ارتباط با امريكاييها بود همچنان پابرجاست؟
اعتقاد من اين است كه داخل كشور و از درون نظام يك عزم جدي وجود دارد كه دست آقاي روحاني و تيم ايشان را براي مذاكره باز بگذارد. البته اين به معناي مذاكره از موضع ضعف نيست. من معتقدم كه اگر تيم آقاي روحاني برنامهيي براي مذاكره از موضع برابر يا همان سياست «برد – برد» داشته باشد، اين عزم براي حمايت در داخل ايران وجود دارد و مانع سازيهايي كه در دورههاي قبل در داخل كشور وجود داشت، حالا به حداقل رسيده است. بنابراين در دو زمينه ميتواند اين كار صورت بگيرد. اول رفع تنش با كشورهايي نظير انگليس و امريكا و دوم در زمينه موضوع هستهيي. خيلي از محافل خارجي دارند به اين نتيجه ميرسند كه حضور هيات ايراني در نيويورك ميتواند به معناي برداشتن يك گام اساسي براي رفع مشكلات پرونده هستهيي ايران و شروع توافق ايران و 1+5 باشد. به نظر من اگر آقاي روحاني همانطور كه گفته، سياست «برد – برد» را دنبال كند و در اين مسير حركت كند، در داخل كشور ايشان با كمترين مانع مواجه خواهد شد.
درسطح دولتهاي ايران و امريكا هم مانعي براي مذاكره وجود دارد يا در شرايط فعلي با رفع موانع داخلي، ميتوان به آغاز مذاكرات در حاشيه اجلاس سازمان ملل اميدوار بود؟
در بحث خاص رابطه ايران و امريكا، من معتقدم كه اين دو كشور راهبردي براي تجديد رابطه ندارند. ولي در محافل نزديك به دو دولت لابيهايي شكل گرفته كه به دنبال كاهش تنش هستند و اميدوارند كه در نيويورك نخستين گامها براي كاهش تنش برداشته شود. ضمن اينكه حتما هيات ايراني در نيويورك با درخواست مذاكره طرفهاي امريكايي مواجه خواهد شد.
ما تاكنون سخنرانيهاي آقاي خاتمي و ايدههاي ايشان مثل پيشنهاد گفتوگوي تمدنها و مواضع احمدينژاد و عواقب آن را تجربه كرده ايم. با در نظر داشتن اين تجربهها، رويكرد آقاي روحاني در سخنراني خود بايد چگونه باشد؟
آقاي خاتمي سعي ميكرد از ظرفيتهاي اين اجلاس استفاده كند. اما مواضع ايشان هم آرمان گرايانه بود. هرچند مواضع آرمان گرايانه ايشان تا حدودي مانع شكلگيري فضاي منفي عليه جمهوري اسلامي ايران در جهان شد. در عين حال دستاورد عملي به همراه نداشت. اما آقاي احمدينژاد آرمانگرايي افراطي را در دستور كار خود قرار داده بود و يكسري موضعگيريهايي داشت كه عليه ايران ايجاد چالش كرد. آقاي روحاني اگر بتواند براساس همان مشي اعتدالي، در موضعگيريها و نطق خود هم اعتدال را برقرار سازد، ميتوان به نتيجهگيري عملي خوشبين بود. اعتدالگرايي در سياست خارجي به معناي توجه به مولفهها و شاخصهاي عملگرايي است؛ يعني بايد به نتايج عملي توجه كرد و اگر ايشان در همين جهت موضعگيري كند و به سمت نتيجه عملي گرايش داشته باشد، ميتوان به موفقيت اميدوار بود. البته در اين بين ما نبايد بيش از حد هم به فضاي سياست خارجي كشورهاي ديگر خوشبين باشيم. متاسفانه مخالفتهاي جدي در مقابل جمهوري اسلامي ايران وجود دارد كه بخشي از اينها را ميتوان تعديل كرد. مثلا برخي از پيامهايي كه اخيرا از طرف مقامات دولتي ايران صادر شده كه نمونه آن پيام تبريك سال نو يهودي و جدا كردن موضوع يهوديت از صهيونيست و پيام عزم ما براي مذاكره و عزم ما براي اعتماد سازي در موضوع هستهيي بوده، پيامهاي مثبتي است. حالا بايد ببينيم كه در طرف مقابل چقدر عقلانيت وجود دارد كه به اين سمت برويم.
منطق آقاي روحاني ميتواند مخالفتهاي جدي كه فرموديد نسبت به جمهوري اسلامي وجود دارد، را تعديل كند؟
من اين را قبول دارم ولي ماهيت اختلافات ايران با امريكا و برخي كشورهاي غربي و ديوار بي اعتمادي ميان دو طرف به گونهيي است كه با يك سخنراني اين ديوار فرو نميريزد و حتي در آن رخنه هم ايجاد نميشود؛ بلكه براي تغيير فضا ما نيازمند گامهاي عملي هستيم. به عنوان مثال وقتي اوج تحريمهايي كه عليه يك كشور مستقل اعمال ميشود، در برابر جمهوري اسلامي ايران به كار گرفته شده، امكان رسيدن به توافق و تنش زدايي به حداقل ميرسد. بنابراين من معتقدم كه نبايد بيش از حد خوشبين بود و بايد منتظر بمانيم و ببينيم طرفهاي غربي چه كار خواهند كرد.