هرمیداس باوند:روحانی برای مذاکرات باید اختیارات کافی داشته باشد
روزنو-ظریف دیشب عازم نیویورک شد. رفت تا به گفته خودش شاید با 1+5 و کاترین اشتون دیدار و گفتوگویی داشته باشد. دیدار و گفتوگویی که داوود هرمیداس باوند آن را مثبت ارزیابی کرده و میگوید: «انتظار ما این است که مذاکراتی در حاشیه اجلاس صورت بگیرد.»این استاد دانشگاه همچنین بر این عقیده است تیم جدید تفاوتهای زیادی با تیم سابق دارد. به عقیده او در گذشته «وحدت استراتژیک» میان تیم مذاکرهکننده وجود نداشت. اما برخلاف آن تیم جدید بهدنبال یک وحدت استراتژیک است. باوند همچنین بر این اعتقاد است که امروز دیگر تشددی مانند قبل در تیم تصمیمگیری وجود ندارد و روحانی و گروهش اختیارات کافی را برای انجام مذاکرات خواهند داشت.
وزیر خارجه شب گذشته راهی نیویورک شد تا در مجمع عمومی سازمان ملل حضور پیدا کند. آیا قبول دارید این سفر از اهمیت بالایی برخوردار است؟
به طور کلی اجلاس سالانه مجمع عمومی، محفلی است که نمایندگان و روسای کشورهای مختلف در آن فرصت مییابند تا نظرات کشور خود را درباره مسائلی که مربوط به آنهاست (در درجه اول) و مسائل فرامنطقهای اعلام کنند، بهخصوص اگر مواضع و نظرات جدیدی وجود داشته باشد که برای طرف مقابل که به دلایلی تعاملات و ضوابطی دارند، پیام و مواضع جدید را دریافت میکنند.
دریافت این پیامها و مواضع جدید چه تاثیری خواهد داشت؟
این پیامها میتواند زمینهساز ملاقات و مذاکرات آینده باشد. رویهای در سازمان ملل وجود دارد که در حاشیه اظهارنظرها که روسای کشورها یا نخستوزیران دارند، فرصتی است که اگر نماینده کشورها اشکالات یا نظرات مشترکی درباره هر موضوعی دارند، وارد مذاکرات دوجانبه و چندجانبه شوند، بنابراین درباره مسائل ایران و باتوجه به اینکه آقای روحانی قبلا هم اعلام کرده بود که نحوه برخورد در سیاست خارجی تنش زدایی و گفتوگوی سازنده با همه کشورها خواهد بود، ایشان با این جمله هیچ استثنایی برای هیچ کشوری قائل نشدهاند. پس حاشیه شورای امنیت هم فضای مناسب و مساعدی برای انجام این گفتوگوها خواهد بود. انتظار این است که گذشته از نظراتی که مواضع ایران را دررابطه با چگونگی حل مساله هستهای و پیامدهای آن مانند مساله تحریمها و سوریه و غیره اعلام خواهند داشت، در حاشیه هم مذاکرهای با کشورهای عضو 1+5 خواهند داشت. حتی احتمال این وجود دارد که آقای روحانی در سطحی بالاتر با روسای بعضی از کشورها مذاکراتی داشته باشند. باید این نکته را یادآوری کنیم که قبلا یعنی زمانی که اوباما مجددا انتخاب شد، جان کری وزیر امورخارجه و جو بایدن معاون رییسجمهوری برای تعامل دو جانبه آمریکا با ایران اظهار علاقه کردند. پیامهایی هم بین اوباما و آقای روحانی در خصوص مسائل منطقهای و سوریه رد و بدل شده است. طبق سوابقی که وجود دارد انتظار این است که با توجه به اینکه آمریکا محور اصلی 1+5 است از این فرصت (اگر پیش بیاید) استفاده شود.
پیشبینی میکنید که باتوجه به تحولات اخیر چنین فرصتی پیش بیاید؟
انتظار ما این است. به عقیده من اگر از فرصت استفاده شود و مذاکراتی انجام بگیرد بدون شک اثر بسیار مثبتی درباره حل معضلاتی که ما با آن روبهرو هستیم، خواهد داشت.
ازجمله دیدارهای حاشیهای که برای وزیر خارجه تدارک دیده شده گفتوگو با کاترین اشتون و به گفته خود ایشان گفتوگو با کشورهای عضو 1+5 است. آیا این دیدارها میتواند به نزدیکتر شدن دیدگاههای دو طرف منجر شود.
بله. قصد و نیتی که هیات جدید ایران اعلام کرده، حتما به نزدیکشدن دیدگاههای دوطرف منجر میشود. طرف ایرانی اعلام کرده که مذاکرات باید پایانی داشته باشد نه اینکه مانند دورههای قبل مذاکرات بدون نتیجه و نیمهکاره رها شود یا منجر به تحریمهای بیشتر علیه ایران شود، بنابراین قصد و نیت طرف ایرانی از این بابت است که در این مذاکرات آنطور که امکان داشته باشد تاکید و تسریع شود برای پیشبرد رفع و کاهش مشکلات و معضلاتی که وجود دارد. انتظار این است که طرف مقابل هم همین حسننیت را داشته باشد تا به یک تفاهم منتهی شود و حصول تفاهم زمینهساز توافقات جدیتر و مهمتر بعدی خواهد شد.
سفر مقامات دولتی به سازمان ملل همزمان با اعلام نامهنگاریهای روسای جمهوری ایران و آمریکا بوده است. آیا نامهنگاریها میتواند به دیدارهای دوجانبه ختم شود؟
البته این رویه تازهای نیست. اما بههرحال اگر نامهنگاریهایی در آستانه برگزاری اجلاس مجمع عمومی رد و بدل شده باشد فضایی را ایجاد میکند که در حاشیه مجمع عمومی احتمالا در مقام گفتوگو با یکدیگر بر بیایند. چون معمولا رویه مسلم در دوران اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد است که کشورها با طرفهای مقابل که مسائل و مشکلاتی دارند، در مقام گفتوگو با یکدیگر بربیایند. انتظار این است که در شرایط موجود گفتوگو و مذاکرهای هم بین ایران و طرف آمریکایی صورت بگیرد.
آیا شرایط برای گفتوگو مهیاست؟
من اول بر این نکته تاکید کنم که مذاکره دال بر تسلیم نیست. مذاکره راهی برای اعتمادسازی و باز کردن فضاست. مذاکره فضا را برای پیشبرد مذاکرات بعدی مساعد میکند، بنابراین اولین گام همین مذاکرات است، بهطوریکه در ماده 33 منشور سازمان ملل تصریح میکند که اختلافات میان کشورها که ادامه آنها ممکن است صلح و امنیت بینالمللی را به خطر بیندازد باید قبل از هر چیز وارد مکانیسم حل و فصل مسالمتآمیز شود، بنابراین مذاکره اولین گامی است که باید برداشته شود.
همزمان با سفر وزیر خارجه به نیویورک، صالحی رییس سازمان انرژی اتمی در وین اعلام کرد که «به قصد آژانس آمدهام تا پرونده هستهای را ببندم» یا اینکه «تیم جدید هستهای آمادگی کاملی برای تعامل با آژانس دارد»، چرا چنین رویکردی در گذشته وجود نداشت؟
این رویکرد در گذشته هم وجود داشته است. باید به این نکته اشاره کنم که دو نوع رویکرد وجود دارد؛ یکی مذاکره با آژانس است که جنبه فنی و حقوقی دارد و دیگری مذاکره با 1+5 است که جنبه سیاسی دارد، بنابراین این مذاکرات به موازات هم هست پس اگر اعلام کردند که آژانس بازرسانی را قرار است بفرستد تا به تفاهمی نائل شود بدون تردید اثر مثبت در مذاکرات با 1+5 خواهد داشت.
شما تاکید میکنید که رویکرد مذاکره از قبل وجود داشته اما این در حالی است که تیم جدید برخلاف تیم سابق سخت بهدنبال حل مساله هستهای است. علت این موضوع چیست؟
تیم جدید بهدنبال یک وحدت استراتژیک است. در گذشته وحدت استراتژیک وجود نداشت. یعنی نهادی که مساله هستهای را پیگیری میکرد، عبارت بود از شورای امنیت ملی و رییسجمهوری و هیات دولت به کلی در تصمیمگیریها دخالتی نداشتند. مقامات و شخصیتهای دیگر برای خود این حق را قائل بودند که اظهارنظر کنند. بنابراین یک تشدد در مراکز تصمیمگیری وجود دارد. اما در حال حاضر تصمیم گرفته شده این مساله محدود به وزارت خارجه شود که هم از نظر سهولت کار و هم از جهت تسریع پیشبرد کار میتواند مثبت باشد. موضوع دیگر دادن اختیارات کافی به آقای روحانی و گروهش است تا در جریان مذاکرات با هرکسی که صلاح میدانند مذاکره صورت بگیرد.
پس آقای روحانی برای مذاکره و ملاقات اختیار کافی خواهد داشت؟
انتظار ما این است که این اختیار را داشته باشد.