
سهیلا جلودارزاده ن
محدوديت را جايگزين آزادي بيان نكنيم
روزنو :سی و نهمین بهار انقلاب نیز به پایان رسید و انقلاب اسلامی ایران وارد چهارمین دهه از عمر خود شد. در این راستا بسیاری معتقدند برای اینکه بتوانیم انسجام و کارآمدی بیشتری را در مجموعه نظام شاهد باشیم ضرورت دارد که به نوعی به بازخوانی عملکرد نظام در حوزههای مختلف این ۴۰ ساله بپردازیم. از سوی دیگر مسلما در ابتدای انقلاب اهدافی مشخص شده که باید در روند این چند ساله تا حدودی به آنها دست یافته یا در حال دست یافتن آنها هستیم. امروز باید ببینیم که در دهه چهارم انقلاب به لحاظ استقلال اقتصادی، فرهنگی، علمی و... چه میزان رشد داشتهایم. تا چه حد توانستهایم مشکلات جامعه را در حوزههای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی پاسخگو باشیم. نسل جوان که نسل سوم پس از انقلاب هستند چقدر با آموزههای انقلاب عجین هستند. اینها مطالبی است که باید بدانها توجه شود شاید انقلاب در آستانه ۴۰ سالگی خود ماندگاری خود را بیشتر و بهتر نهادینه کند. باید دید در ورود به چهلمین سال از انقلاب شکوهمند اسلامی چه رخدادهایی در سپهر سیاست ایران اتفاق خواهد افتاد. برای بررسی مسائل روز جامعه در آستانه چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب، مشکلات مردم و دولت و ظهور پدیدهای اجتماعی و فرهنگی با سهیلا جلودارزاده نماینده مردم تهران و عضو فراکسیون زنان در مجلس به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
سی و نهمین بهار انقلاب نیز به پایان رسید و انقلاب اسلامی ایران وارد چهارمین دهه از عمر خود شد. در این راستا بسیاری معتقدند برای اینکه بتوانیم انسجام و کارآمدی بیشتری را در مجموعه نظام شاهد باشیم ضرورت دارد که به نوعی به بازخوانی عملکرد نظام در حوزههای مختلف این ۴۰ ساله بپردازیم. از سوی دیگر مسلما در ابتدای انقلاب اهدافی مشخص شده که باید در روند این چند ساله تا حدودی به آنها دست یافته یا در حال دست یافتن آنها هستیم. امروز باید ببینیم که در دهه چهارم انقلاب به لحاظ استقلال اقتصادی، فرهنگی، علمی و... چه میزان رشد داشتهایم. تا چه حد توانستهایم مشکلات جامعه را در حوزههای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی پاسخگو باشیم. نسل جوان که نسل سوم پس از انقلاب هستند چقدر با آموزههای انقلاب عجین هستند. اینها مطالبی است که باید بدانها توجه شود شاید انقلاب در آستانه ۴۰ سالگی خود ماندگاری خود را بیشتر و بهتر نهادینه کند. باید دید در ورود به چهلمین سال از انقلاب شکوهمند اسلامی چه رخدادهایی در سپهر سیاست ایران اتفاق خواهد افتاد. برای بررسی مسائل روز جامعه در آستانه چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب، مشکلات مردم و دولت و ظهور پدیدهای اجتماعی و فرهنگی با سهیلا جلودارزاده نماینده مردم تهران و عضو فراکسیون زنان در مجلس به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
سالگرد پیروزی انقلاب هرسال برگزار میشود و مردم پرشورتر از گذشته در این راهپیمایی شرکت میکنند، به نظر شما چرا با توجه به مشکلات عدیدهای که در جامعه وجود دارد شاهد حضور پررنگ مردم هستیم؟
به گزارش روز نو : من معتقدم حضور مردم در مراسم سالگرد انقلاب به علت خویشاوندی آنها با انقلاب است. این مردم خود بهوجود آورنده انقلاب هستند و در پی شعارهایی مثل استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی برآمدهاند. مردم میخواستند در تعیین نوع حکومت و قوانین و مقرراتی که سرنوشت ساز هستند لحظه به لحظه حضور داشته باشند که این جمهوریت نظام را میرساند. مردم دوست ندارند بنده باشند که موید این امر نیز آزادی آنهاست. مردم میخواستند در یک سرزمین آزاد زندگی کنند، بنده غیر خدا نباشند و کشورشان نیز در جهان دارای استقلال باشد. این مسائل در آن زمان با وجود و شخصیت مردم ایران عجین شده و به همین دلیل است که تاکنون برای حفظ انقلاب همراه بوده و تلاش کردهاند. این انقلاب،انقلاب یک فرد نبود بلکه انقلاب یک ملت بود که در حفظ این استقلال و هویت انقلاب نیز ایستاد و شکلگیری برخی اعتراضات نیز در راستای حفظ هویت این انقلاب است.
با توجه به اینکه مردم همه ساله حضور باشکوهی را در سالگرد پیروزی انقلاب رقم میزنند مسئولان باید در پاسخ و قدردانی از این حضور نسبت به مردم چگونه عمل کنند؟
من معتقدم که مسئولان نباید خود را صاحب و مالک انقلاب و کشور احساس کنند، بلکه باید خود را نماینده و وکیل مردم بدانند چون مناصبی مثل ریاستجمهوری و مجلس انتخابی بوده و بدین معنی است که قانون اساسی که همه بدان رأی دادند و یک اصل مشترک بین همه ملت است، نشان میدهد که مردم دوست دارند خدمت کرده و در جهت توسعه و تعالی کشور حرکت کنند. زمانی که مسئولی منافع ملی را بر سلایق شخص خود ترجیح میدهد، آن زمان در مردم نوعی احساس خرسندی و رضایت از مسئولان بهوجود میآید و آرزوی مردم نیز این است که همه منتخبان آنها به همین صورت باشند و خدمت را بر قدرت ترجیح دهند.
برخی مطرح میکنند مردم با حضور خود در راهپیمایی سالگرد انقلاب به خاطر انقلاب و نظام چشم خود را بر مشکلات موجود در کشور بستهاند تا چه حد با این گزاره موافقید؟
مگر میتوان از مشکل چشم پوشی کرد، زمانی که در این شرایط اقتصادی نامساعد کسی یک ماه حقوقش به تعویق میافتد سقف آسمان بر سر او فرود میآید؟ پس مشکل را نمیتوان فراموش کرد، اما این حضور نشان دهنده این است که با وجود این مشکلات عشق به انقلاب موجب صبر در برابر مشکلات موجود میشود. البته نباید بگذاریم آستانه تحمل مردم به پایان برسد. آنها سال به سال منتظر شرایط بهتر هستند و از این جهت باید در رفع مشکلات مردم دقت و سرعت لازم صورت گیرد.
به نظر شما در این 4 دهه که از انقلاب میگذرد چه میزان از اهداف اولیه انقلاب در حوزههای مختلف محقق شده است؟
جوامع نقاط صعود و نزول یا اوج و سقوط دارند. زمانی که ما انقلاب را شروع کردیم نخست کرامت انسانی مورد نظر همه بود، از سوی دیگر میخواستیم مشارکت سیاسی و حق تعیین سرنوشت کشور خود را داشته باشیم. گرچه حق شناسایی هویت انسانی و پیشرفت و رشد نیز تا حد زیادی محقق شد، اما اکنون چالشهایی در این راستا برای رسیدن به این 3 حق به حد کمالشان بهوجود آمده است. از سوی دیگر اکنون در مرحله گذار هستیم و اگر همه مسئولان درستکار باشند و وظیفه و نقش خود را خوب تشخیص دهند، میتوانیم چالشهای کمتری داشته باشیم. از سوی دیگر مردمی که به دنبال مطالبه حق خود هستند به هر نحوی آن را فریاد کرده و دریافت میکنند و مسئولانی که خداترس باشند به مطالبات مردم پشت نکرده و به آنها خیانت نمیکنند. همه ما باید این دو موضوع را در مرحله گذار مورد توجه قراردهیم تا راحتتر از این مرحله عبور کنیم. به عنوان مثال در ژاپن با وجود کوچههای باریک شاهد ترافیک نیستیم چون هر کسی وظیفه خود را به درستی انجام میدهد. ما نیز اگر بخواهیم از این مرحله گذار عبور کرده و دچار مشکل نشویم باید هر کس درجای خود وظیفه خود را به خوبی انجام دهد. به عبارت دیگر باید مردم مطالبهگر و مسئولان پاسخگو باشند.
اخیرا رئیسجمهور در نشست خبری خود عنوان کرد که مطالبات مردم محدود به مسائل اقتصادی نیست و مسائل اجتماعی و سیاسی را نیز در بر میگیرد، به نظر شما این مطالبات چه مسائلی را شامل میشود؟
من ابتدا باید نقدی به این سخن رئیسجمهور داشته باشم که رئیسجمهور نباید فکر کند که دولت ایشان باید 100 درصد راجع به این قضیه پاسخگو باشد، اما آن قسمت از مشکلاتی که دولت باید پاسخ دهد باید به سرعت حل و فصل شود. مثلا همین مساله نقدینگی مردم که در بانکهای مختلف دارو ندار خود را در این سیستم بانکی گذاشتند، اما با مشکلاتی مواجه شدند و اکنون درست یا غلط نمیتوانند به اموال خود دست پیدا کنند. این مساله باید به سرعت حل شود تا مردم بیش از این ناراضی نشوند. از طرف دیگر تصمیمات غلط گذشته موجب شده تا بنگاههای اقتصادی به سمت تعطیلی بروند. هم سرمایهگذار و هم کارگر در شرایط بد زندگی میکنند که اینها آستانه تحمل را پایین میآورد وگرنه مردم بر خواستههای اجتماعی خود صبر میکنند هرچند که آن نیز کاهش دهنده سطح مقاومت است. در حوزه اجتماعی بیکاری خود یکی از بزرگترین مشکلات است. همت و غیرت ایرانی ایجاب میکند که مردم از راه حلال نان خود را درآورند، اما میبینیم این جستوجوی کار از راه حلال نیز به کوچهای بنبست میرسد. از این رو دولت باید انرژی فوقالعادهای وارد این بخش کند و فکر کند که زلزله آمده و ستاد بحران خود را در ایجاد و حفظ فرصتهای شغلی فعال کند. اینها قابل گذشت نیست و مسئولانی که سواد این کار را ندارند باید به سرعت تغییر کنند. باید فرا خوانی عمومی داده شود و از افراد کارآفرینی که میتوانند ایجاد شغل کنند دعوت شود و از نظرات و وجودشان استفاده لازم گردد. از طرف دیگر داراییهای کشور باید مشخص باشد. دولت باید بزرگترین مشاور این زمینه باشد تا شغل ایجاد شود. در حوزه سیاسی نیز مردم دوست دارند که گزینشی در مجلس داشته باشند که کارآمد باشد. یکی از خواستههای مردم انتخابات آزاد است، اما وقتی حذف و رد صلاحیتها صورت میگیرد یکی از خواستههای مردم از بین میرود. از سوی دیگر زمینههای مشارکت مردم در حل مشکلاتشان وجود ندارد و کم است که این نیز یکی از مسائلی است که مردم را مجبور میکند تا خواستههای سیاسی خود را فریاد بزنند. از این رو باید فضا به سمتی برود که مردم بتوانند از ایدههایی که برای مشارکت دارند استفاده کنند و نظرشان را عملی کنند که این زمینه تا کنون بهاندازه کافی تقویت نشده است.
برخی معتقدند که در نهادهایی از نظام شاهد نوعی از عملکردهایی هستیم که موجبات ناکارآمدی نظام را فراهم آورده، به نظر شما برای کارآمدتر کردن نظام در راستای انسجام و پویایی بیشتر باید چه سازوکاری مهیا گردد؟
من معتقدم که باید جریان فکری درست شود. اکنون خیلیها به جای حل مشکلات و خدمت به مردم، در پناه یک تفکر سیاسی سنگر گرفته و به تعرض به داراییهای مردم میپردازند. ما باید این سنگرهایی را که در مقابل اراده مردم بسته شده با دست خود بشکنیم و نسبت به آن اعتراض کنیم. در این راستا مقام معظم رهبری نیز چندی پیش اشاره داشتند که اینگونه مسائل باید جمع شود. این فرمایش ایشان است که با دستمال کثیف نمیتوان جایی را تمیز کرد. باید واقعا همه خود را درست کنند، در این برهه از انقلاب باید هدف همه این باشد که درستکار و پرکار باشند. اگر درستکار نباشیم پرکاری به ضرر مردم است، از این حیث درستکاری و پرکاری در راستای رسیدن به اهداف انقلاب تنها راه پیش روی ماست. اگر سازوکار نظام به گونهای باشد که مجدانه خلافکاران را مجازات کند این مساله برچیده میشود. اکنون شاهدیم که متأسفانه هر که خلافکار است از سایرین بهتر زندگی میکند و هر که درستکا ر است تنبیه شده و در سکوت و عصرت خود مانده است. ما باید این جریان را تغییر دهیم و کاری کنیم که فضا پاک شود و بستر برای حرکت خدمتگزارانه به مردم آماده گردد.
در چند وقت اخیر و اعتراضات پیش آمده شاهد ایجاد شکافی در جامعه بودهایم. به نظر شما این شکاف چگونه باید از بین برود؟
نخست اینکه باید در کشور آزادی بیان بهوجود بیاید نه تخریب، بلکه آزادی بیان راه حلها و مشکلات، اگر اینگونه باشد هر کس دست و پای خود را جمع میکند. مثلا رسانه ما نباید فقط تملقگو باشد چون این کار صرفا درصدی از مردم را تحت تاثیر قرار میدهد و حاشیه امنی برای خلافکاران و ریاکاران ایجاد میکند. ما باید انتقاد خالصانه، صادقانه و اصلاح پذیری داشته باشیم. اینگونه امکان خلاقیت در جامعه بروز میکند. در محیط آزاد است که افراد خلاق میشوند، پس باید به جای هویت گروهی یا متصل به قدرت سیاسی؛ هویت فردی را به رسمیت بشناسیم. باید افراد ایرانی را محترم و کرامت انسانی را رعایت کنیم و اجازه دهیم که همه نظرات خود را بیان کنند و برای شنیدن انتقادات گوش شنوا داشته باشیم. کشورها و حکمرانهایی که در جهان رشد میکنند همیشه همه پرسی و نظر سنجی دارند و بر اساس شاخصها رفتارشان را تعدیل و اصلاح میکنند. ما چون از یک استبداد میترسیدیم نباید استبداد جدیدی را شکل دهیم و سعی کنیم که همه نظرات مردم را در نظر بگیریم. چند حزبی و احزاب شناسنامهدار از سازوکارهای جمهوریت است که باید آن را تقویت کنیم تا شکل بگیرد. البته اکنون فاقد این ساختار هستیم و در این موارد نقص داریم. جادهای که ما را به رشد و پیشرفت میرساند و رضای خدا و بندگانش در آن است این است که بر مبنای حق و حقوقی که از حقیقت در میآید حرکت کنیم و هرچیز و هرکس را عادلانه در جای خود قرار دهیم. از طرف دیگر خیر خواهی عمومی را رصد کنیم و ببینیم که اگر خیر عمومی مردم در یک تصمیمی است آن را در نظر بگیریم. اگر حق گفتیم و شنیدیم، هرچیز را در جای خود قرار دادیم و خیرخواهی عمومی داشتیم آزادی و آزادگی مردم تامین میشود. اینها باید سالانه به عنوان شاخصهای اصلی رشد و پیشرفت سنجیده شود.
رئیسجمهور اخیرا بازهم به نقش و استفاده از ظرفیت جوانان اشاره کرده، اما شاهدیم که نه تنها در سایر نهادها بلکه در خود دولت نیز عزم چندانی برای استفاده از ظرفیت جوانان وجود ندارد و جوانان مشتاق کار پشت درهای بسته هستند این مسائل را چگونه ارزیابی میکنید؟
من به عنوان نماینده مردم میگویم که سیستم برنامهریزی و مدیریت دولت نقص کلی دارد و از عدم وجود یک سازمان مدیریت و برنامهریزی کارآمد رنج میبرد. از زمانی که این سازمان در دولت دهم منحل شد این نقص بهوجود آمده و هرچند مسئولان دولت فعلی تلاش کردند که این نقص را برطرف کنند، اما توانایی علمی و عملی را نداشتهاند. در این راستا حتی اگر شده با استفاده از کارشناسان کشورهایی که پیش از ما این مسیر را طی کردند این حرکت را انجام دهیم باید بدان همت گماریم. امروز برخی حرفها زده میشود که خیلی خوب است، اما جایی وجود ندارد که اینها را پردازش کند و در دولت اینها را عملی و اجرایی کند و ببیند که تا چه حد درست عمل میکند.
اخیرا موضوع حجاب حاشیههایی را ایجاد کرده است. به نظر شما چرا پس از 40 سال که شاهد بسیاری از آموزههای انقلابی و اسلامی در جامعه بودیم چنین موضوعی برجسته میشود؟
به نظر من چند عامل در این مساله دخیل هستند. از سویی خلأ ایدئولوژیک وجود دارد، از این رو بهرغم اینکه چندین سال است که ما در حال سخن گفتن از مسائل دینی و معرفتی هستیم نسل جوان را فراموش کردیم و فقط در حال تکرار چیزهایی هستیم که 30 سال پیش آموختیم. بد حرکت کردن در تبلیغات دینی که میتواند در جامعه منجر به دینزدایی شود با ذات انسان و خلقت او در تضاد است. بدین جهت است که هر گونه فشار غیر اصولی واکنش ایجاد میکند. خداوند به نحوی انسان را خلق کرده که حتی برای انتخاب دین نباید اکراه داشته باشد. زمانی که فردی را از چیزی به گونهای مبهم منع کنند، موجب میشود تا آن شخص علاقه بیشتری به آن مفهوم پیدا کند. افراد باید در آرامش و شفافیت این مسائل بسیار مهم را تجربه کنند. بسیاری از افراد که زمانی در آمریکا درس میخواندند، به سمت پذیرش بایدها و نبایدهای دینی متمایل شدند، چرا که تجربه کردند که در آن طرف خبری نیست اما پرستش خداوند جادهای است که به «هیچ» نمیرسد. اگر افراد را منع نکنیم و تبلیغات به درستی انجام شود، خودشان مسائل را تجربه کرده و باز میگردند. امروز نیز با جهانی روبهرو هستیم که نمیتوان با محدودیت نتیجه گرفت چون مرزها برداشته شده است. بدین جهت باید بیشتر روی واکسینه کردن، افزایش شعور، حرکت صحیح و متمدنانه حرکت کنیم تا پذیرش بهوجود آید.