مذاكره؛ اقتضاي منافع و مصالح

فراهم شدن امكان مذاكره ايران و امريكا به چند دليل داراي ضرورت است: 1- راي اكثريت ملت ايران به دكتر حسن روحاني براي برون رفت از مشكلات كشور به ويژه مشكلات اقتصادي بود. مردم ايران با انتخاب ايشان نشان دادهاند كه خواستار حل و فصل مسائل و معضلات كشور هستند و معتقدند كه بسياري از اين مسائل از مشكلات ما در صحنه بين المللي شكل گرفته است. از آنجا كه اين مشكلات در زندگي روزانه مردم و تحريمهاي اقتصادي ايران آثار سوئي داشته است، اين انتخاب تلاشي براي مذاكره و حل اين مشكلات است. 2- خطمشياي كه توسط آقاي دكتر روحاني اعلام شده است، سياست تنشزدايي و گفتوگوي سازنده براي حل مسائل و مشكلات و معضلات است كه اين سياست در اتخاذ تصميمي مبني بر مذاكره موثر بوده است. 3- در دور دوم رياستجمهوري جرج بوش نيز در همين خصوص، جان كري و جو بايدن اعلام كرده بودند كه آماده مذاكره با ايران هستند. بنابراين گام نخست در ايجاد رابطه براي حل مشكلات و معضلات، مذاكره است كه از همه مهمتر مذاكره درباره پرونده هستهيي ايران در گروه 1+5 است كه در واقع محور حلال مشكلات ايران و امريكاست. واقعيت اين است كه در پشت اين مذاكرات دولت امريكا قرار دارد. مصالح و منافع ايران اقتضا ميكند كه پيشنهاد مذاكره دوجانبه را قبول كنند، آن هم بر اساس منافع متقابل. احتمالا آقاي دكتر روحاني در گزارشي كه در مجمع عمومي سازمان ملل متحد در جمع سران كشورها يا وزراي امور خارجه اعلام خواهند كرد، منافع كشور در سطح منطقهيي و جهاني را بيان ميكنند. همه منتظرند كه رييسجمهوري اسلامي ايران در اين مجمع چگونگي حل مسائل و مشكلات را اعلام كنند و رويه نيز به اينگونه است كه در حاشيه مجمع عمومي ديدارهايي را با روساي جمهور كشورها، نخستوزيران يا وزراي امور خارجه آنها خواهند داشت و درباره معضلات كشور خود و منطقه و جهان صحبتهايي انجام ميدهند. انتظار عمومي نيز اين است كه در حاشيه اجلاس مجمع عمومي مذاكرهيي بين دولتمردان ايران و امريكا صورت بگيرد. در نامههايي نيز كه بين اوباما و دكتر روحاني مبادله شده است درباره مسائل منطقهيي و از جمله سوريه صحبتهايي صورت گرفته است. بنابراين انتظار جامعه بينالمللي و همچنين مردم ايران اين است كه ايران، براي پيشبرد مقاصد خود يا به ديگر سخن حل و فصل مشكلات، وارد مذاكرات سازنده شود. بايد بدانيم كه نقش محوري در مذاكرات 1+5 را امريكا دارد و براي حل مشكلاتمان، مذاكرات دوجانبه يك امر ضروري است. همواره مذاكره دال بر تسليم نيست. مذاكره نخستين گامي است كه در تعاملات بينالمللي براي ايجاد فضاي مساعد و براي اعتمادسازي و ميل به نوعي تفاهم پذيرفته شده است و اين تفاهم زمينهساز حل معضلات است. در ماده 33 منشور سازمان ملل متحد پيشبيني شده است كه در صورت بروز اختلاف بين كشورها كه ادامه آن صلح و امنيت بينالمللي را به خطر بيندازد بايد قبل از هر چيز از مكانيزمهاي مسالمتآميز مانند مذاكره، ميانجيگري، كميسيون تحقيق، كميسيون سازش، داوري، رسيدگي قضايي و ترتيبات منطقهيي استفاده شود. بنابراين مذاكره گامي است بسيار مقدماتي كه در تاريخ هم وجود داشت. در تاريخ كشورمان بارها مسائل را از طريق مذاكره حل كردهايم. لذا در شرايط كنوني كه به خوبي واقفيم محور اصلي مشكلات چه قدرتي است لذا مصالح و منافع ملي اقتضا ميكند كه با ديد منفي با مذاكره برخورد نكنيم. اين يك واقعيت است و در هر حال انتظار اين است كه دكتر روحاني طبق نيت قبليشان از پيشنهاد مذاكره استقبال كنند. ضمن اينكه بايد اختيارات كافي نيز به آقاي روحاني و تيمشان داده شود. اما بايد در اين مذاكرات بر اساس تشخيص مصلحت تصميمگيري كنند. اميدواريم كه در آينده نزديك در مجمع عمومي گامهاي استوار و اميدواركنندهيي برداشته شود.