دولت جدید احمدينژاد کجاست؟
روزنو-« لادن»؛ ساختمانی در کوچهای کمعرض به همین نام كه پیش از این در اختیار سازمان مدیریت و برنامهریزی بود، چند سال پیش به کنترل نهاد ریاستجمهوری درآمد و پس از بازسازی در اختیار علی سعیدلو معاون امور بینالملل احمدینژاد قرار گرفت و در روزهای آخر در اختیار حمید بقایی بود،ساختمانی 6 طبقه با نمای سنگ نارنجی، در ورودیاش شیشهای است که پشت حصار فلزی نردهایشکلی قرار گرفته و دستگاه گیت و ایکسری (برای کنترل) در راهرو ورودی به چشم ميخورد. پردههایی با شکل و طرحهای مختلف که به شکل نامنظميآویزان شدهاند پنجرهها را پوشاندهاند و چند تابلو خطی هم در راهپلههای طبقه دوم از زیر پردهها بیرون زده است. سایه لادن با ساختمانهای همقد کناریاش تمام کوچه را گرفته، اينها توصيفات خبرنگاري است كه جلسات و رفت و آمدهاي اين ساختمان را زير نظر دارد رفت و آمدهايي كه به گفته همسايگان هر روز انجام ميشود و در آن چند نفر از وزرا ي دولت احمدي نژاد با ماشينهاي دولتي و پلاك جلسه آنرا برگزار ميكنند.
وزرا و رئيس دولتي كه اين روزها داد معاون اول دولت تدبير و اميد را كه در آورده هيچ، اين دادها از گلوي مشاور دولت جديد، اكبر تركان نيز بيرون ميآيد و پاي كاظم جلالي رئيس مركز پژوهشهاي مجلس را نيز به ميان ميکشد تا گزارش تكان دهنده آخرين وضعيت اقتصادي كشور را در صحن علني مجلس بخواند، گزارشی از نرخ رشد اقتصادي منفي 5.4 در سال 91 كه حسن روحاني نيز در اولين ارائه گزارش خود به مردم با اصرار مجري بر آن صحه ميگذارد و روند صعودي شاخص قيمتها در چهار سال اخير كه سازمان آمار دولت نهم و دهم چيزي غير از اين ارقام را بيان ميكرد ( بگذریم که این روزها این سازمان هم خود مدعی راستگویی و يك سر دعوا شده) گرفته تا قضيه 16 ميليارد تومان كمك به دانشگاه ايرانيان و مصادره ساختمانهاي مناطق آزاد اقتصادی و ماشینهاي پروتون مفقودی که دیگر مثل اعلام اخبار تحولات بازار ارز و طلا مردم را تشنه شنیدن نوسانات خود کرده است و آنها هر روز منتظر شنيدن و پرده برداري از يك رانت اقتصادي جديد هستند.
اما اين كابينه گذشته و مديران سابق گوشي شنوا براي شنيدن اين دادهاي رو به آسمان ندارند و بي سر و صدا به مانند دوره مديريتشان با ماشين و راننده دولتي قرارهاي پشت پرده خود را تشكيل ميدهند و در فكر گشودن راهي جديد در مديريت سياسي آينده كشور هستند راهي كه براي آنها از گافها و عدم تواناييهاي بالفعل و عدم انجام وعدههاي دولت تدبير و اميد خواهد گذشت و به صندليهاي پاستور كه نقطه آمالشان است خواهد رسيد.
حال سوالي كه در اينجا مطرح است اين است كه چرا اين روزها بعد از اتمام دولت نهم و دهم ساختمان لادن در كوچه لادن يكي از پرترافيك ترين خيابانهاي تهران شده؟ و اين امري است كه در غبار برخاسته از اتفاقات سوريه و مشكلات اقتصادي حال حاضر كشور از چشم بسياري به دور مانده، كساني كه تا چند ماه پيش زمام سياست كشور را در دست داشتند با ماشينهاي دولتي كه اين روزها ديگر نبايد دراختيارشان باشد به اين ساختمان در رفت و آمد بوده و در پشت درهاي بسته جلسه تشكيل ميدهند جلساتي كه رئيس دولت سابق با وزراي سابقش برگزار ميكند از نوع ديدار همكاران سابق نيست و اين تراكم رفت و آمدي ميگويد كه خبري در راه است خبري از نوع برنامه ريزي براي دور نبودن از عرصه سياسي و حضور دوباره اينان در مناسبات سياسي كشور. اما اين سياست مداران سابق چه بازيابي در ديدگاه سياسي و اجتماعي داخلي و خارجي خود ميخواهند ارائه دهند كه به نوعي بيانگر نگاه تازه شان به كشور و اقتصاد و سياست و رفاه اجتماعي شهروندان باشد و چگونه قرار است افكار عموميرا كه به آنها پشت كردند و «نه» بزرگي به مديريت اجراييشان گفتند را براي همراهي با خود اقناع كنند؟ با فعالیتهاي مطبوعاتی؟ اشکال تراشی از کار دولت جدید در طول چهار سال؟ تقدس بخشی به احمدی نژاد و عدالت پوئی او؟بر پايي تشكلهاي حزبي ( كه به آن اعتقادي نداشتند) و انسجام بدنه تشكيلاتي؟انجام كارهاي فرهنگي و امور خيريه اجتماعي؟... و حتما در اين بين گوشه چشميهم به تكرار اين پروسه براي جبهه اصلاحات هم داشته و دارند و ميگويند اگر براي آنها شد چرا براي ما نشود؟ هر چند كه در اين بين بايد گفت اين دوستان از بسياري از امور حداقل در قالب تكرار پروسه اصلاحات غافلند كه مهمترين آنها ديالكتيك و گفتمان اصلاح طلبي بود كه دغدغه حداقل قشر عظيمياز جامعه و طبقه متوسط و دانشگاهي كشور است و صد البته بايد گفت كه كار از آنجايي برايشان مشكل تر خواهد بود كه از آنها پرسيده شود چه پاسخي براي افكار عموميجهان در سياست نوين خود خواهند داشت و سياست خارجي شان ادامه همان هشت سال مديريت جهاني شان خواهد بود و يا رويه ديگري را پي خواهند گرفت تا خیال مردمان دنيا را راحت کنند كه اينان در پي دوستي هستند و سر دعوا با دنيا و كشورهاي آن ندارند و ميخواهند كه اين در را باز نگاه داشته و به گزينه كليد براي گشايش امور معتقدند و نميخواهند قفل محكميبر روي كشور و مناسبات سياسي و اقتصادي و اجتماعي دروني آن و به تبعش روابط بين المللي خود بزنند.