فضای گفتوگوی ملی نیازمند حضور برخی از چهرههای به عزلت رفته است
تأثیر بازگشت رقبای انتخابات 76 به سپهر سیاست
روزنو :یکی از آنان با محدودیتهای ویژهای مواجه است و دیگری عزلتنشینی خود خواستهاش را ادامه میدهد. نقطه اشتراکشان در غیبت و تکرار تقاضاهای هوادارانشان برای بازگشت به سپهر سیاست کشور است. بازگشتی که اما و اگرهای بسیاری را دنبال خود دارد، اما در صورت تحقق این امر، میتوان به بازگشت فعالیت سیاسی سامانیافته در هر دو جناح امیدوار بود. امری که فقدان آن به هر دو جریان آسیبهای زیادی زده و بیسامانی در این دو طیف را مشهود میکند.
یکی از آنان با محدودیتهای ویژهای مواجه است و دیگری عزلتنشینی خود خواستهاش را ادامه میدهد. نقطه اشتراکشان در غیبت و تکرار تقاضاهای هوادارانشان برای بازگشت به سپهر سیاست کشور است. بازگشتی که اما و اگرهای بسیاری را دنبال خود دارد، اما در صورت تحقق این امر، میتوان به بازگشت فعالیت سیاسی سامانیافته در هر دو جناح امیدوار بود. امری که فقدان آن به هر دو جریان آسیبهای زیادی زده و بیسامانی در این دو طیف را مشهود میکند.
صحبت از بازگشت سیدمحمد خاتمی و علیاکبر ناطق نوری به عرصه سیاست رسمی کشور است. دو رقیبی که یکی از پرحرارتترین و رقابتیترین انتخابات تاریخ جمهوری اسلامی در سال 76 را رقم زدند، اما امروز هر دو نفر چوب یک رقیب مشترک را خوردند و آن افراطی گری در فضای سیاسی ایران است.
خاتمی با وجود تحدیدها توانست مهر تأثیر خود را در مهم ترین رویدادهای سیاسی کشور بزند. او بهرغم محدودیتهای فراوان جا را خالی نکرد و با ورود مستقیم به انتخابات ریاستجمهوری، مجلس شورای اسلامی و شورای شهر تأثیر خود را به عنوان رهبری جریان اصلاحات در دست نگه داشت و با تشکیل شورای عالی اصلاحطلبان و شورای سیاستگذاری حول محور خویش، تأثیر مستقیمش را گذاشت، اما باید اذعان کرد که این تمام ظرفیتهای او نیست. سیدمحمد خاتمی جریانساز است. او میتواند با حضور دوباره و پرقدرتش در عرصه سیاستورزی رسمی کشور، احزاب را سر و سامانی دهد، نمایندگان جبهه اصلاحات در مجاری رسمی و مدیریتی کشور را به پاسخگویی عملکردشان وادارد و میتواند با افزایش نقشش در این طیف و ارتباط با نهادهای دیگر، از میزان آسیبها بکاهد و رهبری جریان اصلاحات را سازماندهی کند.
در سوی دیگر اما علیاکبر ناطقنوری است که خود خواسته چند سالیست در گوشهای از دنیای سیاست نشسته است. ناطقنوری رقیب سالهای دور سیدمحمد خاتمی در هفتمین دوره انتخابات ریاستجمهوری است که اکنون تأثیر قهر سیاسیاش بر اصولگرایان بیش از گذشته نمایان شده است. قهری که سرانجام خوبی برای محافظهکاران در پی نداشت.
مرجعیت سیاسی برای اصولگرایان بعد از درگذشت شخصیتهای مهم و پرنفوذی مانند حبیبالله عسگراولادی و آیتالله مهدویکنی دچار پیچیدگیهای زیادی شد. از هر سو جبههای سربرآورد و از هر طرفی شخصیتی مدعی محوریت اصولگرایان شد. شاید همین دلیل هشداری برای بسیاری از افراد معقول این طیف بود تا بر لزوم دعوت از ناطقنوری برای بازگشت به عرصه سیاسی، تأکید کنند. آنان درک کردند سامان یافتن احزاب اصولگرا نیاز جدی به مرجعیت سیاسی دارد و لازمه پیروزی دوباره در عرصه انتخابات، حضور شخصیتی معتدل مانند ناطقنوری است.
از دیگر سو، بازگشت سیدمحمد خاتمی و علیاکبر ناطقنوری به عرصه سیاست رسمی کشور نه تنها برای بهبود وضعیت احزاب و گروههای سیاسی دو طیف میتواند حائز اهمیت باشد که حتی برای آنچه این روزها از بسیاری فعالین شنیده میشود هم گامی مهم به حساب میآید. گفتوگوی ملی که این روزها سوژه بسیاری از رسانهها و خواسته برخی فعالین سیاسیست میتواند با حضور این دو شخصیت، بعد رسمیتر و قابل اتکاتری به خود بگیرد.
نباید از نظر دور نگه داشت که ساز و کار شکلگیری فضای گفتوگوی ملی در کشور نیازمند زمینههایی است که مهم ترین آن بازگشت برخی از چهرههای کنار گذاشته شده و یا به عزلت رفته در سپهر سیاسی ایران است. نه تنها گفتوگوی ملی بلکه هر پروژهای برای اینکه بهترین نتیجه را کسب کند نیازمند استفاده از همه ظرفیتها و سرمایه هاست. در این میان اما برخی سرمایهها عدم حضورشان نه تنها ممکن است از سرعت پیشرفت کار جلوگیری کند، بلکه نبودشان میتواند پروژه را ناقص جلوه دهد.
اکنون هم با توجه به شرایط بینالمللی و منطقهای کشور ما بیش از هر چیز نیازمند همگرایی است، این وحدت و همگرایی در صورتی پدید خواهد آمد که جناحهای سیاسی کشور بپذیرند که منافع ملی بر هر چیزی ارجح است و برای تامین آن راه گفتوگو را در پیش بگیرند. حال اگر به بحث گفتوگوی ملی به مثابه یک پروژه با هدف تامین منافع ملی کشور نگاه کنیم، برای موفقیت آن راهی نیست جز اینکه از همه ظرفیتها استفاده کرد. ظرفیتهایی که در دو جناح سیاسی کشور یا با محدودیت مواجه هستند و یا اینکه قهر سیاسی پیشه کردند.
از حضور خاتمی و ناطق نوری میتوان برای بهبود وضعیت سیاسی کشور و کم کردن شکاف میان جامعه و حاکمیت استفاده بیشتری برد. بیشک حضور عقلای دو طرف میتواند شکل جدیتری به مسئله گفت وگوی ملی دهد که مخرج مشترکشان نیز بازگشت سازمانیافته عقلانیت به عرصه سیاسی کشور باشد.