خطر خلأ اخلاق در سیاست
حقوق به معنای قانون و اخلاق دو عامل تعیین کننده قواعد رفتاری در هر حوزهای از اجتماع هستند. اضمحلال هر کدام از این دو به دلیل هرج و مرجی که در حوزه رفتاری به وجود میآورد میتواند زمینهساز به هم ریختگی و حتی انحطاط آن حوزه شود. سیاست نیز یکی از حوزههایی است که کنش و واکنشهای درونی آن باید توسط قانون و اخلاق سیاسی کنترل شود تا زمینههای پایداری و استحکام این حوزه حفظ شود. وضعیت حوزه سیاسی، به دلیل گستردگی قدرت در لایههای مختلف اجتماعی از یک سو و بده بستان طبقات جامعه در چارچوبهای سیاسی از سوی دیگر به سهولت تمام و با سرعتی زیاد قابلیت گسترش در سطوح مختلف جامعه را دارد. از همین روست که به درستی در احادیث مذهبی ما تاکید شده «مردم بر دین حاکمان خود هستند». این گفته نشان از تاکید دوچندان تاثیر پذیری اخلاقی و رفتاری جامعه از گروه حاکمان در دین ما دارد. اصولا از آنجایی که ساختار سیاسی کشور ما بر پایه انقلابی است که شاخصه اصلی آن مذهبی بودن، فرهنگی بودن و اخلاقی بودن آن است باید فرهیختگی اخلاقی سیاسیون ما بیش از استانداردهای جهانی باشد. بدین جهت میتوان گفت رعایت اخلاق در حوزه سیاست هم الزامی شرعی دارد و هم الزامی سیاسی. بررسی الزامات شرعی رعایت این مسئله در صلاحیت متخصصان امور دینی است. اما در ارتباط با الزامات سیاسی رعایت اخلاق، به اولین موضوعی که میتوان اشاره کرد این است که بدون توجه به رعایت اخلاق در حوزه سیاست نمیتوان به استحکام اعتماد عمومی به کارگزاران نظام سیاسی خوشبین بود. به یک معنا میتوان گفت تمام سازوکارهای جدید و دموکراتیک برای سیاستورزی در قدم اول برای حفظ ساحت اخلاق چه در حوزه سیاست و چه در سطح جامعه به وجود آمدهاند. همین کارکرد را نیز میتوان به شکلی دیگر برای قانون متصور بود. روشهای سیاستورزی دموکراتیک و همچنین قانون با ساختارمند کردن منازعات سیاسی و سوق دادن آن به سمت رقابت باعث میشوند که جدل سیاسی اجازه تخریب حوزه اخلاق و در پی آن اعتماد عرصه عمومی را پیدا نکند. اثبات اینکه هم اکنون جامعه و سازوکار سیاسی ما از نظر اخلاقی کاملا مطلوب نیست چندان کار دشواری نخواهد بود، تنها نگاهی گذرا به موج تخریبها در رقابتهای سیاسی و اتهامزنیهای متقابل بدون اثبات در یک محکمه صالحه خود یکی از نشانههای این مساله است. شاید بتوان عدم مسئولیت پذیری سیاسی را نیز در همین راستا تحلیل و ارزیابی کرد. همانگونه که گفته شد سیاست ما به دلیل ماهیت دینی انقلاب سال57 اصولا باید دارای شاخصهای بهتری در حوزه اخلاق در قیاس با دیگر کشورهای دنیا باشد، در عمل اما متاسفانه چنین نیست و با استانداردها فاصله داریم. شاهد هستیم که در کشورهای غربی کوچکترین اشتباه و سوءمدیریتی با عذرخواهی و استعفای مسئولان یک حوزه همراه میشود، در کشور ما نه تنها چنین نیست بلکه بحث بر سر اشتباهات پیوندی جدی با متهم کردن دیگران برقرار کرده است. در یک ارزیابی کوتاه باید گفت که چنین وضعیتی نمیتواند متضمن ارتباط، اعتماد و همکاری پایدار جامعه و مسئولان باشد. بدین لحاظ برای حفظ ثبات سیاسی بازگشت سریع و کامل به اخلاق و سیاست اخلاقی کاملا الزامی به نظر میرسد.