
سیستم آموزشی ایران غوطه ور در مشکلات فراوان
آموزش و پرورش به بیراهه می رود
روزنو :در سال های اخیر بر تعداد کسانی که ازسیستم آموزشی مدارس ایران انتقاد می کنند افزوده شده است. آنها معتقد هستند شکل تدریس و آموزش کلی خصوصا در رده های پایه اشتباه بوده و دانش آموزان به جای یادگیری مهارت های زندگی و چگونگی ارتباطات موثر و مفید با دیگران درگیر برخی حفظیات بی ارزش می شوند که در آینده کمترین نقش ممکن را در زندگی فرد خواهد داشت.

حمید رجبی- در بسیاری از کشور های دیگر دانش آموزان با هر شکل و قیافه و وضعیت مالی و استعداد به طور یکسان آموزش می بینند و مدارس تیزهوشان یا مدارس ویژه وجود ندارد. در آنجا استعداد ها شناسایی می شوند و بعد از دوره راهنمایی تفکیک ها صورت می گیرد. به کسی به خاطر یک استعداد خاص نسبت به دیگران بهای خاصی داده نمی شود چون هر کدام از دانش آموزان در زمینه خاصی استعداد دارند.
رئیسجمهور نیز در مراسم بازگشایی مدارس و آغاز سال تحصیلی 96-97 از سیستم آموزشی ایران اتقاد کرده بود. حسن روحانی در این خصوص گفته بود:« وقتی امروز کتابهای درسی را باز می کنیم غیر از عوض شدن جلد، فونت، عکس وتغییر بعضی عبارتها نسبت به زمانی که ما درس می خواندیم تغییر چندانی نکرده است. در حالیکه ما باید دانش آموزان را حداقل برای 12 سال آینده تربیت کنیم، کتابهای درسی ما دانش آموز را برای دیروز تربیت می کند نه برای فردا و حتی امروز. نحوه تدریس و اداره کلاس ما با همه تلاش معلمان نیاز به تحول جدید دارد. در پایان کار معلوم می شود که معلم، وزیر و دولت چقدر کار کردهاند و در پایان کار مشخص میشود که آیا ما یک نوجوان یا جوان مسئول ماهر علاقه مند به کار خلاق تحویل جامعه دادهایم یا تنها باعث شدهایم دانش آموزان حفظیاتی را که از یاد می رود حفظ کنند.»
بررسیها نشان میدهد بخش زیادی از کشورهای توسعهیافته دنیا سرمایهگذاری و ایده پردازیهای زیادی را برای مهارتآموزشی در مدارس خود صرف میکنند.
«دانشگاه میروی؟ بیکاری؟ آخرش فقط باید مدرکت را قاب کنی و به آن نگاه کنی!» این عقیده یک راننده تاکسی و شاید گروهی از مردم ایران نسبت به سیستم آموزشی کشور است. نظام آموزشی که سالهاست صدای مردم را درآورده و حجم انتقادات به جایی رسیده که حالا رییس جمهور ایران نیز یکی از منتقدان سیستم آموزشی کشور است.
عمده انتقادات به سیستم آموزشی ایران این است که بسیاری از دانشآموزان اطلاعاتی را یاد میگیرند که هیچ تاثیری در زندگی شخصیِ، شغلی و اجتماعی آنها ندارد.
کسب مهارتهای شغلی در نظام آموزشی کشور، دغدغهای است که حالا در بسیاری از کشورها پیادهسازی شده و آنها از نظام آموزشی مهارتمحورخود بهره میبرند.درواقع کشورهای درحال توسعه نیز به فکر افتادهاند و در حال انجام اقدامات مختلفی در راستای یادگیری مهارت توسط دانشآموزان هستند، حتی یکی از هدفهای آموزشی اهداف توسعه پایدار سازمان ملل هم در این رابطه است: «تعداد جوانان و بزرگسالانی که دارای مهارتهای فنی و حرفهای برای کار هستند باید افزایش پیدا کند.»
برای اجرای چنین هدفی کشورهای مختلف برنامههای متفاوتی دارند برنامههایی که بیشتر آنان در مدارس فنی و حرفهای اجرا میشود و برخی از آنها نتیجه مثبتی هم داشته است.
در سال 2010 بریتانیا برای آموزش مهارتهای مختلف به دانشآموزان، برای افراد مختلف 14 تا 19 سال مدارس کوچکی با ظرفیت 300 نفر ساخته شد، محیط این مدارس بیشتر شبیه محل کار است و در آن مهارتهای مختلف در زمینههای مختلف به دانشآموزان تدریس میشود؛ نحوه به اشتراک گذاشتن اطلاعات، ارتباط برقرار کردن با دیگران، سرمایهگذاری، کار و استخدام و ...
با این وجود از سال 2000 تا 2015 میزان فارقالتحصیلان بیکار در انگلیس افزایش پیدا کرده است و در کشورهای انگلیس و ایرلند شمالی مهارت افراد 16 تا 24 سال کمتر از کشورهای هم تراز است.
مدارس فنی و حرفهای هم نقش فراوانی در کارآموزی دانشآموزان بریتانیا دارد، معمولا در این کشور این دوره از دوره راهنمایی شروع میشود و مهارتهای متنوع در آن آموزش داده میشود.
در آلمان در کنار اینکه دانشهای مختلف به دانشآموزان ارائه میشود آنها میتوانند در دورهای 3.5 تا 4 ساله در مدارس فنی حرفهای تحصیل کنند، ممکن است در این دوره آنها حتی برای کارخانهای کار کنند و حقوقی حدود 800 یورو دریافت کنند. این سیستم در آلمان بسیار مدرن است به طوری که بیش از 50 درصد جوانان این کشور دوره فنی و حرفهای را گذراندهاند.
در واقع بر اساس سیستم آموزشی آلمان دانشآموزانی که در مدارس مخصوص تحصیل میکنند آماده فراگیری مهارتهای مختلف میشوند.
همانند بسیاری از کشورهای شرق آسیا در ژاپن به تحصیلات آکادمی بیش از مهارت آموزی توجه میشود، در واقع پیش از جنگ جهانی دوم بیشتر دانش آموزان ژاپنی به مدارس فنی و حرفهای میرفتند و این مدارس برای همه افراد رایگان بود، اما الان شرایط تغییر کرده است و فقط 23 درصد دانشآموزان ژاپنی به این مدارس میروند.
البته در مدارس غیر از فنی و حرفهای ژاپن هم به افراد مهارتهای مختلفی آموزش داده میشود، برای مثال در برخی از مدارس ژاپن به دانش آموزان پسر و دختر آشپری و مهارتهای خانه داری آموزش داده میشود.گفتنی است نزدیک به 60 درصد از افراد شاغل در ژاپن تحصیل کرده هستند.
در این شرایط باید گفت بعضی چیزها ارزش این را دارند با قلب یاد گرفته شوند، اما به جای یادگیری طوطی وار برنامه جدیدی باید پیاده شود که مهارتهایی را به دانشآموزان آموزش دهد که در آینده از آن استفاده کنند. مهارتهایی مثل تفکر انتقادی، مهارتهای تعاملی و ارتباط مناسب با دیگران، مهارت استفاده از تکنولوژی، مهارت نحوه یاد گرفتن و ... دنیا دارد تغییر میکند و مدارس و یادگیری باید با آن تغییر کند.
در واقع در سیستم آموزشی این کشورها همان درسهای معمولی آموزش داده میشود؛ ریاضی، انگلیسی، زیست، تاریخ و ... اما تفاوتی که میان سیستم آموزشی این کشورها با کشورهای دیگر وجود دارد نحوه تدریس آن است. معلم ها در این کشورها به دانشآموزان اجازه میدهند خودشان اطلاعات را پیدا کنند، دراین کشورها همه تمرکز روی آموزش مهارت است نه دانش.
*مدارسی متفاوت
حدود 4 سال پیش مدارسی در هلند و آفریقای جنوبی به نام مدارس «استیو جابز» افتتاح شد که شیوهای کاملا مهارت محور دارند، در این مدارس نه دفتری وجود دارد، نه تخته و نه برنامهی درسی. هر کدام از بچهها به انتخاب معلمین خود در کارگاههایی 30 دقیقهای با موضوعات مختلف شرکت میکنند. در پایان دانش آموزانی با مهارت های ویژه به جامعه ارائه خواهد شد.
حال باید دید مدارس و سیستم آموزشی ایران برای رسیدن به حد اقل های استاندارد روز دنیا چقدرباید زمان را از دست بدهد.