انتقاد سایت توکلی از رفتار و ادبیات برخی بسیجیها
روز نو-سایت الف نوشت:می گویند بسیجی یعنی علی که همۀ وجودش وقف اسلام بود، بسیجی در میدان های نبرد می خروشد واز خسارت دیدن در راه خدا هراسی به دل راه نمی دهد. بسیجی ایثار گر است.
بسیجی می رود روی مین برای دفاع از اسلام باکلی چشم براه که منتظر بازگشت او هستند، بسیجی می رود سراغ کسی می گوید پشت سرت حرف بدی زدم تا حلالم نکنی از در خانه ات نمی روم. بسیجی از دشمن وحشیانه کتک می خورد اما وقتی مسلط شد می گوید اسلام به ما اجازۀ کتک زدن اسیر را نمی دهد. بسیجی گرمای خوزستان را تحمل می کند و سرمای کردستان را اما از جبهۀ دفاع عقب نمی نشیند. بسیجی هزار افتخار بی نظیر دارد که باید بسیجی باشی تا بفهمی بسیج شجرۀ طیبه است و مدرسۀ عشق.
اما گاهی بسیجی فقط نامش بسیجی است، دلش پر است از طاغوت ها و هوای نفس!
پیش خود می گوید برویم موتور فلان کس را بیاوریم پایین، حالا ازچه راهی، مهم نیست!
می رود حمله می کند به تشییع جنازه با شعار و ناسزا بعد چهرۀ بسیج را کدر می کند.
ی زند می زند به سفارت انگلیس و یک خروار خسارت حقوقی و بین المللی می گذارد روی دست وزارت خارجۀ مملکت.
می افتد دنبال نیسان فلان کوته فکر سیاسی در قم و می رود درب بیوت مراجع، حرمت عالمان اسلام را می شکند.
سخنرانی به هم می زند، شیشه می شکند،جلوی خانمی را می گیرد فحش می دهد و می گوید فکر کردی بچه حزب اللهی ها مردند؟! اسپری دست می گیرد روی دیوار مردم...و از همه بدتر هر چه رهبرش بگوید آقا! نکنید،خلاف است راضی نیستم،می گوید: رهبر این را می گوید، اما در دلش می خواهد ما انجام دهیم! باز رهبرش می گوید: با چه زبانی بگویم راضی نیستم! می گوید: اصلا ما یک تکلیف داریم، رهبری تکلیف دیگر!
حیف از نام بسیج که در بند عده ای افتاده است که سوء استفاده کردند و بر آن خاک پاشیدند!
بسیجیان زیادی را می شناسم که همۀ وجودشان وقف تحصیل و تهذیب اسلامی است و خون دل می خورند از این رفتار های ناپخته.
کاش روزی برسد که در کوچه و بازار، در مسجد و دانشگاه، وقتی گفتند فلانی بسیجی است، همه یاد عقلانیت، ادب، صبوری و منطق بیفتند و بگویند او مسلمان واقعی است.