به روز شده در: ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۰
کد خبر: ۲۷۵۶۱۱
تاریخ انتشار: ۲۱:۰۰ - ۳۱ تير ۱۳۹۶

حمله به خلوتگاه دختر و پسر در خیابان خلوت

 دوماه قبل در فضای‌مجازی با هم آشنا شدیم. روزهای اول دربارۀ آثار یک دارو روی پوست برای همدیگر پیام می‌فرستادیم اما کم‌کم پای شعر و شاعری وسط کشیده شد و بعد پیام‌های عاشقانه هردویمان را به فکر ازدواج انداخت.
در اولین قرار ملاقات به پارک رفتیم. پسر منطقی و با حجب و حیایی بود اما صحبت‌های ما دربارۀ آینده و ازدواج به نتیجه‌ای نرسید. تصمیم گرفتیم برای همیشه خداحافظی کنیم. او می‌گفت اصلا نمی‌خواهد تن به ازدواجی احساسی بدهد و باید به نظر پدر و مادرش هم توجه کند. هوا تاریک شده بود و از پارک بیرون آمدم. پسر جوان گفت مرا تا نزدیک خانه‌مان می‌رساند. سوار ماشین او شدم و به راه افتادیم. من روی صندلی عقب نشسته بودم که ناگهان در خیابانی خلوت یک خودرو راه ما را سد کرد و دو مرد جوان با عجله سوار خودروِ ما شدند. آن‌ها راننده را مورد ضرب و شتم قرار دادند و کیف دستی مرا هم به‌زور گرفتند‌ و کارت بانکی‌ام را برداشتند‌. شمارۀ رمز را هم با تهدید از من گرفتند و می‌خواستند خودم را هم ببرند که در برابر‌شان مقاومت کردم و از ترس پا به فرار Escape گذاشتند. دقایقی بعد پیامک برداشت پول از حساب بانکی‌ام برایم رسید. موضوع را به پلیس Police اعلام‌ کردیم. خوشبختانه سرنخ‌های خوبی به دست پلیس آمده است و امیدوارم این سارقان هرچه زودتر دستگیر شوند. من دختر تحصیل‌کرده‌ای هستم و مدتی است در یک شرکت کار می‌کنم. تا حالا هیچ مشکلی هم نداشته‌ام. متأسفانه این مسئله را از خانواده‌ام مخفی کردم و سر قرار رفتم. چند جوان شرور هم که ما را زیر نظر داشتند با افکار شیطانی تعقیبمان کردند و این طوری دردسر درست شد. با اینکه خانواده‌ام به من اعتماد کامل دارد نمی‌دانم با چه رویی به صورتشان نگاه کنم و برای این پنهان‌کاری به آن‌ها توضیح بدهم
پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار