منع قانوني انتخاب متوالي شهردار

يكي از كاربردهاي مطبوعات، طرح موضوعات مختلف اجتماعي، تدوين و روشنگري آنهاست.خصوصا در مقاطع انتخاباتي و بالاخص هماكنون در مقطع انتخاب شهرداران شهرهاي مختلف پس از انتخابات شوراهاي شهر و روستا. مدتي است افراد مختلف راجع به انتخاب شهردار و طول دوره مديريت شهرداري، اظهارنظرهاي مختلفي ميكنند؛ اينكه چه فرد و با چه نيت و انگيزهيي مورد توجه نويسندگان اين مطالب است و به چه نيت و انگيزهيي به زعم آنان شهردار بايد واجد آن اوصاف باشد. آيا خدمات شهرداري بيشتر جنبه ظاهري دارد تا عملكرد شهردار انعكاس بالايي داشته باشد و قدرت مديريت او فراتر از اداره يك شهر باشد؟ يا اينكه شهردار خصوصا شهردار كلانشهري مانند تهران فارغ از اينكه فرق داشته باشد، بعد از طي دوره مديريتي خود بر شهرداري قرار است در كدام پست و مقام فعاليت داشته باشد.شهردار بايد در دوره خدمت خود احتياجات زيربنايي شهر را در نظر بگيرد و با كلان نگري دورنماي زندگي در كلانشهري مانند تهران را در سالهاي دور در نظر داشته باشد. اداره شهرهاي بزرگ خواه و ناخواه باعث شناخت مديران آن در سطح ملي و كشوري و بلكه جهاني ميشود. اداره توام با برنامه درازمدت با طرحي جامع در يك شهر بزرگ نمايانگر توان و قدرت مدير شهري موفق است. نگارنده بر اين باور است كه شهرداران تهران بعد از انقلاب خصوصا زماني كه پس از جنگ اداره شهر تهران را برعهده داشتند مشق رياست جمهوري ميكردند و نيمنگاهي به سوي پاستور ميداشتند. كما اينكه شهرداران ديگري در سطح جهان بودند كه اداره شهر تحت مديريت خود را به نحوي انجام دادند و شهر مورد نظر را چنان قابل سكونت كردند كه مردم خواستار آن شدند كه شهردار موفق را بر راس قوه مجريه خود ببينند. براي نمونه رجب طيب اردوغان، شهردار استانبول كه هماكنون در راس حزب عدالت و توسعه چندين سال است نخستوزير قدرتمند تركيه است، نخستوزيري كه توانسته حتي بعد از دوره طلايي مديريت تورگوت اوزال بر تركيه حرفي براي گفتن در سطح ملي و جهاني داشته باشد و يا ژاك شيراك كه بعد از تغيير كليه نوع سكونت در شهر پاريس با مديريت خوب خود سر از كاخ اليزه درآورد. آيا همه مردان شهرداري تهران از غلامحسين كرباسچي تا محمدباقر قاليباف كه نگاهي بر خيابان پاستور داشتند موفق عمل كردند و تهران حوزه و ميداني قابل قبول براي پذيرش مديريت آنان در سطح كلان بود؟ممكن است گفته شود زماني غلامحسين كرباسچي اداره شهر تهران را برعهده گرفت كه شهر از زير بار جنگي هشت ساله كه همه توان مالي كشور را به خود اختصاص داده بود درآمد؛ شهري غم زده كه شاهد اعزام عزيزترين جوانان خود به جبهه و ناظر غريبي در بدرقه آنها به بهشت زهرا بود. آيتالله هاشميرفسنجاني به درستي به نگاه مديريتي كرباسچي از وي پرسيده بود كه نگاه و نظر شهردار راجع به گل چگونه است؟ و خواسته بود شهر لباس عزاي سالهاي بدرقه جوانان پرپر شده خود را فراموش كند و نگاه تازهيي به زندگي در شهر ايجاد شود. اما بودجهيي نبود كه كرباسچي همه توانمندي خود را نشان دهد تا گوشهيي از آن را در اداره شهر تهران ببينند كه نمونه ملي آن باشد اما در دوره احمدينژاد و قاليباف كه اولي موفق شد از خيابان بهشت به خيابان پاستور عروج كند و ديگري ناموفق بود و ميخواهد براي سومينبار ساكن خيابان بهشت بماند، هر چند قانون اين اجازه را نميدهد، داوري عملكرد آنان به عنوان شهرداران تهران به كلاننگري آنها در اداره شهر و اجراي طرحهاي زيربنايي براي زندگي بهتر برميگردد. تهران از دهه 50 كه سيل اتومبيل روانه خيابانها شد از دردي مزمن رنج ميبرد كه ظاهرا از نگاه شهرداران آن حتي وقتي شهرداري تهران سكوي پرش آنان به سوي خيابان پاستور شد را برطرف نكرد. احمدينژاد كه خود را كارشناس ترافيك ميدانست و با همين مدرك در دانشگاه تدريس ميكرد نتوانسته زخم كهنه را ترميم كند و صدالبته كه مانع درمان آن نيز در جايگاه رييسجمهور شد. مديريت محمدباقر قاليباف نيز در رواني ترافيك موفق نبود. توفيق در گسترش مترو ظرف سالهاي گذشته مديون مهندس محسن هاشمي است. دليل آن وضع فعلي مترو پس از خروج اجباري مهندس هاشمي از مديريت مترو بود. محل كار نگارنده خيابان وليعصر چهارراه انقلاب است؛منطقهيي كه داغ مديريت بسته شهرداري و مترو را طي دو سال گذشته بر پيشاني خود دارد و مهمترين چهار راه و خيابان شهر كه اتفاقا در مسير خيابان پاستور و خيابان بهشت قرار دارد نشانهيي از بيبرنامگي شهرداري تهران است كه بايد نگاهشان شهر محور باشد نه اداره تهران سكويي براي پريدن به خيابان پاستور لذا براي رسيدن به خيابان پاستور بايد گرد طرحهاي زودبازده و پرنقش و نگار اما منطقي برود.بايد براي اداره مديريت شهر تهران از كانديداها، كلان برنامه آنها را مورد توجه قرار داد و حال كه محمدباقر قاليباف ديگر نميتواند به صراحت قانون و نص صريح آن براي سومين دوره متوالي اداره شهر تهران را برعهده گيرد و تبصره يك بند 7 ماده 35 قانون تشكيلات و وظايف شوراها مصوب 1369 كه مقرر ميدارد شهرداران نميتوانند بيش از دو دوره متوالي اداره شهر را برعهده گيرند و به يقين در سنگري ديگر خدمت خواهند كرد. بايد طرحي را توسط شوراي شهر حسب قانون و با در نظر گرفتن تبصره يك بند هفت ماده 35 قانون تشكيلات و وظايف شوراها مصوب 1369 بهعنوان شهردار انتخاب كنند كه درد كهنه و مزمن تهران يعني آلودگي هوا را كه ناشي از حركت اجباري صدها هزار ماشين به دليل نبود وسايل نقليه عمومي كافي در سطح شهر و احداث و ايجاد مترو و ديگر خطوط ريلي شهري ميباشد، التيام ببخشد. مديري كه نگاهي پاك و تعريف شده بر هواي تنفسي شهر داشته باشد و براي رسيدن به اين هدف برنامهيي تدوين شده براي گسترش مترو در نظر داشته باشد.برنامهيي كه قلب در حال ايستادن تهران را با هواي پاك ناشي از مديريت خود به حركت وا دارد.