مجاهدان روز شنبه
«مجاهدان روز شنبه» اصطلاحي است که «احمد کسروي» در تاريخ مشروطه يا تاريخ 18ساله آذربايجان نقل کرده است. مي دانيد که انقلاب مشروطه در روز جمعه پيروز شد و وقتي اين پيروزي مسجل شد، مطالب و نامه هاي فراوان بود که در پي آن منتشر شد و برخي افراد که نقشي در آن جنبش و پيروزي آن نداشتند، ناگهان با قطار فشنگ و چهره هاي انقلابي در عکس ها ظاهر شدند و اينطور به نظر رسيد که اين همان ها بودند که مشروطه را به پيروزي رساندند و از قضا، در ابتداي صف مجاهدان قرار گرفتند. در مقابل «ستارخان» که بعدها در دوران استبداد در «پارک اتابک» زخمي شد يا «باقرخان» که در کوه هاي کرمانشاه سر بريده شد، ادعايي در مشروطه نداشتند و پس از آن، هزينه آن را هم پرداختند. نگارنده جزييات تاريخي اين وقايع را دوباره مطالعه نکردم و تقدم يا تاخر زماني اين تحولات را به ياد ندارم چراکه فارغ از آنها، آنچه مهم است اينکه داستان مجاهدان روز شنبه داستاني است که در همه تحولات سياسي - اجتماعي دنيا وجود داشته و مي توان براي آن مصداق هاي فراوان يافت که مدام تکرار شده اند. به نظر مي رسد يک بار ديگر بناست اين ماجرا در ايران تکرار شود؛ همان گونه که در نهضت مشروطيت، ملي شدن صنعت نفت و دوم خرداد 76 تکرار شد. مجاهدان روز شنبه در تشکيل کابينه آقاي روحاني نيز جلو افتاده اند و در صف اول جشن پيروزي جا خوش کرده اند. آنها مجاهدان روز جمعه را به حاشيه رانده اند. البته مجاهدان روز جمعه هيچ گله و انتظاري ندارند. همين که بار سنگين فشار دولت احمدي نژاد از مردم برداشته شود براي آنها يک دنيا مي ارزد اما بايد مراقب باشيم اين «انا شريک» گفتن بعد از پيروزي توسط مجاهدان روز شنبه، باعث منحرف شدن ذهن آقاي روحاني از وظايف اصلي و انتخاب هاي درست نشود. اساسا طرز تفکر و نگاه اين گروه مدعي با مجاهدان روز جمعه کاملامتفاوت است و اينها با استعداد عجيبي که دارند تا به امروز توانسته اند بسياري از جهش هاي اجتماعي عظيم را از مسير اصلي خود منحرف و مطالبات اصلي و برپاکنندگان اين خيزش را به نفع خود مصادره کنند. نگارنده مي تواند با کار بيشتر روي اين نوشتار، همه آمار هاي دقيق اطلاعات تاريخي مجاهدان روز شنبه را در اينجا ذکر کند. اما بيم آن مي رود در همين فرصت 48ساعته، اعوجاج و انحراف، خيل عظيم مجاهدان را تهديد کند! مجاهدان روز شنبه هميشه دو سر برد هستند و در مقابل، عمدتا مجاهدان روز جمعه دچار شرايط دو سر باخت مي شوند. دسته اول پر از توقع و ادعا هستند اما مجاهدان روز جمعه نه توقع دارند نه ادعا. همين که آثار پيروزي معلوم مي شود آنها ماموريت خود را تمام شده مي بينند و به خانه مي روند و برعکس، مجاهدان روز شنبه سر از خانه ها بيرون مي آورند. شايد اينکه 24خرداد روز جمعه بود و پيروزي، روز بعد از آن، مصداق جالبي براي اين داستان باشد!