
عبدا... ناصري:
حاكميت اجازه ورود كانديداي نظامي را نميدهد
روزنو :شايد اين دورهانتخابات را بتوانيم از گنگترين دورهها(از لحاظ فعاليتهاي انتخاباتي) در طول اين چند سال بعد از انقلاب بدانيم. واهمه جريان محافظهكار از معرفي كانديدا به دليل ترس از تخريب به وسيله جريان رقيب و مشخص بودن تكليف اصلاحطلبان براي حمايت از روحاني، عامل اصلي اين رويداد است.
شايد اين دورهانتخابات را بتوانيم از گنگترين دورهها(از لحاظ فعاليتهاي انتخاباتي) در طول اين چند سال بعد از انقلاب بدانيم. واهمه جريان محافظهكار از معرفي كانديدا به دليل ترس از تخريب به وسيله جريان رقيب و مشخص بودن تكليف اصلاحطلبان براي حمايت از روحاني، عامل اصلي اين رويداد است.
به گزارش روز نو؛ اما بعد از اعلام كانديداتوري حميد بقايي براي انتخابات رياست جمهوري، جريانهايي كه تلاش داشتند تا گزينههاي خود را پنهان نگهدارند، از هول حليم به ديگ افتاده و بيشتر استراتژي انتخاباتي خود را نمايان ساختند. البته هرچند اين نيز ميتواند بخشي از ترفند و حربه سياسي آنها باشد، اما نبايد فراموش كرد كه جريان نواصولگرا به دليل فقدان قوه عاقله واحد، چندان به استراتژي وابسته نيست و اقدامات انفرادي و لحظهاي بيش از راهبرد در برنامه آنها به چشم ميآيد. براي اطلاعاز وضعيت جريانهاي سياسي و نيز رويكرد اصلاحات در اين بازه زماني نزديك به انتخابات، به سراغ عبدا... ناصري،عضو بنياد باران و از فعالان اصلاحطلب رفتيم. وي نيز معتقد است كه اين تشتت آرا، ممكن است ترفندي براي غافلگيري جناح رقيب باشد. در ادامه، گفتوگوي «قانون» با اين شخصيت سياسي-رسانهاي را ميخوانيم.
آخرين فعاليت هاي انتخاباتي و برنامه هاي اصلاحطلبان براي حضور در انتخابات رياست جمهوري و شوراها را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
با شكل گيري ستاد آقاي روحاني به رياست شريعتمداري اقدامات در قالب برنامه مشخصي در حال پيگيري است و هماهنگي هاي لازم نيز ميان اين ستاد و شوراي سياستگذاري اصلاح طلبان به وجود آمده است كه اين موضوع در پيشبرد برنامههاي ما نقش اساسي دارد. در حال حاضر به دليل اينكه نامزد اصلاح طلبان مشخص است، دغدغهاي از اين بابت وجود ندارد و فقط برنامه و سياستها براي افزايش سبد راي و فعاليتهاي تبليغاتي است كه ستادها مشغول برنامهريزي در آن خصوص هستند. اما در مورد انتخابات شوراها با توجه به گستردگي ثبت نام و نبود فيلتري مانند شوراي نگهبان بايد تمهيدات و راهكارهاي لازم انديشيده شود، البته شاخصهاي خوبي تعيين شده تا افراد بتوانند با توجه به محدوديت هاي موجود، ليستهاي مناسبي را ارائه دهند تا در شهرهاي بزرگ كه مديريت شهري، اهميت ويژه اي پيدا كرده حضور موثر داشته باشند.
موضوع كانديداهاي در سايه، كنار آقاي روحاني در انتخابات رياست جمهوري به كجا رسيد؟
تصميمگيري در مورد حضور گزينه آلترناتيو در كنار روحاني در انتخابات به شخص رييسجمهور وستاد ايشان موكول شده است، اما بنده مخالف اين تاكتيك و ورود فردي در كنار آقاي روحاني به انتخابات هستم، زيرا تكرار اين تاكتيك كه در سال 92نيز اجرا شده، يك حالت فانتزي و شوخي به خود خواهد گرفت.به نظر من روحاني و ستاد تبليغاتياش بايد با قدرت و برنامه ريزي وارد رقابت انتخاباتي شوند.
تحليل شما از حضور افرادي همچون حميدبقايي در انتخابات چيست؟
مطرح شدن نام فردي مانند بقايي بيشتر به يك شوخي شبيه است، اما حضور افرادي همچون قاليباف، حاج بابايي، رستم قاسمي، ميرسليم و ساير افراد كه به صورت جدي تري مطرح هستند، انتخابات پيشرو را مي تواند شبيه به رقابت سال 80 كند. اما در دوره اول رييس دولت اصلاحات، به دليل دست آوردهاي بيشتري كه نسبت به دولت روحاني داشت شرايط به طور كلي متفاوت بود. نوع كاركردي كه بعضي از اعضاي كابينه و استاندارهاي بر جامانده از دولت قبل از خود به جاي گذاشتند، زمينه تهاجم و نقد به دولت را زياد كرده و كانديداهاي جريان اصولگرايي با ماموريت شكستن آراي ر وحاني به ميدان ميآيند و نمي توانند موجب عدم موفقيت روحاني در انتخابات شوند. اما نكته اي كه بايد مورد توجه قرار گيرد و تفاوت انتخابات اين دوره با سال 80 اين است كه در رقابت سال 80 ،نياز به هزينه تبليغاتي و فكري زيادي براي رييس جمهور وقت نبود، اما براي آقاي روحاني بايد كارهاي تبليغاتي و ستادي به صورت جد ي صورت گيرد.
با توجه به شكافي كه ميان اصولگرايان در اين روزها ديده مي شود، آيا ميتوان انتظار داشت اين جناح به گزينه واحد يا حركت در مسيري يكنواخت برسد؟
بايد در نظر گرفت اين موضوع مي تواند يك تاكتيك و دام تبليغاتي براي اصلاح طلبان و هواداران دولت باشد كه فرض خود را بر روي تشتت ميان اين گروه مانند دوره هاي قبل بگذارند و از همين طريق موجب غافلگيري اصلاح طلبان شوند. البته نبايد فراموش كرد احمدي نژاد شكاف هاي عميقي ميان جريان اصولگرايي انداخته است. پيش بيني كلي من اين است كه اگر اراده فوق العاده خارج از سيستم تشكيلاتي متعارف نباشد اصولگرايان به يك نامزد نميرسند.
انتخابات ارديبهشت با حضور نامزدهاي احتمالي در جريان اصولگرايي تا چه ميزان مي تواند به دور دوم بكشد؟
در حالت عادي امكان بروز چنين اتفاقي صفر است، مگر اينكه كل جريان اصولگرا به توافقي در مورد يك نامزد برسند كه اصولگرايان نزديك به روحاني را به سمت خود جذب كنند و اين موضوع غيرممكن است.
معرفي اعضاي كابينه و تيم كانديدا، در جريان انتخابات تا چه ميزان ميتواند روي سبد راي، اثر مثبت بگذارد؟
در كشورهاي توسعه نيافته اين موضوع زياد اهميتي ندارد. ما در يك جامعه سنتي زندگي مي كنيم و اين جامعه، بخش اعظم سبد راي هر نامزد است. بايد توجه و تمركز را در نطقهاي تلويزيوني، راديويي و همچنين مناظرات قرار داد و از سويي نيز كاركرد رييسجمهور در دوره مسئوليتش مي تواند براي مردم ذهنيت ايجاد كند و روي راي آن ها تاثير گذار باشد. اينكه معاون اول يا وزير فلان وزارتخانه چه كسي است، چندان اهميتي براي مردم عادي ندارد و تنها مي تواند روي نخبگاني كه قدرت تجزيه و تحليل دارند اثرگذار باشد.
حضور دوباره افرادي همچون محسن رضايي كه مدتي با لباس نظامي در ميان عموم حاضر مي شد را در جريان انتخابات چگونه ارزيابيميكنيد؟
راس حاكميت وهسته مركزي آن با توجه به شرايط منطقهاي و بين المللي ما ،موافقتي با رييس جمهوري يك فرد با هويت نظامي ندارد. حضور احتمالي آقاي رضايي و قاليباف مانند دوره هاي گذشته،بهجز يك جنجال سياسي تبليغاتي و صرف هزينه هاي هنگفت نيست و مقامات عالي كشور نيز اجازه اين اتفاق را نخواهند داد.
*قانون
به گزارش روز نو؛ اما بعد از اعلام كانديداتوري حميد بقايي براي انتخابات رياست جمهوري، جريانهايي كه تلاش داشتند تا گزينههاي خود را پنهان نگهدارند، از هول حليم به ديگ افتاده و بيشتر استراتژي انتخاباتي خود را نمايان ساختند. البته هرچند اين نيز ميتواند بخشي از ترفند و حربه سياسي آنها باشد، اما نبايد فراموش كرد كه جريان نواصولگرا به دليل فقدان قوه عاقله واحد، چندان به استراتژي وابسته نيست و اقدامات انفرادي و لحظهاي بيش از راهبرد در برنامه آنها به چشم ميآيد. براي اطلاعاز وضعيت جريانهاي سياسي و نيز رويكرد اصلاحات در اين بازه زماني نزديك به انتخابات، به سراغ عبدا... ناصري،عضو بنياد باران و از فعالان اصلاحطلب رفتيم. وي نيز معتقد است كه اين تشتت آرا، ممكن است ترفندي براي غافلگيري جناح رقيب باشد. در ادامه، گفتوگوي «قانون» با اين شخصيت سياسي-رسانهاي را ميخوانيم.
آخرين فعاليت هاي انتخاباتي و برنامه هاي اصلاحطلبان براي حضور در انتخابات رياست جمهوري و شوراها را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
با شكل گيري ستاد آقاي روحاني به رياست شريعتمداري اقدامات در قالب برنامه مشخصي در حال پيگيري است و هماهنگي هاي لازم نيز ميان اين ستاد و شوراي سياستگذاري اصلاح طلبان به وجود آمده است كه اين موضوع در پيشبرد برنامههاي ما نقش اساسي دارد. در حال حاضر به دليل اينكه نامزد اصلاح طلبان مشخص است، دغدغهاي از اين بابت وجود ندارد و فقط برنامه و سياستها براي افزايش سبد راي و فعاليتهاي تبليغاتي است كه ستادها مشغول برنامهريزي در آن خصوص هستند. اما در مورد انتخابات شوراها با توجه به گستردگي ثبت نام و نبود فيلتري مانند شوراي نگهبان بايد تمهيدات و راهكارهاي لازم انديشيده شود، البته شاخصهاي خوبي تعيين شده تا افراد بتوانند با توجه به محدوديت هاي موجود، ليستهاي مناسبي را ارائه دهند تا در شهرهاي بزرگ كه مديريت شهري، اهميت ويژه اي پيدا كرده حضور موثر داشته باشند.
موضوع كانديداهاي در سايه، كنار آقاي روحاني در انتخابات رياست جمهوري به كجا رسيد؟
تصميمگيري در مورد حضور گزينه آلترناتيو در كنار روحاني در انتخابات به شخص رييسجمهور وستاد ايشان موكول شده است، اما بنده مخالف اين تاكتيك و ورود فردي در كنار آقاي روحاني به انتخابات هستم، زيرا تكرار اين تاكتيك كه در سال 92نيز اجرا شده، يك حالت فانتزي و شوخي به خود خواهد گرفت.به نظر من روحاني و ستاد تبليغاتياش بايد با قدرت و برنامه ريزي وارد رقابت انتخاباتي شوند.
تحليل شما از حضور افرادي همچون حميدبقايي در انتخابات چيست؟
مطرح شدن نام فردي مانند بقايي بيشتر به يك شوخي شبيه است، اما حضور افرادي همچون قاليباف، حاج بابايي، رستم قاسمي، ميرسليم و ساير افراد كه به صورت جدي تري مطرح هستند، انتخابات پيشرو را مي تواند شبيه به رقابت سال 80 كند. اما در دوره اول رييس دولت اصلاحات، به دليل دست آوردهاي بيشتري كه نسبت به دولت روحاني داشت شرايط به طور كلي متفاوت بود. نوع كاركردي كه بعضي از اعضاي كابينه و استاندارهاي بر جامانده از دولت قبل از خود به جاي گذاشتند، زمينه تهاجم و نقد به دولت را زياد كرده و كانديداهاي جريان اصولگرايي با ماموريت شكستن آراي ر وحاني به ميدان ميآيند و نمي توانند موجب عدم موفقيت روحاني در انتخابات شوند. اما نكته اي كه بايد مورد توجه قرار گيرد و تفاوت انتخابات اين دوره با سال 80 اين است كه در رقابت سال 80 ،نياز به هزينه تبليغاتي و فكري زيادي براي رييس جمهور وقت نبود، اما براي آقاي روحاني بايد كارهاي تبليغاتي و ستادي به صورت جد ي صورت گيرد.
با توجه به شكافي كه ميان اصولگرايان در اين روزها ديده مي شود، آيا ميتوان انتظار داشت اين جناح به گزينه واحد يا حركت در مسيري يكنواخت برسد؟
بايد در نظر گرفت اين موضوع مي تواند يك تاكتيك و دام تبليغاتي براي اصلاح طلبان و هواداران دولت باشد كه فرض خود را بر روي تشتت ميان اين گروه مانند دوره هاي قبل بگذارند و از همين طريق موجب غافلگيري اصلاح طلبان شوند. البته نبايد فراموش كرد احمدي نژاد شكاف هاي عميقي ميان جريان اصولگرايي انداخته است. پيش بيني كلي من اين است كه اگر اراده فوق العاده خارج از سيستم تشكيلاتي متعارف نباشد اصولگرايان به يك نامزد نميرسند.
انتخابات ارديبهشت با حضور نامزدهاي احتمالي در جريان اصولگرايي تا چه ميزان مي تواند به دور دوم بكشد؟
در حالت عادي امكان بروز چنين اتفاقي صفر است، مگر اينكه كل جريان اصولگرا به توافقي در مورد يك نامزد برسند كه اصولگرايان نزديك به روحاني را به سمت خود جذب كنند و اين موضوع غيرممكن است.
معرفي اعضاي كابينه و تيم كانديدا، در جريان انتخابات تا چه ميزان ميتواند روي سبد راي، اثر مثبت بگذارد؟
در كشورهاي توسعه نيافته اين موضوع زياد اهميتي ندارد. ما در يك جامعه سنتي زندگي مي كنيم و اين جامعه، بخش اعظم سبد راي هر نامزد است. بايد توجه و تمركز را در نطقهاي تلويزيوني، راديويي و همچنين مناظرات قرار داد و از سويي نيز كاركرد رييسجمهور در دوره مسئوليتش مي تواند براي مردم ذهنيت ايجاد كند و روي راي آن ها تاثير گذار باشد. اينكه معاون اول يا وزير فلان وزارتخانه چه كسي است، چندان اهميتي براي مردم عادي ندارد و تنها مي تواند روي نخبگاني كه قدرت تجزيه و تحليل دارند اثرگذار باشد.
حضور دوباره افرادي همچون محسن رضايي كه مدتي با لباس نظامي در ميان عموم حاضر مي شد را در جريان انتخابات چگونه ارزيابيميكنيد؟
راس حاكميت وهسته مركزي آن با توجه به شرايط منطقهاي و بين المللي ما ،موافقتي با رييس جمهوري يك فرد با هويت نظامي ندارد. حضور احتمالي آقاي رضايي و قاليباف مانند دوره هاي گذشته،بهجز يك جنجال سياسي تبليغاتي و صرف هزينه هاي هنگفت نيست و مقامات عالي كشور نيز اجازه اين اتفاق را نخواهند داد.
*قانون