حاشيه به جاي متن

اگر مخالفتهايي كه با دولت آقاي روحاني در مجلس شوراي اسلامي صورت گرفت را با دورههاي قبلي و كابينههاي قبل مقايسهيي كنيم، ماهيتا بسيار متفاوت است. از اين لحاظ كه كمتر شاهد بحث در زمينه كارآمدي وزرا و شايستگي آنها بوديم و نمايندگان بيشتر مسائل حاشيهيي را مطرح كردند و نهايتا سعي داشتند كه عمدتا به اين مسائل حاشيهيي پرداخته شود. مسائلي كه عمدتا مربوط به ديدگاههاي سياسي افراد معرفي شده براي وزارتخانهها بود. بسياري از مسائلي كه به دليل مخالفت به آنها اشاره شد معناي واقعي مته به خشخاش گذاشتن بود. و در مواردي نيز نقطه قوت وزرا به عنوان نقطه ضعف آنها بيان شد. چنانچه درباره برخي از آنان عنوان شده بود كه تحصيلكردگان خارج از كشور هستند. اما به فرمايش پيامبر (ص) كسب فضيلت است. پيامبر(ص) فرمودند علم را بياموزيد ولو در چين و ماچين باشد. در كل به نوعي دستور مهاجرت براي كسب علم و دانش را صادر كردند. دو نوع مهاجرت در سيره پيامبر(ص) وجود دارد: يكي مهاجرت براي دفاع از عقيده و گريز از آنهايي كه براي پيروي از روش پيامبر ممانعت ايجاد ميكنند و مهاجرت ديگري كه توسط ايشان توصيه شده است مهاجرت براي كسب علم و دانش است. اگر به اين سيره پيامبر (ص) و توصيه ايشان به عدم ممانعت از تحصيل در جايي كه به لحاظ فرهنگي و سياسي تفاوتهايي وجود دارد، پايبند هستيم، سوال اين است كهچرا برخي از نمايندگان مجلس اين را به عنوان نقطه ضعف بيان كردند؟ و مگر كساني كه براي فراگيري علوم روز رنج دوري از وطن را تحمل كردهاند كار ناصوابي انجام دادهاند كه اكنون مورد اعتراض نمايندگان قرار گرفتهاند؟ آيا شخص آقاي روحاني كه تحصيلكرده در خارج از كشور بودهاند مورد اقبال گسترده مردم قرار نگرفتهاند؟ در واقع بعضي از دلايلي كه براي مخالفت با وزرا بيان شده است جاي افسوس دارد كه چرا بعضي از نمايندگان اين گونه تفكراتي دارند؟ آيا با اين تفكرات، كشور ميتواند طريق توسعه و پيشرفت را بپيمايد و با اين وجود ميتوان به آينده اين كشور و تصميماتي كه در مجلس بايد گرفت اميدوار بود؟ همانگونه كه شاهد هستيم بسياري از رهبران كشورهاي جهان سوم تحصيلكردگان كشورهاي غربي هستند. كار شايسته صدا و سيما در پخش مناسب جلسات بررسي صلاحيت اعضاي كابينه را نبايد ناديده گرفت كه اين فرصت را براي داوري مردم نسبت به نمايندگانشان فراهم آورد و مردم شاهد هستند كه منتخبان خانه ملت به چه نحو براي سرنوشت آنها اتخاذ تصميم ميكنند. پخش اين مذاكرات توسط صدا و سيما باعث ميشود مردم بدانند در بهارستان چه ميگذرد و نمايندگان آنها چگونه براي سرنوشت آنان تصميمگيري ميكنند. راي دادن فقط حضور در پاي صندوق راي و انداختن راي در آن نيست. يك جنبه آن مراقبت از تصميمات است. درست است كه چند وزير باكفايت نتوانستند راي اعتماد مجلسيان را به دست بياورند اما موكلين به خوبي توانستند عملكرد وكلاي خود را زير ذرهبين قرار دهند. البته عدم ورود افرادي مثل محمدعلي نجفي به مجموعه دولت يك ضعف جدي قلمداد ميشود كه برخلاف خواست فرهنگيان و بسياري از مردمي كه فرزندانشان را براي تربيت به آموزش و پرورش ميسپارند، بود و باعث رنجش خاطر آنان شد. مسائل حاشيهيي ديگري كه مربوط به صلاحيت وزرا نبود، بحث درباره ديدگاههاي سياسي آنان بود. در اين بررسيها تعدادي از اصلاحطلبان در مظان اتهام فتنه قرار گرفتند كه بهتر بود در اين مورد معياري وجود ميداشت. به طوري كه آنان توانستند بخشي از نيروهاي صديق و وفادار به انقلاب و نظام و رهبري را از طريق اين كليدواژه كنار بزنند و حذف كنند. اما اينها با اين اعمال و استفاده نابجا از واژه فتنه در واقع به نظام آسيب ميرسانند. بحث فتنه در كلام مقام معظم رهبري مخاطب خاص خودش را دارد و نبايد آن را به نيروهاي انقلابي نسبت داد. يك عده از اين طريق منافع خود را دنبال ميكنند كه يك خطر جدي محسوب ميشود. اين پسنديده نيست كه افراد منافع حزبي خود را تحت لواي يكسري ارزشهاي ملي پيش ببرند. و بايد با آن مقابله كرد. البته اين افراد شمار زيادي نيستند اما گاهي اوقات ميتوانند تاثيرگذار باشند. اينها كساني هستند كه اگر فرصت شود اصولگرايان را نيز حذف خواهند كرد. اصولگرايان بايد مراقب باشند كه از نام اصولگرايي به نوعي سوءاستفاده نشود. كمااينكه اين گروه در چند سال اخير درصدد همين كار بودند. اينها يك تهديد جدي عليه نظام و انقلاب و كشور هستند. اين تفكر بايد به خوبي و هرچه بيشتر و بهتر به مردم معرفي شوند.