به روز شده در: ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۰
کد خبر: ۲۴۴۹۷
تاریخ انتشار: ۰۳:۰۵ - ۲۳ مرداد ۱۳۹۲

مخالفت براي ابراز مخالفت

شايد متناسب‌ترين تعريفي را كه از دو روز مخالفت نمايندگان مخالف كابينه پيشنهادي روحاني مي‌توان داشت آن است كه بگوييم،‌ بسياري از نمايندگان مخالف، مخالفت مي‌كردند صرفا براي اينكه بگويند يا نشان بدهند كه ما مخالفيم. و الا كمتر در ساعت‌ها سخنان و نطق‌هايشان حرف و سخن منطقي و مستدلي در خصوص علت مخالفت‌شان وجود داشت. كمتر در سخنان نمايندگان مخالف، تجزيه و تحليل و بررسي نقاط قوت و ضعف وزراي پيشنهادي به چشم مي‌خورد. كمتر نماينده مخالفي آمد پشت تريبون مجلس و ... با صدايي شمرده و مستدل، و بياني محترمانه اما در عين حال روشن و منطقي دلايل مخالفتش را با كابينه پيشنهادي بيان كرد. كمتر نماينده مخالفي آمد پشت تريبون مجلس و نقاط ضعف مشخص يك يا چند تن از وزراي پيشنهادي را بيان كرد. كمتر نماينده مخالفي در طي دو روز گذشته آمد پشت تريبون مجلس و به مردم و نمايندگان ديگر نشان داد كه به كدام دليل با اين وزير پيشنهادي يا آن يكي مخالف است. كمتر نماينده مخالفي در طي دو روز گذشته موفق شد با استناد به في‌‌المثل تحصيلات، سوابق اجرايي و مديريتي، تجربه، يا حتي افكار و عقايد سياسي، ‌ديني و اجتماعي اين يا آن وزير پيشنهادي نشان دهد كه او فرد مناسبي براي وزارتخانه مربوطه نمي‌تواند باشد و داراي اين ضعف‌ها و عيوبات، اين كاستي‌ها و ناتواني‌هاست. حتي محض نمونه در خصوص يكي از وزراي پيشنهادي، هيچ يك از نمايندگان مخالف نتوانست نشان بدهد كه اين وزير يا آن يكي خيلي فرد مناسبي نيست و بهتر مي‌بود كه آقاي روحاني به جاي وي فرد ديگري را معرفي مي‌كردند.مي‌ماند اين سوال كه پس نمايندگان مخالف در طي ساعت‌ها صحبت مخالف عليه وزراي پيشنهادي چه مي‌گفتند؟ يا به زبان عوامانه تر ، «حرف حساب‌شان» در مخالفت با وزراي پيشنهادي چه بود؟ در پاسخ مي‌بايستي گفت كه به جاي ذكر دلايل شخصي در مخالفت با وزراي پيشنهادي، نمايندگان مخالف بيشتر «سخنراني» كرده و به ايراد نطق و بيان خطابه مي‌پرداختند (ضمن آنكه در مواردي نطق و خطابه شان آنقدر فاجعه‌آميز بود كه احتمالا ساير مخالفان آرزو مي‌كردند كه ناطق ديگر صحبت نكند).بيشتر موضع‌گيري‌هاي سياسي و جبهه‌گيري‌هاي خطي و جناحي بود. بيشتر مخالفت به واسطه صرف مخالفت بود. به بيان ساده‌تر، فرقي نمي‌كرد كه وزير پيشنهادي از سوي «روحاني» دكتر سيد محمود علوي بوده يا محمدعلي نجفي يا محمود واعظي. مهم اين بود كه چون وزير پيشنهادي از جانب رييس‌جمهوري است كه با خط فكري ما همخواني ندارد، ما با وزراي پيشنهادي وي مخالفت مي‌كنيم. مستقل از آن كه وزير پيشنهادي چه كسي بوده، چه خصوصياتي داشته، چه ميزان تجربه داشته، از چه تحصيلات و دانشي برخوردار بوده. داراي كدام سوابق اجرايي بوده و در نظر گرفتن كليات ديگري نظير اينها. صرف اينكه با اين وزير بايد مخالفت شود، مخالفت صورت گرفت. در مواردي نمايندگان مخالف، سخنراني پراحساسي مي‌كردند از اينكه اهميت اين وزارتخانه يا آن يكي (حسب اينكه با كدام وزير يا وزرا مخالف بودند) براي نظام كدام است. و اين مي‌شد مبنا يا دليل مخالفت. به عبارت ديگر چون اين يا آن وزارتخانه مهم است، پس بايد در نهايت براي وزير آن خيلي دقت شود. فلذا وزير پيشنهادي مناسب نيست. همين و بس. در خصوص مخالفت با دكتر علوي براي وزارت اطلاعات دقيقا مبنا و اساس مخالفان از جمله مهم‌ترين آنان حميد رسايي دقيقا اين‌گونه بود. كه چون وزارت اطلاعات مهم است و چشم و گوش نظام است و در گذشته يعني دوران اصلاحات مخالفان و معاندين (بخوانيد اصلاح‌طلبان) اين چشم و گوش را از كار انداخته‌‌ بودند در نتيجه توانستند مجلس را هم در اختيار خودشان بگيرند (چون وزارت اطلاعات ديگر نمي‌توانست به شوراي نگهبان اطلاعات لازم را در مورد ردصلاحيت‌ها بدهد)، نيروي انتظامي را هم هدف گرفتند به علاوه سپاه و بسيج را و... خلاصه اينكه اهميت وزارت اطلاعات خيلي زياد است. اينكه اينها چه ربطي به آقاي دكتر علوي پيدا مي‌كرد خيلي معلوم نبود. هر كس ديگري هم كه نامزد وزارت اطلاعات شود، مي‌توان در خصوص اهميت آن وزارتخانه اين مطالب را گفت. ايضا در مورد ساير وزارتخانه‌ها.و بالاخره شاه‌بيت مخالفت‌ها كه همان موضوع رنگ و رو رفته «فتنه» بود. آنقدر راجع به فتنه و ابعاد آن بحث و گفت‌وگو از جانب مخالفين صورت گرفت كه اگر كسي اطلاع نداشت در مجلس چه خبر است گمان مي‌كرد كه صورتجلسه مجلس با قيد دو فوريت در مورد «فتنه» سال 88 مي‌باشد.
پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار