قتل زن همسایه برای سرقت طلاهایش
روزنو-عامل قتل هولناک زن همسایه سرانجام لب به اعتراف گشود و جزئیات جنایتش را فاش کرد. کودک یک ساله مقتول وقتی از خواب بیدار شد بدون اینکه بداند چه اتفاقی افتاده است هفت ساعت با جسد مادر بازی کرد.
راز این جنایت ساعت ۱۷ و ۴۵ دقیقه پنجم مرداد امسال -همزمان با شب ۱۹ ماه رمضان – در تماس پدر خانواده با پلیس فاش شد. مرد جوان وقتی با لباس خونین پسر بچه یک سالهاش رو بهرو شد، تصور نمیکرد همسرش قربانی سرقتی مرگبار شده باشد. پس از گزارش این قتل به پلیس آگاهی و با حضور مأموران کلانتری و تیم بررسی صحنه قتل اداره دهم پلیس آگاهی در محل جنایت مشخص شد مقتول به نام مرضیه ۲۸ساله بر اثر ضربات چاقو از سوی قاتل یا قاتلان به قتل رسیده و پسر یک سالهاش نیز برای چندین ساعت در کنار جسد مادرش حضور داشته است. همسر مقتول پس از حضور در اداره دهم آگاهي ، در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: ساعت ۹ صبح پنجم مرداد، برای رفتن به محل کار از خانه خارج و در پارکینگ با یکی از همسایگان برخورد کردم که او نیز قصد داشت تا به محل کارش برود. همراه همسایه، سوار خودرو زانتیاي وی شده و از خانه خارج شدم. حدود ساعت ۱۷ زمانی که از سر کار برگشتم، پس از باز کردن در آپارتمان ناگهان با پسر یک سالهام روبهرو شدم که سر و صورت و بدنش کاملا قرمز بود! ابتدا تصور کردم که صورت وی به علت بازی با لوازم همسرم این گونه شده اما پس از ورود به منزل، ناگهان با جسد خون آلود همسرم روبهرو شدم. بلافاصله از همسایهها کمک خواسته و با اورژانس تماس گرفتیم و زمانی که تیم پزشکی اورژانس در محل حاضر شد به ما اعلام کردند که همسرم به قتل رسیده است. با آغاز رسیدگی به پرونده، کارآگاهان اقدام به بررسی فرضیههای مختلف پرداخته و در مسیر تحقیقات خود متوجه شدند که مقتول دارای حسن شهرت و اخلاق در میان بستگان، دوستان و همسایگان است.
از سوی دیگر بر اساس اظهارات همسر مقتول مشخص شد که مقدار زیادی از طلا و جواهرات متعلق به مقتول از داخل اتاق خواب به سرقت رفته و به احتمال بسیار زیاد، قاتل یا قاتلان با انگیزه سرقت وارد خانه شده که با مقتول روبه رو، با وی درگیر و او را به قتل رسانده و پس از سرقت طلاجات از محل متواری شدهاند.
با مشخص شدن انگیزه جنایت و با توجه به «وجود چشمی بر روی در آپارتمان» و همچنین «وجود آیفون تصویری روی در ورودی»، فرضیه وقوع جنایت از سوی فرد یا افراد آشنا قوت گرفت و به همین علت، تحقیقات روی همسایگان مقتول در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت. پس از گذشت دو روز از جنایت، یکی از همسایگان مقتول به همراه همسرش به اداره دهم مراجعه و اظهار داشت که طلاهای مقتول در داخل جاکفشی آنها پیدا شده است.
کارآگاهان با مراجعه به ابتدای کوچه محل سکونت مقتول، به بررسی تصاویر به دست آمده از دوربینهای مداربسته بانک پرداختند. بررسی تصاویر نشان داد که همسر مقتول به همراه یکی از همسایهها ساعت ۹ و ۱۰ دقیقه، سوار بر خودروي زانتیا از کوچه خارج شده که این موضوع نشان از صحت اظهارات همسر مقتول داشت اما در ادامه بررسی تصاویر مشخص شد که خودروي زانتيا دوباره ساعت ۹ و ۳۰ دقیقه به داخل کوچه بازگشته که نشان از مراجعه دوباره همسایه مقتول به داخل مجتمع مسکونی داشت. با توجه به تصاویر به دست آمده از دوربینهای مداربسته بانکی، کارآگاهان به تحقیق از همسایه مقتول به نام محمود ۳۰ ساله پرداختند. محمود، در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: روز حادثه، همسر مقتول را در پارکینگ دیدم. به من گفت که او را تا جایی برسانم و من نیز او را سوار ماشین کرده و پس از طی مسیر کوتاهی او را پیاده و حدود ساعت ۱۰ به محل کار خود مراجعه کردم. کارآگاهان به بررسی صحت اظهارات وی پرداخته و متوجه شدند که وی بر خلاف اظهارات قبلیاش، ساعت ۱۱ و ۳۰ دقیقه در محل کارش حاضر شده است. در ادامه تحقیقات کارآگاهان موفق به شناسایی یک طلافروشی در منطقه نیروی هوایی شدند که متهم- محمود- پنجم مرداد اقدام به فروش مقداری طلا و جواهر به مبلغ ۱۰ میلیون تومان در آن کرده بود.
با شناسایی طلافروشی در منطقه نیرویهوایی، کارآگاهان به صاحب مغازه مراجعه و او نیز بلافاصله تصویر محمود را به عنوان فروشنده طلا و جواهرات مورد شناسایی قرار داد. صاحب طلافروشی در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: محمود، مقداری طلا و جواهرات را برای فروش نزد من آورد و آنها را به مبلغ ۱۰ میلیون تومان فروخت و مبلغ ۸ میلیون تومان را دریافت کرد و قرار شد تا دو میلیون تومان مابقی پول طلاها را پس از ارائه فاکتور دریافت کند. پس از چند روز تأخیر در ارائه فاکتور، چندین بار با او تماس گرفته و تقاضای فاکتور کردم که وی به همراه همسرش به طلافروشی مراجعه و طلاها را بازپس گرفت.
سپس طلاهای ارائه شده از سوی محمود و همسرش به کارآگاهان که مدعی پیدا کردن آنها در داخل جاکفشی شده بودند از سوی مرد طلافروش مورد شناسایی قرار گرفت. در ادامه تحقیقات از همسرِ «محمود» در دستور کار قرار گرفت و او نیز در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: با تماسهای مکرر از طلافروشی متوجه شدم که همسرم مقداری طلا فروخته است. موضوع را از همسرم جویا و او نیز اظهار داشت که طلاها را در داخل جاکفشی پیدا و فروخته است. فردای آن روز به همراه همسرم به طلافروشی رفته و پس از بازپس گرفتن طلاها، به دروغ به همسر مقتول عنوان کردیم که امروز متوجه طلاها در جاکفشی شدیم و با همدیگر آنها را تحویل پلیس دادیم. با توجه به اطلاعات به دست آمده در مسیر تحقیقات و همچنین مواجهه حضوری محمود و صاحب طلافروشی، وی که چارهای جز اعتراف نداشت ۱۶ مرداد لب به بیان حقیقت گشود و در اعترافاتش با اشاره به انگیزه مالی، به کارآگاهان گفت: اوایل سال جاری بود که در بازار اقدام به خرید و فروش مقداری لوازم و وسایل خانه کرده اما حساب و کتابهایم درست از آب در نیامد و در زمان وصول چکها متوجه شدم که چکها، یکی پس از دیگری در حال برگشت خوردن است و همین موضوع انگیزه اصلی من برای سرقت طلا و جواهرات از منزل همسایهمان شد.
محمود درباره زمان جنایت نیز به کارآگاهان گفت: روز جنایت، حدود ساعت ۹ صبح از منزل خارج شدم. در داخل پارکینگ متوجه شدم گوشی تلفن همراهم را در خانه جايی گذاشتهام. زمان برگشت به منزل، همسایهمان آقای... را دیدم که از من خواست تا او را به محل کارش برسانم. به خانه آمدم تا گوشی تلفن همراهم را بردارم که متوجه شدم آقای.... در منزلشان را به خوبی نبسته و باز مانده است. در مسیر به دلیل مشکلات مالی، وسوسه شدم که از منزل وی سرقت کنم. به همین خاطر او را در نزدیکی محل کارش پیاده و سریع به خانه برگشتم. از لای در که هنوز باز بود، صندوق طلاجاتی را که روی میز بود مشاهده کردم. داخل خانه شده و طلا و جواهرات را برداشتم اما هنگام خروج از منزل، ناگهان مقتول که تازه از خواب بیدار شده بود از اتاق خارج و مرا مشاهده و شروع به سر و صدا کرد. در حالیکه ترسیده بودم، گردن و دهانش را گرفتم و محکم فشار دادم و او را به سمت اتاق خواب بردم که بیحال شد و افتاد. بدن نیمه جانش را به داخل حمام کشانده و برای اطمینان از مرگش به آشپزخانه رفته و با برداشتن چاقو چند ضربه به سینه او وارد، با برداشتن طلاجات از منزل خارج شدم. در تمام طول این مدت، پسر یک ساله مقتول خواب بود.