مطالباتی که از خودمان داریم

با برگزاری انتخابات ریاستجمهوری و انتخاب شخصیتی که شعارها و برنامههای او با اقبال خیل عظیمی از «جوانان» این مرزوبوم همراه شد، شاید از این پس به باور عدهای، اصلیترین اولویت نسل جوان، مطالبه تحقق برنامههای اعلامشده، از رییسجمهور جدید باشد. در این حال، اگرچه محورهایی مانند «پیگیری و استمرار شیوههای ارتباط مستقیم مسوولان با جوانان، بهمنظور بازسازی اعتماد جامعه نسبت به حاکمیت و مدیریت کلان کشور، تنظیم سازوکارهای کارشناسانه فرهنگی – اجتماعی در جهت ترمیم و بازسازی اعتماد جوانان به نظام سیاسی، شناسایی دقیق و صحیح نیازهای جوانان و ایجاد پل ارتباطی میان نسلها با توجه به مقتضیات زمان و...» که در مجموعه برنامههای انتخاباتی آقای روحانی اعلام شده بود، از جمله اموری است که التزام به آنها، از سوی دولت همواره مورد انتظار است، اما به نظر میرسد اکتفا به مجموعه تعهدات اجرایی دولت نسبت به جوانان، هرگز رافع مجموعه انتظارات و دغدغههای قشر جوان نسبت به جایگاه واقعی آن در روند پیشرفت کشور نباشد. به عبارت دیگر عملیاتیشدن بخش زیادی از آنچه بهعنوان تعهدات دولت نسبت به جوانان مطرح است، منوط بهتحقق مولفههای دیگری است که لزوما در اختیار دولت نیست؛ درست است که دولت موظف است با بهبود شاخصههای اقتصادی، فضای کسبوکار و معیشت جوانان را بهبود بخشد و با رونق تولید، وضعیت اشتغال جوانان را بهتر کند و با تنشزدایی در عرصه سیاست خارجی، شأن و منزلت جوانان را مانند همه شهروندان ایرانی ارتقا بخشد، اما این به آن معنا نیست که در این شرایط وظایف و تکالیفی برای دیگران قابلتصور نیست. همانطور که بهثمرنشستن بخشی از برنامههای دولت در عرصه سیاست خارجی، تحتتاثیر فضای جهانی و اوضاع منطقهای و اجراییشدن پارهای از تعهدات دولت در عرصه داخلی منوط به همکاری و همراهی سایر قواست، در حوزه جوانان هم برای تحقق همه شعارها و برنامههای اعلامشده، نمیتوان و نباید به انتظار دولت نشست. براین اساس باید با نگاهی ژرفتر به مجموعه انتظارات عمومی که در حوزه جوانان نسبت به دولت بهوجود آمده، نگریست و بهجای آنکه صرفا در انتظار تصمیم و اقدامی از سوی دستگاه اجرایی بود، دایما این سوال مهم را مطرح کرد که «آیا برای اجرای این خواسته، خود ما نقشی برعهده نداریم؟» بهعنوان مثال درست است که «بهکارگیری و مشارکت همه افراد جامعه بهخصوص جوانان در مسایل کشوری و ایجاد زمینه برای حضور فعال آنان در صحنه اجتماع» بهعنوان یکی از رئوس برنامههای دولت مطرح شده اما باید بدانیم که یکی از ملزومات اصلی تحقق صحیح این مهم، تقویت روحیه کار جمعی و مشارکتپذیری در میان جوانان ایرانی است که متاسفانه به گواهی پژوهشهای جامعهشناختی معتبر، این شاخصه فرهنگی درمیان مردم کشور ما چندان پررنگ نبوده است یا «تغییر اصولی نگرش به مساله جوانان در عرصههای اجتماعی و مبناقراردادن توجه به این سرمایه اصلی ملی بهعنوان فرصت در سیاستگذاریها و برنامهریزیها» زمانی عملیاتی خواهد شد که جوان ایرانی خود به این باور برسد که یک موتور محرک برای توسعه کشور است. نه واگنی که قرار است با نیروی پیشبرنده دیگری به حرکت درآید. او باید باور کند که میتواند کارآفرین باشد و ظرفیت اجتماعی و اقتصادی ایجاد کند.در این شرایط، رویکرد عقلانی و اعتدالگرایانه دولت را که میتواند برای نسل جوان «امیدآفرین» باشد، باید درواقع تغییر مشی بسیارمهمی نسبت به دو دولت قبلی و یک گام بهسوی جوانان تلقی کرد. اما باید دانست که تثبیت این گام به ظرفیتسازی بیش از پیش از سوی نسل جوان هم نیاز دارد. این گام دولت اگرچه کافی و تمامکننده نیست اما میتواند آنقدر بااهمیت تلقی شود که هر جوان ایرانی را نسبت به همنسلان و خود، با این سوال مواجه کند که «اکنون ما باید چه گامی را برداریم؟» آیا بهلحاظ شخصی توانمندی لازم را برای اثرگذاری بهتر و بیشتر در روند پیشرفت کشور کسب کردهایم؟ تا چه حد باور کار گروهی را داریم؟ تا چه حد از نظر ویژگیهای شخصی و اخلاقی برای «ایجاد الگوهای رفتاری صحیح منطبق با اخلاق و مقتضیات زمانی، مکانی و فرهنگ (کشورمان)» خود را آماده کردهایم؟ جایگاه ویژگیهایی چون سختکوشی، وجدان کاری، انضباط اجتماعی، وفای بهعهد، علماندوزی و... در الگوهای رفتار فردی و جمعی ما کجاست؟بهنظر میرسد آغاز دوره فعالیت دولت جدید در ایران فرصت مناسبی باشد که همزمان با فاصلهگرفتن از ارایه آمارهای نادرست، سقوط اخلاقی در سطوح مختلف، بیانضباطی و قانونگریزی که در دولت پیشین تا حدود زیادی شاهد آنها بودهایم و... بهعنوان یک جوان ایرانی که باید یک قشر پیشتاز اجتماعی باشد، «راستگویی و درستکاری» را قبل از دولت در خود جستوجو کنیم و نظمپذیری، مشارکتپذیری خلاقانه و مسوولانه فکرکردن و اقدامکردن را در امور اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بیش از گذشته، قبل از هر نهاد یا شخص دیگری از خودمان مطالبه کنیم؛ آنگاه است که میتوانیم همزمان با رویکار آمدن دولتی که قرار است بر اصول اخلاقی پایبند باشد و بر پایه عقلانیت و احترام به جهانیان تصمیم بگیرد و رفتار کند، به تغییر عینی شرایط کشور و تحقق شعارها و وعدههای رییسجمهور درباره جوانان هم بیشتر امیدوار باشیم.شاید این انتظار زیادی از نسل جوان ایران نباشد که همانگونه که در استقرار گفتمان و دولت جدید پیشگام و تاثیرگذار بود، در نهادینهکردن فرهنگ عقلانیت، اعتدال و طرح صحیح مطالبات هم الگو و فرهنگساز باشد.