انتخابات آمریکا و نگاه ما
در سیاست خارجی ایالات متحده بارها و بارها تشریح و نمایان شده است که تغییر رئیسجمهور تغییر اندکی در سیاست این کشور در عرصه بینالملل خواهد داشت، چنانچه مشاهده شد که در دوران سردادن شعارهای انتخاباتی در دوره قبلی انتخابات ریاستجمهوری ایالات متحده، شعارهایی را که اوباما مطرح میکرد با شعارهایی که جورج دبلیو بوش پیگیری میکرد، 180درجه مغایرت داشت، اما در عمل دیدیم که اوباما هنگامی که قدرت را بهدست آورد، سیاستهایش تفاوت چندانی با بوش نداشت. باید یادآور شد که جورج بوش در اواخر دوران ریاستجمهوریاش گزینه جنگ را چندان مطرح نمیکرد و در سالهای پایانی ریاستجمهوری وی اقدام نظامی علیه ایران کنار گذاشته شد و اوباما نیز همین سیاست را ادامه داد و اقدامات تلافیجویانه آمریکا علیه ایران را در قالب تحریمها پیگیری کرد و مقدار فشارهایی که وی برای تحمیل تحریم اقتصادی بر ایران به کار گرفت، حتی جورج بوش به کار نگرفته بود، بنابراین ما نمیتوانیم در مورد ایالات متحده قائل به این مساله باشیم که کدام رئیسجمهور برای ایران شرایط بهتری را به ارمغان خواهد آورد چرا که همانطور که به آن اشاره شد در ایالات متحده سیاستهای کلی همواره امری ثابت است و نقطه تفاوت بر سر روشهایی است که هر یک از جناحهای این کشور در اقدامات متخاصم علیه ایران در پیش خواهند گرفت. ما در طول این سالها از هر دو جناح موجود در آمریکا صدمه دیدهایم بنابراین باید به این نتیجه رسیده باشیم که تغییر حزب و رئیسجمهور تغییر اندکی در سیاست خارجی کشورهایی دارد که حاکمیت قانون در آنها استوار است، چراکه در این نوع نظامها سیاست خارجی توسط فرد تعیین نمیشود و بهصورت گسترده در نظام حکومتی برنامهریزی میشود و چون این برنامهریزی براساس منافع ملی تعریف میشود، لاجرم در اجرای آنها پس از انتخابات اندک تغییراتی اعمال خواهد شد. البته این نوع دیدگاه به این معنا نیست که در عرصه یاد شده تغییرات و تحولات پیش نخواهد آمد بلکه، تغییرات و تحولات اساسی و عمده تماماً بستگی به چگونگی پیشرفت شرایط و یا فضای سیاسی روز دارد و بستگی دارد که در عرصه جهانی بهصورت بهروز چه اتفاقاتی بیفتد و اینکه تغییرات یاد شده چه انگیزههایی را میتواند برای برانگیختن سیاستها به سوی صلح و یا جنگ دامن زند. بنابراین در مورد سیاستهای کلی میتوان قائل به تعریف بالا بود اما در مباحثی نظیر مذاکرات ایران و 1+ 5 در روندی که ما امروز شاهد آن هستیم اینگونه به نظر میرسد که اتمسفر مذاکرات، برای حصول تفاهم نهایی بین دو طرف مهیاست که این حصول تفاهم را باید در یک روند یک سال و نیمه یعنی بعد از مذاکرات استانبول بررسی کرد. در اینباره اگر اوباما در انتخابات آتی به پیروزی برسد امیدواری در حصول و رسیدن به نتیجه نهایی در مذاکرات افزایش خواهد یافت، یکی از مهمترین عوامل این امیدواری این است که محوریترین عامل برهم زدن تفاهم میان ایران و 1+5 و بزرگترین عامل ایجاد اخلال در توسعه روابط در مذاکرات یاد شده که اسرائیل بوده است، تحت رهبری نخستوزیر کنونیاش نتانیاهو دست به افراطیگریهایی زده که سبب شده نظرات 1+ 5 چندان با وی همراه نشود و این وضعیت پیشآمده اوباما را بعد از انتخاب شدن در شرایط مهیاتری قرار میدهد که بتواند با ایران تفاهمات را نهایی کند.