جهانگیری:مردم از دریافت یارانه خوشحال نیستند/مديري در دولت احمدی نژاد نبود که ضعف مدیریتی وجود داشته باشد

روزنو- معاون اول رییس جمهور گفت:مردم ایران 45000 تومان به عنوان یارانه از دولت ميگیرند. خیلیها هم شاید این پول برایشان نیاز است که باید بگیرند و مصرف بکنند. ولی من مطمئنم که همان کسی که 45000 تومان را ميگیرد، بابت دریافت این پول خوشحال نیست، اگر یک راه دیگری دولت جلویش ميگذاشت که این پول را با کار خودش بهدست آورد نه اینکه از دولت بگیرد، مطمئنم که مردم ایران آن راه دوم را انتخاب ميکردند.
اسحاق جهانگیری در گفتگو با خبرنگار سایت خبری روز نو درباره مشکلات امروز اقتصاد ایران اظهار کرد:از نظر من اقتصاد ايران بعد از انقلاب با دو موضوع جدي روبهرو بود كه يكي دولتي بودن آن و يكي نفت بود. مثلا وقتی ما در مجلس دوم قانون ماليات را تصويب ميكرديم، واقعا اگر يك كسي در آنجا ميگفت كه از بخش خصوصي به جاي 50 درصد، 80 درصد ماليات بگيريم، فكر ميكرديم كار خوبي است و «اين پولدارها هر چه پول دارند، بايد از آنها گرفت.» اصلا «اين پولدارها» را هميشه با يك تعابير منفي ميگفتند که بخش خصوصي زالوصفت است، اصلا اين طوري از آنها اسم برده ميشد در آن زمان. يا مثلا سرمايهگذاري خارجي بالاخره يك موضوعي است كه هر اقتصادي که بخواهد تحركي داشته باشد، نميتواند راجع به آن بيتفاوت باشد اما در اوايل انقلاب جزو مفاهيمي بود كه اصلا قابل طرح نبود، حتي در سال 68 (قبل از تشکیل دولت هاشمی) كه ما اولين برنامه را در مجلس مينوشتيم، آنها با استفاده از منابع خارجي با سرمايهگذاري مستقيم خارجي مخالفت ميكردند؛ وقتی هم که برنامه به كميسيون برنامه و بودجه آن زمان رفت آنها هم استفاده از منابع خارجي را نپذیرفتند.
وی افزود: اما در طول اين دولتها قبل از برنامه پنج ساله سوم، اتفاق مهمي كه افتاد اين بود كه راجع به يك سري از مفاهيم اختلافي تفاهم شد. يعني همه پذیرفتند كه بخش خصوصي موضوع مهمي است و بايد مورد توجه قرار بگيرد و بستر فعاليتش فراهم شود. همه قبول كردند كه سرمايهگذاري خارجي يك موضوع تعيين كننده براي پيشرفت اقتصاد است. همه قبول كردند كه ماليات بايد در حدي دريافت شود كه هم مالياتدهنده انگيزه داشته باشد كه فرار مالياتي نکند و هم موجب رشد اقتصادي شود و دولت خودش را از اقتصاد كنار بكشد و امور را مدیریت کند و به جای اینکه به نفت اين گونه نگاه شود، به چشم يك سرمايه ملی نگاه شود و در واقع به حساب ذخيره ارزي برود و ذخیره شود. اينها در واقع اتفاقاتي بود كه در يك دوره زماني شكل گرفت و اقتصاد كشور به سمتي ميرفت كه يك TAKE OFF كرده و بلند شود. مهمترين پيام برنامه 5 ساله سوم همين بود كه ما ساختارها را به نحوي اصلاح كنيم كه موجب رشد اقتصادي كشور شود؛ وقتي نتيجه عملكرد برنامه 5 ساله سوم را هم ميبينيم، در میان برنامههاي قبل و بعد از انقلاب جزو موفق ترين نتايج بود.
معاون اول رییس جمهور تصریح کرد: اين برنامه اگر استمرار پيدا ميكرد با اتفاقاتي كه بعد از آن افتاد، مثل اين قيمت نفت كه به صورت افسانهاي افزايش پيدا كرد، ميتوانست اقتصاد كشور را بعد از يك دوره طولاني از تورم دو رقمي نجات دهد، نرخ بيكاري ميتوانست حتما جهت كاهشي پيدا كند تا جواني كه ميرفت و درس ميخواند، مهمترين دغدغهاش اين نباشد كه بعد از فارغالتحصيلي ميتواند كار پيدا كند يا نميتواند. سرمايهگذار خارجي هم حتما ميآمد. در ايران چند هزار ميليارد دلار پروژههاي بزرگ سرمايهگذاري وجود دارد كه در كشورهاي توسعهيافته چنين چيزي نيست. ما الان نميتوانيم بنشينيم و در آلمان پروژه تعريف كنيم كه سرمايهگذار بيايد و سرمايهگذاري كند، اما در ايران هنوز براي سالهاي سال ميشود چند هزار ميليارد دلار در زمينههاي زيربنايي، طرح سرمایه گذاری تعريف كرد.
وی ادامه داد: در دوره اخیر، به جای اینکه این حرکت اقتصادی کشور استمرار پیدا کند، به یکسري انگهاي خودساختهای تبدیل شد كه مثلا اينها خارجي هستند و از خارجيها پول گرفتهاند، همین سبب شد که برنامهها را كنار گذاشتند و در واقع مهمترين شاخص اقتصاد كشور كه «برنامه» بود، كنار رفت و کسانی كه نه دانشي داشتند و نه تجربهاي، فكر كردند كه نظرات شخصي شان را بر برنامه و حرکت اقتصاد كشور حاكم کنند.
جهانگیری تاکید کرد:نتیجه عدم اجرای برنامه چهارم این ميشود که امروز اقتصاد کشور به این وضعیت افتاده است. اگر بخواهیم اقتصاد کشور را تعریف کنیم، به دليل بد مصرف كردن صدها ميليارد دلار منابع نفتي دچار بيماري هلندي شده که نتيجه اين بيماري هلندي این است که صنعتی که در طول چند دهه گذشته شکل گرفته در حال فروپاشی است. طی سالهاي گذشته، واردات كشور به شدت افزايش پيدا كرده است. امروز هم کشور به دلایلی قادر نیست آن حجم از واردات را انجام دهد و تولید كشور هم افت پیدا کرده است.
وی افزود:این سه عامل در کنار یکدیگر، باعث شدند که تورم در کشور روند صعودی خیلی نگرانکنندهای در پیش بگیرد؛ خصوصا در بخشهايي كه مربوط به طبقه متوسط و پايين ميشود، معیشت را واقعا سخت کرده است؛ یعنی امروز کارمند یا کسی که دیگر حتی یک و نیم میلیون تومان درآمد دارد، با قیمت هایی که وجود دارد تقریبا زندگي كردن برایش دشوار شده است. هزينههاي آنها عمدتا هزینههاي پوشاک و مواد غذایی است که نرخ تورم در آنها بالاي 50، 60 درصد هست؛ يعني اگر نرخ تورم متوسط هم 30 درصد باشد در آن اقلام تورم بالا است. از سوی دیگر نوعی فرار سرمايه هم شکل گرفته است؛ چرا که با كاهش شديد ارزش پول ملي ممكن است که انگيزهاي باشد و به راحتی نشود ریال را تبدیل به دلار کرد، ولي سرمايهگذار بخش خصوصي كه يک امید پیدا کرده بود که دولت به معنای واقعی در برنامه سوم او را قبول کرده و سياستهاي اصل 44 قانون اساسي هم آن را تكميل كرد كه بالاخره پذیرفتیم که بخش خصوصي محور و مدار اصلي اقتصاد كشور باشد اما استراتژي دولت گذشته استراتژي توسعه نبود. استراتژي اش تلاش براي بقا است. با این وضعیت بخش خصوصي بيانگيزه شده است. دولت هم منابع خودش را دیگر ندارد که در اقتصاد بروز پیدا کند، سرمایه گذار خارجی هم به کشور ورود پیدا نخواهد کرد، واردات و توليد كشور نیز افت پيدا كرده، در مقابل نقدينگي كشور به شدت افزايش پيدا كرده و نتيجه این اتفاقات، نمودش در سه شاخص اصلی کشور است که بيكاري، تورم و رشد اقتصادي هست.
وزیر صنایع دولت اصلاحات گفت:ما در زماني كه كمترين درآمد نفتی را در دوره اصلاحات داشتیم، حداقل6 درصد رشد اقتصادی هم داشتیم؛ ولی رشد اقتصادي دولت احمدی نژاد منفي بود و تورم بالاي 30 درصد و نرخ بيكاري هم بالاي 12 درصد است. اینها شاخص هایی است که نشان ميدهد اقتصاد کشور دچار یک رکود تورمی شده و خروج از این رکود تورمی یکی از دشوارترين كارهايي است كه بايد در اقتصاد كشور انجام بگيرد.
وی با بیان اینکه هر كس بگويد تحريم در مشکلات اقتصادی تاثير نداشته معنایش اين است که نه از ميزان فشار بينالمللي اطلاع دارد و نه از اتفاقي كه در اقتصاد کشور افتاده است، اظهار کرد:مهمتر از تحریمها این است که مدیرانی که مسوول اداره کشور بودند، آینده نگر نبودند و قدرت تجزیه و تحلیل اتفاقاتی را که در حول و حوش کشور در حال وقوع بود را نداشتند.دوم اينكه قدرت مديريتي که نشان دهد که چطور باید این اتفاقات را مدیریت بکنند را هم نداشتند.
جهانگیری درباره چرایی وقوع نابسامانی های اقتصادی در دولت احمدی نژاد خاطرنشان کرد:يك بخش عمده مشکلات از زمانی ایجاد شد که دولت احمدی نژاد احساس کرد كه در مقابل هيچ كس پاسخگو نيست، هيچ كس در كشور شرايطي را به وجود نیاورد که در مقابل اقدامات غير علمي دولت توضيح بخواهد، هر تصميمي را به راحتي مي گرفت و سازمان مديريت را هم که مزاحم ميدید، منحل کرد. یک نفر نبود که توضيح بخواهد که چرا درآمد ارزي را بيش از قانون بودجه مصرف ميكردند! وقتی هم که دیوان محاسبات گفت که یک عدد بزرگ 10 میلیارد دلاری به خزانه واريز نشده،به سادگي از کنار آن گذشتند.
وی افزود: فكر ميكنم اين عدم پاسخگويي يعني تعطيل كردن بخش نظارت و پرسشگري در بخش نهادهاي رسمي و هم در بخش نهادهاي مدني. یعنی شرایطی به وجود آمد که در روزنامهها هم کسی فکر نميکرد که ميتواند سوال کند. اقتصاددانان در همان سالهاي اول دولت را نقد کردند،اما به جای اینکه استقبال کنند که یک تعداد استاد دانشگاه وقت گذاشته و راجع به مسائل کشور تجزیه و تحلیل کردهاند، گفتند که اینها همان مدیران سابق هستند كه دستشان از بیت المال کوتاه شده یا اینکه عوامل جاهای دیگر هستند. یکسری تهمتها زده شده که اقتصاددانان ترجیح دادند که بعد از آن دیگرصحبت نکنند. اگر یادتان باشد من هم روی آمار و ارقام رشد صنعت یک نامه سرگشاده 7، 8 صفحهای به احمدی نژاد دادم که این آمار و ارقام همهاش خلاف است. بعد یک کارشناس را وادار کردند که به جای جواب دادن، تهمت و توهين نثار ما كند. من فكر ميكنم تعطيل كردن فضاي نقد و پرسشگري باعث شد که دولت احمدی نژاد احساس کند که ميتواند هر طور بخواهد از منابع کشور استفاده کند؛ چرا که فکر ميکردند که این منابع، شخصي است و نتیجهاش وضعیت فعلی است که مهم ترین عامل آن ضعف مدیریت است. البته اصلا مديري در دولت احمدی نژاد وجود نداشت که ضعف مدیریتی وجود داشته باشد!
معاون اول رییس جمهور در مورد انتظارات بالای مردم از دولت در این شرایط بد اقتصادی گفت:واقعیتش این است که ایران کشوری است که ظرفیت بالایی در آن وجود دارد. بالاخره یک کشوری که حداقل 2/4 میلیون بشکه نفت تولید ميکرده، با نفت 100 یا 120 دلاری یک عدد قابل توجهی ميشود. چندین فاز تولیدی پارس جنوبی فعال بوده است و یک کارگاهی در عسلویه ایجاد شده بود که از آن میادین مشترک گازی برداشت شود. منابع معدنی بسیاروسیع بود، طرحهایی برای تولیدات اساسی کشور و طرحهاي دامی بزرگی تهیه شده بود. در منطقه نیز ایران حتی از ترکیه به جهت صنعتی جلوتر بود و استعداد جلوتر از این بودن را داشت و ترکیه این منابع و فرصتها را نداشت.
وی افزود:نیروی انسانی جوان تحصیلکردهاي که در ایران وجود دارد از بزرگ ترین فرصتهايي است که در اختیار مدیریت کشور بوده که متاسفانه امروز تبدیل شده است به تهدید.
جهانگیری اظهار کرد:مردم ایران 45000 تومان به عنوان یارانه از دولت ميگیرند. خیلیها هم شاید این پول برایشان نیاز است که باید بگیرند و مصرف بکنند. ولی من مطمئنم که همان کسی که 45000 تومان را ميگیرد، بابت دریافت این پول خوشحال نیست، اگر یک راه دیگری دولت جلویش ميگذاشت که این پول را با کار خودش بهدست آورد نه اینکه از دولت بگیرد، مطمئنم که مردم ایران آن راه دوم را انتخاب ميکردند. مهم این است که با مردم صادقانه صحبت شود و به مردم صادقانه گفته شود که ما این کار را ميتوانیم انجام دهیم و شعار ندهیم. اما اگر شعار عدالت بدهند و ضدعدالتترین اتفاقها در دوره شان بیفتد، شعار مقابله با فساد بدهند و بدترین فسادها در دوران تاریخ در کشور اتفاق بیفتد که سابقه نداشته این همه موضوع فساد مطرح باشد.
وی ادامه داد:نميخواهم بگویم اینها درست است، اما بالاخره فضایی را درست کردند که کسانی بودند که رقبای خودشان را متهم به فساد ميکردند. خوب اینها وقتی است که فقط یک شعار بيبرنامه و بیپشتوانه داده ميشود. اگر شعار برخاسته از یک برنامه باشد، کارساز است وگرنه چه کسی هست که عدالت را دوست نداشته باشد. چه کسی است که مواجهه با فساد را دوست نداشته باشد، چه کسی هست که نخواهد فقر از این کشور برچیده شود. من فکر ميکنم باید رفت دنبال راهکارها و در ایران این ظرفیت وجود دارد.
معاون اول دولت تدبیر و امید با بیان اینکه رفع مشکلات اقتصادی زمان بر است ،تاکید کرد:مهم این است که یک ارادهاي در کشور شکل گرفته که تمام کشور احساس نشاط بکند که ميتوانند بیایند و فعالیت اقتصادی انجام دهند.
وی درباره بهبود روابط با دنیا گفت: من فکر ميکنم که دنیا از آمدن دولت جدید پیام خودش را گرفته است و بخش زیادی از مشکلات سیاست خارجی کشور اصلا بدون اینکه قرار باشد قدمی برداشته شود حل ميشود.چرا که دنیا ميداند که با یک تیم عاقل که در عرصه بینالملل معتقد به مذاکره برد-برد و گفتوگو و تعامل است و با زبان دیپلماسی آشنا است، روبهرو ميشود. وقتی دنیا بداند که با چنین تیمی روبهرو است دیگر با زبان زور و قلدری نميتواند صحبت کند و مجبور است که بیاید در مقابل بنشیند و از زبان منطق با ما حرف بزند.