مراسم تحليف و سياست خارجي روحاني
ابتكار دعوت از مقامات خارجي براي مراسم تحليف از پديدههاي جالب و نسبتا منحصر به فرد رياستجمهوري يازدهم است. اين مساله در همه جاي جهان مرسوم است كه كشورها در رويدادهاي مهم خود خصوصا آغاز به كار رييسجمهور جديد از كشورهاي جهان بهطور عام و كشورهاي دوست بهطور خاص براي شركت در اين مراسم دعوت به عمل ميآورند. بديهي است كه كشورهاي ديگر نيز از اين فرصت براي آشنايي با رييسجمهور جديد استفاده ميكنند و معمولا دعوت كشور ميزبان را ميپذيرند. بنابراين ميتوان گفت كه اين اقدام در مجموع كار مثبت و رايجي است. چرا كه بخش اصلي كار هر رييسجمهوري، رايزنيهاي بينالمللي و شناخت رهبران دنياست. اين شناخت از طريق رفت و آمدها يا شركت در كنفرانسهاي بينالمللي صورت ميگيرد. بنابراين حضور مقامات ارشد كشورها در مراسم تحليف فرصتي براي رييسجمهور و مشاورانش است كه به شناختي از اعضاي فعال و موثر جامعه بينالمللي دست يابند تا بتوانند سياستهاي خارجي خود را به درستي طراحي و اجرا كنند. با اين حال همانطور كه كشورها تلاش ميكنند از مراسم شروع به كار رييسجمهور جديد خود به عنوان محفلي براي تجديد اتحادها و نشان دادن رويكرد باز خود به جامعه جهاني استفاده كنند، اين رويكرد را در سياست داخلي خود نيز به كار ميگيرند. يعني نبايد در اين عرصه دچار تناقض شويم. اگر تلاش ميكنيم كه افراد موثر و معتبر جامعه جهاني در مراسم تحليف رييسجمهور جديد شركت كنند به همان ميزان هم بايد از شركت افراد موثر و صاحب اعتبار داخل كشور نيز استقبال كنيم. بهويژه حضور روساي جمهور سابق كشورمان...
ميتواند نشانهيي از اتحاد و همبستگي داخلي باشد. بهويژه رييسجمهوري كه معمار سياست تنش زدايي و روابط گستردهتر با جامعه جهاني بوده است و ايده او براي گفتوگوي تمدنها از سوي سازمان ملل بهطور جدي مورد پذيرش قرار گرفته است و به اين اعتبار به يكي از چهرههاي موثر و شناخته شده بينالمللي تبديل شده است. لذا به نظر ميرسد كه اين سياست بهطور كلي مثبت است و بايد در سطح بينالمللي و داخلي دنبال شود. با اين حال و فارغ از نفس عمل، سطح مقامات شركتكننده و تعداد ميهمانان خارجي شركتكننده در اين مراسم از اهميت زيادي برخوردار است.
تعداد و سطح مقامات بلندپايه خارجي ميتواند حاوي پيامهاي مهمي به جهان باشد و نمايانگر جايگاه كشور در نظام بينالمللي و اعتبار رييسجمهور منتخب نزد كشورهاي جهان است. هرچند هنوز بهطور دقيق مشخص نيست كه چه تعداد از رهبران و يا ديگر مقامات كشورهاي جهان و در چه سطحي در اين مراسم شركت ميكنند ولي آن طور كه مقامات مسوول گفتهاند از تمامي كشورها به جز دو كشور دعوت شده است كه در اين مراسم شركت كنند. آنطور كه از اخبار منتشر شده بر ميآيد برخي از كشورهاي همسايه و نزديك به ايران در حد رييسجمهور، نخست وزير، رييس مجلس و وزير خارجه شركت ميكنند. با اين حال غير از كشورهاي همسايه كه در سطح بالايي در اين مراسم حضور خواهند يافت، جاي خالي كشورهاي اروپايي كاملا قابل احساس است. هرچند علت عدم حضور مقامات اروپايي را نميدانيم ولي ميتوان گمانهزنيهايي داشت. شايد اين كشورها منتظر سيگنالهاي مثبتتري از سوي ايران بودند يا اينكه ممكن است فكر كرده باشند كه ايران با كشورهاي اروپايي بهطور گزينشي برخورد ميكند. شايد منتظر اين بودند كه ايران پيامي به اتحاديه اروپا بفرستد كه با مقامات اين اتحاديه بهطور گزينشي برخورد نميكند و همه كشورهاي عضو اتحاديه را بهطور رسمي در اين مراسم ميزباني ميكند. به هر حال آنها اعلام كردهاند كه در حد سفرا شركت خواهند كرد كه طبعا رويكرد مثبتي نيست. برخلاف آنچه الان ديده ميشود كه اروپاييها نسبت به حضور در مراسم تحليف رييسجمهور منتخب چندان رغبت نشان نميدهند، آنها از انتخاب دكتر روحاني به عنوان رييسجمهور ايران به گرمي استقبال كردند و پيامهاي تبريك آنها نشاندهنده رويكرد مثبت آنها نسبت به نتيجه انتخابات بود. بنابراين تناقضي در رفتار كنوني آنها با رويكردهاي مثبت قبلي ديده ميشود. به نظر ميرسد كه بايد مسوولان مربوطه توضيحي دهند كه چرا اين اتفاق رخ داده است و اروپاييها تا حدي از موضع اوليه و استقبال چشمگير خود عقبنشيني كردهاند. من مايل نيستم گمانهزني بد كنم ولي به نظر ميرسد كه تصميم اروپاييها در اين زمينه علاوه بر سابقه 8 ساله اخير روابط ايران ميتواند دلايل ديگري هم داشته باشد. همانطور كه همه ميدانند جك استراو، وزير خارجه سابق انگلستان بعد از انتخاب آقاي روحاني علاقهمندي جدي خود را براي حضور در تهران اعلام كرد. با اين حال برخوردهايي كه از سوي برخي جناحها و مقامات با مساله حصور ايشان صورت گرفت شايسته دولتمردان و كشور ما نبود. استراو قبلا وزير خارجه انگلستان و الان هم نماينده پارلمان اين كشور و يكي از مقامات موثر در مذاكرات هستهيي ايران و سه كشور اروپايي در زمان خاتمي بوده است. در آن زمان انگلستان با وجود نزديكي مواضعش به امريكا در مسائل جهاني، نرمترين موضع را در مقايسه با دو كشور ديگر (فرانسه و آلمان) داشت. در آن زمان امريكاييها مذاكرات نبودند و كاندوليزا رايس، وزير خارجه ايالات متحده با فشار بر 1+2 مرتبا به اروپا هشدار ميداد كه وقت تلف نكنند. در چنين شرايطي انگلستان توانست در برابر اين فشارها مقاومت كند و مذاكرات را به نتيجه برساند. ضمن اينكه روابط شخصي خوب آقاي استراو با آقاي روحاني از مهمترين مسائلي است كه ميتوان به عنوان وجه مثبتي در ديپلماسي امروز به آن توجه داشت. بايد توجه داشت حضور افرادي چون استراو كه ديدگاه مثبتي نسبت به ايران دارد و علاوه بر آن از روابط شخصي نيرومندي با روحاني برخوردار است، ظرفيت خوبي براي بهبود روابط ايران با قاره سبز است. توجه داشته باشيم يكي از ويژگيهاي آقاي دكتر ظريف به عنوان مهمترين گزينه براي كسب مقام وزارت خارجه آينده آشنايي چهره به چهره ايشان با مقامات دنياي امروز است. براي يك وزير خارجه موفق اين بسيار مهم است كه به سهولت با شخصيتهاي تاثيرگذار بينالمللي ارتباط دوجانبه برقرار كند. شايد اين كليد تاثيرگذاري در دست آقاي روحاني براي حل مسائل و مشكلات سياست خارجي ايران است. به نظر ميرسد برخوردهاي داخلي صورت گرفته با مساله حضور آقاي جك استراو درست و در راستاي منافع كشور نبوده و بيشتر سلايق شخصي در اتخاذ اين تصميم تاثير داشته است.