تدبير انتخاباتی رهبري و بطلان يك سنت
تدبير يا توصيه انتخاباتي رهبر معظم انقلاب كه به كنارهگيري يكي از بازيگران صحنه سياسي منجر شد، بيشك مهمترين رويداد اين فصل از تاريخ سياست ايران بود. به همين دليل، ارزشها و تاثيرات اين اتفاق، علاوه بر محافل داخلي، نگاه محافل خارجی را به خود جلب كرد. خوشبختانه رهبر معظم انقلاب، انگيزه و دلايل اين تدبير انتخاباتي را مورد به مورد بيان كردند و جاي تفسير و تاويلي درباره چرايي اين كار باقي نگذاشتند. آنچه اكنون سزاوار بحث و تحليل است، تاثيرات و تبعات دور و نزديك اين اتفاق است كه بي گمان، چنين تصميمي در شرايطي كه قريب ۸ ماه تا انتخابات رياستجمهوري باقي مانده، حاوي پيامهاي روشن براي جريانهاي سياسي و دوطيف انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان است. بنابراين قبل از هر بحثي، لازم است ارزشها و ضرورت چنين تصميمي از سوي مرجع اول نظام، متناسب با تجربه سالهاي اخير انتخابات در ايران و نيز واقعيتهاي فضاي امروز جامعه ايران تحليل شود، تا مبادا برخي افراد در قضاوتهاي سطحي خود آن را به سطح مخالفت با آمدن يك فرد تقليل دهند. از قضا، در بيانات رهبر معظم انقلاب بر اين نكته فراوان تاكيد شده است كه مساله اصلي، آمدن يا نيامدن يك فرد به صحنه رقابت انتخاباتي نيست، بلكه موضوع مهمتر از آن، ساختار رقابت انتخاباتي يا آن چيزي است كه مصالح كشور و مردم اقتضا ميكند.
رهبري نظام با صراحت مقصود خويش را بيان ميكنند و ميگويند بهشدت مخالف دوقطبي شدن صحنه انتخابات هستند و از اينكه ميدان رقابت كانديداها به صحنه نزاع دو جبهه تبديل شود نگراني دارند. اين يكي از خط قرمزهاي نگاه رهبري است كه موج رقابتهاي انتخاباتي نبايد به آرامش و ثبات جامعه و نيز انسجام درون نظام لطمه وارد كند. به خاطر آوريم كه ايشان بعد از انتخابات ۸۴ و ۸۸ كه فضاي سياسي جامعه لبريز از تنش و خصومت شد اين نكته را بازگو كردند، به ويژه در تحليلي كه تحت عنوان نقاط مثبت و آسيب انتخابات داشتند، نگراني خود را از اينكه بداخلاقيهاي انتخاباتي به بروز شكاف و كدورت در صف نيروهاي انقلاب منجر شود ابراز نمودند اما در آن فضاي پرهياهو متاسفانه از سوي بازيگران صحنه شنيده نشد. بنابراين نظام سياسي از ناحيه نزاعهاي انتخاباتي لطمههاي بزرگ ديده است و هزينههاي سنگين براي رفتارهاي انتخاباتي مخرب و پوپوليستي پرداخت كرده است و هنوز بعد از چند سال با عوارض و آثار تلخ آن دست و پنجه نرم ميكند. هنوز زخمهاي تفرقه و بدبيني كه از رقابتهاي ناهنجار بر مناسبات چهرههاي شاخص انقلاب وارد شد، ترميم نيافته است. هنوز و همچنان اغلب نيروهاي انقلاب به چشم يك كابوس به رقابتهاي انتخاباتي لجام گسيخته سالهاي گذشته مينگرند و نگران بازگشت اين كابوسها هستند. بنابراين «تجربههاي انتخاباتي» كه بزرگان نظام را به تدبيرهاي جديد رسانده، بسيارگران به دست آمده است. در اين وضعيت، نشان دادن چراغ قرمز به آقاي احمدينژاد در واقع دوركردن همان ابرهاي تيره نزاع سياسي از فضاي انتخابات است؛ واقعيتي كه از نگاه هيچ ناظري پنهان نيست. رئيس دولتهای نهم و دهم در ميدان رقابت سياسي و انتخاباتي از روش و سبك خاصي پيروي ميكند كه حاصل و برآيند اين تاكتيك و روش همانا بر همخوردن نظم اخلاقي و آرامش و انسجام فضاي سياسي است. الگوي رفتار انتخاباتي او در ادبيات سياسي ايران با عنوان«دوقطبيكردن» صحنه شناخته شده است. لكن نبايد اشتباه كرد. «قطب بندي» كه احمدينژاد و معدود همقطارانش در پي آن بودهاند با جناح بندي مرسوم، دوحزبي و چندحزبي در انتخابات كشورهاي ديگر متفاوت است. به ظاهر در كارزار انتخابات همه كشورهايي كه دو حزب بر صحنه سياست مسلط است نمايي از دو قطبي به چشم ميخورد، مثل رقابت دو حزب گليستها و سوسياليستها در فرانسه يا صف بندي دموكراتها و جمهوريخواهان در آمريكا و همين طور رقابت دموكرات مسيحيها و سوسيال دموكراتها در آلمان. اين در حالي است كه پروژه دوقطبيساختن انتخابات در ذهن و انديشه آقاي احمدينژاد ماهيتی كاملا متفاوت از اين فرمهاي شناخته شده دارد. در هندسه ذهني آقاي احمدينژاد اساس و پايه قطببندي «ايدئولوژيك» است تا سياسي؛ به اين صورت كه در تقسيمبندي ايدئولوژيك شما هيچ مشروعيتي براي حريف قائل نيستيد و اين پيام را به هواداران ميدهد كه جناح مقابل نماد باطل و شرّ مجسم است و او هيچ نسبت و قرابتي با انقلاب ندارد. بنابراين بخشي از نيروها و لايههاي عوام جامعه ميپندارند كه در انتخابات وارد معركه كفر و اسلام شدهاند و به هر بهاي ممكن و با هر ابزاري بايد حريف را لگد كوب و از ميدان به در كرد. به الهام از اين تفكر بود كه در ادوار گذشته انتخابات، واژهها و القابي براي مبارزه با حريف مورد استفاده قرار گرفت كه تداعي كننده جنگهاي صدراسلام و جبهه كفر و ايمان بود و جريان منسوب به رئيس دولتهای نهم و دهم در تبليغات خويش براي ارائه تصوير سياه اهريمني از رقيب خويش از هيچ اقدامي فروگذار نكردند. هنوز از خاطرها نرفته است كه اين شيوه مبارزه در صحنه سياست ايران چه قربانياني داشت. بار اول به قيمت قهر يا مخدوش شدن چهره بسياري از شخصيتهاي موجه نظام و ياران امام انجاميد. از تخريب حضرت آيتا...هاشمي، بيت مكرم حضرت امام و حضرت حجت الاسلام ناطق نوري شروع شد و به حذف طيف بزرگي از اصولگرايان از حضرت آيتا... مهدوي كني تا مرحوم آقاي عسگر اولادي و حجتالاسلام ابوترابي و آقاي لاريجاني ختم شد. در نگاه ايدئولوژيك آن دوره انتخابات كه با عنوان فريبنده گفتمان انقلاب ارائه شد، نيروهاي سياسي به دو گروه انقلابي و ضد انقلاب تقسيم شدند و جالب اينجا است كه اين تقسيم بندي به صورت جزوه و بروشورهاي انتخاباتي در سطح كشور توزيع شد. با اين توصيف اكنون ميتوان ارزشها و آثار تصميم انتخاباتي مقام معظم رهبري را دريافت و باور كرد كه نتيجه و پيامد اين تدبير بيش از آ كه كنارهگيري يك فرد از رقابت انتخاباتي باشد، بطلان يك سنت خطرناك در مبارزه تخريبي و انديشه «حذف حريف با برچسبهاي ايدئولوژيك» است.