برداشت مردم آمریکا نسبت به ایران
سه سالی میشود که هر تابستان در ماههای مختلف آن به آمریکا سفر میکنم و اوقات فراغتی که بعد از کارهای روزانه به دست میآورم را صرف تحقیق این جامعه میکنم؛ جامعهای که به گفته یکی از باغداران آمریکایی ایالت کالیفرنیا همه بهجز سرخپوستان بومی، از آن سوی اقیانوسهای اطلس و آرام به این سرزمین آمدهاند با این تفاوت که پدر این باغدار سالها پیش با کشتی از ایرلند به آمریکا مهاجرت کرده بود و مزرعهدار کناری وی که ایرانی است سالها پیش با هواپیما از ایران به آمریکا مهاجرت کرده است. حالا هر دو آمریکایی هستند با حقوق مساوی، بعضی از ساعات روز که فرصتی دست میداد و با هم در اوقات فراغت به گفتوگو مینشستیم کوشش میکردم بیشتر شنونده باشم تا ببینم این فرد چه برداشتی از ایران دارد. اولین حضورش پای صندوق رأی را به یاد میآورد که به خاطر حرکت شاه ایران در کمک به جرالد فورد رئیسجمهور وقت که در پی رسوایی واترگیت به کاخ سفید راه یافته بود و با رقیب دموکرات خود، کارتر، مبارزه میکرد به کارتر دموکرات رأی داد چون حرکت شاه ایران در کمک به کمپین انتخاباتی جرالد فورد را برنتافته بود. زمانه کارتر همیشه نام ایران در صدر اخبار بود به لحاظ حضور گروگانهای آمریکایی در ایران و قرارداد کمپ دیوید، از این تاریخ بود که نام ایران و اسرائیل و فلسطین مورد علاقه او قرار گرفته بود و خود را ملزم به مطالعه اخبار مربوط به این سه میدانست. سوژه خوبی بود تا با نظریات یکی از آمریکاییان که 300 سال ریشه در اصالت آمریکایی خود داشت و به بالاترین عنوان اجتماعی یعنی استادی دانشگاه و داشتن مطب خصوصی پزشکی رسیده بود، آشنا شوم. وی بهخاطر مالیات بالایی که باید از درآمد خود به دولت میپرداخت به کشاورزی هم روی آورده بود تا با خرید زمین و احداث باغ پرداخت مالیات را به سوی سرمایهگذاری رهنمون کند و به توصیه همکار پزشک ایرانی خود که کرمانی بود و به باغداری علاقهمند 20 سالی میشد که مزرعهدار هم شده بود، تولید پسته هم او را بیشتر علاقهمند به ایران کرده بود. نظر او را راجع به ایران پرسیدم، میگفت، ایران در دو مسیر در مرکز سیاست آمریکا قرار دارد، نخست مسئله اتمی که چند سالی است دغدغه آمریکاییان است و دیگر مسئله اسرائیل. به گفته او ایران تاثیرگذاری زیادی روی مساله فلسطین دارد و حماس و حزبالله به کمکها و پشتیبانی ایران دلگرم هستند. چون آدم منصفی بود با او به بحث مینشستم و به او گفتم خیلی از دولتهای اسلامی پول بیشتری از ایران دارند و اداره کشورشان هم به دست یک نفر است و نیازی به مجلس و مصوبه نداشته و ندارند و میتوانند کمکهای خود را به هر طریق که بخواهند به فلسطینیان برسانند چرا این کشورها نتوانستند بر حرکت مردم فلسطین اثرگذار باشند؟ ایران و نوع دموکراسی ایران بهگونهای است که کمکها باید ازطریق مجلس باشد و مذاکرات مجلس هم علنی است و به طور مستقیم از رادیو پخش میشود و مشروح مذاکرات جداگانه چاپ هم میشود، آیا سندی دال بر کمک ایران به حزبالله و حماس در اختیار دارد که اینگونه قاطعانه حکم صادر میکند؟ گفتم که تفکر حاکم بر حرکت انقلابی ایران است که موج جدیدی در لبنان و فلسطین بهوجود آورد و حاصل آن حزبالله لبنان و حماس در سرزمینهای اشغالی است. جنگ 33 روزه اسرائیل با حزبالله را باید اولین برخورد نظامی اسرائیل با مردم مسلمان منطقه دانست، اسرائیل از سال 1948 تا جنگ 33 روزه همیشه با دولتها درگیر بوده و با جنگ 33 روزه است که با مردم روبهرو شد و شکست خورد. اگر دوباره جنگی بین اسرائیل و حزبالله شروع شود با اطمینان زمان آن به کمتر از 33 روز خواهد بود و شکست حتمی با اسرائیل است. اگر در جنگ قبلی موشکهای حزبالله به تلآویو نرسید، این بار با اطمینان به تلآویو خواهد رسید و اسرائیل حرفی برای گفتن ندارد و به همین علت است که نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل، اتم را بهانه قرار داده و درصدد است که آمریکا را وادار کند با حمله به ایران، حزبالله و حماس را بدون پشتوانه کند.سه چهار روز طول کشید تا دوباره نشستی داشته باشیم. طی این مدت نتانیاهو مصاحبهای با شبکه NBC داشت و در این مصاحبه مکنونات درونی خود را بیرون ریخته بود و من با تکیه بر این مصاحبه در مزرعه دوست ایرانیام با این آمریکایی به گفتوگو نشستم و شخصیت نتانیاهو و جنگطلبی وی از کیسه آمریکاییان را برایش توضیح دادم. در این مصاحبه نتانیاهو مدعی است؛ در صورت دستیابی ایران به سلاح هستهای نمیتوان همانند کشورهای سابق این کشور را با بازدارندگی هستهای مهارکرد... گفتم از همین صحبت نتانیاهو با قاطعیت میتوان برنامه تحریک آمریکاییان را برای حمله به ایران تشخیص داد، وقتی رهبر ایران از حرمت تولید سلاح هستهای یاد میکند، نتانیاهو باز هم میگوید... ایران نباید توانایی غنیسازی در اختیار داشته باشد و این در حالی است که خط قرمز مدتها پیش شکسته شده و باید ایران را از نصب سانتریفیوژهای هستهای در تاسیسات فردو برحذر داشت، تا برنامه هستهای ایران به منطقه امن وارد نشود... آیا گفتههای نتانیاهو توصیه به آمریکا درست 60 روز قبل از انتخابات ریاستجمهوری برای حمله به ایران نیست؟ این واقعیت را لئون پانهتا وزیردفاع آمریکا هم متوجه شد، جایی که میگوید... نتانیاهو با مطرح کردن بحث تعیین خط قرمز، قصد دارد اوباما را به گوشه رینگ ببرد... موضوع تعیین خط قرمز از ناحیه نتانیاهو برای ایران توسط آمریکا، موضوع دیگری بود که نشانه عزم نخستوزیر اسرائیل برای کشاندن آمریکا به مرحله تقابل با ایران است. نتانیاهو در سخنرانیهای خود از آمریکا میخواهد که برای ایران خط قرمزی تعیین کند، یعنی به ایران اولتیماتوم بدهد که اگر میزان سانتریفیوژها از این تعداد فراتر رفت یا غنیسازی به فلان درصد رسید، آمریکا به ایران حمله کند تا اسرائیل احساس آرامش کند... اما اوباما بر این باور است که خط قرمزی که از یک قدرت جهانی انتظار میرود دور از ذهن است زیرا رسیدن به خط قرمز و گذشتن از آن یعنی تقابل و تخاصم و باید در این مرحله وارد عمل شد و جلو مذاکرات را گرفت. باراک اوباما بعد از اصرار نتانیاهو به خط قرمز و تعیین حدود و زمان آن در جمع بیش از 1200 خاخام یهودی که بیشترین تاثیر را بر لابی صهیونیستها دارند میگوید... من برای ایران خط قرمز تعیین نخواهم کرد و حتی نتانیاهو هم این کار را نمیکند، زیرا هیچ رهبری در جهان دستهای خودش را نمیبندد..... موضوع ایران و حمله احتمالی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران در انتخابات اخیر آمریکا بیشترین دلمشغولی آمریکاییانی است که دغدغه سیاسی هم دارند، آمریکاییان در انتخاب رئیسجمهور خود دو مسئله مهم را مدنظر قرار میدهند، نخست؛ شغل که یا دارای آن هستند و از رئیسجمهور میخواهند تداوم شغل آنان را تضمین کند یا اگر فاقد شغل مناسبی هستند برای آنان فرصت شغلی ایجاد کند. دوم اینکه، بنزین اتومبیل آنان را فراهم کند، داشتن اتومبیل در آمریکا بسیار ساده است، اتومبیل صفر کیلومتر را میتوان از کمپانی با ماهی حتی صد دلار از طریق لیزینگ بهدست آورد، اما تضمین تامین سوخت آن تنها از رئیسجمهور برمیآید. بنزینی که 5/3 لیتر آن هماکنون درآمریکا به 4 دلار و 20 سنت فروخته میشود. آمریکاییان هر چند از درک سیاسی پایینی برخوردارند اما خاورمیانه را به چاههای نفت آن میشناسند که به خیال آنان اسرائیل نگهبان این چاههای نفت است و انتقال نفت به آمریکا را تسهیل میکند. در مقابل اوباما، این رامنی است که بهعنوان دوست قدیمی نتانیاهو، زبان او را خوب میفهمد و باور دارد که اگر به کاخ سفید برود روش اوباما را کنار میگذارد و ضمن حمایت از دوست قدیمی خود نتانیاهو و برخورد با ایران، هم اسرائیل را در منطقه حفاظت میکند که هم نگهبان خوبی برای چاههای نفت است که بنزین ارزان را روانه پمپبنزینهای آمریکا میکند تا چرخ اتومبیلها درآمریکا همچنان با بنزین ارزان بچرخد و هم شغل آمریکایی برقرار باشد. در پاسخ به او گفتم قضاوت تو نسبت به ایران ناشی از توهمی است که روزنامهها و تلویزیون که همگی زیرمجموعه لابی صهیونیستهاست، میباشد. واقعیت این است ایران نه تنها دنبال بمب اتم نیست بلکه بنا به فتوای مقام معظم رهبری ، تولید بمب اتم حرام است و متذکر شدم فتوای علما آنچنان نزد شیعیان محترم است که دارای قداست شرعی است و امکان ندارد کسی برخلاف فتوای مجتهد خود عمل کند. متاسفانه ذهنیت آمریکاییها نسبت به ایران آنچنان دور از واقعیت است که هرچه روزنامهها و رادیو تلویزیون بگویند باور دارند. چشم انتظار آنم انتخابات آمریکا برگزار شود تا دوست باغدار آمریکایی من نتیجه قضاوتهای خود را در سفر بعدی که به آمریکا میروم به من بگوید.