
پرده دیگری از فراررو به جلو جناح راست از رییس جمهور سابق
سکوت عجیب اصولگرایان در قبال نامه احمدینژاد
روزنو :نکند دیگر حنای آن قهرمان 8 سالهای که رهبران جهان را به عدل ارشاد میکرد و به خرد نصیحت و داعیه مدیریت جهانی اش گوش فلک را کر و تیتر یک رسانههای اصولگرا را پر، رنگی ندارد؟ محمود احمدینژاد این روزها چه مظلومانه مهره سوخته روزنامههای جریان راست شده
نکند دیگر حنای آن قهرمان 8 سالهای که رهبران جهان را به عدل ارشاد میکرد و به خرد نصیحت و داعیه مدیریت جهانی اش گوش فلک را کر و تیتر یک رسانههای اصولگرا را پر، رنگی ندارد؟ محمود احمدینژاد این روزها چه مظلومانه مهره سوخته روزنامههای جریان راست شده
به گزارش روز نو؛ رسانههای ما باید نسبت به مسائلی که مربوط به منافع نظام و کشور است واکنش نشان دهند، آنچه که در نامه احمدینژاد نیز روی داد چنین چیزی بود، اما رسانهها وقتی با این موضوع سیاسی برخورد کنند
نتیجهاش آنی میشود که میبینید
یعنی سکوت بخشی از رسانهها(اصولگرا) و هیاهوی بخشی دیگر از رسانهها (اصلاحطلب)
آفتاب یزد- امید کاجیان: کاملا خنثی. انگارنهانگار. یک ملت را تکان داد، اما آنها رانه. هرچه در صفحه اول روزنامهها یشان به دنبال تیتری و تحلیلی از آن میگردی چیزی پیدا نمیکنی. سرد و بی روح نسبت به ارسال و انتشار یک نامه.
یک نامه از رییس جمهور سابق ایران به اوباما.
معلوم نیست چرا همانهایی که برای محمود سیاست ایران سرو دست میشکستند و جامه میدریدند، اکنون چشمهایشان را بسته اند
بهروی نصیحتهاو مردم داریهای خادم و نوکر مهرورز مردم!؟معلوم نیست چرا همانهایی که اولین نامه احمدینژاد به اوباما را قدیس گونه میستودند و به روی چشمانشان میگذاردند و بر سر حلوا حلوا میکردند اکنون مهر سکوت بر لبانشان زدهاند؟ و معلوم نیست چرا همانها، ترجیح میدهند تا این یکی (نامه )را چندان آب و تاب ندهند و بزرگ نکنند.
نکند دیگر حنای آن قهرمان 8 سالهای که رهبران جهان را به عدل ارشاد میکرد و به خرد نصیحت و داعیه مدیریت جهانی اش گوش فلک را کر و تیتر1 رسانههای اصولگرا را پر، رنگی ندارد؟
محمود احمدینژاد این روزها چه مظلومانه مهره سوخته روزنامههای جریان راست شده. کسی نمیخواهد از او بنویسد. حتی در گوشهای از صفحه 1 خود.
اما نه! شاید هم حیای روزنامههای اصولگرا از عدم انعکاس آب و تاب دار نامه احمدینژاد به اوباما، نماد دل بریدن از وی نیست، بلکه نشانهای است از دلبستگی که هنوزبین آنها و او وجود دارد و برای همین این جریان و رسانههایش به جای آن که بخواهد همچون رسانههای اصلاح طلب، نگارش نامه اخیر احمدینژاد به اوباما را دستمایه نکوهش او (احمدینژاد) قرار دهد، درعوض تقبیح وی، طریقه سکوت را برگزیده است و از قدیم الایام نقل عرف این است که سکوت علامت رضاست یعنی شاید رسانههای اصولگرا راضی هستند از این نامه نگاری تبلیغاتی انتخاباتی... ولی به روی خودشان نمی آورند.
هرچه هست احمدینژاد باری دیگر نامهای به اوباما نوشت و کلی درددل و نصیحت کردو آسمان و ریسمان بافت و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری96 خودی نشان داد. اما علی رغم این همت والای نامه نگاری و نصیحت ورزیهای پدرانه و مهرورزانه، اصولگرایان انگارنهانگار. هرچه اصلاحطلبان او را به باد انتقاد گرفتند ولی اصولگرایان آرام نشستند و نظاره کردند، نه به تکذیبش پرداختهاند و نه به تاییدش. بلکه انگار خبری مثل نامه او، از زیر چشم همهشان در رفته است و از این رو در رسانههای اصولگرا بازتاب داده نشده. اما به راستی چرا قهرمان چند سال پیش اکنون فراموش شده رسانههای محافظه کاراست؟
بیماری مزمن
ابوالقاسم رئوفیان فعال سیاسی اصولگرا درباره اینکه چرا رسانههای اصولگرا چندان به نامه احمدینژاد توجهی نشان ندادند، گفت: «من این موضوع را یک بیماری مزمن رسانه ای میبینم که رویکرد مبتنی بر مسائل جناحی دارد و به حال کشور مفید نیست. رسانههای ما باید نسبت به مسائلی که مربوط به منافع نظام و کشور است واکنش نشان دهند، آنچه که در نامه احمدینژاد نیز روی داد چنین چیزی بود، اما رسانهها وقتی با این موضوع سیاسی برخورد کنند نتیجه اش آنی میشود که میبینید یعنی سکوت بخشی از رسانهها(اصولگرا) و هیاهوی بخشی دیگر از رسانهها (اصلاح طلب).»
وی افزود:« طبیعی است اگر یک پدیده ای علیه جناح خاصی باشد، رسانههای آن طیف نیز نسبت به آن سکوت اختیار میکنند و آن را انعکاس نمی دهند، البته این نوع رفتار تنها به رسانههای اصولگرا مربوط نمی شود. اما در جریان نامه احمدینژاد این روزنامههای اصولگرا بودند که به این موضوع واکنش نشان ندادند، در حالیکه به نظر من باید نسبت به این نامه عکس العمل نشان داده میشد، اما دیدیم که رسانههای اصولگرا نسبت به این موضوع بی تفاوت بودند. »
رئوفیان گفت:« البته اگر چنین نامهای از سوی یک اصلاح طلب بود، به نظر میآمد آن موقع روزنامههای اصلاح طلب سکوت میکردند و نشریات اصولگرا این موضوع را تیتر 1 خود
قرار میدادند. اتفاقی که من به عنوان یک بیماری مزمن رسانه ای در کشور از آن یاد میکنم و باید به فکر راه چاره ای برای حل این مشکل بود.»
وی درباره اینکه چرا رسانههای اصولگرا به جای سکوت از نامه احمدینژاد دفاع نکردند، اظهار کرد:« این نامه از دیدگاه من موضوع قابل دفاعی نداشت که رسانههای اصولگرا بخواهند از آن دفاع کنند! از سویی اصولگرایان در حال حاضر اقبالی به احمدینژاد ندارند که بخواهند پوشش رسانهای حمایتی از نامه او را در دستور کار
قرار دهند و یا در آستانه انتخابات از او تعریف و تمجید کنند. بنابراین، این رسانهها خط مشی دفاع از نامه احمدینژاد به اوباما را کنار گذاشتند.»
رئوفیان درباره اینکه، رسانههای اصولگرا از نامه قبلی وی به اوباما دفاع و از وی یک قهرمان ساخته بودند، اظهار کرد: « آن تعاریف و تمجید برای زمانی بود که احمدینژاد در قدرت و رئیس جمهور بود، اما اکنون وی با این نامه یک ژست روشنفکرانه گرفته است و تلاش دارد خود را در حدی ببیند که میتواند به رئیس جمهور آمریکا نامه بنویسد.»
رئوفیان درباره این سوال که اگر "رسانههای اصولگرا به احمدینژاد اقبالی ندارند پس میتوانستند علیه این نامه مطلب بنویسند،" پاسخ داد:« اصولگرایان از احمدینژاد عبور کردند یعنی نظری نسبت به او ندارند، اما آن گروهی از رسانههای اصولگرا هم که میخواستند به حمایت از او درباره اقدام اخیرش بپردازند، این احساس را داشتند که اگر حامی او شوند ممکن است خودشان از جرگه اصولگرایان فاصله بگیرند، برای همین عملا واکنش خیلی خاصی نسبت به این موضوع از خود نشان ندادند.»
چرا سکوت؟
ازسویی حسین کنعانی مقدم دیگر فعال سیاسی اصولگرا دراینباره به آفتاب یزد گفت:« به نظر میرسد یک بیماری واگیردار به وجود آمده که هرکس به احمدینژاد نزدیک شود در جلوی چشم سیاسیون مورد سرزنش قرار میگیرد. بنابراین رسانههای اصولگرا نیز تلاش داشتند تا به این بیماری گرفتار نشوند.»
کنعانی مقدم گفت:« رسانههای اصولگرا در قبال نامه احمدینژاد چه به تعریف او چه به تکذیب وی میپرداختند به ضررشان میشد از همین رو سکوت را در اینباره ترجیح دادند."
این فعال سیاسی درباره اینکه اگر روزنامههای جریان راست از نزدیکی به احمدینژاد هراس دارند چرا به مانند روزنامههای اصلاح طلب، نامه احمدینژاد را مورد نکوهش قرار ندادند؟ پاسخ داد:« رسانههای اصلاح طلب تکلیفشان مشخص است. آنها با انتقاد از احمدینژاد به دنبال تایید خودشان هستند. در حالیکه رسانههای اصولگرا به دنبال نفی کسی به نفع خودشان نیستند! برای همین احمدینژاد را در این موضوع نفی نکردند و اساسا موضعی علیه و یا له او نگرفتند.»
به نظر میآید که این روزها تنها جناحی که میتواند کارهای احمدینژاد را برای مردم رسانهای کند، روزنامههای اصلاح طلب هستند، چون لا اقل اگر از او تعریف و تمجید نمی کنند، رفیق نیمه راه نیز نیستند.
آفتاب يزد