سقوط مرسی بدلیل مغرور شدن اخوان مصر بود
روزنو- مصر با وجود گذشت دو سال از انقلاب فوریه 2011 و سقوط حکومت 30 ساله حسنی مبارک، همچنان دستخوش تحولات مهمی است که در راس آنها می توان به حادثه اخیر اقدام ارتش مصر دربرکناری محمد مرسی از ریاست جمهوری این کشور اشاره کرد. اقدامی که در یک سالگی آغاز به کار دولت اخوان در مصر روی داد و دوباره موضوع دخالت نظامیان در سیاست و تجربه حکومت داری اخوان را برجسته کرد.
برای بررسی مهمترین دلایل سقوط حکومت مرسی و اخوان در مصر و آینده این کشور، "عصر ایران" با دکتر عباس خامه یار به گفتگو نشست. کسی که سال ها پیش کتاب "ايران و اخوان المسلمين، عوامل همگرايى و واگرايى " را تالیف کرد؛ کتابی که نه تنها در ایران مورد استقبال قرار گرفت بلکه در کشورهای عربی نیز ترجمه و بارها منتشر شد.
خامه یار که زبان عربی را به خوبی صحبت می کند ارتباطات گسترده ای را با چهره ها و شخصیت های تاثیرگذار جهان عرب و به ویژه اخوان المسلمین دارد دارای مدرک دکتری روابط بین الملل است سابقه سال ها فعالیت های فرهنگی از جمله رایزن فرهنگی ایران در قطر و لبنان، حضور در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و مسئولیت پژوهش و ارتباطات فرهنگی بنیاد شهید را در کارنامه خود ثبت کرده است. وی همچنین سردبیری نشریات شاهد یاران، الوحدة، فصلنامه التوحید و روزنامه الوفاق را به عهده داشته است.
او در این مصاحبه از سرنوشت قابل پیش بینی اخوان مصر سخن می گوید از اینکه آنها نتوانستند تجربه خوبی را در زمامداری از خود بر جای بگذارند و دلیل آن را در فاصله گرفتن از مبانی تاریخی اندیشه اخوان المسلمین می داند موضوعی که در کنار دیگر دلایل، باعث شد تا برکناری مرسی عملی شود حادثه ای که خامه یار آن را یک شبه کودتا یا " کودتای نرم" می نامد.
این کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه عربی در این مصاحبه مهمترین دلیل سقوط محمد مرسی رئیس جمهور وقت و حکومت اخوان المسلمین در مصر را عدول از اندیشه های اخوان و بنیانگذاران آن حسن البنا و سید قطب می داند و در این باره به دو مثال مصداقی اشاره می کند. نخست موضوع وحدت و تقریب بین الذاهب و دوم موضوع فلسطین.
خامه یار در این باره گفت: بنیانگذاران اندیشه اخوان همواره بر مسئله وحدت میان مذاهب و امت واحده اسلامی تاکید می کردند و این شیوه را برای سال های زیادی در پیش گرفته بودند اما دولت محمد مرسی و سیاسیون اخوان المسلمین حاکم در مصر، در این راستاقدمی بر نداشتند و این راه را ادامه ندادند.
وی دیگر موضوع مصداقی در این باره را موضوع فلسطین دانست و گفت: در موضوع فلسطین و ارتباط با اسرائیل هم، دولت اخوان براساس مبانی و اندیشه های ثابت خود عمل نکرد. سران اخوان در گذشته همیشه بر موضوع فلسطین و جایگاه مهم آن تاکید می کردند اما ما مشاهده کردیم که در یک سال ریاست جمهوری مرسی او بارها بر خلاف این روند عمل کرد که می توان به ارسال نامه به شیمون پرز رئیس رژیم صهیونیستی و خطاب قرار دادن او با عناوینی مانند برادر عزیز و دوست بزرگوارم یا تخریب گسترده تونل های ارتباطی میان مصر و منطقه غزه و تایید قرارداد کمپ دیوید و خودداری از قطع روابط با اسرائیل و تعطیلی سفارت این رژیم در قاهره اشاره کرد.
خامه یار تاکید کرد: یکی از خواسته های مردم در انقلاب مصر، همین تعطیلی سفارت اسرائیل در قاهره و تجدیدنظر در روابط با این رژیم بود و ما شاهد بودیم که بارها مردم به این سفارت در قاهره حمله کردند و کنترل آن را به دست گرفته و اسناد آن را در اختیار گرفتند اما دولت محمد مرسی از واکنش مورد انتظار به این موضوع خودداری کرد.
او در بخش دیگری از این مصاحبه در پاسخ به این سؤال که دلیل خودداری اخوان و مرسی از عمل به اندیشه های اصلی اخوان چه بود گفت: اخوان در این مرحله بازیگر خوبی نبودند آنها در کنار سوء مدیریت، مغرور هم شده بودند. اخوان تلاش می کرد تا بحران های مختلف را مدیریت کنند اما شیوه اشتباه آنها باعث شد تا برنامه "مدیریت بحران" به "استراتژی شکست" تبدیل شود. اخوان می خواستند همه را راضی نگه دارند اما در نهایت همه را از دست دادند و خود متأسفانه تنها ماندند.
وی افزود: اخوان فاقد برنامه بودند؛ مانیفست نداشتند و باناتوانی و بی برنامگی خود، زمینه این شکست فراهم شد.
این کارشناس ارشد مسائل بین المللی در عین حال وضعیت بد اقتصادی به جا مانده از رژیم گذشته و اختلاف شدید طبقاتی از یک سو و تلاش های مخالفان برای بالابردن سقف مطالبات مردمی را از دیگر دلایل دخیل در سقوط مرسی می داند.
وی همچنین در پاسخ به سؤال دیگری درباره مصر بعد از شکست اخوان نیز گفت: هم اکنون زود است درباره اینکه چه کسی شکست خورده این حوادث است صحبت
کنیم. باید منتظر آینده بود، اما در یک نگرش سریع می توان مدعی بود که همه شکست خوردند؛اخوان، ارتش... و متأسفانه با صف آرایی و شکاف ایجاد شده در جامعه مصر مردم نیز آسیب جدی دیدند.
خامه یار درباره تبعات این شکست نیز گفت: این شکست و کودتا و دخالت ارتش، باعث سرخوردگی در میان نیروهای اخوان در داخل و خارج از مصر می شود. این سرخوردگی می تواند به افراط گری و سلفی گری متمایل شود. این نکته را نباید فراموش کرد که اخوان متعادل ترین نیروهای اسلام سیاسی اهل سنت بود.
وی تقویت کفرورزی به دموکراسی را از دیگر تبعات این شبه کودتا و حوادث مصر دانست و گفت: این حوادث گفتمان افراد و جریان های اسلامگرایی را که دموکراسی را کفر می دانستند و آن را رد می کردند را تقویت می کند.
شکاف میان سلفی ها و اخوان و تبدیل آشتی اسلامگرایان و ملی گرایان به تضاد و کینه میان آنها را از دیگر تبعات حوادث مصر دانست و گفت: ما شاهد هستیم که روندی در منطقه برای دو یا چند قطبی کردن جوامع اسلامی منطقه به مصر هم رسید و جامعه این کشور نیز هم اکنون با شکاف بزرگ و رویارویی همراه با کینه و دشمنی میان نیروهای دو بخش ملی گرایان و اسلامگرایان روبه رو شده است.