اوباما، احمدینژاد و مذاكرات ایران و آمریكا
آمریكا یكی از مهمترین قدرتهای سیاسی و اقتصادی جهان به شمار میرود و انتخابات ریاستجمهوری این كشور از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است؛ چرا كه بر روند تحولات بینالمللی و حتی مسائل منطقهای و داخلی برخی كشورهای دیگر جهان تاثیرگذار است. در روزهای آینده مردم آمریكا برای انتخاب رئیسجمهور این كشور به پای صندوقهای رای میروند ولی سوالی كه امروز مطرح است این است كه آیا اوباما دولت موفقی داشته است؟ در یك بررسی اجمالی و نگاهی گذرا به ایامی كه باراك اوباما، قدرت را در كاخ سفید در دست گرفت و مورد استقبال بخش عمدهای از جامعه جهانی واقع شد ما نیازمند تعمق در ارائه تحلیل و ارزیابی وضعیت آن روز جهان و ایالات متحده هستیم. درست است كه اوباما به خودی خود هم دارای قابلیتهایی بود ولی این استقبال تا حدی به دلیل رفتن بوش از صحنه تصمیمسازی بزرگترین قدرت سیاسی، امنیتی و اقتصادی جهان بود. جهان از نبود بوش احساس امنیت کرده و شعارهای اوباما این احساس آرامش را تقویت میكرد. حال سوال این است كه آیا او توانسته ماهیت قدرت، امنیت و سیاست را كه در بستر استراتژی اولترا امنیتی - نظامی حاكم بر دولت آمریكا در زمان بوش شكل گرفته بود به رهیافتهایی سیاسی، اقتصادی و اصلاحات عمیق در داخل آمریكا تبدیل كند؟ بهزعم من اوباما یكی از موفقترین روسایجمهور اخیر آمریكا بوده است. او وارث آمریكایی بود كه درگیر دو جنگ عراق و افغانستان بود و در زمانی دولت را تحویل گرفت كه این كشور با یكی از بزرگترین بحرانهای اقتصادی و ركود وحشتناك و بحران بیكاری مواجه بود. سخنرانی او در مصر یكی از استراتژیكترین سخنرانیهای روسایجمهور آمریكا در قبال مسائل جهان اسلام بوده است. اوباما همچنین در مواجهه با خیزش مردمی در جهان عرب و بیداری اسلامی، بسیار هوشمندانه عمل كرد. او برای نخستین بار آمریكا را برخلاف نگاه سنتی حمایت از دیكتاتورها در كنار مردم قرار داد و نه همراه قدرتهای مستبد و حاكم. این یكی از مهمترین تصمیمات استراتژیك وی بود كه دولت آمریكا همپیمانان سابق خود را در برابر موج انبوه مخالفتهای مردمی همراهی نكرد. اوباما در مورد ایران هم نخست تلاشهای زیادی كرد و با پیامهای گوناگون به دنبال نزدیكی به ایران بود. او اگرچه گامهایی در این راستا برداشت ولی گرفتار رفتار پارادوكسیكال سیستم كارشناسی خود شد. اوباما در حالی سخن از تعامل با ایران به میان میآورد كه لایحه اختصاص اعتبار و بودجه برای براندازی را هم امضا میكرد. اوباما بهرغم آنكه حتی میز ایران در وزارت خارجه را به كاخ سفید آورده بود و خودش میخواست این پرونده را در اختیار داشته باشد نتوانست تصمیمی شجاعانه مبتنی بر حذف تحریمها به عنوان یك گام مثبت اتخاذ كند. اما سوالی كه امروز بسیار مطرح است این است كه آیا پس از انتخابات جاری ریاستجمهوری در آمریكا تحولی در روابط ایران و آمریكا رخ خواهد داد؟ آیا ایران و آمریكا میتوانند پس از این انتخابات به گفتوگوی مستقیم با یكدیگر اقدام و مشكلات فیمابین را حل كنند؟ به اعتقاد من چنین نخواهد شد و اینگونه نیست كه در دور دوم ریاستجمهوری اوباما (در صورت انتخاب مجدد) ما با عادیسازی در مناسبات میان دو كشور روبهرو باشیم. من هرگونه تحولی در روابط دوجانبه ایران و آمریكا را تا برگزاری انتخابات ریاستجمهوری در ایران منتفی و غیرعملی میدانم؛ اگر چه آنها به خوبی میدانند كه موضوع روابط خارجی در ایران تابعی از حیطه اختیارات بالاترین مقام نظام اسلامی، یعنی رهبری است، ولی آنها دیگر حاضر نبوده و نیستند با آقای احمدینژاد مذاكره كنند و با دولت ایشان مسائل را حلوفصل کنند. دولت و رئیسجمهوری كه ایام ماندگاریاش مستعجل است. در سفر اخیر آقای احمدینژاد به نیویورك نشانههای آشكاری از تمایل ایشان به مذاكره با آمریكا دیده شد ولی آمریكاییها هیچ اهمیتی به این مواضع ندادند و این رویكرد واكنش جدی از سوی آنها را در برنداشت؛ چرا كه از نظر آمریكاییها كار دولت احمدینژاد در ایران به پایان رسیده است. در این بین این مساله مطرح است كه اوباما یا رامنی چه رویكردی را در قبال ایران در پیش میگیرند؟ آیا ممكن است از گزینه نظامی در مواجهه با ایران استفاده كنند؟ به نظر من ایران ظرفیتهای ژئوپلیتیك، ژئواستراتژیك و ژئواكونومیك بسیار زیادی دارد، بنابراین هرگونه بحث حمله نظامی در مورد ایران بیشتر یك جنگ روانی و شعار تبلیغاتی محسوب میشود. اما تحریم در دستور كار آمریكا قرار خواهد داشت. اشتباهی كه از سوی ما صورت گرفت این بود كه در مذاكرات علائمی از كارایی سیاست موفق تحریمها نشان داده شد و این مساله آنها را در دنبال كردن سیاست تحریم جدیتر كرده است. بهزعم من این خدمت به ملت نیست كه برای توجیه ضعفهای مدیریتی خود مساله تحریمها را پیش میكشند. مشکلات مدیریت در كشور را نباید به پای تحریم بگذاریم. ما در مشکلات اقتصاد و تجارت خارجی و روابط خارجی خود روزهای بسیار سختتری در این كشور تجربه كردهایم. بدترین روزهای جنگ را از سر گذراندهایم. در این شرایط خاص، دولت با گره زدن مشكلات اقتصادی با بحث تحریمها، تمایل خود را به مذاكره با آمریكا نشان میدهد. واضح است كه دولت آقای احمدینژاد تلاش میكند در روزهای پایان كار خود مذاكره با آمریكا را به نام خود سكه بزند كه مشكل رابطه با آمریكا را این دولت حل كرده است. در این راستا، آنچه مهم است این است كه دست خود را برای دنیا رو نكنیم و بازیگری هوشمند باشیم. توصیه مهمی كه باید برای ایران امروز داشت این است كه شرایط را به سمتی پیش ببریم كه انتخاباتی پرشور در كشور برگزار كنیم. اگر نتیجه انتخاباتی پرشور در كشور دولتی مقتدر باشد، این دولت مقتدر و هوشمند میتواند با كسب امتیاز از آمریكا مسائل را به خوبی مدیریت كند.